🟣 افسانه پروژه روشنگری جهانشمول: دین در عرصه عمومی در زمان مدرن آیا مسلمانان پیشرو راه را برای هژمو…
انتشار: 2026/08/12 04:34 UTCدریافت: 2026/08/14 04:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 04:55 UTC
🟣 افسانه پروژه روشنگری جهانشمول: دین در عرصه عمومی در زمان مدرن آیا مسلمانان پیشرو راه را برای هژمونی «خمینیسم» هموار کردند؟-۳ 🔶مجتبی مهدوی@iranfardamag ▪️دومین ایرادِ وارد بر استدلالِ شکستِ اصلاح دینی اسلامی این است که این استدلال عمیقاً ریشه در اسطوره مسیر تکخطی مدرنیتهی سکولار دارد — پروژهای جهانشمول از روشنگری که در آن، دین یا بهکلی محو میشود یا به حوزهی خصوصی رانده میشود. مشخص نیست بر اساس چه مبنای اجتماعی-تاریخی/تحلیلی، ایران میتوانست به یک دموکراسی سکولار پیشرو تبدیل شود، اگر روشنفکران و فعالان مسلمان مدرن، گفتمان اسلامی را مدرنیزه نمیکردند. 🔸علاوه بر این، ظهور گفتمان مسلمان مدرن و اصلاحطلب باید در چارچوب مواجهه ایران با مدرنیته استعماری و خودکامه/۱تحلیل شود. شکست و بحران مدرنیته خودکامه به طور عمده به ظهور و محبوبیت یک «گفتمان اسلامی» جایگزین در دهه ۱۳۵۰ کمک کرد. همچنین، بر خلاف ایده مسیر خطی و پیشفرض شدهی پیشرفت در چارچوب مدرنیته پوزیتیویستی، کاملاً محتمل است که اگر تلاشی برای اصلاح دین صورت نمیگرفت، ایرانِ امروز با شرایط اجتماعی-فرهنگی بهمراتب وخیمتری مواجه میشد. ظهور فاشیسمهای مذهبی مانند داعش، افراطگرایی اسلامگرایانه القاعده، طالبان، بوکو حرام و الشباب، و حتی اخوانالمسلمین در جوامع مسلمان مدرن، نشان میدهد که ایران در برابر چنین گفتمانهای ارتجاعی مصون نبوده است. به طور خاص، ظهور گفتمان مشروعه شیخ فضلالله نوری و تعصب مذهبی فداییان اسلام و مؤتلفه اسلامی، همراه با انجمن حجتیه و دیگر افراد و گروهها در ایران مدرن، نشاندهنده خاک حاصلخیز و بستر مساعد ایران برای شکلگیری اشکال افراطی بنیادگرایی اسلامی است. ▪️خمینیسم بدون شک یک گفتمان سیاسی ارتجاعی است و به پیام رهاییبخش انقلاب ۱۳۵۷ خیانت کرده است؛ ایران تحت حاکمیت الیگارشی خمینیسم دچار رنج و بحران است است. با این حال، شرایط «پسااسلامگرایی» جامعه ایران و تغییرات پارادایمی اجتماعی-فرهنگی آن/۲به سمت ارزشهای دموکراتیک، تا حدی ناشی از اصلاح در گفتمان اسلامی است. اصلاحات اسلامی به «غیرقدسیسازی»/۳گفتمان دینی و سیاست مذهبی در جامعه ایرانی کمک کرده است. چنین تغییر عمیق اجتماعی به بهترین شکل در جنبش پیشرو کنونی «زن، زندگی، آزادی» تجلی یافته است، جنبشی که توسط زنان رهبری میشود و با چنین شعار و گفتمان دوستدار زنان شناخته میشود./۴ 🔸افزون بر این، رویکرد ضد هرمنوتیکی و «ذات گرایی فرهنگی»/۵ از دیگر کاستیهای نهفته در ایده مسیر تک خطی مدرنیته سکولار است. به نظر میرسد استدلال بیژن جزنی در این دام گرفتار شده باشد؛ آنجا که مینویسد: «اسلام، همچون سایر ادیان، که بر اساس حقیقت الهی و وحی استوار است، با عقل، علم و اندیشه مدرن در تضاد اساسی قرار دارد.» در این نگاه، تأکید بر متن انتزاعی است، نه بر بستر اجتماعیای که در آن، یک مسلمان به عنوان کنشگر آزاد میتواند دین وعقل را با هم سازگار کند. همانطور که آصف بیات استدلال میکند، سوال این نیست که آیا دین و عقل با هم سازگار هستند یا نه؛ سوال واقعی این است که تحت چه شرایط اجتماعیای یک مسلمان — به عنوان کنشگر تفسیر — میتواند آنها را سازگار کند/۶ به عبارت دیگر، رویکردی جامعهشناختی، و نه الهیاتی، برای مطالعه دین در جامعه مناسبتر به نظر میرسد. افزون بر این، دین صرفاً یک متن الهی انتزاعی نیست؛ بلکه بیشتر به شخص دیندار مربوط است. در بیشتر موارد، دینهمان چیزی است که فرد دیندار از آن میسازد. فرد دیندار تجسم دین در هر جامعه و در هر دوره تاریخی خاص است. از آنجا که افراد دیندار در طول زمان دگرگون میشوند و درکشان از دینداری/معنویت/ امر متعالی تحول مییابد، ادیان نیز بهتبع آن دچار تحول میشوند....(ادامه دارد) 🔻متن کامل: bit.ly/3TOc3oN#%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%AF%… #علی_شریعتی#مجتبی_مهدوی #لوموند_دیپلماتیک t.me/iranfardamag