قبلترها میترسیدم از پیر شدن، از رعشهی دستان چروکیده و رگهای کبود بادکرده که روی صورت کوچک و صاف…
انتشار: 2026/08/17 16:50 UTCدریافت: 2026/08/19 04:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 04:40 UTC
قبلترها میترسیدم از پیر شدن، از رعشهی دستان چروکیده و رگهای کبود بادکرده که روی صورت کوچک و صاف نوههایم کشیده شود. از فکر دیدن تار موهای سفید روی سرم، از چروک پیشانی بلندم، ته دلم خالی میشد! سخت بود تصور اینکه تنها بروم توی پارک مثل باقی پیرمردها بنشینم…نوشته بود انسان به شکلی عجیب از پیر شدن بیشتر میهراسد تا از مردن.@ir_tavabin