〇🍂با هیجانی آرام،چشمانِ کاغذی صبح را گشودم...و بوی باروت رااز خطوطِ مرزی احساس کردم...هیچ خبری برای…
انتشار: 2026/07/13 21:14 UTC
〇🍂با هیجانی آرام،چشمانِ کاغذی صبح را گشودم...و بوی باروت رااز خطوطِ مرزی احساس کردم...هیچ خبری برای ما،بعد از گذشت بیست سال،توفان و تندباد نیست...دلیلی برای خوشدلی و شادمانی نداریم،و هیچ، برای آنکه فریادش زنیم.دریای تاریخ یاغی است...ما،در وسعتاش،از میان تهدیدِ مهیبِ جنگ،خواهیم گذشت.همچو زورقهایی که امواجِ دریا را کنار میزنند...■شاعر: #ولادیمیر_مایاکوفسکی [ روسیه، ۱۹۳۰-۱۸۹۳ ]■برگردان: #سارا_ابوطالبی #جهان_شعر_و_ترجمه 〇🍂🆔 @jahan_tarjome





