🗓۱۴۰۵/۴/۱۱🔎حقوق مبتنی بر عملکرد استاد یا ضرورت باز طراحی نظام ارزیابی و انگیزشی در دانشگاه؟ مسئله ک…
انتشار: 2026/07/02 11:08 UTCدریافت: 2026/08/15 03:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:27 UTC
🗓۱۴۰۵/۴/۱۱🔎حقوق مبتنی بر عملکرد استاد یا ضرورت باز طراحی نظام ارزیابی و انگیزشی در دانشگاه؟ مسئله کدام است؟✍روح اله همتی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهرکرد موضع اخیر رئیسجمهور محترم درباره ضرورت پرداختِ حقوق متناسب با عملکرد اعضای هیئت علمی دانشگاه ها و مراکز پژوهشی، در ذات خود گزارهای عقلانی و عدالتمحور است. هیچ نظام آموزش عالیِ کارآمدی نمیتواند استادی را که با نوآوری، پژوهش اصیل و آموزش مؤثر منشأ اثر است، با استادی که سالها از رسالت حرفهای خود فاصله گرفته، همتراز ببیند. عدالت اقتضا میکند که تمایز در عملکرد دیده شود تا انگیزه مسئولیتپذیری و خلاقیت بیدار بماند. اما پرسش کلیدی دقیقاً از همینجا آغاز میشود: عملکرد را با چه معیارهایی، در چه بستری و چگونه بسنجیم؟در سیاستگذاری عمومی، کیفیت خروجیها بیش از آنکه به ویژگیهای فردی کارگزاران وابسته باشد، تابعی از سیاست ها، قواعد و نهادهایی است که رفتار آنان را کانالکشی میکنند. اقتصاد نهادی بارها اثبات کرده است که نهادها مشوقها را میسازند و مشوقها، تعیینکننده رفتارها هستند. بنابراین، هر نظام ارزیابی، پیش از آنکه ابزاری برای سنجش فرد باشد، «معماری انگیزشی» برای کل سیستم است. اساتید همانند سایر کنشگران عقلانی دیر یا زود خود را با آنچه در عمل پاداش به آنها میگیرد تطبیق میدهند، و الزاما فعالیت های خود را با آنچه در اسناد بالادستی بهعنوان ارزش اعلام شده است، انطباق نخواهند داد.بحرانهای امروز دانشگاه های ایران از مقالهمحوری افراطی و کمیتگرایی مفرط گرفته تا تولید پژوهشهای کم اثر، از شکلگیری «اقتصاد و صنعت مقاله» گرفته تا انقطاع از نیازها، مسائل و مشکلات واقعی جامعه؛ حاصل انتخاب نادرست یا بیانگیزگی ذاتی استادان نیست؛ بلکه واکنشی عقلانی به سیاست های اعمالی نظام علم و فناوری در قالب آییننامههای جذب، ارتقای مرتبه، پژوهانه و دستورالعمل های ترفیع سالیانه است. بیش از دو دهه جذب، ارتقای مرتبه و ترفیع و تخصیص منابع بر پایه شاخصهای کمی و همسان پندار، اساتید را به بازیگرانی بدل کرده که برای بقای اداری، ناگزیر به تطبیق خلاقانه با این شاخصها شده اند.برخلاف تصور رایج، اعضای هیئت علمی مستمراً زیر ذرهبین ارزیابی قرار دارند؛ اما خطای بنیادین نظام کنونی، آیین نامه های ارتقای مرتبه کمیت محور، یکسان نگر و مقاله محور و نیز «تمرکززدایی ممیزی و ممیزیهای ناهمگن، غیر تخصصی، ناکارآمد و پراکنده دانشگاهی» است که راه را برای روالهای سلیقهای، سفارشی و تعارفات درونسازمانی باز میگذارد. برای رهایی از این آفت، تحول بنیادین نهاد علم در گرو ارائه آیین نامه های ارتقای مرتبه بازبینی شده با در نظر گرفتن تفاوت های رشته های تحصیلی از نظر ماهیت و فلسفه وجودی و جایگزینی مکانیزمهای سنتی ممیزی با سامانه مدیریت پیشرفت یکپارچه کشور (سمپیک) است.«سمپیک» ارزیابی و ممیزی تمام فعالیتهای اساتید را از حالت جزیرهای و پراکنده دانشگاهی، به یک صورتبندی متمرکز، کشوری، کاملاً شفاف و با داوری تخصصی منتقل میکند. در این معماری جدید، فرآیند ارزیابی از طریق یک مکانیزم داوری چندلایه (تخصصی، نخبگانی و نیمهسامانهای) بازتعریف میشود تا علاوه بر حذف خطاهای انسانی و اعمال سلیقههای فردی، توزیع مشوقها و بودجههای پژوهشی کشور را مستقیماً به میزان تحقق مأموریتهای واقعی و رفع شبکه مسائل جامعه مشروط کند.بر این اساس، نظام پرداخت و ارتقا با تکیه بر این زیرساخت متمرکز، مأموریتمحور و پاداشمحور بازطراحی میشود. در این مدل، ساختار انگیزشی به نحوی بازتعریف میشود که فوقالعادههای شغلی و رتبههای پژوهشی اعضای هیئت علمی (از سطوح عمومی و ماهر تا متبحر و زبردست)، مستقیماً به درجه عملکردی واقعی و ممیزیشده در سمپیک گره میخورد. این بستر هوشمند، طرحهای پژوهشی را بر اساس تنوع کارکردی (از مطالعات بنیادی بلندمدت تا نقشههای اجرایی و عملیاتی) نظاممند کرده و ممیزی حقوقی و داوری همتایان را در سطح کلان کشوری پیادهسازی میسازد.در واقع پرسش حقیقی این نیست که آیا باید حقوق اساتید را بر اساس عملکرد پرداخت کرد یا خیر؛ پاسخ قطعاً مثبت است. پرسش اصلی این است: آیا فرآیند ارزیابی و سنجش کنونی، همان رفتاری را بازتولید میکند که از یک دانشگاه تمدنساز انتظار داریم؟ شواهد عینی خلاف آن را نشان می دهد. انتظار می رود که دولتمردان، هنگام نارضایتی از خروجیهای دانشگاهی، ابتدا «قواعد بازی» شامل سیاست ها و ضوابط، ساختار مشوقها و بسترهای ممیزی موجود را بازنگری کنند، نه آنکه صرفاً کنشگران را به صف نقد بکشند. دانشگاه پیش از آنکه محاط در عملکرد فردی استادان باشد، محیط در کیفیت سیاستها و سیاستگذارانی است که بر آن فرمان میرانند. اصلاح یکی بدون دیگری، تحولآفرین نخواهد بود؛ تنها نام مسئله را تغییر میدهد.🎓 آموزش و آموزش عالی
