به نام خداامام حسین و جامعه امروز ایران✍ علیرضا کفاییتوجه و تکریم امام حسین(ع) در جامعه ایرانی، بیش…
انتشار: 2026/06/25 18:48 UTC
به نام خداامام حسین و جامعه امروز ایران✍ علیرضا کفاییتوجه و تکریم امام حسین(ع) در جامعه ایرانی، بیش از سایر امامان شیعه جلوهگر است و پس از انقلاب نیز نقشی ویژه در حیات سیاسی و اجتماعی کشور یافته است. با این همه، با اندکی تأمل و کنکاش میتوان دریافت که مرام و مکتب حسینی، کمتر از آنچه انتظار میرود، در جامعه امروز ایران نفوذ و تأثیر یافته است.برای چرایی این مسئله، دلایل گوناگونی میتوان برشمرد، اما شاید اساسیترین آن را باید در شیوه حکمرانی و نوع نگاه به دین و مردم جستوجو کرد. برداشت و تفسیری که از دین و بهویژه از امام حسین(ع) به جامعه عرضه میشود، در بسیاری موارد با آنچه مردم در عرصه عمل مشاهده میکنند، تفاوت دارد و همین دوگانگی میان گفتار و کردار، به تدریج پایههای اعتقادی جامعه را سست میکند و به مذهب آسیب میرساند.از امام حسین، گاه تصویری ساخته میشود که محصول ذهنیتها و نگرشهای خاص است؛ تصویری که با زندگی روزمره مردم و مشکلات فراوان آنان سازگاری چندانی ندارد. در عین حال، از همین مردم انتظار میرود که حسینی باشند. آن همه عظمت، رشادت، حماسه، عرفان، خداجویی، تربیت انسانی، شهادت و اهداف والای الهی و بشری، گاه به شعارهایی تقلیل مییابد که تنها در چند روز محرم تکرار میشود و چهبسا با مداحیهای انحرافی، تفسیرهای تکبعدی و بهرهبرداریهای سیاسی و قدرتطلبانه آلوده میگردد و سپس در میان انبوه مشکلات و بحرانهای زندگی مردم به فراموشی سپرده میشود؛ حال آنکه مکتب امام حسین، درس زندگی، خداباوری، ستمستیزی و رعایت حقالناس است.تقسیم مردم به دو گروه «حسینی» و «یزیدی» نیز خطایی بزرگ است. اگر کسی در صف قدرت باشد، هر اندازه آلوده به فساد، خیانت و دروغ، خودی محسوب میشود و اگر در آن صف نباشد، هرچند پاک، صادق و دلسوز مردم و جامعه باشد، به فتنهگری و نفوذی بودن متهم میشود. با چنین رویکردی، نمیتوان مدعی پیروی از امام حسین بود.امام حسین(ع) در برابر حاکمی ایستاد که دقیقاً چنین نگاهی داشت و هر مخالفی را فتنهگر میخواند، در حالی که سرچشمه فتنه، خود او بود. شاید، به تعبیر علامه طباطبایی، معرفت کامل به مقام امام جز از راه عرفان ممکن نباشد، اما آنچه عقل سلیم درمییابد، خود حجتی روشن و هماهنگ با حکم دین است.چه حرکت امام حسین را قیام بنامیم و چه با تعابیر دیگر از آن یاد کنیم، چند اصل روشن در سخنان و رفتار آن حضرت آشکار است: اصلاح انحراف حکومت و بازگشت به سیره پیامبر، امر به معروف و نهی از منکر، رعایت حقالناس ـ آنجا که فرمود هر کس حقی بر گردن دارد، بازگردد ـ و نپذیرفتن بیعت با حاکم ستمگر و جائر.امام حسین(ع) با دشمن نیز گفتوگو کرد. اگر برخی از بهکار بردن واژه «مذاکره» پرهیز دارند، میتوان آن را به شکل دیگری بیان کرد، اما اصل گفتوگو و تبادل نظر میان امام و طرف مقابل، امری انکارناپذیر است. از همین رو، آنان که خود را پیرو آن حضرت میدانند، باید در روزگار بحران و تنگنای معیشتی مردم، ضرورت گفتوگو و تعامل را درک کنند، مردم را از خود نرانند و مخالفان را به شمر و فتنهگر تشبیه نکنند. همچنین باید به حقالناس و اصلاح امور جامعه اهتمام ورزند؛ چرا که حصر و زندان، سیره اباعبدالله نبود.به حسین اقتدا کنیم و به یاد داشته باشیم که میرحسین موسوی، از سر خیرخواهی گفته بود:«بر ماست که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهره فطرتپسندانه آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی را که در این دیار به نام دین برپا شد، برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی، از نقد منصفانه گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم. بر ماست که همچون زینب(س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل کنیم.»@kafaeealirezaa
