📍داستان مدارس تیزهوشان/ ۱ بازندگان بسیار و برندگان کمتر ✍ مرتضی نظری بیش از سه دهه است که اغلب نظام های آموزشی، از نخبهپروری عبور کردند و بساط جداسازیِ دانش آموزان تیزهوش از سایرین در مدارسی ویژه تیزهوشان جمع شده. این راه که ما می رویم جز آسیب روحی و روانی…💬 جایگاه مدارس و برنامههای تیزهوشان در نظامهای آموزشی پیشرفته ✍ محرم آقازاده موضوع مدارس تیزهوشان یا استعدادهای خاص یا غیره، از موضوعات دیرپای نظامهای آموزشی است. اندیشمندان محترم کانال (Iranian Curriculum and Instruction Professors) با مدیریت جناب دکتر صادقی هم موضوع را از دیدگاههای متفاوتی نگاه میکنند. در این مختصر، در نظر دارم نگاهی داشته باشم به وجود و تجلی مدارس خاص در کشورهای مختلف با نظامهای آموزشی پیشرفته. باری، بحث دربارهی آموزش تیزهوشان و دانشآموزان دارای استعدادهای خاص یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری آموزشی در جهان بوده است. نظامهای آموزشی پیشرفته، هر یک با توجه به فلسفهی تربیتی، ساختار اجتماعی و اهداف توسعهی انسانی خود، رویکردهای متفاوتی برای شناسایی و پرورش استعدادهای برتر اتخاذ کردهاند. پرسش اصلی این است که آیا این کشورها مدارس ویژهی تیزهوشان دارند یا ترجیح میدهند برنامههای درونمدرسهای و غنیسازی را جایگزین جداسازی کامل کنند. بررسی تطبیقی نشان میدهد که پاسخ یکدست نیست؛ بلکه طیفی از الگوها وجود دارد که از مدارس کاملاً مستقل تا برنامههای انعطافپذیر درونمدرسهای را شامل میشود.در کشورهایی مانند سنگاپور و کرهی جنوبی، مدارس تیزهوشان بخشی رسمی و قدرتمند از ساختار آموزشی هستند. سنگاپور با اجرای برنامه آموزش سرآمد (Gifted Education Programme) را از دورهی ابتدایی، مسیرهای آموزشی متفاوتی برای دانشآموزان با تواناییهای شناختی بالا فراهم میکند و مدارس تخصصی علوم و ریاضی مانند دبیرستانNUS را بهعنوان مراکز نخبهپرور اداره میکند. کرهی جنوبی نیز مدارس ملی تیزهوشان را با تمرکز بر علوم، فناوری و ریاضیات ایجاد کرده است؛ ساختاری که با هدف تربیت نیروی انسانی برای اقتصاد دانشبنیان طراحی شده است. این کشورها جداسازی آموزشی را نه بهعنوان تبعیض، بلکه بهعنوان راهبردی برای شکوفایی استعدادهای استثنایی تلقی میکنند.در مقابل، کشورهایی مانند کانادا، بریتانیا و استرالیا رویکردی کمتر متمرکز و بیشتر انعطافپذیر دارند. کانادا بهجای ایجاد مدارس جداگانه، برنامههای ویژهی درونمدرسهای مانند کلاسهای خوشهای، مراکز غنیسازی و برنامههای شتابدهی را اجرا میکند. در استان بریتیشکلمبیا، ساختارهایی مانند MACC و GEC امکان آموزش پیشرفته را بدون جداسازی کامل فراهم میکنند و برنامهی University Transition Program در دانشگاه UBC نمونهای از حمایت از نوجوانان بسیار پیشرفته است. این رویکرد بر این باور استوار است که آموزش تیزهوشان باید در دل مدرسهی عمومی و با حفظ عدالت آموزشی انجام شود.در اروپا نیز الگوهای متنوعی دیده میشود. آلمان با مدارس Gymnasium مسیرهای پیشرفتهی تحصیلی را ارائه میدهد و برخی ایالتها کلاسهای ویژهی استعدادهای بالا را در مدارس عمومی ایجاد کردهاند. فنلاند، که یکی از موفقترین نظامهای آموزشی جهان را دارد، تقریباً هیچ مدرسهی جداگانهای برای تیزهوشان ندارد و بهجای آن، بر تمایز درونکلاسی، غنیسازی محتوا و حمایت فردی از دانشآموزان تمرکز میکند. این کشور جداسازی آموزشی را مغایر با برابری فرصتها میداند و تلاش میکند همهی دانشآموزان در یک محیط مشترک، اما با مسیرهای یادگیری متفاوت، رشد کنند.بررسی این الگوها نشان میدهد که انتخاب میان «مدرسهی مستقل» و «برنامهی درونمدرسهای» به عوامل فرهنگی، اقتصادی و فلسفی بستگی دارد. کشورهایی که رقابت علمی شدید و اقتصاد مبتنی بر فناوری دارند، معمولاً مدارس ویژهی تیزهوشان را ترجیح میدهند. در مقابل، کشورهایی که عدالت آموزشی و همزیستی اجتماعی را اولویت میدهند، به سمت برنامههای انعطافپذیر و غیرمتمرکز حرکت کردهاند. با این حال، یک نکتهی مشترک در همهی نظامهای پیشرفته دیده میشود: پرورش استعدادهای خاص یک ضرورت است، اما شیوهی انجام آن باید با ارزشهای جامعه و اهداف کلان آموزشی هماهنگ باشد.سرانجام آن که، تجربهی جهانی نشان میدهد که هیچ الگوی واحدی برای آموزش تیزهوشان وجود ندارد. آنچه اهمیت دارد، طراحی ساختاری است که هم استعدادهای برتر را شکوفا کند و هم عدالت آموزشی را حفظ نماید. برای کشورهایی که در حال بازنگری در سیاستهای آموزشی خود هستند، مطالعهی الگوهای متنوع میتواند راهنمایی ارزشمند برای ایجاد نظامی باشد که استعدادهای انسانی را به بهترین شکل پرورش دهد و در عین حال، انسجام اجتماعی و فرصتهای برابر را تقویت کند.🔺منبع: کانال تربیت ایراننگر🌏 تربیت و توسعه | کیفیت برای همه @iranHumanDevelopment2