«ای وطن! سالی میگذرد و سالی دیگر میآید و همهچیز در تو تاریک تر میشود.»#محمود_درویشای دل، دل خست…
انتشار: 2026/08/17 16:23 UTCدریافت: 2026/08/22 03:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 03:11 UTC
«ای وطن! سالی میگذرد و سالی دیگر میآید و همهچیز در تو تاریک تر میشود.»#محمود_درویشای دل، دل خسته، کز لبت عمریستجز نغمهی مهر بر نمیآیدبا ما تو وفا کن و بگو کز چیستشب میرود و سحر نمیآید؟#سیدرضا_حسینی_پور❑ @Hoseini_Pr
پستهای تلگرام — باژگوننِوِشت
❑ نمیدانی چهقدر غصهدار هستم و قلبم چهقدر گرفته. ممکن است تا آمدن شماها من خفه شده باشم! فایدهاش چیست؟ فایدهی تمام این کارها چیست؟ تا حالا من خوشحال بودم که اقلاً تو از آنجا راضی هستی و کار میکنی و کارت این همه موفقیت پیدا کرده؛ حالا تو برمیگردی و تمام نصایح من در تو اثری نداشته... ❑ حیف! اینجا باید تو میان کسانی زندگی کنی که تمام زندگی مرا خرد و نابود کردند. اینها هیچ هستند هیچ هستند هیچ هستند؛ اینهایی که امروز صد دفعه عکس تو را توی مجلاتشان چاپ میکنند و بهزور به خورد آن بقیه میدهند و فردا هیچ کاری ندارند غیر از آنکه هر جا مینشینند از تو بد بگویند و هر جا مینویسند از تو بد بنویسند... من نمیدانم قدرت تحمل تو چه اندازه است، من میان اینها زندگی کردهام، میان اینها مردهام تا توانستهام خودم باشم، ولی تو... ❑ من مثل تو عاشق گرد و خاک کوچهمان و بچهگداهای خیابان امیریه و کبوترها و سگها و گلهای آفتابگردان هستم، ولی تو برای که میخواهی اینها را تعریف کنی؟ تو از طریق سادگیات و احساسات پاک و بچگانهات زندگی میکنی و اینها با مسخره کردن همین احساسات تو نان خواهند خورد. من به این چیزها عادت کردهام و این دلقکها را خوب میشناسم، تو هم بیا تا آنها را بهتر بشناسی. منتظر آمدن تو و آینای عزیزم هستم. به هر جهت اولین کسی که در فامیل ما میمیرد من هستم و بعد از من نوبت توست و من این را میدانم.قربانت، فروغ.۲۳ مهرماه ۱۳۳۸- آخرین نامه از #فروغ_فرخزاد به #فریدون-فرخزاد❑ @Hoseini_Pr
❑ بر آنم که زندگی کنمپیش از آنکه واپسین نفس را برآرمپیش از آنکه پرده فرو افتدپیش از پژمردن آخرین گلبر آنم که زندگی کنمبر آنم که عشق بورزمبر آنم که باشمدر این جهان ظلمانیدر این روزگار سرشار از فجایعدر این دنیای پر از کینهنزد کسانی که نیازمند منندکسانی که نیازمند ایشانمکسانی که ستایشانگیزندتا دریابمشگفتی کنمبازشناسمکهامکه میتوانم باشمکه میخواهم باشم؟تا روزها بیثمر نماندساعتها جان یابدلحظهها گرانبار شودهنگامیکه میخندمهنگامیکه میگریمهنگامیکه لب فرو میبندمدر سفرم به سوی توبه سوی خودبه سوی خداکه راهیست ناشناختهپُر خارناهموارراهی که باری در آن گام میگذارمکه قدم نهادهامو سر بازگشت ندارمبیآنکه دیده باشم شکوفایی گلها رابیآنکه شنیده باشم خروش رودها رابیآنکه به شگفت درآیم از زیبایی حیاتاکنون مرگ میتواند فراز آیداکنون میتوانم به راه افتماکنون میتوانم بگویم که زندگی کردهام.■ شاعر: #مارگوت_بیکل ترجمهٔ #احمد_شاملو❑ @Hoseini_Pr
❑ ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺘﯽ: «ﺑﺪﺭ ﭘﺮﺩﻩ!» ﺩﺭﯾﺪﻡ ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺘﯽ: «ﻗﺪﺡ ﺑﺸﮑﻦ!» ﺷﮑﺴﺘﻢ ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺘﯽ: «ﺑﺒﺮ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﯾﺎﺭﺍﻥ!» ﺑﮑﻨﺪﻡ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺩﻝ، ﺩﺭ ﺗﻮ ﺑﺴﺘﻢ❑ بداههخوانی در اصفهانسرآغاز کنسرت خداوندان اسرارآواز: #همایون_شجریانتنبور: #سهراب_پورناظریشعر: #مولانا❑ @Hoseini_Pr
❑ یکی از غم انگیزترین درسهای تاریخ این است که اگر ما بهقدر کافی فریب خورده باشیم، تمایل به رد هرگونه شواهد مربوط به این فریب خوردگی را خواهیم داشت. و دیگر علاقهای به یافتن حقیقت از خود نشان نمیدهیم.«فریب خوردگی اسیرمان کرده است»خیلی ساده؛ برایمان دردناک است که حتی پیش خودمان اعتراف کنیم که فریب خوردهایم.#کارل_ساگان❑ @Hoseini_Pr
سمفونی شعر مولانا#علیرضا_قربانی#هوشنگ_کامکار#صبا_کمالی❑ @Hoseini_Pr
مدار چشم امید از چراغدار سپهرسیاهگوشهٔ زندان، چه جای مهتاب است؟#هوشنگ_ابتهاج❑ زیبایی قلم استاد #محمد_راستی و صدای دلنشین استاد #محمدرضا_شجریان❑ منبع:@rasti_mohamad❑ @Hoseini_Pr