〇🍂انساندشواریِ وظیفه است. دستانِ بستهام آزاد نبود تا هر چشمانداز را به جان دربرکشمهر نغمه و هر چش…
انتشار: 2026/07/24 15:22 UTC
〇🍂انساندشواریِ وظیفه است. دستانِ بستهام آزاد نبود تا هر چشمانداز را به جان دربرکشمهر نغمه و هر چشمه و هر پرندههر بَدرِ کامل و هر پَگاهِ دیگرهر قلّه و هر درخت و هر انسانِ دیگر را.رخصتِ زیستن را دستبسته دهانبسته گذشتم دست و دهان بستهگذشتیمو منظرِ جهان راتنهااز رخنهی تنگچشمیِ حصارِ شرارت دیدیم واکنونآنک درِ کوتاهِ بیکوبه در برابر وآنک اشارتِ دربانِ منتظر! ــدالانِ تنگی را که درنوشتهامبه وداعفراپُشت مینگرم:فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه بوداما یگانه بود و هیچ کم نداشت.به جان منت پذیرم و حق گزارم!(چنین گفت بامدادِِ خسته.) ■شاعر: #احمد_شاملو احمد_شاملو [ ۲۱ آذر ۱۳۰۴ – ۲ مرداد ۱۳۷۹ ]#زادروز#جهان_شعر_و_ترجمه〇🍂🆔 @jahan_tarjome




