حیات جامعه در خدمت یک نظم امنیتیمرضیه حاجی هاشمیبرخی تحلیلگران بر این باورند با افزایش نقش نیروهای…
انتشار: 2026/08/12 14:33 UTCدریافت: 2026/08/13 09:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 09:15 UTC
حیات جامعه در خدمت یک نظم امنیتیمرضیه حاجی هاشمیبرخی تحلیلگران بر این باورند با افزایش نقش نیروهای نظامی و امنیتی در سیاست داخلی و خارجی، ساخت قدرت در «جمهوری اسلامی» به الگویی شبیه «پاکستان» نزدیک میشود، الگویی که در آن ارتش (قوای نظامی)، فراتر از یک نهاد دفاعی، به یکی از بازیگران اصلی و حتی داور سیاست تبدیل شده است و رفاه و توسعه به میزان قابل توجهی هزینه این رویکرد نظامی-امنیتی می شود. اینجاست که باید کاوید در حالی که ایران و پاکستان، تاریخ، ساخت قدرت، هویت ملی و تجربه اجتماعی متفاوتی دارند، ایران به واقع پاکستان میشود؟ آیا جامعه ایران هزینههای اجتماعی و اقتصادی یک نظم سیاسیِ عمیقاً امنیتیشده را همانگونه که در پاکستان تا حدودی تجربه شده، می پذیرد؟پاکستان در سال ۱۹۴۷ در شرایطی متولد شد که مسئله امنیت ملی از همان آغاز با مسئله بقای کشور گره خورده بود. تقسیم «هند» با خشونت گسترده همراه شد، مسئله «کشمیر» بلافاصله به جنگ انجامید و پاکستان خود را در برابر کشوری بزرگتر و قدرتمندتر یافت. در چنین شرایطی ارتش به تدریج به منسجمترین و سازمانیافتهترین نهاد کشور تبدیل شد. ضعف احزاب و نهادهای سیاسی، بیثباتی دولتهای غیرنظامی و استمرار منازعه با هند، زمینهای فراهم کرد که ارتش نه فقط مسئول دفاع از کشور؛ بلکه مدعی توانایی اداره و حفظ آن نیز شود.کودتای ۱۹۵۸ به رهبری «ایوب خان» نقطه عطف این فرایند بود. پس از آن، حتی در دورههایی که حکومت رسماً غیرنظامی بود، ارتش توانست نفوذ گسترده خود را در حوزههایی مانند سیاست خارجی، امنیت ملی، هند و افغانستان حفظ کند. در نتیجه، در پاکستان با ساختاری مواجه شدیم که در آن ارتش فقط یک نهاد نظامی نیست؛ بلکه بخشی از «ساختار استقراریافته قدرت» است؛ اما این تحول را نمیتوان صرفاً با تهدید هند توضیح داد. اگر تهدید خارجی بهتنهایی برای ایجاد سلطه نظامیان کافی بود، هند نیز باید مسیر مشابهی طی میکرد. آنچه اهمیت داشت، ترکیب تهدید خارجی با ضعف نهادهای غیرنظامی، بیثباتی سیاسی و شکلگیری این تصور بود که ارتش حافظ اصلی دولت و ملت است.در اینجا یک متغیر مهم اجتماعی وارد بحث میشود، قرارداد اجتماعی میان امنیت و رفاه.در جوامعی که تهدید خارجی بخشی از تجربه تاریخی و هویت ملی آنها شده است، ممکن است جامعه حاضر باشد برای امنیت، هزینههای قابل توجهی بپردازد. به عبارت دیگر، میتواند میان خود و دولت نوعی قرارداد نانوشته برقرار کند، اینکه دولت امنیت و بقای ملی را تضمین و جامعه نیز حاضر است بخشی از منابع، آزادیها یا حتی رفاه خود را در این راه هزینه کند.اما مسئله ایران متفاوت است. ایران یک دولت ـ ملت تاریخی با سابقهای بسیار طولانیتر از جمهوری اسلامی است. هویت ایرانی نیز به حکومت مستقر فروکاسته نمیشود. از همین رو، برای بخش مهمی از جامعه، «ایران» و «جمهوری اسلامی» دو مفهوم یکسان نیستند. اگر ساختار قدرت بگوید برای حفظ امنیت ملی باید تحریم، انزوا، کاهش ارزش پول، کاهش رفاه و استمرار منازعه خارجی را تحمل کرد، این گزاره فقط زمانی میتواند مشروعیت اجتماعی پیدا کند که جامعه نیز تعریف حکومت از تهدید و امنیت ملی را بپذیرد و اگر نه، شکاف عمیق بین جامعه و حکومت، پیامدهای جدی خواهد داشت. در چنین شرایطی جامعه حاضر نیست بهای دائمی یک منازعه را از جیب زندگی خود بپردازد و این به معنای هواداری از یک قدرت خارجی نیست؛ بلکه ناشی از یک تصور متفاوت از منافع ملی است. این تمایز بسیار مهم است؛ زیرا نظامیشدن قدرت، تا زمانی که جامعه آن را در خدمت امنیت خود بداند، میتواند مشروعیت پیدا کند؛ اما اگر جامعه به این نتیجه برسد که افزایش قدرت نظامی با کاهش رفاه، انزوای بینالمللی، محدودیتهای اجتماعی و فرسایش فرصتهای زندگی همراه شده است، همان چیزی که قرار بود منبع امنیت باشد، میتواند به منبع بحران مشروعیت تبدیل شود. ممکن است جمهوری اسلامی از نظر نهادی به سوی الگویی حرکت کند که در آن وزن نیروهای نظامی ـ امنیتی در تصمیمگیری افزایش یابد، سیاست خارجی بیش از پیش امنیتی شود، نهادهای غیرنظامی در تصمیمهای راهبردی استقلال کمتری داشته باشند و اقتصاد و سیاست نیز تحت تأثیر منطق امنیت قرار گیرند؛ اما جامعه ایران الزاماً قرارداد اجتماعی مشابه پاکستان را نخواهد پذیرفت. جامعه ایران امنیت میخواهد؛ اما نه به قیمت زندگی.بنابراین، خطر اصلی برای یک ساختار امنیتیشده، فقط بی تفاوت شدن مردم و عدم همرامی با نظامیان نیست؛ بلکه آن است که تعریف حکومت از امنیت، به تدریج از تعریف جامعه از امنیت کاملا جدا شود و جامعه دست به اقداماتی بزند که در راستای تعریف خودش از امنیت است؛ چرا که مدام می پرسد چرا به جای اینکه قدرت نظامی در خدمت جامعه و امنیت حیات من باشد، حیات جامعه در خدمت یک نظم امنیتی است.#فرهیختگان روزن آگاهی
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- جمهوریت · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۴۵
- سایت خبری-تحلیلی کلمه · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۱ مرداد ۱۴۰۵، ۶:۳۰
- جامعهشناسانِ ایرانی · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۱ مرداد ۱۴۰۵، ۹:۰۵
- فرهیختگان · تطابق دقیق — ۲۲ مرداد ۱۴۰۵، ۹:۱۵
- قلم بیداری · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۹:۲۹
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند

