〇🍂کودکیام آنجاستدارد با مریم تاببازی میکندو بهاندازهی تمامِ بچههایی که نزاییدیمچقدر مادر بود…
انتشار: 2026/07/15 20:21 UTC
〇🍂کودکیام آنجاستدارد با مریم تاببازی میکندو بهاندازهی تمامِ بچههایی که نزاییدیمچقدر مادر بودیم...دارد برف میباردبیست سالگیام کنارِ پنجره استو به ردپایی خیره شدهکه وقتی آفتاب بزندبرای همیشه از کوچه پاک خواهد شد...باید بگذرمباید مثل همهی چیزهایی که دوستشان داشتهاماز این خیابان بگذرم!هوا سرد استو من هر چقدر هم که لباس میپوشمدلگرم نمیشومباید بگذرمو به اولین مردی که رسیدم لبخند بزنماما این اتوبوسهرچقدر که میرود به سعادتآباد نمیرسد...کسی چه میداندکسی چه میداندزنیکه سرش را به شیشه میچسباندو به خیابان خیره میشودچقدر تنهاست...■شاعر: #سپیده_احمدخانی #جهان_شعر_و_ترجمه 〇🍂🆔 @jahan_tarjome





