#پیرمرد_گاریچی#دیگ_نذری#حضرت_زهرا#امام_حسینپیر مردی تمام عمرش را بین بازاروکوچه سر می کردهرکسی بار…
انتشار: 2026/07/16 06:07 UTC
#پیرمرد_گاریچی#دیگ_نذری#حضرت_زهرا#امام_حسینپیر مردی تمام عمرش را بین بازاروکوچه سر می کردهرکسی بار در دکانش داشت پیر اُفتاده را خبر می کرد او که عمری برای نان حلالگاری اش را به هر طرف می بردقول داده که رایگان ببردبار روضه اگر به تورش خوردروزی از کوچه که به خانه رسیدهمسرش گفت: درد نان داریماز بد حادثه همین امشبنان نداریم و میهمان داریمسال ها با غم تهی دستیدر خفایت اگرچه سر کردیمی رود آبرویمان امشبدست خالی اگر تو برگردیباز هم راهی خیابان شدحجره ها را یکی یکی می دیدهیچ باری نمانده روی زمیناز نگاهش عذاب می باریدگوشه ای بین کوچه و بازاربا خودش گفت کاش میمُردمخسته ام دیگر از همه از بسحسرت عمر رفته را خوردمدر همین حال بر زمین خوابیدناگهان کودکی صدایش کردپیر مرد خمیده حیران شدگیوه را تا به تا که پایش کردگفت جانم مرا صدا کردیزود تر عرضه کن که کارت چیست؟مس، ملافه، گلیم ، یا قالیحاضرم من بگو که بارت چیستپسرک گفت پیش آن کوچهروضهٔ هفتگی شده برپادیگ را از حیاط خانه مامیتوانی بیاوری آقا؟پیرمرد از جواب او جا خورددیگ نذری روضه را میدیدگاری اش را جلو عقب کرد وبه سیه روزی خودش خندیدیادش افتاد عهد دیرین را روز اول که گاری اش را بردقول داده که رایگان ببردبار روضه اگر به تورش خوردپیر مردی که در دوراهی بوداین طرف دیگ نذری بی مزدآن طرف خانواده اش محتاج مرگ بر روزگار شادی دزددیگ را برد عقل او می گفتمزد زحمت بگیر و عاقل باشکه در این روزگار جایز نیستتنگدستی و کار بی پاداشدل ولی حرف دیگری میزدعهد دیرین بهانه دل بودپیرمرد از دلش حمایت کردبس که این پیر خسته عاقل بوددیگ را برد مبلغی نگرفتدست خالی به خانه بر می گشتپیر مرد شکسته و تنهااز گذشته شکسته تر می گشتتا به خانه رسید از بازارناگهان مضطرب شد و حیرانپشت در کفش های بسیار وداخل خانه مملو از مهماناز لب پنجره نگاه انداختمیوه های عجیب و رنگارنگعطر ناب برنج ایرانینالهٔ زعفران در هاونگهمسرش که ز خانه بیرون رفتدید مردش نشسته با حیرتگفت از دست پر رسیدن تومتحیر شدم خدا قوتتا تو از خانمان برون رفتی پیرمردی شریف و گاری کشدم در آمد و صدایم زدگفتم از پشت نرده؛ فرمایش؟بیقرارو شکسته چون مرغیکه پر و بال بر قفس می زد#عطش از چهر اش نمایان بود#تشنه بود و نفس نفس می زدگفت این خوار و بار را داده است#مادری قدکمان و آزردهما بدهکار همسرت هستیمدیگ نذری برایمان بردههرکسی که ندارد عشق توراتازه فهمیده که نداری چیستقصه کل #عاشقانحسینقصه پیرمرد گاریچی ست#اللهم_عجل_لولیک_الفرجt.me/janatmahdieitaa.com/jannatolmahdi