ایران زمین pinned «. ✅ دوستان گرامی ؛ از طریق لینک زیر میتونید ماهانه، هرچقدر که در توانتون بود…
انتشار: 2026/07/02 12:33 UTC
ایران زمین pinned «. ✅ دوستان گرامی ؛ از طریق لینک زیر میتونید ماهانه، هرچقدر که در توانتون بود و دوست داشتید، به مجموعه ایرانزمین کمکمالی کنید 👇👇 daramet.com/Iranzamin .»
پستهای تلگرام — ایران زمین
.💥 پازیریک 2 :🔴 شباهت 100 درصدی سرهای شیر پازیریک با سرهای شیر هخامنشی!🔹 در گور شماره یک پازیریک « دیوارپوش گور و روکش زینی» به دست آمد که حاشیه آنها دقیقا به شیوه هخامنشی، با سرهای شیر تزیین شده بود ؛ شیرهای ساده و شاخدار که یال آنها مدور نقش شده بود و ردیف شیرها، همانند تزیینات هخامنشی در میان اشکال هندسی مثلث و لوزی قرار گرفته بودند💥 رودنکو در صفحه ۱۳۷ کتاب خود میگوید:« بعدها، زینهای مادی و سپس زینهای اشکانی و پارسی نیز از همین نوع بودند. گزنفون در روایت خود درباره شیوههای زندگی ایرانیان در زمان کوروش کوچک میگوید: اکنون آنان بر روی اسبهای خود پوششهای بیشتری داشتند تا بر روی بسترهایشان؛ زیرا برایشان نه چندان خودِ سوارکاری، بلکه داشتن نشیمنی نرم اهمیت داشت ... این نوع زینِ نمدی، یا دقیقتر چَپرَک، که در قالیِ پُرزدارِ گورپشتهٔ شمارهٔ ۵ دیده میشود، بر روی ظرف نقرهای مشهور گنجینهٔ هخامنشی آمودریا نیز به تصویر کشیده شده است. از آنجا که هیچ زین قدیمیتر دیگری را نمیشناسیم، میتوان نوع زین پازیریک را قدیمیترین و گسترده ترین گونه مورد استفاده در دورهٔ مورد بحث دانست...».🆔 @iranzamin777..💥 پازیریک 2 :🔴 شباهت 100 درصدی سرهای شیر پازیریک با سرهای شیر هخامنشی!🔹 در گور شماره یک پازیریک « دیوارپوش گور و روکش زینی» به دست آمد که حاشیه آنها دقیقا به شیوه هخامنشی، با سرهای شیر تزیین شده بود ؛ شیرهای ساده و شاخدار که یال آنها مدور نقش شده بود و ردیف شیرها، همانند تزیینات هخامنشی در میان اشکال هندسی مثلث و لوزی قرار گرفته بودند💥 رودنکو در صفحه ۱۳۷ کتاب خود میگوید:« بعدها، زینهای مادی و سپس زینهای اشکانی و پارسی نیز از همین نوع بودند. گزنفون در روایت خود درباره شیوههای زندگی ایرانیان در زمان کوروش کوچک میگوید: اکنون آنان بر روی اسبهای خود پوششهای بیشتری داشتند تا بر روی بسترهایشان؛ زیرا برایشان نه چندان خودِ سوارکاری، بلکه داشتن نشیمنی نرم اهمیت داشت ... این نوع زینِ نمدی، یا دقیقتر چَپرَک، که در قالیِ پُرزدارِ گورپشتهٔ شمارهٔ ۵ دیده میشود، بر روی ظرف نقرهای مشهور گنجینهٔ هخامنشی آمودریا نیز به تصویر کشیده شده است. از آنجا که هیچ زین قدیمیتر دیگری را نمیشناسیم، میتوان نوع زین پازیریک را قدیمیترین و گسترده ترین گونه مورد استفاده در دورهٔ مورد بحث دانست...».🆔 @iranzamin777.
.❌ پست آرامگاه هخامنشی را در اینستاگرام هم منتشر کردیم و کمتر از هفت ساعت، بیش از ۱۲۰ هزار بازدید داشته است ؛ ولی خندههای هیستریک برخیها زیر پست برایم جالب بود ؛ که چقدر آگاهی تاریخی در سرزمین ما کم است، و بر روی فرهنگ و تاریخشناسی مردم کم کار شده است !آثار هخامنشی که در آناتولی ( همان ترکیه جدید ) کشف شده، حتی میتوان گفت از خود ایران هم بیشتر است ؛ و در ترکیه با Perslar چه افتخاری میکنند و چه برنامههایی برای معرفی و بازدید آنها ترتیب میدهند و چه مستندهایی در این زمینه ساختهاند و چقدر برای کاوش و مرمت این آثار هزینه میکنند !به زبان ترکی استانبولی در زمینه همین آرامگاه تاتارلی جستجو کنید ؛ شاید به راه راست هدایت شدید ! ما که زورمان به کم سوادی عدهای نمیرسد !🆔 @iranzamin777⭐ Admin : @f777kim.
.🔴 یکی از زیباترین آرامگاههای هخامنشی در ترکیه ...در سال ۱۹۶۹ م یک آرامگاه از نوع تومولوس، در منطقهی تاتارلی در استان افیون ترکیه مورد غارت قرار گرفت. در سال ۱۹۷۰ موزه باستانشناسی افیون طی یک عملیات نجاتبخشی توانست اتاقک چوبی این آرامگاه که به طرز عجیبی سالم مانده بود را به پژوهشگاه منتقل کند، و بعدها با انجام آزمایش کربن۱۴ مشخص شد که مربوط به نیمه نخست سده ۵ پیش از میلاد است.🔷 نکته جالب توجه، وجود نقاشیهای رنگین، بر روی الوارهای چوبی این آرامگاه بود ؛ باتوجه به آزمایش کربن۱۴ و بررسی نقوش و دیگر پژوهشها، کارشناسان ترکیه و آلمان نتیجه گرفتند که بدون کوچکترین شکی، آرامگاه مربوط به یک مقام بلندپایه هخامنشی است🔺 صحنه های نقاشی، نبرد میان پارسیان و سکاها را نشان میدهد که پارسها بر آنها غلبه کردهاند ؛ لباس نظامی سربازان هخامنشی با سرپوشهای ویژه خود در این تصاویر قابل توجه است. در صحنه دیگر احتمالا مراسم خاکسپاری یک مقام نظامی هخامنشی دیده میشود. این آرامگاه هخامنشی در نزدیکی شهر باستانی کِلِینای (Kelainai) قرار دارد که هرودوت نیز از آن یاد کرده است🆔 @iranzamin777⭐ Admin : @f777kim..🔴 یکی از زیباترین آرامگاههای هخامنشی در ترکیه ...در سال ۱۹۶۹ م یک آرامگاه از نوع تومولوس، در منطقهی تاتارلی در استان افیون ترکیه مورد غارت قرار گرفت. در سال ۱۹۷۰ موزه باستانشناسی افیون طی یک عملیات نجاتبخشی توانست اتاقک چوبی این آرامگاه که به طرز عجیبی سالم مانده بود را به پژوهشگاه منتقل کند، و بعدها با انجام آزمایش کربن۱۴ مشخص شد که مربوط به نیمه نخست سده ۵ پیش از میلاد است.🔷 نکته جالب توجه، وجود نقاشیهای رنگین، بر روی الوارهای چوبی این آرامگاه بود ؛ باتوجه به آزمایش کربن۱۴ و بررسی نقوش و دیگر پژوهشها، کارشناسان ترکیه و آلمان نتیجه گرفتند که بدون کوچکترین شکی، آرامگاه مربوط به یک مقام بلندپایه هخامنشی است🔺 صحنه های نقاشی، نبرد میان پارسیان و سکاها را نشان میدهد که پارسها بر آنها غلبه کردهاند ؛ لباس نظامی سربازان هخامنشی با سرپوشهای ویژه خود در این تصاویر قابل توجه است. در صحنه دیگر احتمالا مراسم خاکسپاری یک مقام نظامی هخامنشی دیده میشود. این آرامگاه هخامنشی در نزدیکی شهر باستانی کِلِینای (Kelainai) قرار دارد که هرودوت نیز از آن یاد کرده است🆔 @iranzamin777⭐ Admin : @f777kim.
. ✅ اکنون #ترجمه جملات اصلی ِ شماری از این منابع کهن را ارائه میکنیم : 🔺 استرابو، Geographica 15.3.15 : « و در کاپادوکیه، مغان بسیار هستند است، که آنان را آتشافروزان نیز مینامند ... و هر روز، پس از ورود، تقریباً یک ساعت در برابر آتش سرود میخوانند،….🔵 در زمینه سرپوشهای هخامنشی، اینبار گنجینه آمودریا را بررسی میکنیم : تصاویر را ببینید و با گفتههای مورخان یونانی مقایسه کنید ...گنجینهٔ آمودریا (oxus) مجموعهای شامل حدود ۱۸۰ قطعهٔ طلایی و نقرهای و حدود ۲۰۰ سکه از دورهٔ هخامنشی است که در حدود سالهای ۱۸۷۷ تا ۱۸۸۰ میلادی در کنارههای رود آمودریا، نزدیک قبادیان پیدا شدند🔺 احتمالاً بسیاری از قطعات دیگر این گنجینه برای بهدستآوردن فلز و ذوبشدن از بین رفتهاند؛ گزارشهای اولیه حاکی از آن است که در ابتدا حدود ۱۵۰۰ سکه وجود داشته و همچنین از انواعی از آثار فلزی نام بردهاند که در میان قطعات باقیمانده امروزی دیده نمیشوند.🔺 محتملترین منشأ این گنجینه آن است که به یک معبد تعلق داشته و اشیای نذری در آن طی مدت زمانی طولانی گردآوری شده باشند. بسیاری از لوحکهای نذری طلایی با مهارت چندانی ساخته نشدهاند و احتمالاً برخی از آنها حتی توسط خودِ اهداکنندگان ساخته شدهاند؛ در مقابل، برخی دیگر از اشیا کیفیتی فوقالعاده و ممتاز دارند و احتمالاً در سطحی ساخته شدهاند که انتظار میرفته در دربار مورد استفاده قرار گیرد🆔 @iranzamin777⭐ Admin : @f777kim..🔵 در زمینه سرپوشهای هخامنشی، اینبار گنجینه آمودریا را بررسی میکنیم : تصاویر را ببینید و با گفتههای مورخان یونانی مقایسه کنید ...گنجینهٔ آمودریا (oxus) مجموعهای شامل حدود ۱۸۰ قطعهٔ طلایی و نقرهای و حدود ۲۰۰ سکه از دورهٔ هخامنشی است که در حدود سالهای ۱۸۷۷ تا ۱۸۸۰ میلادی در کنارههای رود آمودریا، نزدیک قبادیان پیدا شدند🔺 احتمالاً بسیاری از قطعات دیگر این گنجینه برای بهدستآوردن فلز و ذوبشدن از بین رفتهاند؛ گزارشهای اولیه حاکی از آن است که در ابتدا حدود ۱۵۰۰ سکه وجود داشته و همچنین از انواعی از آثار فلزی نام بردهاند که در میان قطعات باقیمانده امروزی دیده نمیشوند.🔺 محتملترین منشأ این گنجینه آن است که به یک معبد تعلق داشته و اشیای نذری در آن طی مدت زمانی طولانی گردآوری شده باشند. بسیاری از لوحکهای نذری طلایی با مهارت چندانی ساخته نشدهاند و احتمالاً برخی از آنها حتی توسط خودِ اهداکنندگان ساخته شدهاند؛ در مقابل، برخی دیگر از اشیا کیفیتی فوقالعاده و ممتاز دارند و احتمالاً در سطحی ساخته شدهاند که انتظار میرفته در دربار مورد استفاده قرار گیرد🆔 @iranzamin777⭐ Admin : @f777kim.
.🔴 « تیارا / تیاره » اصطلاح کلی بود که یونانیها برای سرپوشهای ایرانی به کار میبردند. وقتی این تیارا راست و ایستاده پوشیده میشد، فقط مخصوص شاهنشاه بود و معمولاً به آن « کیداریس » ( کیداره ) میگفتند. وقتی شل و افتاده پوشیده میشد، برای ساتراپها، مقامات دربار و مغها بود، و بیشتر با نام « کُرباسیا » ( کُرپَسیَه ) شناخته میشد💥💥 در دو اثر باستانی، موسوم به موزائیک اسکندر و تابوت اسکندر، این موضوع را بررسی کردهایم ؛ تصاویر را ببینید 👆 👆 📚 والتر هینتس واژه κυρβασία (kyrbasía) را خوانش یونانی یک واژه اصیل ایرانی دانسته، و احتمال داده که از صورت مادیکهن kurpasyah گرفته شده است ؛ که بخش پایانی آن همریشه با اوستایی 𐬞𐬀𐬯 (pas) به معنای « بستن » است. از طرفی، ممکن است که واژه امروزی « کرباس / کرپاس » ( گونهای پارچه درشتبافت و زبر که از پنبه تهیه میشد ) همریشه یا بازمانده همین کُرپَسیَه باشد. هرچند برخیها کرپاس را برگرفته از هندی باستان میدانند، ولی هنینگ، بیلی و مایرهوفر آن را از اصلی ایرانی میدانند. اما واژه « کیداریس / کیداره » احتمالا ریشه سامی داشته باشد🆔 @iranzamin777⭐ Admin : @f777kim..🔴 « تیارا / تیاره » اصطلاح کلی بود که یونانیها برای سرپوشهای ایرانی به کار میبردند. وقتی این تیارا راست و ایستاده پوشیده میشد، فقط مخصوص شاهنشاه بود و معمولاً به آن « کیداریس » ( کیداره ) میگفتند. وقتی شل و افتاده پوشیده میشد، برای ساتراپها، مقامات دربار و مغها بود، و بیشتر با نام « کُرباسیا » ( کُرپَسیَه ) شناخته میشد💥💥 در دو اثر باستانی، موسوم به موزائیک اسکندر و تابوت اسکندر، این موضوع را بررسی کردهایم ؛ تصاویر را ببینید 👆 👆 📚 والتر هینتس واژه κυρβασία (kyrbasía) را خوانش یونانی یک واژه اصیل ایرانی دانسته، و احتمال داده که از صورت مادیکهن kurpasyah گرفته شده است ؛ که بخش پایانی آن همریشه با اوستایی 𐬞𐬀𐬯 (pas) به معنای « بستن » است. از طرفی، ممکن است که واژه امروزی « کرباس / کرپاس » ( گونهای پارچه درشتبافت و زبر که از پنبه تهیه میشد ) همریشه یا بازمانده همین کُرپَسیَه باشد. هرچند برخیها کرپاس را برگرفته از هندی باستان میدانند، ولی هنینگ، بیلی و مایرهوفر آن را از اصلی ایرانی میدانند. اما واژه « کیداریس / کیداره » احتمالا ریشه سامی داشته باشد🆔 @iranzamin777⭐ Admin : @f777kim.
.🔴 این مرد 👆 حدود ۷۷ سال پیش « قالی ۲۵۰۰ ساله هخامنشی » موسوم به « پازیریک » را از دل خاکهای یخزده سیبری بیرون کشید ؛ و سالها بعد کتابی درباره کاوشهای خود در آن منطقه نوشت که نکات بسیار جالبی درباره ریشه هخامنشی - ایرانی آثار بهدست آمده از آن منطقه دارد🔹 سرگئی ایوانوویچ رودنکو ۱۸۸۵ - ۱۹۶۹ میلادی (S. I. Rudenko) باستان شناس و انسان شناس برجسته اوکراینیتبار شوروی و استاد دانشگاه لنینگراد و کاوشگر و کاشف مشهورترین تدفینهای سکایی، یعنی گورهای پازیریک در آلتای سیبری است🔹 رودنکو از ۱۹۲۴ تا ۱۹۴۹ به مدت ۵ سال در گورهای پازیریک به کاوش و پژوهش پرداخت و نتایج کار ارزشمند خود را در کتابی تحت عنوان « فرهنگ مردم آلتای کوهستانی در دوره سکایی، ۱۹۵۳ » چاپ کرد.Культура населения Горного Алтая в скифское времяو ترجمه انگلیسی کتاب که حاصل بازبینی و اصلاحات خود رودنکو بود، یک سال پس از مرگش ۱۹۷۰ میلادی چاپ شد ؛ « گورهای یخزده سیبری : تدفینهای پازیریکِ سوارکارانِ عصر آهن »Frozen Tombs of Siberia: The Pazyryk Burials of Iron Age Horsemen🔷 رودنکو در کتاب خود، به دنبال خاستگاه آثار به دست آمده از آن منطقه و دوره زمانی آنها است و با بررسی دقیق این آثار، بویژه قالی پازیریک متوجه میشود که این قالی باید از جایی در ایران ِ روزگار هخامنشی به آلتای رسیده باشد ؛ یا اینکه بافندگان سکایی این منسوجات، هنر خود را از فرشبافان ایرانی دوره هخامنشی فراگرفتهاند ؛ نوع گرههای فرش و نقوش هخامنشی آن، هیچ شکی درباره ریشه های ایرانی آن باقی نمیگذارد و در سرتاسر کتاب بر این موضوع تاکید میکند 🔷 رودنکو، یابنده اصلی فرش پازیریک، در کتاب خود ؛ بیش از ۲۰۰ بار از واژگان هخامنشی، ایران، پارس، پارسی، پرسپولیس، ماد، پارت، نام پادشاهان هخامنشی و شهرها و اقوام ایران و ... استفاده کرده و بارها به خاستگاه ایرانی - هخامنشی این آثار اشاره میکند ( ترجمه 👇 ). رودنکو فقط ۷ بار کلمه « ترک » را در کتاب خود ذکر کرده و با بررسی دقیق جزییات این آثار باستانی، کوچکترین یافتهای درباره ترکی بودن آنها پیدا نکرده است !💥💥 ترجمه فارسی برخی از جملات کتاب را در مطالب بعدی میآوریم .....🆔 @iranzamin777.




