.🟥 آشنایی با یکی از زیباترین و کهنترین واژگان زبانهای ایرانی ؛ « چــــــراغ »گفت : چراغ، یک کلمه…
انتشار: 2026/06/18 20:21 UTC
.🟥 آشنایی با یکی از زیباترین و کهنترین واژگان زبانهای ایرانی ؛ « چــــــراغ »گفت : چراغ، یک کلمه ترکی است :) گفتم چَرا ؟ گفت : چون ما اون رو چیراق تلفظ میکنیم و آق داره 😁🔷 پژوهشگران مطرح زبانشناسی، از جمله در خود ترکیه، چراغ را یک واژه کهن پارسی دانستهاند 👇 منابع کهن زبانی نیز آنرا یک واژه پارسی دانستهاند ( بررسی در مقاله زیر ) ؛ گذشته از اینها در دیوان لغاتالترک که جامعترین فرهنگ ریشه شناختی زبان ترکی است و نویسنده مو را از ماست بیرون کشیده، کوچکترین اشارهای به این واژه وجود ندارد، و قدیمیترین متن ترکی که واژه چراغ در آن به کار رفته، کتاب « خسرو و شیرین فخری، در سده ۸ قمری است، و بصورت « چرا » در مقدمة الأدب زمخشری، در سده ۶ قمری است ؛ یعنی شما پیش از این تاریخ در هیچ متن ترکی واژه چراغ را نمیبینید !🔺 اما ریشهشناسی این واژه : از کهنترین منابع ایرانی ِ پیش از اسلام، یعنی متون مانوی و زرتشتی و ساسانی و اشکانی تا متون پارسی دوره اسلامی، این واژه در زبانهای ایرانی مورد استفاده بوده است. برای نمونه ؛ فردوسی پارسیگزین در سده ۴ قمری، بیش از ۶۰ بار واژه چراغ را در شاهنامه بهکار برده است.📚 چراغ در پهلوی ساسانی 𐫝𐫡𐫀𐫍 (čirāγ), 𐫝𐫡𐫀𐫆 (čarāh) / در پهلوی اشکانی 𐫝𐫡𐫀𐫃 (čirāγ), 𐫢𐫡𐫀𐫄 (širāɣ) / در سغدی čarāγ / در اوستی cyraǧ و ... همچنین از پارسی به بسیاری از زبانهای جهان نیز راه یافته است ؛ در عربی « سِرَاج » / در ارمنی کهن ճրագ (črag) / در سریانی ܫܪܓܐ (šərāḡāʾ) / در یونانی τσιράκι (tsiráki) / در ترکی استانبولی çırak و ....📚 ریـشـه : دکتر محمددوست در کتاب سترگ فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی (ص ۱۰۰۵) چراغ را از ایرانی باستان čirākā و از ریشه či, kai به معنای داغ بودن، گرم بودن دانسته که واژگان همریشه زیادی در زبانهای اروپایی دارد. برخی نیز آن را برگرفته از واژه cīraka در هندیباستان دانستهاند که به معنای « کرم شبتاب » بوده است📚 اما طبق فرهنگ الکساندر لوبوتسکی، لیدن ؛ چراغ با ریشه پیشا ایرانی čiθráh اشتراک دارد که خود از پیشا هندوایرانی čitrás ( روشن، شفاف، درخشان ) و از پیشا هندواروپایی kit-ró-s آمده است و از ریشه keyt* به معنای درخشیدن، تابیدن ساخته شده است. ریشه čiθráh ( چِثراه ) به معنای « آنچه قابل دیدن است، ظاهر، چهره » ؛ در اوستایی 𐬗𐬌𐬚𐬭𐬀 (ciθra) / در پارسی باستان 𐎨𐎡𐏂 (čiçaʰ) و ... درکل ؛ واژه چراغ از ریشه čir به معنای درخشیدن، روشنایی و پسوند ابزارساز āka / āga ( آغ / آق ) ساخته شده است و اصطلاحا یعنی چیزی که روشنایی ایجاد میکند 🔴 از سراج تا چراغ :همانگونه که میدانید، واژگان پارسی زیادی در زبان عربی کتاب قرآن دیده میشود ؛ دکتر آرتور جفری در کتاب معروف خود « واژههای دخیل در قرآن »، کلمه « سراج » را برگرفته از « چراغ » پارسی دانسته است 🔴 از دماغ و کلاغ تا چراغ :واژه دَُماغ به معنای « بینی » در زبانهای ایرانی ( با دِماغ عربی به معنای مغز اشتباه گرفته نشود ) از ریشه « دَم » ( دمیدن ) به معنای نفس، و با پسوند « آغ āka / āga » ساخته شده و درکل یعنی چیزی که با آن نفس میکشند. کلمه چراغ نیز چنین ساختاری دارد و اصطلاحا یعنی چیزی که روشنایی ایجاد میکند. کلاغ نیز از صورت ایرانیباستان krāka آمده و از ریشه هندواروپایی kr / ker که نامآوا است، ساخته شده است و یعنی پرندهای که صدای قار kr از خود ایجاد میکند🔴 چند نمونه کهن از کاربرد واژه چراغ در متون ایران باستان :🔹 متن مانوی M47/II/R/9 به زبان پهلوی ساسانی : xwar pad frēg būd. mard az hušnūdīh čarāhān pad-zamān nē abrōxt. šāh pad-gumān būd. nazdīkān guft kū ēn merd sūr nēk kird, dāšin dād, ba čarāh nē abrōxt. ma-agar wināh kāmēd kirdan (Boyce, 1975, p.179).خورشید در حال غروب بود. مرد از خشنودی بهموقع چراغها را نیفروخت. شاه ظنین شد. به نزدیکان گفت که: «این مرد خوراک را به خوبی مهیّا کرد، هدیه داد، امّا چراغ را نیفروخت. شاید میخواهد گناهی بکند.»🔹 متن مانوی M47/II/V/13 به زبان پهلوی ساسانی : ispāsīgān kē čarāhān abrōxt, ō merd hayyār būd. kirbag kirdagān ō niyōšāgān hayyār bawēnd.خدمتکاران که چراغ افروختند، یاور مرد بودند. اعمال نیک یاور نغوشایان باشند.🔹 متن پهلوی زرتشتی دادستان دینیگ :čē rāy ka drōn pad čirāγ yazēnd tava āθrō nē gōwēnd čiyōn pad abārīg ātaxš?چرا زمانی که آتش را در روشنایی چراغ مییزند مانند دیگر آتشها تَوَه آثرو (= از برای آتش تو ) نمیگویند؟čirāγ-iz ham-brāh ī ātaxš ast ud pad čāštag ī amā čirāγ-iz kē-š ēsm-sōzišnīh abar nēst, drōn nē yazēnd ud چراغ نیز همفروغ آتش است و در چاشتۀ (= تعلیمات) ما درون را بر چراغی که سوخت هیزم ندارد، نمییزند و ...🆔 @iranzamin777.



