✔️مرز میان مقاومت و تندروی کجاست؟ ✍🏻سهند ایرانمهردر ادبیات نظامی، دفاع فقط به معنای استقرار سامانه…
انتشار: 2026/07/17 19:06 UTCدریافت: 2026/08/01 00:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:01 UTC
✔️مرز میان مقاومت و تندروی کجاست؟ ✍🏻سهند ایرانمهردر ادبیات نظامی، دفاع فقط به معنای استقرار سامانههای پدافندی، استحکام سنگرها یا پاسخ متقابل به آتش دشمن نیست و هر کسی که تاریخ جنگ مدرن را مطالعه کرده باشد، میداند نخستین خط دفاع، حفاظت از «محاسبات تصمیمگیر» است. باربارا تاکمن، تاریخنگار برجسته آمریکایی، در کتابهایی چون «توپهای ماه اوت» و «سیر نابخردی: از تروا تا ویتنام» بارها نشان میدهد که چگونه ملتها و رهبران به دلیل خطا در فهم موقعیت خود، وارد مسیرهایی شدند که بازگشت از آن دشوار بود. در «توپهای ماه اوت»، او شرح میدهد که چگونه رهبران اروپایی در آستانه جنگ جهانی اول، گرفتار مجموعهای از فرضیات نادرست درباره سرعت جنگ، توان دشمن و پیامدهای تصمیمهای خود شدند؛ جنگی که بسیاری تصور میکردند کوتاه و قابل کنترل خواهد بود، اما به یکی از ویرانگرترین منازعات تاریخ بدل شد. درس تاکمن این است که فاجعههای بزرگ اغلب از جایی آغاز نمیشوند که قدرت وجود ندارد، بلکه از جایی آغاز میشوند که قدرت، بدون ارزیابی درست از واقعیت، به تصمیمی نادرست تبدیل میشوددشمن زمانی به موفقیت نزدیک میشود که بتواند پیش از اصابت نخستین موشک، ذهن طرف مقابل را به تصمیمی سوق دهد که خود به تنهایی هزینهای بیش از حمله نظامی ایجاد کند.به همین دلیل است که در دانش راهبردی از «جنگ شناختی» سخن گفته میشود؛ جنگی که هدف آن بیش از تصرف خاک، تغییر محاسبات است. اگر بتوانی فرمانده یا سیاستمدار را وادار کنی که توان دشمن را کمتر یا بیشتر از واقع ببیند، ظرفیت خود را نادرست برآورد کند یا در زمانی نامناسب دست به اقدامی پرهزینه بزند، بخش بزرگی از جنگ را بدون شلیک گلوله بردهای.اما این خطای محاسباتی همیشه از بیرون تزریق نمیشود. گاهی از درون تولید میشود؛ توسط کسانی که آگاهانه یا ناآگاهانه، فضای تصمیمگیری را به گونهای شکل میدهند که هر دعوت به سنجش هزینه و فایده، با برچسب «سازش» حذف شود و در مقابل، هر اقدام شتابزده و پرهزینه، عنوان «مقاومت» بگیرد، اینجاست که باید میان دو مفهوم کاملاً متفاوت مرز کشید؛ مقاومت و تندروی.باید قدرت تفکیک این را داشت که مقاومت یک راهبرد است اما تندروی یک خلقوخو. تندروی مفهومی انتزاعی و محدود به شرایط عادی یا زمان صلح نیست؛ حتی در یک جنگ وجودی نیز میتواند رخ دهد. جنگ وجودی به معنای آن نیست که هر تصمیمی، صرفا به دلیل شرایط اضطراری، درست و عقلانی است. اتفاقاً در چنین شرایطی اهمیت محاسبه بیشتر میشود، زیرا خطا در تصمیمگیری میتواند هزینهای به مراتب سنگینتر بر یک ملت تحمیل کند. کشورها گاهی در لحظاتی که احساس تهدید حیاتی داشتهاند، میان ضرورت دفاع و وسوسه واکنشهای شتابزده مرز را از دست دادهاند. مقاومت واقعی دقیقا در همین نقطه از تندروی جدا میشود زیرا مقاومت میخواهد بقا، امنیت و قدرت ملی را حفظ کند؛ اما تندروی ممکن است در نام دفاع، منابع و ظرفیتهایی را مصرف کند که برای ادامه همان دفاع ضروریاند. در جنگ، شجاعت بدون عقلانیت میتواند به همان اندازه خطرناک باشد که ترس و انفعال.راهبری جنگ فقط در اتاقهای فرماندهی نظامی انجام نمیشود؛ حفظ انسجام اجتماعی نیز بخشی از میدان نبرد است. جامعه باید بداند هدف چیست، مسیر کدام است و هزینههایی که پرداخت میشود چه نسبتی با دستاورد نهایی دارد. هیچ ملتی را نمیتوان برای مدت طولانی تنها با مفاهیمی چون «فداکاری» و «جانباختن» همراه کرد؛ زیرا حتی ایثار نیز زمانی پایدار میماند که با فهم، اقناع و احساس مشارکت در یک هدف روشن همراه باشد. قدرت ملی زمانی شکل میگیرد که مردم نه فقط هزینه جنگ، بلکه منطق تصمیمهایی را که این هزینهها را به وجود میآورد نیز درک کنند.مقاومت، قبل از هر اقدام، این پرسش را مطرح میکند که آیا این تصمیم قدرت ملی را افزایش میدهد یا صرفا احساس نیاز به قدرت را اشباع میکند؟ آیا هزینهای که به دشمن تحمیل میشود، بیش از هزینهای است که کشور خود میپردازد؟ آیا این اقدام دشمن را در موقعیت دشوارتری قرار میدهد یا ما را در ویترین تهدید علیه جهان قرار میدهد و بهانهای برای اجماعسازی و حذف بالمآل کلیت ایران را فراهم میکند؟تندروی اما معمولاً چنین پرسشهایی را بیارزش میداند. در منطق تندروی، اول برای مخالفت و «نظر دیگر» هزینهتراشی میشود و سپس شدت عمل به جای اثربخشی مینشیند و هیجان جایگزین محاسبه میشود. نتیجه آن است که گاهی کشوری دقیقا همان کاری را انجام میدهد که دشمن امیدوار بود انجام دهد.تاریخ جنگهای خاورمیانه نیز نشان داده است که میدان نبرد پیش از آنکه در خاک و هوا شکل بگیرد، در ذهن تصمیمگیران آغاز میشود.ادامه مطلب👇🏼


