
با سلام این کانال در راستای ترویج فرهنگ اهلبیت ع تلاش میکند...ادمین@Haz133آدرس در ایتاhttps://eitaa.com/jannatolmahdiآدرس در نرم افزار سروشhttp://sapp.ir/jannatolmahdiآدرس سایت اینترنتی Www.janatmahdi.blogfa.com
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 15 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/12
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 19 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
#حضرت_رسول_مدح #حضرت_رسول_شهادت احمد که سراپا شده ممدوحِ خدایشعرش است ثناگوی مضامین دعایشاو صاحب خیرات و مَبِراّتِ خدیجه استبخشیده خدا کل جهان را به عطایشبا آل علی، پنج تنِ آل عبا ساختهستند غلامان علی خاک عبایشاحسنت به محتاجِ حسین و حسن اومحتاج، به نان شبِ خود نیست گدایشباهم علی و فاطمه اش روزه گرفتنددادند غذای شب ما را نوه هایشاو عبد سیه رو شده را عبدخدا کرددنبال بلال است نه آهنگ صدایشاز دور، دلش تنگ اویس قرنی بود یاری که صحابه نرسیدند به پایشخاکستر همسایه سرش ریخت، دعا کردشد باعث آسایش ما درد و بلایشبا رفتن بابا جگرِ دخترِ او سوختانگار عزای پدرش بوده عزایشاز هر طرفِ خانه ی خود خاطره ای داشتمیخواند دگر، خانه ی او روضه برایشداغ حسنش غصهی آن چادر خاکی استبدجور بهم ریخته آن خانه فضایشمادر به زمین خورد در آن معبر باریکشد شانه ی پر درد حسن راه گشایشتا کی جلویش قاتل مادر بنشیند؟خواب فدک و کوچه نمی کرد رهایشآن حوریه سیلی بدی خورده، درست استاین ضربه ی سیلی است و آن سوخته جایشزینب نظر انداخت به میخ و در خانهرفت آهِ مدینه طرفِ کرببلایشفرمود کنار تنِ صد چاک برادرای کاش نمی زد نوک نیزه روی نایَشبالای تن محتضرش کاش حسن بودافتاده غریبانه میان شهدایشمیدوخت غم کرببلا را به مدینهتیری که نمودند ز تابوت، جدایشتیر تن او را که اباالفضل درآوردمیگفت حسن: جان همه ما به فدایشجای دو برادر، چقدر باز بجنگدبیچاره شده خواهر انگشت نمایشپیری که ندارد رمقِ نیزه شکاندن ...زد روی تنش با همه ی زورِ عصایشزنده است، خجالت مده او را دم مغربدستش بِبُر و دست نَبَر سوی ردایش#رضا_دین_پرور t.me/janatmahdihttp://eitaa.com/jannatolm…
#پیامبر_اکرمبس کُن عزیزِ تا سحر بیدار بس کُن کُشتی مرا از گریه ی بسیار بس کُنای چند شب بیدار مانده آب رفتیای چند شب گریانِ من اینبار بس کُنبس کُن کنارِ بسترم خیس است زهراآتش نزن بر این تنِ تَب دار بس کُنرویت ندارد طاقتِ این اشکها راطاقت ندارد اینهمه آزار بس کُنباید ببینی روزهایِ بعد از این راباید بمانی با غمی دشوار بس کُنباید بگویم روضه های بعد خود را باید بسوزی بعد از این دیدار بس کُنای کاش بعد از من کسی جایت بگویدبا هیزم و با آتش و دیوار بس کُنای کاش میگفتند خانوم بچه داردای کاش میگفتند با مسمار بس کُندر کوچه می اُفتی کَسی غیر از حسن نیست با گریه می گوید که در انظار بس کُندر کوچه می اُفتی و می گوید به قنفذاُفتاد دستِ مادرم از کار بس کُندستت مغیره بشکند حالا که اُفتاداز چادر او پایِ خود بردار بس کُن بگذار یک جمله هم از گودال گویمخون گریه ات را کربلا بگذار بس کُنوقت هزار و نُهصد و پنجاه زخم است ای نیزه ی خونبار این اصرار بس کُناین ناله هایِ دخترت پیشِ حرامی استبا شمر می گوید نزن نشمار... بس کُنحسن لطفیt.me/janatmahdihttp://eitaa.com/jannatolm…
#پیامبر_اکرمنفسم در شماره افتادهرنگ و رویم پریده است علیسر من را بگیر بر زانوتوقت رفتن رسیده است علیگرچه زود و سریع طی شد و رفتچقدر روزگار سخت گذشتهمه سالهای تبلیغمبه من بیقرار سخت گذشتدل من را همیشه توهینبی حیاها شکست یادت هستسنگ باران کودکان لجوجسر من را شکست یادت هستدر احد که غریب ماندم منبغض کفار داشت وا میشدیک تنه جوشنم شدی تو علیتو نبودی سرم جدا میشداثر آفتاب شعب این بوددر سرم شعله های تب ماندهبه کف پای من ازآنموقعخارهای ابولهب ماندهچه کنم وقت رفتن امده استدل ندارم که روضه خوان باشمکاش میشد زمان حمله به درزنده باشم کنارتان باشمظاهرا مومن و مسلمانندبا تو و فاطمه بداند علیصبر کن صبر کن برای خداهمسرت را اگر زدند علیهمه هیزم بدست می آیندآتشی پشت در به پا بشودوای اگر در به فاطمه بخوردمیخ در بین سینه جا بشودصبر کن آن زمان که با سیلیقصد دارند بررویش بزنندیا که در پیش دست بسته ی توبا قلافی به بازوریش بزنندتازه این اول مصیبت هاستکزبلای حسین نزدیک استمثل زهرا قرار سوختن بچه های حسین نزدیک است..خیمه ها دانه دانه میسوزندهرکجا دود سربه سر آتشدختران من و تو با گریههمه جان میدهند در آتشسید پوریا هاشمیt.me/janatmahdihttp://eitaa.com/jannatolm…
#پیامبر_اکرمتا آفتاب روی نبی در حجاب شددل ها ز داغ ماتم عظمی کباب شدگرد عزا به چهره افلاکیان نشستاز آه فاطمه دل ذرات آب شدوقتی سه روز جسم نبی روی خاک بوددنیا به فرق اهل محبت خراب شدبعد از کناره گیری امت ز اهل بیتقوم امین مکه دچار عذاب شدآیا عذاب بدتر از اینکه پس از رسولبی حرمتی به گفته ی مالک رِقاب شد؟آیا عذاب بدتر از اینکه به ظلم و جوردست گره گشای علی در طناب شد؟آیا عذاب بدتر از اینکه به دست قهردر خانه هم عزیز علی در نقاب شد؟از فتنه ای که حرمت خیر النسا شکستپامال، دین حضرت خیرالمَآب شددر التهاب آتش در ازدحام ظلمگلواژه ی کتاب رسالت گلاب شدزهرا غریب شد علی از او غریب ترحتی دگر سلام علی بی جواب شدای وای آنکه حرمت ختم رسل نداشتبعد نبی به جای نبی انتخاب شدآنکس که داشت بر لب خود "حَسْبُنا کتٰاب"مشمول لعنت ابدی کتاب شدای خوش به آن زمان که بگویند از حجازآن نور چشم فاطمه پا در رکاب شدسیدروح الله مؤیدt.me/janatmahdihttp://eitaa.com/jannatolm…
#برگشت_به_مدینه ز جا برخیز مادر! شور محشر را بپرس از مننه، عاشورای از محشر سیهتر را بپرس از منزصحرای بلا با داغ هجده لاله میآیمبه خون غلطیدن گلهای پرپر را بپرس از منبه این پیراهن صد پارۀ خونین نگاهی کنشمار زخمهای جسم بی سر را بپرس از مناگر لیلا نبوده کربلا، من بودهام مادربه خون آغشتن رخسار اکبر را بپرس از منرباب از شدّت غم گریه بگرفته گلویش رالب خشک و تلظّیهای اصغر را بپرس از منهمان ناگفته بهتر، قصّۀ پیشانی و محملسر نی صوت قرآن برادر را بپرس از منپس از مرگ شهیدان در میان آنهمه دشمنوداع آخر بابا و دختر را بپرس از مناگر از لالههای بوستان خود نمیپرسیغم گلهای عبدالله جعفر را بپرس از منتن پاک حسینت زخم روی زخم شد امّابه حلق تشنۀ او آب خنجر را بپرس از مناگر چه کُشت بانگ العطش پیوسته زینب راخجالتهای عبّاس دلاور را بپرس از منز سوز خویش (میثم!) تا که عالم را بسوزانیمصیبتنامۀ آل پیمبر را بپرس از من#غلامرضا_سازگارhttps://t.me/janatmahdieitaa.com/jannatolmahdi
تا کربوبلا هست زمین را عشق استآه دل همواره غمین را عشق استهر چند که هیچ است همه ارزش ماما کلب حسینیم همین را عشق است#امیر_کرمیhttps://t.me/janatmahdieitaa.com/jannatolmahdi
#امام_حسین_اربعینآه از آن ساعت که با صد شور و شینزینب آمد بر سر نعش حسینبر سر قبر برادر چون رسیدناله و آه و فغان از دل کشیدبا زبانِ حال، آن دور از وطنگفت با قبر برادر این سخنالسلام ای کشته راه خداالسلام ای نور چشم مصطفیالسلام ای شاه بیغسل و کفنالسلام ای کشته ی دور از وطنالسلام ای تشنه ی آب فراتالسلام ای کشتی بحر نجاتالسلام ای سید و سالار ماالسلام ای مونس و غمخوار مابهر تو امروز مهمان آمدهخواهرت از شام ویران آمدهسربر آر از خاک و بنگر حال ماخیز از جا بهر استقبال ماشرح حال خود حکایت میکنموز فراق تو شکایت میکنمتا تو بودی شأن و شوکت داشتمخیمه و خرگاه و عزّت داشتمآتش کین کوفیان افروختندخیمه ی ما را به آتش سوختندالغرض از کوفه تا شام خرابگرچه ما دیدیم ظلم بیحسابلیک دارم شکوه ها از اهل شامکز سر دیوار و از بالای بامچون تو رفتی بیکس و یاور شدمدستگیر فرقه ی کافر شدماز پس قتل تو ای شاه شهیداز سرم شمر لعین معجر کشیدبعد قتل و غارت اموال توتاخت دشمن بر سر اطفال توبسکه سیلی شمر زد بر رویشانگشت نیلی صورت نیکویشانآنقدَر سنگ جفا بر ما زدندکز غم آتش بر دل زهرا زدنداز جفای شامیان خون شد دلمگشت در ویرانه آخر منزلمپس از آن ویرانه با چشم پر آببرده ما را شمر در بزم شرابآه از آن ساعت که از روی غضبزاده ی سفیان یزید بیادبدر حضور خواهر گریان توچوب میزد بر لب و دندان توبگذر ای ذاکر زر شرح این مقالتا توانی اندر این ماتم بنال#سیدعباس_حسینی_جوهری #ذاکرhttps://t.me/janatmahdieitaa.com/jannatolmahdi
#برای_جامانده_ها#شعر_پایداری اگرچه منتظر و بیقرار میآییمبه شوق روز وصال نگار میآییمنرفتهایم ولی کوله پشتمان بستیمکه در مقر خیابان به کار میآییماگرچه درد بزرگیست داغ مشایهدر این معامله، با غم کنار میآییمبه دستمان علم سرخ «یالثارات» استنرفتهایم ولی در شمار میآییمزنیم و کودک اگر، در مسیر ایمانیمبرای لشکر حق مرد بار میآییمعلیالاصول به امر امام خامنهایبرای کشور خود پای کار میآییم#الهام_باقریhttps://t.me/janatmahdieitaa.com/jannatolmahdi
#امام_حسین #اربعین_حسینی#جاماندهسنگ هم آتش گرفت از حال ما جامانده هاگریه باید کرد بر اقبال ما جامانده هادرد را همدرد ، جور دیگری حس می کندفطرس امروز آمده دنبال ما جامانده هاظهر روز اربعین و یک سلام از راه دور این دگر شد عادت هر سال ما جامانده هاباز هم قربان گریه ، آن رفیق کودکیداده یاری بر زبان لال ما جامانده هاجور دیگر داد از داغ رقیه می زننددم به دم ، این چند روز ، امثال ما جامانده هامحمدحسین رحیمیانt.me/janatmahdihttp://eitaa.com/jannatolm…
#امام_زمان_عج#اربعین_حسینیبر پای خسته میدهد تاب و توان تا کربلا موکب به موکب میرود با زائران تا کربلابا گریه حسرت میخورم بر آنکه هر سال اربعینشد همقدم با حضرتِ صاحب-زمان(عج) تا کربلابر پرچم سبزش نوشته یا لَثارات الحُسین(ع)چون از عمو عباس ِ(ع) خود دارد نشان تا کربلایاد علی اکبر(ع) می افتد تا که می بیند جوانبیتاب؛ گریه میکند با هر اذان تا کربلاتا بر گلوی طفل شش ماهه می افتد چشم اوبا اشک؛ خیره میشود بر آسمان تا کربلایادِ رقیه(س)، یادِ آن دردانۂ بی آب و نانبر دست های کودکان داده ست نان تا کربلاهر لحظه یادِ شام حالش میشود آشوب تراز داغ عمّه زینبش(س) شد روضه خوان تا کربلااز داغ تلّ و مقتل و گودال دارد میرود-غرق عطش با هروله بر سر زنان تا کربلابر خاک می نشیند و می خوانَد از خدّالتریببا هر فرازِ «ناحیه» داده ست جان تا کربلا!مرضیه عاطفی t.me/janatmahdihttp://eitaa.com/jannatolm…
«السَّلامُ عَلیكِ یا أُمُّ المَصائِبِ یازَینَب»#اگر_زینب_نبود«کربلا» درخود رها میشد اگر زینب نبود«ظهر عاشورا» فنا میشد اگر زینب نبودپرچم «اسلام» میافتاد بر روی زمینپرچم ظالم بپا میشد اگر زینب نبود؟محو میشد ماجرای «عاشقان کربلا»عشق بیقدر و بها میشد اگر زینب نبودقصه ی جانسوز «سالار شهید نینوا»عاری از شور و نوا میشد اگر زینب نبودبانگ «هَل مِن ناصِری» که نصرت اسلام بوداندک اندک بیصدا میشد اگر زینب نبوداز سرِ بیجسم «شاه دین» بهروی نیزههابیخبر، خلق خدا میشد اگر زینب نبودصحنه ی ایثار «هفتاد و دو یار باوفا»بیگمان بی اعتنا میشد اگر زینب نبودجسم صدچاک «علیاکبر» عزیز مصطفیاز زمین کی جابجا میشد اگر زینب نبودتیر و حلق «اصغر» و بیداد دستِِ «حرمله»در فراموشی، رها میشد اگر زینب نبودپیکر و دستان «سقای رشید کربلا»بیشتر از هم جدا میشد اگر زینب نبودظلم شمر و ابن سعدِ نحس و عمّال یزیدمحو از روی و ریا میشد اگر زینب نبوددر بیان ماجرای «حق و باطل» تا ابد...حق مطلب، کی ادا میشد اگر زینب نبودکشتی اسلام میشد غرق از بعد حسینتا ابد بی ناخدا میشد اگر زینب نبودظالم ملعون، «یزیدِ» دون میان مسلمینلایق حمد و ثنا میشد اگر زینب نبودگوش عالم بیخبر میماند از «بیداد» اوقصه از این ماجرا میشد اگر زینب نبود(ساقیا) از «ماجرای کربلا» بر شیعیانکرد زینب «دختر شیر خدا» حق را بیان سید محمدرضا شمس t.me/janatmahdihttp://eitaa.com/jannatolm…
صد هزاران دام و دانهست ای خداما چو مرغانِ حریص بینوامیرهانی هر دمی ما را و بازسوی دامی میرویم ای بینیازما درین انبار گندم میکنیمگندم جمع آمده گُم میکنیممینیندیشیم آخر ما بهوشکاین خلل در گندمست از مکر موشموش تا انبارِ ما حفره زدستوز فنش انبار ما ویران شدستاوّل ای جان دفع شَرِّ موش کنوانگهان در جمع گندم جوش کنبشنو از اخبار آن صدر الصّدورلا صَلوةَ تَمَّ اِلّا بِالحُضورگر نه موشی دزد در انبار ماستگندم اعمالِ چل ساله کجاستریزهریزه صدقِ هر روزه چِراجمع میناید درین انبار مامولاناt.me/janatmahdihttp://eitaa.com/jannatolm…
«اول ماه صَفر بد سَفری بود حسینساربانِ من عجب بدنظری بود حسین»راهِ یکساعته یک روز به طول انجامیدکار این بی شرفان ، پرده دَری بود حسین سنگ خوردم سرِ بازار عجب دردی داشتدردِ سَر داشتَنَم ، دردسری بود حسینای جگردارترین مَحرَم زینب ، بر نِیآنکه زن میزند از بی جگری بود حسینبعدِ بازار همه صورت مان نیلی شدبخدا از اَثرِ بی سپری بود حسینته بازار یکی نام محلّی را گفتمردک مست عجب فتنه گری بود حسینآن محل چشمِ خریدار به ما داشت فقطکاش این شام بلا را سحری بود حسینحرف بد زد به ربابه بخدا آب شدمبی سبب بود فقط رهگذری بود حسینسر تو بر روی نِی بند نمی شد دیگرنیزه دارِ سر تو ، خیره سری بود حسین چه شد آنشب که تو به خانه ی خولی رفتیبعد از آن زلف سرت مختصری بود حسینما عزیزان تو بودیم ولی خوار شدیمبعد تو قسمت ما دربه دری بود حسین.t.me/janatmahdihttp://eitaa.com/jannatolm…
#حضرت_زینب علیهاالسلام#کاروان_در_شاماینک زمان، زمان غزلخوانی من استبیتیست این دو خط که به پیشانی من استهان ای یزید! بشنو و ابرو گره نزناین میهمانی تو نه... مهمانی من است!غرّه نشو به آنچه سرِ نیزه کردهایاینها چراغهای چراغانی من استهفتاد سر از این همه، با من برادرنداما دو سر از این همه، قربانی من استنذر من است و از پی احیای دین حقخونِ دو چشم خانۀ بارانی من استایمن مباد از این همه مشعل، خزان توتا نوبت بهار گُلافشانی من استما را چو آفتاب به شامَت کشاندهایاینک زمان قافلهگردانی من است... #مهدی_بهارلوhttps://t.me/janatmahdieitaa.com/jannatolmahdi
#حضرت_رقیه_شهادت دیر به دادم رسیدی ای سر زخمیکاش بمانی کنار دختر زخمیباز بسوزان مرا به سوز صدایتباز صدایم بزن زحنجر زخمینذر تو کردم تمام بال و پرم راحال ببین حال این کبوتر زخمیچیز زیادی نمانده از من خستهنیمه ی جانی میان پیکر زخمیطاقت برخاستن ز خاک نماندهنای پریدن نمانده با پر زخمیپرپر و پژمرده ام خودم ولی امشبمست تو ام ای گل معطر زخمینور تو در کنج آن تنور چه می کردای سر خاکستری شده ، سر زخمیای به فدای سرت بیا که ببندمزخم جبین تو را به معجر زخمی#هادی_ملک_پور t.me/janatmahdihttp://eitaa.com/jannatolm…