〇🍂 🍂■آیینهچیزی که به من شبیه مانده باشدیکی: چشمهای منو دیگری: نگاههای اندوهناکِ من استآنچه می…
انتشار: 2026/07/27 18:41 UTCدریافت: 2026/08/01 00:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:00 UTC
〇🍂 🍂■آیینهچیزی که به من شبیه مانده باشدیکی: چشمهای منو دیگری: نگاههای اندوهناکِ من استآنچه میاندیشیدم اتفاق نیفتادو در آیینهها فقط منام.دروغ نیست که تغییر کردهام دروغ نیستاکنون همهی ترانهها مرا به گریه میاندازنداین زمان نیست که انسان را دیوانه میکندبلکه از یاد نبردناش دردآور است.زمان بود که از کفِ دستهای منپَر گشود و رفتوقتی که من خیال و رؤیایی نداشته باشمزمان بر اندیشههای من حکمروایی میکند.کسی را که نخستین بار به او عشق ورزیدمچه کسی خبر دارد که هماکنون کجاست؟مرگ - ابتدا - خاطرههای مرا با خودش بُردو من در آیینهی زمانمرگ را دیدم.■شاعر: #اومیت_یاشار_اوغوزجان (#امید_یاشار_اوغوزجان) [ Ümit Yaşar Oğuzcan / ترکیه، ۱۹۸۴-۱۹۲۶ ]■برگردان: #ابوالفضل_پاشا 🔺از کتابِ #چه_شکلی_از_تاریکی / #نشر_کتاب_هرمز 🔺برای تهیهی این کتاب با شمارهی ۰۹۱۶۷۳۰۴۷۱۱ به نامِ #شهرام_فروغی_مهر - مدیرِ نشرِ کتاب هرمز - تماس بگیرید یا در ایتا به همین شماره پیام بفرستید.#جهان_شعر_و_ترجمه 〇🍂🆔 @jahan_tarjome




