
هر نوع سلطنت مطلقه، حتی معتدلترین نوع آن و هر گونه اشرافیت حتی اصلیترین شکل آن به حق توهینی به مقام انسانیت است._________________
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 88 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 93 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
🔴 شیری که ما را خورد! / سقوط آزاد مصرف لبنیات در سایه تورم ۱۵۰ درصدیدادههای مرکز آمار نشان میدهد که گرانی در بازار لبنیات نه مقطعی بوده و نه محدود به یک محصول، بلکه سفرههای مردم روزبهروز از این کالای حیاتی خالیتر میشود.موج بیسابقه گرانیدر فاصله تیر ۱۴۰۴ تا تیر ۱۴۰۵، قیمت پنیر پاستوریزه ۱۵۶.۴ درصد، شیر پاستوریزه ۱۴۸.۴ درصد، دوغ ۱۳۰.۹ درصد و ماست پاستوریزه ۱۲۷.۴ درصد افزایش یافته است. سقوط آزاد مصرف سرانهمصرف سالانه لبنیات هر ایرانی از حدود ۱۳۰ کیلوگرم در سال ۱۳۸۹ به نزدیک ۴۰ کیلوگرم در سالهای اخیر رسیده است که نشاندهنده کاهش ۹۰ کیلوگرمی مصرف در طول یکونیم دهه اخیر است. تناقض بزرگ بازارمسئله اصلی کمبود کالا نیست، بلکه کاهش شدید قدرت خرید مردم است. به طوری که در شرایط افت مصرف داخلی، بیش از ۷ میلیون تن شیر خام برای صنایع یا صادرات به شیر خشک تبدیل میشود. خطر پنهان برای سلامت جامعهحذف آرام کلسیم و پروتئین از سبد غذایی خانوادهها، پیامدهای ناگواری مانند ضعف سلامت استخوان و افت کیفیت تغذیه نسل آینده را به دنبال دارد که هزینههای درمانی سنگین آن در آینده نمایان خواهد شد.برای مطالعه متن کامل این گزارش تحلیلی در سایت آوش اینجا را کلیک کنید@Kaleme
⭕️هشدار حزب اتحاد ملت دربارهی روند فزایندهی رادیکالیسم🔻حزب اتحاد ملت ایران طی بیانیهای نسبت به روند به رشد نشانههای رادیکالیسم در کشور هشدار داد.در این بیانیه آمده است:به نام خدا 🔱بحرانهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی، فشارهای معیشتی، و نگرانی از تداوم تهدیدهای خارجی، ایران دیرپای را در شرایطی حساس و پرمخاطره و جامعه و حاکمیت را در معرض آزمونی سترگ قرار داده است. برای گذر از این آزمون دشوار راهی جز حکمرانی سنجیده، تقویت اعتماد عمومی، حفظ انسجام اجتماعی، احیای امید، کاهش تنش و توسعهی تعامل مثبت و سازنده با جهان وجود ندارد.🪽تجربهی ماههای گذشته نشان داد که در اوج تهدید خارجی و در شرایط مواجههی کشور با یکی از دشوارترین موقعیتهای امنیتی، هنوز امکان شکلگیری نوعی همدلی و کاهش دست کم موقت برخی شکافهای اجتماعی و سیاسی وجود دارد. هرچند، نباید از این واقعیت غفلت کرد که وحدت حول پرچم و سرمایهی اجتماعی انباشته شده در چنین شرایطی بسیار شکننده و ناپایدار است و تضمینی برای تداوم یا تکرار آن وجود ندارد و حفظ آن نیازمند زمینهسازی برای مشارکت همهی مردم و جلب رضایت عامه از طریق حکمرانی خوب است.🌱کسب اعتماد عمومی، جلب رضایت اجتماعی و ایجاد احساس تعلق به سرنوشت کشور در شهروندان، پیکرهی اصلی قدرت ملی و پشتوانهی جاودانهی امنیت کشور است. تجربه نشان داده است در صورت شکل نگرفتن یا فرسوده شدن پیکرهی یاد شده، اتکای صرف به ابزارهای سخت و تصمیمات امنیتی، تأمین امنیت ملی را تضمین نمیکند.🪷طی حدود دو ماه اخیر بهخصوص پس از امضای یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا توسط رؤسای جمهور دو کشور، ابراز مواضع تند در برخی تریبونهای عمومی از جمله تجمعات شبانه، تداوم فضای هیجان و شور جنگی در جامعه از طریق اطلاعرسانی جهتدار و تحلیلهای غیرعلمی و عوامفریبانه در برخی رسانهها و بهطور خاص صداوسیما، صدور و اجرای برخی احکام قضایی، و احضارها و برخوردهای امنیتی با اقشار مختلف از جمله چهرههای هنری، تصویری نگرانکننده از آینده را فراروی اکثریت خاموش جامعه قرار میدهد. شوربختانه انتصاب برخی افراد تندرو و نامتعادل در مناصب مؤثر نیز بهجای مخابرهی بشارت عقلانیت، آیندهنگری و بهبود وضعیت به جامعه، بر تیرگی چشمانداز آینده میافزاید.☘️حزب اتحاد ملت ایران با ابراز نگرانی نسبت به روند یاد شده، دربارهی تقویت نوعی رادیکالیسم در فضای سیاسی و اجتماعی کشور که ممکن است با تعمیق شکافهای اجتماعی دوباره جامعه را بهسوی قطبی شدن و تشدید منازعات سوق دهد، هشدار میدهد. ادامهی روند فزایندهی رادیکالیسم، نهتنها به حل مسائل کشور کمکی نمیکند، بلکه موجب تضعیف سرمایهی اجتماعی، انسجام ملی و در نهایت امنیت کشور میشود.رادیکالیسم گسترهی گستردهای دارد و پیامدهای خطرناک آن منحصر به خشونت نیست. تهدید انگاشتن تفاوت، دشمنی پنداشتن نقد، حذف کردنی دانستن مخالف، سادهسازی برخی از پیچیدگیهای جامعه به دوگانههای سادهی "خودی و غیرخودی" یا "با ما و علیه ما" و ... را میتوان گونههایی از رادیکالیسم دانست که ممکن است جامعه را از درون فرسوده یا دچار رفتار واکنشی کنند.🌙کشوری که با فشار خارجی، مشکلات اقتصادی و نارضایتیهای انباشته مواجه است، بیش از هر چیز به گسترش ظرفیت تحمل نقدها و تفاوتها نیاز دارد و باید از هر فرصتی برای کاهش تنشها و ترمیم اعتماد عمومی استفاده کند.🔻حزب اتحاد ملت ایران از همهی شخصیتها و گروههای مؤثر بر تصمیمسازی و مقامات و نهادهای تصمیمگیرنده میخواهد روندهای جاری را با حساسیت، دقت و مسئولیتپذیری بیشتری مورد توجه قرار دهند و تنها به امنیت پایدار و اقتدار واقعی که رسیدن به آن بدون پشتوانهی اجتماعی و اعتماد عمومی ناممکن است، بیاندیشند.☘️همچنین شایسته است حتی اقدامات قانونی با ملاحظهی شرایط اجتماعی، آثار عمومی و پیامدهای امنیت ملی مورد ارزیابی قرار گیرد. انتظار از شورایعالی امنیت ملی این است که در شرایط خاص با استفاده از اختیارات خود از اقدامات تنشآفرین جلوگیری کند. اثربخشی اجرای قانون و تأمین امنیت برای تحکیم ثبات کشور مشروط به همراه شدن با عدالت، تناسب، شفافیت و دوراندیشی، و نیفزودن بر شکافهای موجود است.🎋حزب اتحاد ملت اعتقاد دارد جامعهی ایران بیش از صدای بلندتر به صدای عاقلانهتر، بیش از مجازات و حذف به اطمینان و آرامش، و بیش از تقابل به امکان گفتوگو و تفاهم نیاز دارد.💫توقف روند رادیکالیسم در فضای سیاسی و اجتماعی، متانت در حکمرانی، احترام به تفاوتها، رواداری و گذشت، کاهش تنش، ترمیم شکافهای اجتماعی، رعایت اعتدال، پرهیز از اقدامات تحریکآمیز، تقویت اعتماد عمومی و گشودن مسیرهای قانونی گفتوگو و مشارکت، نقطهی آغازین مسیر سربلندی ایران و رستگاری ایرانیان است.۲۳ مرداد ۱۴۰۵حزب اتحاد ملت ایران اسلامی@kafaeealirezaa
⭕️ خانه مان آتش گرفته است آتشی جانسوز.✍محمدجواد غلامرضاکاشیدانشیار علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی🔱صد و اندی سال است در این دیار یکی اسلام گراست یکی چپ، یکی لیبرال و دیگری ناسیونالیست و توسعهگرا. اینهمه همیشه با هم در ستیز و رقابت بودهاند. با اینهمه در هر دوره تاریخی، اجماع نظری میان این سخنهای متعارض شکل گرفته که از دید همه آنها پنهان بوده است. همه تفاوتهای خود را میبینند اما به شباهتهای خود کورند.🪽اجماع نظر پنهانی زور و توانی بیش از هر کدام از این صداهای رنگارنگ دارد. اجماع نظر پنهانی هر دوران، مادیت پیدا میکند و در یک وضعیت سیاسی متجلی میشود. البته آنچه در عمل مادیت پیدا میکند تا حدی تجلی آن اجماع پنهانی است تا حدی صورت کاریکاتوری آن عقلانیت. گاهی خیال میکنی واقعیت عقلانیتهای دورانی را به تمسخر گرفته است.🌱همه متفکران و اهل نظر و هنرمندان دهههای سی و چهل و پنجاه ایران، به رغم اختلافات شدید، در استقلال سیاسی و عدالت اجماع نظر داشتند. آن اجماع نظر بود که در نظم جمهوری اسلامی مادیت پیدا کرد. حال باید بررسی کرد جمهوری اسلامی تا کجا تجلی آن عقلانیت بود تا کجا صورت تمسخر شده آن عقلانیت.🔻از اواخر دهه شصت و بخصوص در دهه هفتاد، نیروهای لیبرال و چپ و ناسیونالیست و اسلامگرا، با یکدیگر در ستیز و رقابت بودند اما یک اجماع نظر پنهانی پیرامون دمکراسی میان آنها شکل گرفت. همه تحولات پس از دوم خرداد را ذیل این عقلانیت میتوان بررسید و همزمان به این سوال پاسخ داد: آنجه در فرایندهای انتخاباتی تحقق یافت تجلی آن عقلانیت بود یا صورت تمسخر آمیز آن؟امروز هم شاهد ستیز میان نیروهای مختلف فکری در جامعه ایرانی هستیم. اما اجماع نظر پنهانی آنها چیست؟ به گمان نگارنده اجماع نظری در میان نیست. آنچه هست یک خالی عمیق و تهی است.⚡️اجماع نظری که به انقلاب پیوست همه ما را دست به کار سازمان دادن به یک حکومت ایدئولوژیک کرد. اجماع نظر دهه هفتاد، همه را دست به کار سازمان دادن به دمکراسی و توسعه سیاسی ساحت. اجماع نظر این روزها همه را دست به کار جنگ میکند. ما کمر به قتل یکدیگر میبندیم. گدازههای آتش به سمت یکدیگر پرتاب میکنیم. 💫خانمان و سرمایههای پیشین را میسوزانیم. ما همه فرزندان دوران خود هستیم. دوران ما دوران زوال و انحطاط جمعی است.جنگ با شکست عقلانیت معطوف به دمکراسی در اواخر دهه نود آغاز شد. رویدادهای 96 و 98 هشدار خطرناک بود. در 1401 و 1404 آتش زبانه کشید و اینک با تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران، صورتی فوق العاده خطرناک پیدا کرده است. جنگ از درون به بیرون و از بیرون به درون زبانه میکشد.خانه مان آتش گرفته است آتشی جانسوز.@kafaeealirezaa
🌸 حلول ماه ربیعالاول مبارک باد 🌸ربیعالاول، ماه میلاد پیامبر رحمت و آغازگر فصل تازهای از نور، امید و مهربانی است.امید که به برکت این ماه عزیز، دلها سرشار از آرامش، زندگیها لبریز از برکت و جامعهمان برخوردار از رحمت، اخلاق، همدلی و صلح باشد.🌿 حلول ماه ربیعالاول بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد.کفایی@kafaeealirezaa
🔴 وقتی هشت ماه زندان دیگر خبر نیست مهدی محمودیان: برای آزادی خودم تقاضای عدالت نمیکنم✍ مهدی محمودیانچند هفتهای بود که حکم هشت ماه زندانم صادر شده بود و چیزی دربارهاش ننوشتم. امروز حکم قطعی شد و فکر کردم دستکم باید توضیح بدهم چرا.این پرونده مربوط به دو یادداشتی است که وقتی هنوز در زندان بودم نوشتم. یکی درباره خشونتی که هنگام انتقال زندانیان از تهران بزرگ به اوین رخ داد و دیگری همان یادداشت ایستاده: "بر قلههای توهم و ناتوان از دیدن واقعیت."به اتهام تبلیغ علیه نظام احضار شدم. بازپرس شعبه دو، دو بار برایم قرار منع تعقیب صادر کرد و هر دو بار دادستان اعتراض کرد. بار سوم کیفرخواست صادر شد و پرونده به شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب رفت. قاضی تقیزاده مرا به هشت ماه زندان محکوم کرد. وکیلم به اقتضای وظیفهاش لایحه داد اما من در دادگاه حاضر نشدم. به حکم هم اعتراض نکردم.راستش مدتی است دیگر حاضر نیستم برای آزادی خودم از دادگاهی تقاضای عدالت کنم که برای دهها جوان این کشور حکم اعدام صادر کرده و هزاران سال زندان میان هزاران معترض و منتقد تقسیم کرده است. اگر قرار است چنین دادگاهی مرا به زندان بفرستد، زندانش را تحمل میکنم. این به معنای پذیرفتن حکم نیست. برعکس، اعتراض نکردن من به این حکم، خودش بخشی از اعتراض من است.دلیل اینکه خبرش را هم زودتر منتشر نکردم شاید از همه اینها سادهتر باشد. خجالت کشیدم.بعد از آنچه در ۱۴۰۱ دیدیم و آنچه در دیماه بر سر مردم آمد، بعد از این همه کشته، زندانی و اعدامی، هشت ماه زندان من چه چیزی بود که بخواهم برایش خبر بنویسم؟برای ۵ مهر هم پرونده دیگری با همین اتهام در شعبه ۲۶ دارم. قاضیاش ایمان افشاری است. در آن دادگاه هم حاضر نخواهم شد و به حکمش هم اعتراض نخواهم کرد.در آستانه پنجاه سالگیام. از حدود ۲۲ سالگی تا امروز، هشت سال و سه ماه را در زندان گذراندهام. یعنی تقریباً به ازای هر دو روز و نیم بیرون از زندان، یک روز داخل زندان بودهام.نمیدانم این بار چه زمانی اجرای احکام سراغم خواهد آمد. فقط میدانم اگر بیایند، دوباره میروم.نه با شوق. نه با امیدهای بزرگ و جملههای حماسی. فقط با همان خستگی و تلخیای که این روزها سهم خیلی از ما شده است.منبع: کانال تلگرام نگارنده@Kaleme
🔺توقف اجرای طرح عرضۀ بنزین با نرخ پالایشگاهی در کرمانمدیر شرکت پخش فراوردههای نفتی کرمان: 🔹پیرو مذاکرات امشب استاندار کرمان با مقامات کشوری و نیاز به بررسی بیشتر طرح مدیریت مصرف سوخت و مقابله با قاچاق، عرضه بنزین با نرخ آزاد پالایشگاهی در استان کرمان متوقف شد.شرق@kafaeealirezaa
به نام خداتوپ در زمین کرمانآزمایش گران کردن بنزین در دیار کریمان آغاز شده است؛ حالا باید دید خوبان کرمانی، در دفاع از حق و حقوق همه مردم ایران، چه خواهند کرد.✍کفایی @kafaeealirezaa
به نام خداتنگه کرمان!طنزخبر رسید بنزین در کرمان قرار است "آزمایشی" گران شود.مسئولان گفتند: نگران نباشید، فقط در کرمان امتحان میکنیم!مردم پرسیدند: اگر آزمایش موفق شد چه میشود؟گفتند: آن وقت نسخه سراسری میپیچیم!یکی از رانندگان کرمانی گفت: ما سالهاست در تنگه مشکلات گیر کردهایم؛ در تنگه هرمز هم گیر کردیم حالا فقط مانده بود تنگه کرمان هم با قیمت بنزین فتح شود!✍علیرضا کفایی@kafaeealirezaa
به نام خداهمجواری با امام، همراهی با امام نیست✍️ علیرضا کفاییدر کنار مرقد امام رضا(ع)، کسانی آرمیدهاند که بنا بر برخی گزارشهای تاریخی، در زمان حیات خود نهتنها با امام همراه نبودند، بلکه رفتار و عملکردشان با آرمان و سیره امام نیز فاصله داشت. این واقعیت تاریخی، فارغ از نامها و جزئیات اختلافبرانگیز آن، یک پرسش مهم و همیشگی پیش روی ما میگذارد:آیا نزدیکی به یک امام، الزاماً به معنای نزدیکی به راه و آرمان اوست؟پاسخ روشن است: خیر.برای نمونه، در طوس، قبر هارونالرشید عباسی، پدر مأمون، در کنار مدفن امام رضا(ع) قرار گرفته است؛ دو قبر در کنار یکدیگر، اما دو سرنوشت و دو کارنامه کاملاً متفاوت. همین همجواری تاریخی، الهامبخش شعر معروف دعبل خزاعی، شاعر و ستایشگر امام رضا(ع)، شده است:قبرانِ فی طوسٍ خیرُ الناسِ کلِّهمو قبرُ شرِّهم هذا من العِبَرما ینفعُ الرِّجسَ من قربِ الزکیو لا علی الزکیِّ بقربِ الرِّجسِ من ضرریعنی:دو قبر در طوس، کنار یکدیگر قرار دارند؛ یکی قبر بهترین انسانها و دیگری قبر بدترین انسانهاست و این خود از عبرتهای روزگار است؛ نه نزدیکی آن انسان پلید به انسان پاک، نفعی به حال او دارد و نه همجواری انسان پاک با آن انسان پلید، زیانی به او میرساند.این شعر، فراتر از یک اشاره تاریخی، یک حقیقت عمیق انسانی را بیان میکند:مکان، ماهیت انسان را تغییر نمیدهد.میتوان در کنار یک امام دفن شد، اما در زندگی از او فاصله داشت؛ میتوان نام امام را بر زبان آورد، اما در عمل با عدالت، کرامت انسان، اخلاق و حق بیگانه بود. میتوان در مراسم و زیارتها پیشگام بود، اما در برابر ظلم و تبعیض سکوت کرد.امام رضا(ع) تنها یک مکان مقدس یا یک نام برای تبرک نیست؛ او نماد علم، اخلاق، کرامت، گفتوگو و حقیقتجویی است. بنابراین اگر قرار است به امام رضا(ع) نزدیک شویم، نزدیکی واقعی نه با فاصله چند متری از ضریح، بلکه با فاصله گرفتن از ظلم، دروغ، خودکامگی، تحقیر انسان و سوءاستفاده از دین سنجیده میشود.مکان، انسان را مقدس نمیکند؛ این رفتار انسان است که به حضور او معنا میدهد. ممکن است کسی در مقدسترین مکانها دفن شود، اما کارنامهاش در برابر عدالت و حقیقت قابل دفاع نباشد. در مقابل، انسانی ممکن است هیچگاه در کنار یک امام آرمیده نباشد، اما در زندگی خود به اخلاق، آزادی، عدالت و کرامت انسان وفادار مانده باشد.از همینجاست که باید میان "همجواری با امام" و "همراهی با امام" تفاوت گذاشت.همراه امام بودن یعنی اگر امام از عدالت گفت، عدالت را بخواهیم؛ اگر از کرامت انسان دفاع کرد، انسان را تحقیر نکنیم؛ اگر با تحمیل و جبر مخالفت کرد، خودمان ابزار تحمیل نشویم؛ و اگر حقیقت هزینه داشت، حقیقت را فدای منفعت و قدرت نکنیم.هرکس میتواند خود را نزدیک امام بداند؛ اما پرسش اصلی این نیست که چقدر به حرم نزدیکیم، بلکه این است که چقدر به اخلاق و آرمان امام نزدیک شدهایم؟و نیز زیارت، زمانی معنا پیدا میکند که انسان پس از بازگشت از حرم، اندکی عادلتر، صادقتر، مهربانتر و آزادهتر شده باشد.وگرنه ممکن است انسان بارها کنار ضریح بایستد، اما همچنان از امام دور باشد.همجواری با امام افتخار نیست؛ اگر رفتارمان با راه امام بیگانه باشد.افتخار، همراهی با حقیقتی است که امام برای آن ایستاد.@kafaeealirezaa
نظری کن به دلمحال دلم خوب شودیا امام رضا (ع) مددی...شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد.@kafaeealirezaa
آمدم ای شاه پناهم بدهخط امانی زِگناهم بدهای حرمت ملجا درماندگان دور مران از در و راهم بدهاستاد محمدعلی کریمخانی⚫شهادت حضرت امام رضا علیه السلام تسلیت باد⚫@kafaeealirezaa
تعریف و اهمیت سرمایه اجتماعی و اعتمادعناصر بنیادین سرمایه اجتماعی: جوهره سرمایه اجتماعی شامل اعتماد و عملکرد درست نهادها است.تعاریف اعتماد:ترجیح ندادن منافع نامشروع خود به منافع مشروع دیگران در تعاملات.باز بودن درهای ذهن برای بررسی بیطرفانه شواهد (تعریف خانم اشطوله).ابعاد اعتماد: شامل اعتماد بینفردی، اعتماد عمومی به دیگران و مهمترین وجه آن، اعتماد به نهادها (مانند دولت، رسانه، انتخابات، پول و دستگاه دیپلماسی) است.کارکرد اصلی سرمایه اجتماعی: ایجاد همبستگی اجتماعی و ظرفیت «زیست مسالمتآمیز» افراد با گرایشها، قومیتها و عقاید گوناگون در کنار یکدیگر.علل افول سرمایه اجتماعی و اعتماد نهادی در ایرانرابطه اعتماد و حل مسئله: نهادها از طریق حل مسائل جامعه، اعتماد میسازند. وقتی نهادها ظرفیت حل مسئله را از دست میدهند، اعتماد عمومی به آنها از بین میرود.ناکارآمدی نهادها در ۲ دهه گذشته: از دست رفتن کارکرد نهادهایی چون صداوسیما، انتخابات، آموزش و درمان. برای نمونه، قطع مداوم اینترنت (مانند قطعی ۵ ماهه در سال ۱۴۰۴) اعتماد به کسبوکارهای اینترنتی را کاملاً نابود کرده است.انحراف در کارکرد سیاست: فضیلت اصلی سیاست، «مدیریت غیرخشونتآمیز خشونت» است. از سال ۱۳۸۸ به بعد، سیاست در ایران این کارکرد را از دست داده و چرخه خشونت در وقایعی مانند سالهای ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱ و بهویژه دیماه ۱۴۰۴ اوج گرفته است.عوامل بیرونی و داخلی فروپاشی اقتصادی و اجتماعیخطاهای سیاست خارجی: نقد جدی به مدیریت پرونده هستهای و غنیسازی بدون حل مسائل با جهان و عدم مدیریت تنش با آمریکا.پیامدهای مخرب تحریمها: تحریمها نه تنها خسارات مالی هنگفت (بین ۱۲۰۰ تا ۳۵۰۰ میلیارد دلار) زدند، بلکه طبقه متوسط (پیشبرنده دموکراسی)، محیط زیست، ارزش پول و زنجیره تولید صنعتی را نابود کردند.شکلگیری نخبگان میانی و رانتخواری: از سال ۱۳۸۸، هسته سخت قدرت برای مهار خشونت کف خیابان، به توزیع بیرویه انواع رانتها (سیاسی، اقتصادی، رسانهای) میان نخبگان میانی روی آورد که باعث ناکارآمدی و فساد گسترده شد.ایده کنشگران مرزی و انسداد سیاسینقش تاریخی کنشگران مرزی: افرادی که بین مردم و حکومت رفتوآمد کرده و تلاش میکردند مسائل را منتقل، نهاد خلق و خشونت را مهار کنند.محدودیت و ناکامی کنشگری مرزی: علیرغم دستاوردهای مقطعی (مانند برجام یا انتخاب برخی رؤسای جمهور)، این جریان در نهایت نتوانست مانع ورود کشور به چرخه خشونت داخلی و جنگهای منطقهای شود.انسداد دوگانه (داخلی و بیرونی):انسداد داخلی: عدم امکان اصلاح یا تغییر قواعد از طریق ابزارهایی مانند انتخابات یا شورای نگهبان.انسداد بیرونی: ناشی از تحولات ژئوپلیتیک جهانی مانند مناقشه آمریکا و چین و دکتری امنیتی جدید اسرائیل.پدیدارشناسی جریانهای جدید و وضعیت «نفرت مستأصل»شکست ایدههای سادهانگارانه گذار: نقد جریان سلطنتطلبی و دفترچه گذار به دلیل تقلیل سیاست به مسائل صرفاً فنی و مهندسی و نادیده گرفتن پیچیدگیهای جامعه.پدیده انکار تاریخی: پهلوی، قاجار را انکار کرد؛ جمهوری اسلامی نیز کل دستاوردهای پهلوی (صنعت، ارتش، راه آهن) را انکار نمود که این امر آسیبزا بوده است.ایجاد وضعیت «نفرت مستأصل»: جامعه به دلیل ناکارآمدی، نابرابری شدید اقتصادی-سیاسی، و احساس عدم عاملیت، دچار ترکیبی از نفرت از وضعیت موجود و استیصال از ایجاد تغییر شده است.مکانیسمهای تولید نفرت در جامعهانواع نابرابری: نابرابریهای سیاسی و اقتصادی شدید، رانتخواری و توزیع ارز ترجیحی.گزینش: فرایند ۵۰ ساله گزینش، نه تنها جلوی نفوذ را نگرفته، بلکه باعث تبعیض و خشم عمومی و زخمهای عمیق بر تن ایرانیان شده است.تبعیض و عدم بیطرفی حکومت: ترجیح دادن زن باحجاب بر بیحجاب یا دیندار بر غیردیندار که ناقض فضیلت اصلی حکومت (بیطرفی) است.بحران معیشت: نبود همزمان شغل باکیفیت، تورم بالا و رشد اقتصادی صفر در دهه اخیر.چشمانداز آینده ایرانسناریوهای محتمل:سناریوی ویرانی: تخریب کامل زیرساختها در اثر جنگ و تبدیل شدن به یک «دولت فرومانده و جامعه درمانده».سناریوی زیستپذیری: مشروط به بقای زیستپذیری کشور و دستیابی به توافق با جهان (بهویژه آمریکا).پیشبینیها: حداقل یک دهه بحران شدید اقتصادی و مناقشات سیاسی در پیش خواهد بود. همچنین احتمال وقوع اعتراضات عمومی جدید به دلیل شرایط اقتصادی تا اواخر بهار وجود دارد.شرط تغییر: ایران آینده (چه در صورت ویرانی و چه در صورت بازسازی) هیچ شباهتی به وضع موجود نخواهد داشت و رهبران جدید باید ادراک متفاوتی از جهان پساترامپ و پسا-۷ اکتبر داشته باشند.@kafaeealirezaa
به نام خدادعای مظلوم؛ صدای خاموش جامعه✍علیرضا کفاییپیامبر اکرم(ص):◾️ از دعاى ستمديده بترسيد؛ زيرا اين دعا همچون شراره اى به آسمان بالا مى رود.▫️ اِتَّقُوا دَعوةَ المَظلومِ؛ فإنّها تَصعَدُ إلى السَّماءِ كأنَّها شَرارَةٌ.▪️ كنز العمّال"دعای مظلوم" فقط یک مفهوم اخلاقی و مذهبی نیست؛ یک هشدار اجتماعی و سیاسی است. جامعهای که در آن حقِ انسانها نادیده گرفته شود، اعتراض شنیده نشود و عدالت در برابر قدرت عقب بنشیند، دیر یا زود با انباشت نارضایتی روبهرو خواهد شد.مظلومیت فقط در فقر و محرومیت خلاصه نمیشود؛ بیعدالتی، تبعیض، تحقیر، سلب حق انتخاب، زندان، خشونت و نادیده گرفتن صدای منتقدان نیز میتواند احساس مظلومیت اجتماعی ایجاد کند.قدرت اگر خود را از نقد بینیاز بداند، فاصلهاش با جامعه بیشتر میشود. اما هیچ قدرتی نمیتواند برای همیشه میان "آنچه مردم تجربه میکنند" و "آنچه به مردم گفته میشود" دیوار بکشد.پیام این سخن نبوی روشن است: مظلوم را نادیده نگیرید.زیرا جامعهای که دادخواهی در آن بسته شود، خشم و بیاعتمادی در آن انباشته میشود؛ و بیاعتمادی، سرمایهای است که هیچ حکومتی نمیتواند با تبلیغ و زور جبرانش کند.عدالت فقط اجرای قانون نیست؛ شنیدن صدای انسانِ بیپناه نیز هست.و دعای مظلوم، پیش از آنکه به آسمان برسد، میتواند زنگ خطر زمینیِ یک جامعه باشد.@kafaeealirezaa
⚫ امام علی (ع) در سوگ پیامبر (ص): اگر به شكيبايى امر نمى كردی، آنقدر اشك مى ريختم تا اشك هايم تمام شوددر خطبه ۲۳۵ نهج البلاغه چنین آمده که امام علی (ع) به هنگام غسل دادن پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و در سوگ ایشان فرمود:▪️پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا با رحلت تو رشته اى پاره شد كه در مرگ ديگران اينگونه قطع نشد، با رحلت تو رشته پيامبرى، و فرود آمدن پيام و اخبار آسمانى گسست.▪️مصيبت تو (آن چنان عظیم است که)، ديگر مصيبت ديدگان را به شكيبايى واداشت، و همه را در مصيبت تو يكسان عزادار كرد. اگر به شكيبايى امر نمى كردى، و از بى تابى نهى نمى فرمودى، آنقدر اشك مى ريختم تا اشك هايم تمام شود، و اين درد جانكاه هميشه در من مى ماند، و اندوهم جاودانه مى شد، كه همه اينها در مصيب تو ناچيز است، چه بايد كرد كه زندگى را دوباره نمى توان بازگرداند، و مرگ را نمى شود مانع شد، پدر و مادرم فداى تو ما را در پيشگاه پروردگارت ياد كن، و در خاطر خود نگهدار. @kafaeealirezaa
﷽رحلت ختمی مرتبت، نبی مکرم، پیامبر مهربانی ﷺ و امام حسن مجتبی(ع)تسلیت باد.@kafaeealirezaa
چرا ایدئولوژی داشتن اینقدر جذاب است؟ ضررهای ایدئولوژی اندیشی چیست؟ایدئولوژی یعنی باور داشته باشیم که برای هر سؤال، فقط یک پاسخ وجود دارد؛ برای هر مسئله، تنها یک راهحل؛ و برای هر مشکل، فقط یک راه رفع. گویی حقیقت از پیش کشف شده و دیگر نیازی به اندیشیدن، پرسیدن یا جستوجو نیست.اما چرا انسانها جذب ایدئولوژی میشوند؟ زیرا جهان بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که دوست داریم. زندگی سرشار از ابهام، شک، تناقض و عدم قطعیت است و انسان، به طور طبیعی، از چنین وضعیتی رنج میبرد. او دوست دارد جهان را روشن، منظم و قابل پیشبینی ببیند.ایدئولوژی دقیقاً همین نیاز را هدف میگیرد. وعده میدهد که همهچیز را روشن میکند؛ به همهی پرسشها پاسخ میدهد، برای همهی مشکلات راهحل دارد و انسان را از سرگردانی و ابهام نجات میدهد. به همین دلیل، همواره برای بسیاری از انسانهای ساده اندیش جذاب بوده است.اما این آرامش، بهایی سنگین دارد. ضررهای ایدئولوژی: نخستین هزینه، کنار گذاشتن عقل شخصی است. وقتی پاسخ همهی پرسشها از قبل آماده باشد، دیگر نیازی نیست خودت بیندیشی؛ دیگران به جای تو فکر کرده اند!دومین هزینه، از دست دادن مسئولیت شخصی است. وقتی تصمیمها را دیگری میگیرد، مسئولیت آن تصمیمها نیز از دوش تو بعنوان انسان مستقل برداشته میشود و جایگاه برده فکری میگیریسومین هزینه، از دست رفتن آزادی و اختیار است. انسان ایدئولوژیک دیگر انتخاب نمیکند؛ بلکه اطاعت میکند. جای پرسش را فرمانبری میگیرد و جای «چرا؟» را «به چشم».و سرانجام، خطرناکترین وضعیت زمانی است که ایدئولوژی در اختیار قدرت سیاسی قرار بگیرد. در این حالت، صاحبان قدرت خود را صاحبان حقیقت نیز معرفی میکنند. دیگر فقط بر رفتار مردم حکومت نمیکنند، بلکه تعیین میکنند حقیقت چیست، جهان را چگونه باید دید و چه چیزی درست یا نادرست است. از اینجا به بعد، قدرت تنها بر زندگی انسانها مسلط نیست؛ بلکه بر حقیقت نیز ادعای مالکیت میکند.بخشی از کتاب «قدرت بی قدرتان»@kafaeealirezaa
هست شب یک شبِ دمکرده و خاکرنگِ رخ باخته استباد، نو باوهی ابر، از بر کوهسوی من تاخته استهست شب، همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا،هم ازین روست نمیبینداگر گمشدهای راهش را... با تنش گرم، بیابان درازمرده را ماند در گورش تنگبه دل سوختهی من ماندبه تنم خسته که می سوزد از هیبت تب!هست شب. آری، شب.. #نیما_یوشیج
هرگز از مرگ نهراسيده اماگر چه دستانش از ابتذال، شکننده تر بود.هراس من–باری–همه از مردن در سرزمينی استکه مزد گورکن از آزادی آدمی افزون تر باشدشاملو
ادامه از بالا☝مطالبه شفافیت، جرم نیست.پرسش از روند شمارش آرا، جرم نیست.آنچه باید پاسخ داده شود این است که چرا اعتراض انتخاباتی سال ۸۸ به چنین بحران بزرگی تبدیل شد و چرا به جای بازسازی اعتماد عمومی و رسیدگی شفاف به اعتراضها، راه حصر و حذف انتخاب شد؟آقای حدادعادل!شما امروز از رفتار میرحسین موسوی در چند ساعت حساس سال ۸۸ سخن میگویید؛ اما مردم درباره هفده سال یک تاریخ سؤال دارند:درباره شورای نگهبان؛درباره جانبداری برخی ناظران؛درباره رسانههای دولتی؛درباره تریبونهای رسمی و منبرهای نماز جمعه؛درباره برخورد با معترضان؛درباره حصر؛و درباره مسئولیت کسانی که آن روز قدرت داشتند و امروز بسیاری از آنان از صحنه کنار رفتهاند.اگر قرار است پرونده ۸۸ دوباره باز شود، همه آن را باز کنیر.اگر قانون معیار است، قانون برای همه.اگر عدالت معیار است، عدالت برای همه.اگر حقیقت معیار است، حقیقت را کامل بگویید.شاید آنچه سالها "فتنه" نامیده شد، بیش از آنکه مسئله یک فرد باشد، بحران اعتماد میان مردم و ساختار قدرت بود.و امروز، پس از این همه سال، حصر طولانیمدت میرحسین موسوی بیش از آنکه پاسخی به یک بحران باشد، خود به یکی از نمادهای حلنشده همان بحران تبدیل شده است.آقای حدادعادل!قبل از آنکه درباره میرحسین موسوی حکم صادر کنید، یک بار هم درباره انتخاباتی که خودتان از دل آن به مجلس رسیدید پاسخ بدهید.قانون را اگر دوست دارید، از خودتان شروع کنید.خودتان را در آیینه ببینید.....@kafaeealirezaa
به نام خداحدادعادل و حافظه گزینشی؛ از مجلس ششم تا حصر میرحسین و روایتگری وارونه از ۸۸✍️ علیرضا کفاییآقای حدادعادل روایتگری وارونه ای از سال ۸۸ می کند و به سرزنش میرحسین موسوی پرداخته...اما آقای حدادعادل! این روایت، اگر حقیقت را نگوید، چیزی جز روایت گزینشی و تحریف تاریخ نیست.شما از قانون سخن میگویید؛ بسیار خوب. پس اجازه دهید درباره همه قانونشکنیها حرف بزنیم.پیش از آنکه میرحسین در حدود ساعت ۲۳ سخن بگوید، خبرگزاری فارس، حوالی ساعت ۱۸، از پیروزی احمدینژاد خبر داده بود؛ زمانی که هنوز رأیگیری در شعب ادامه داشت. رسانههای دولتی نیز در همان ساعات اولیه، نتیجه را به سود احمدینژاد اعلام میکردند.از آن مهمتر، فضای انتخاباتی فقط صندوق رأی نبود؛ تریبونهای دولتی، رسانههای رسمی، نمازهای جمعه، منبرها و بخشهایی از نهادهای رسمی کشور نیز در میدان بودند.و مگر میتوان فراموش کرد که درباره جانبداری برخی اعضای شورای نگهبان از احمدینژاد نیز سخنان و شواهد متعددی مطرح شد؟ اگر شورای نگهبان قرار بود داور انتخابات باشد، چگونه میتوانست برخی از اعضای آن همزمان در جایگاه حمایت سیاسی از یک نامزد قرار گیرند؟پس آقای حدادعادل، اگر میخواهید از قانون سخن بگویید، اینها را هم در ترازوی قانون بگذارید.نمیشود تریبونهای رسمی یک طرف را نادیده گرفت و فقط جملهای از میرحسین را به عنوان "تخلف" برجسته کرد.اما حالا برسیم به جایی که شاید برای شما ناخوشایندتر باشد:مجلس ششم!شما بهتر از بسیاری میدانید که ورودتان به مجلس ششم چگونه رقم خورد.در انتخابات مجلس ششم، علیرضا رجایی در شمار منتخبان تهران بود، اما پس از ابطال تعدادی از صندوقها و آرای تهران، نتیجه تغییر کرد و شما جای او وارد مجلس شدید.مصطفی تاجزاده، معاون سیاسی وقت وزارت کشور و مسئول برگزاری انتخابات، به همین روند اعتراض کرد و درباره ابطال آرا و عملکرد شورای نگهبان، از جمله از احمد جنتی، شکایت کرد.اگر آن اعتراضها بیاساس بود، چرا باید سالها درباره آن بحث شود؟و اگر اساس داشت، چرا پرونده به سرانجام روشنی نرسید؟آقای حدادعادل!شما که امروز برای میرحسین موسوی کلاس قانونگرایی میگذارید، آیا درباره همان انتخاباتی که با ابطال صندوقها نتیجهاش تغییر کرد، هیچ پرسشی از خودتان ندارید؟آیا آنجا هم قانون معیار بود؟اگر بله، بسیار خوب؛ پس درباره آن انتخابات هم توضیح بخواهید.درباره ابطال صندوقها.**درباره اعتراض تاجزاده.درباره سرنوشت علیرضا رجایی.**و درباره اینکه چرا اعتراض مسئول وقت برگزاری انتخابات به روند عملکرد شورای نگهبان به نتیجه روشنی نرسید.اگر قانون مهم است، این پرونده را هم روی میز بگذارید.نمیشود وقتی نتیجه به سود شماست، آن را "انتخابات قانونی" نامید و وقتی رقیب اعتراض میکند، ناگهان یاد قانون افتاد.این همان چیزی است که اعتماد مردم را فرسوده است:یک قانون برای خودیها و یک قانون برای غیرخودیها.آقای حدادعادل! مشکل شما با میرحسین چیست؟اگر مسئله قانون است، چرا حصر؟چرا دادگاه علنی برگزار نشد؟چرا میرحسین موسوی پس از این همه سال همچنان در حصر است؟اگر مرتکب جرم شده است، دادگاه تشکیل دهید.اگر جرمش ثابت نشده است، آزادش کنید.این سادهترین معنای قانون است.اما طنز تلخ تاریخ اینجاست که همان احمدینژادی که در سال ۸۸ از بخش مهمی از ظرفیتهای رسمی و تبلیغاتی کشور برخوردار بود، امروز خود به یکی از چهرههای طردشده از ساختار قدرت تبدیل شده است.همان احمدینژادی که زمانی از تریبونهای رسمی ستایش میشد، امروز حتی بسیاری از همان جریانهایی که زمانی پشت سرش بودند، حاضر نیستند مسئولیت نسبت خود با او را بپذیرند.اما میرحسین چه؟میرحسین همچنان در حصر است.این تناقض را چگونه توضیح میدهید؟اگر احمدینژاد آنگونه که در سال ۸۸ معرفی میشد "انتخاب درست" بود، چه شد که امروز به اینجا رسید؟و اگر میرحسین آنگونه که میگویید "مجرم" بود، چرا از برگزاری یک دادگاه علنی و عادلانه هراس دارید؟تاریخ را نمیشود با حذف چند صفحه عوض کردسال ۸۸ فقط یک سخنرانی میرحسین نبود.سال ۸۸ فقط یک اعتراض نبود.سال ۸۸ حاصل انباشته شدن بیاعتمادی بود؛ بیاعتمادیای که از انتخابات، عملکرد نهادهای نظارتی، جانبداریها، رسانههای رسمی، تریبونهای دولتی و نحوه برخورد با اعتراضها تغذیه شد.میرحسین موسوی را میتوان نقد کرد؛ اما مسئولیت بحران ۸۸ با کسان دیگری است.ادامه....👇
🔴 در نفی خشونت✍️ اردشیر امیرارجمندخبر ربایش و قتل فجیع حمیدرضا رجبزاده و سپس ارسال ویدئوی آن برای خانوادهاش، وجدان هر انسان متعارف و معقولی را جریحهدار و آدمی را بهتزده میکند. اگر این جنایت با انگیزه سیاسی صورت گرفته باشد، حساسیت نسبت به آن باید دوچندان باشد.نفی خشونت بهعنوان شیوه حل اختلاف و مناقشه، در هر ساحت و از جمله در عرصه سیاست، و در هر سطحی، یکی از پایههای بنیادین مدنیت، حکومت قانون و صلح اجتماعی است. مخالفت با شکنجه، ترور، آدمربایی، سرکوب خشونتبار، قتل و اعدام، و نیز حبس و حصر شهروندان بدون برخورداری از دادرسی عادلانه، بر اصل بنیادین کرامت انسانی استوار است. درست به همین دلیل است که مخالفت با این اعمال نمیتواند مشروط و گزینشی باشد.شخصیت، سوابق، گرایش سیاسی و حتی جرائم احتمالیِ یک قربانی، هرگز نمیتواند شکنجه، ربایش یا قتل او را توجیه کند. اگر قرار باشد حقوق بشر و کرامت انسانی را به رفتار و عقاید قربانی مشروط کنیم، در حقیقت دیگر از «حقوق بشر» سخن نمیگوییم، بلکه از امتیازی سخن میگوییم که تنها برای کسانی قائل هستیم که با ما همفکرند.از این منظر، اهمیتی ندارد که حمیدرضا رجبزاده مداح حکومتی بوده یا نه، با حکومت همراهی داشته یا نداشته، یا در سرکوب معترضان مشارکت کرده یا خیر. اگر کسی به حقوق بشر و کرامت ذاتی انسان باور دارد، باید همانقدر که قتلهای حکومتی و سرکوبهای خونین نظام استبدادی حاکم را محکوم میکند، شکنجه و قتل مخالف سیاسی خود را نیز صریح، قاطع و بدون هیچ قید و شرطی محکوم کند.حقوق بشر هنگامی معنا دارد که شامل «دیگری» نیز بشود؛ حتی آن دیگری که از او بیزاریم، با او مخالفیم و هیچ همدلی و اشتراکی با او نداریم. محکوم کردن شکنجه و قتلِ مخالف سیاسی، دفاع از او یا تأیید عقاید و عملکردش نیست؛ دفاع از اصلی است که اگر آن را نپذیریم، دیر یا زود هیچکس از خشونت در امان نخواهد بود.جامعهای که در آن آدمربایی، شکنجه و قتل به ابزار تسویهحساب سیاسی تبدیل شود، صرفنظر از اینکه مرتکب چه کسی و قربانی چه کسی باشد، در مسیر فروپاشی بنیانهای مدنیت و صلح اجتماعی گام برمیدارد. بنابراین همه مردم و همه جریانهای سیاسی، بهویژه آنان که خود را مدافع آزادی و حقوق بشر میدانند، باید با صراحت از بهکارگیری، تجویز یا توجیه چنین روشهایی برحذر باشند.مخالفت با خشونت، وقتی ارزش اخلاقی و سیاسی دارد که «بدون قید و شرط» باشد؛ وگرنه خشونت تنها از انحصار یک طرف خارج شده و به دست طرف دیگر افتاده است. آنچه باید نفی شود، نه فقط خشونتِ مخالفان ما، بلکه اصل خشونت بهعنوان ابزار حل اختلاف و مناقشه است.حساب ایکس دکتر اردشیر امیرارجمند@Kaleme
به نام خدارضایی به جای ذوالقدر؛ بازگشت منطق نظامی به رأس امنیت ملی؟✍️ علیرضا کفاییتغییر محسن رضایی به جای محمدباقر ذوالقدر، آن هم تنها مدت کوتاهی پس از انتصاب ذوالقدر، یک جابهجایی معمول اداری نیست. وقتی پای شورای عالی امنیت ملی در میان است، هر تغییر در رأس دبیرخانه میتواند حامل پیامی درباره مسیر آینده سیاست خارجی، امنیتی و حتی نسبت ایران با جنگ و مذاکره باشد.رضایی سالها فرمانده سپاه پاسداران بود، در مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور داشته و بارها در انتخابات ریاست جمهوری وارد میدان شده است؛ در سالهای ۱۳۸۴، ۱۳۸۸، ۱۳۹۲ و ۱۴۰۰ نام او در میان نامزدهای ریاست جمهوری قرار گرفت. با وجود این سابقه طولانی و برخورداری از تریبون و جایگاه رسمی، هیچگاه نتوانست اقبال گسترده عمومی برای رسیدن به ریاست جمهوری به دست آورد.این واقعیت قابل تأمل است: رضایی در ساختار قدرت همواره چهرهای مهم بوده، اما در میدان رأی مردم هیچگاه به یک چهره دارای پایگاه اجتماعی گسترده تبدیل نشد.اکنون اما او به جایگاهی منصوب شده که مستقیماً با امنیت ملی، جنگ، مذاکره، آمریکا و پروندههای حساس خارجی سروکار دارد.این انتصاب زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که مواضع اخیر و گذشته رضایی را کنار هم بگذاریم.در سال ۱۳۹۷، اظهاراتی از رضایی درباره امکان اسیر کردن هزار سرباز آمریکایی و گرفتن پول در ازای آزادی آنان منتشر شد؛ اظهاراتی که در فضای عمومی بازتاب گستردهای پیدا کرد و حتی از آن به عنوان راهی برای حل مشکلات اقتصادی یاد شد.در فروردین ۱۴۰۵ نیز رضایی درباره احتمال ورود نیروهای زمینی آمریکا به جنگ گفته بود: "سربازان آمریکایی میخواهند برای اسرائیل بمیرند؟ منتظریم..."در اظهارات دیگری نیز از احتمال اسیر شدن نیروهای آمریکایی سخن گفت و مدعی شد در صورت ورود آنان، ناوهای آمریکایی غرق و سربازانشان اسیر خواهند شد.و در تازهترین مواضعش، درباره تنگه هرمز خطاب به آمریکا هشدار داده که اگر محاصره ادامه پیدا کند، کشتیها و نیروهای آمریکایی با "خطرات و تلفات جدی" روبهرو خواهند شد و ایران اجازه ایجاد کریدور دوم در تنگه هرمز را نخواهد داد.این مجموعه مواضع را نمیتوان نادیده گرفت.البته بازدارندگی نظامی بخشی از امنیت ملی است و هیچ کشوری بدون قدرت دفاعی نمیتواند امنیت خود را تضمین کند؛ اما امنیت ملی فقط با تهدید متقابل، اسیرگیری و نمایش قدرت نظامی ساخته نمیشود.مسئله اینجاست که وقتی چنین ادبیاتی از سوی فردی مطرح میشود که اکنون مسئولیت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی را بر عهده گرفته، طبیعی است که جامعه و جهان خارج بپرسند:آیا قرار است زبان شورای عالی امنیت ملی، زبان مذاکره و دیپلماسی باشد یا زبان تهدید و مقابله؟امروز بیش از هر چیز به ترکیب هوشمندانهای از بازدارندگی، دیپلماسی، مذاکره و عقلانیت سیاسی نیاز است. قدرت نظامی زمانی پشتوانه دیپلماسی است که برای جلوگیری از جنگ به کار رود، نه برای نزدیکتر کردن کشور به جنگ.رضایی اکنون در موقعیتی قرار گرفته که باید تفاوت میان فرماندهی میدان جنگ و مدیریت امنیت ملی را نشان دهد.در میدان جنگ، تهدید دشمن بخشی از منطق نبرد است؛ اما در شورای عالی امنیت ملی، هر کلمه میتواند بر بازار، اقتصاد، روابط خارجی، مذاکره و حتی محاسبات نظامی طرف مقابل اثر بگذارد.از این منظر، انتصاب رضایی یک آزمون بزرگ است.او سالها در ساختار نظامی حضور داشته و سالها نیز در آرزوی ورود به قوه مجریه از مسیر انتخابات بوده است؛ اما اکنون بدون آنکه از صندوق رأی به ریاست دولت برسد، در یکی از مهمترین جایگاههای تصمیمگیری کشور قرار گرفته است.این همان نقطهای است که باید میان "اعتماد ساختار قدرت" و "اعتماد عمومی" تفاوت گذاشت.اعتماد ساختار قدرت به یک فرد، الزاماً به معنای برخورداری او از سرمایه اجتماعی نیست.ایا رضایی میتواند از تجربه نظامی خود برای جلوگیری از جنگ استفاده کند و برای عادیسازی ادبیات جنگ؛ از قدرت برای گشودن راه مذاکره بهره بگیرد، نه برای بستن راه دیپلماسی؛ و امنیت ملی را با منافع ملی یکی بداند.ایران به امنیت نیاز دارد، اما امنیت بدون اقتصاد، بدون دیپلماسی و بدون رضایت عمومی، امنیت پایدار نیست.رضایی این بار نه در برابر رقیب انتخاباتی، بلکه در برابر یک آزمون تاریخی قرار گرفته است: آیا میتواند از منطق جنگ برای ساختن صلح استفاده کند، یا منطق جنگ همچنان بر تصمیمگیری امنیت ملی غلبه خواهد کرد؟@kafaeealirezaa
با ترور و خشونت مخالفم به خصوص علیه مخالفم✍🏻مجتبی نجفی 🍂مداحی را به نام " حمید رجب زاده" ربوده و به فجیع ترین شکل ممکن به قتل رسانده اند. کار چه گروه و چه کسانی است را نمیدانم. پیشاپیش به عنوان کسی که سه واژه "گفتگو، صلح، مقاومت مدنی" را در مقابل " حذف، خشونت و سلطه" قرار داده هر شکل ترور و خشونت از طرف هر گروه و هر نهاد قدرت را نفی میکنم. 🍃پیش از هر چیز معتقدم حکومت باید به " خشونت" پایان دهد. از انباشت کینه و خشم اجتناب و اجازه ندهد آتش انبوه بحرانهای حل نشده و کینه های آوار شده به جای فرهنگ همزیستی مسالمت آمیز به حذف خشونت آمیز تبدیل شود و در این مورد آنکه در قدرت است بزرگترین مسئولیت را دارد. هرگز این رخداد تلخ را دستاویز تشدید اعدام قرار ندهید.🌱من در برابر " اسلحه" همیشه از " کلمه" دفاع میکنم، به جای " انتقام" از " دادخواهی" میگویم و به جای خشونت، مدافع گفتگو هستم بارها هر گونه شکل ترور و حذف فیزیکی را رد کرده ام و بر اهمیت جنبش های همبسته اجتماعی بر محور ایده های رهایی بخش با اتکا به فرهنگ شهروندی حرف زده ام و همیشه این حکومت بوده هر گونه جنبش مسالمت آمیز را به خشونت کشانده.🌿خطاب به مدافعان اصل آزادی و مخالفان حکومت، در محکومیت هر شکل خشونت تردید نکنید. سوای اینکه حذف دیگری حتی اگر مخالف من باشد، امری غیراخلاقی و غیرانسانی است، بازی در میدان خشونت در منطق سیاسی هم بزرگترین خطاست چرا که در میدان خشونت، آنکه اسلحه و سپاه و قدرت بیشتر دارد برنده است اما در میدان کنش و کلمه، شهروندان،🌾همیشه به " روش" پایبندم. محتوی و روش دوشادوش همند. برای همین در نفی هر شکل خشونت تردید نمیکنم و حتی منتقد خشونت کلامی در بخشی از نیروهای اپوزیسیون بوده ام چون معتقدم کلمات ما اگر آراسته نباشند در نهاد قدرت به خشونت ساختاری میرسند و ایده های رهایی بخش ما باید مزین به کلماتی باشند که " دیگری" را ارج نهد و اصل خشونت و اعدام را هدف قرار دهد. پس پاینده باد " نه به اعدام" " نه به خشونت" " نه به حذف مخالف" " نه به انتقام" " نه به استبداد" و آری به صلح، مقاومت مدنی، دادخواهی، گفتوگو و صلح ، @kafaeealirezaa
روایت آماری مسعود نیلی از زندگی ایرانیان از سال ۹۷ تا ۱۴۰۵؛ نرخ ارز، تقریبا ۵۰ برابر شده و ۱۶ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر افزوده شده استمسعود نیلی، اقتصاددان، در سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:🔹نرخ ارز از ابتدای سال ۱۳۹۷ تاکنون، تقریبا ۵۰ برابر شده است. این در حالی است که در بازههای زمانی مشابه در گذشته، حداکثر ۴ برابر میشده است. این ۵۰ برابر شدن در مسیری هموار اتفاق نیفتاده و بهصورت ۷ بحران بزرگ ارزی، اقتصاد ایران را لرزانده است.🔹سطح عمومی قیمتها در همین فاصله، کمی بیش از ۱۹ برابر شده، در حالی که در فاصلههای مشابه قبلی، حدودا ۳.۵ تا ۳.۸ برابر میشده است. در مورد خوراکیها، افزایش در مقیاس بیش از ۳۴ برابر است.🔹تولید ناخالص داخلی از سال ۱۳۹۷ تاکنون رشد بسیار اندکی داشته و درآمد خالص ملی سرانه در همین فاصله، تقریبا ۱۲ درصد کاهش یافته است.🔹در فاصله ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳، تقریبا ۱۶ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر افزوده شده است. این رقم، هیچ مشابه قبلی ندارد.🔹از سال ۱۳۹۸، حدود ۵ میلیون نفر به جمعیت در سن کار اضافه شده، اما میزان خالص اشتغال، تنها ۴۰۰ هزار نفر افزوده شده است. سالانه تنها ۵۷ هزار شغل جدید اضافه شده است.🔹از کل جمعیت حدود ۶۶.۵ میلیون نفر در سن کار، حدود ۴۰ میلیون نفر وارد بازار کار نمیشوند و حدود ۲.۵ میلیون نفر هم بیکارند. بخش غالب جمعیت غیرفعال و بیکار را جوانان در بازه سنی ۲۰ تا ۲۹ سال تشکیل میدهند.🔹به جمعیت زنان در سن کار، ۲.۶ میلیون نفر افزوده شده اما نه تنها به اشتغال زنان افزوده نشده، بلکه ۷۰۰ هزار شغل هم کاهش داشته است.🔹تنها ظرف یک سال از بهار ۱۴۰۴ تا بهار ۱۴۰۵، حدود ۶۳۰ هزار نفر از شاغلان صنعت کاسته شده است. اشتغال ذره ذره افزوده شده طی ۸ سال، تنها در یک سال بر باد رفته است.🔹سالهای ۱۳۹۷ به بعد، علاوه بر اقتصاد، بیشترین چگالی را از نظر حوادث و مصیبتها داشته است؛ آبان ۱۳۹۸، دی ۱۳۹۸، کرونا، ۱۴۰۱، جنگ ۱۲ روزه، حوادث دی ۱۴۰۴ و مرحله دوم جنگ، همگی روح و روان جامعه ایران را عمیقا تحت تاثیر قرار دادهاند.🔹هر تصمیمی امسال بگیریم، یکی از دو سرنوشت متفاوت بنیادی را برایمان رقم خواهد زد. یک رویکرد، حکمرانی را عرصه جنگاوری میداند. رویکرد دیگر، حکمرانی را عرصه فراهمآوری آرامش و صلح و ثبات و رفاه در سایه عزت و استقلال کشور میبیند.🔹از این پس، فقط یکی از این دو رویکرد میتواند بر سرنوشت ایران سایه بیندازد و آینده آن را رقم بزند.@kafaeealirezaa
📝📝📝 دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد♥️ابری که در بیابان بر تشنهای ببارد♥️✍🏻فخرالسادات محتشمی پور✅امروز سرانجام پس از حدود دوماه، دیدار یار حاصل شد. خیلی کوتاه اما گرم و دلنشین🙏فاطمه از زمان کوتاه ملاقات خیلی شاکی بود. واقعا بعد از این زمان طولانی انتظار، سهم دختر از دیدن پدر همین اندک است؟! ✅او با وجود همهی خویشتنداریها گاهی طاقت از دست داده کلامی بر زبانش جاری میشود که معمولا کوتاه است و همیشه جگرسوز!امروز در مسیر اوین با صدایی بغضآلود بی مقدمه گفت:بابا نزدیک هفتاد سالش است. ما یازده سال از بودنش در کنارمان محروم ماندیم مگر چقدر فرصت با هم بودن داریم! چرا باید حقوق طبیعی ما را ضایع کنند؟ واقعا اینها چیزهایی به این سادگی را نمیفهمند؟!✅فاطمه دل مهربانی دارد. خیلی برای زندانیان سیاسی و خانوادههایشان بویژه برای همبندیهای پدر دل میسوزاند و نیز برای جوانان وطن که از خونشان لاله دمیده و خانوادههای مظلوم و دادخواهشان.اما این بدان معنا نیست که دلش برای خودش نسوزد که بیهیچ دلیل محکمهپسندی نه تنها سالهاست که پدرش را از او گرفتهاند بلکه حقوق اولیه او و ما را هم در دوران حبس نمیدهند.حقوقی چون مرخصی و ملاقاتهای حضوری مستمر و پایدار. و عجبا که با تغییر رییس و مأموران بخشهای مختلف زندان اخیرا کتابهایی را هم که با زحمت تهیه شده و برایش بردهایم علیرغم پیگیریها به او ندادهاند! ✅بعد از ملاقات آمدم با شوق بنویسم مژده بده مژده بده یار پسندید مرا. ولی دیدم با این مشکل چشم دردناک خیلی هم پسندیدنی نبودم! پس از سعدی مدد گرفتم تا یادآور شوم پیغام وصل جانان پیوند روح دارد♥️✅معلوم نیست وضعیت ملاقاتهای حضوری در این چندماه اخیر چرا اینگونه مختل شده. در هر نوبت فقط ده خانواده امکان ملاقات دارند در حالیکه گنجایش سالن با همه کوچکیاش بیش از اینهاست.✅ما در همان مدت کوتاه، گوش دل به صحبتهای همسرجان سپردیم. و در خلال آن مورد لطف دیگر زندانیان و خانوادههایشان قرار گرفتیم. زندانیانی که به ما میگفتند آقای تاجزاده بزرگ ماست! و او از اظهار لطف آنان تشکر میکرد.✅امروز سالن ملاقات خلوت، خشک و رسمی بود و از شور و حرارت جلسات قبل خبری نبود و از بازی و شیطنتهای کودکانه و صدای خندهی بچهها که فارغ از درد و رنج بزرگترها سالن را روی سرشان میگذاشتند.دوست دارم پایان این ملاقاتنامه نیز چون آغازش از کلام سعدی باشد:بیحاصلست یارا اوقات زندگانیالا دمی که یاری با همدمی برآرد🙏✅پ.ن: این دیدار شیرین در روز خبرنگار انجام شد. تبریک به همه خبرنگاران مستقل و حقگو🌷🌷🌷@MostafaTajzadeh
🔴 در حاشیهی فحاشی به نامِ نقدِ موسی غنینژاد علیه شریعتی✍ عزیز قاسمزاده چون غرض آمد، هنر پوشیده شدصد حجاب از دل به سوی دیده شد نقد اندیشه، لازمه حیات فکری و پالایش اندیشه در هر جامعه است. اما از نقد، زمانی اعتبارزدایی میشود که به جای استدلال، برچسبزنی به نام نقد رواج یابد.اینکه موسی غنینژاد، علی شریعتی را «شیاد فکری»بنامد، بیش از آنکه چیزی درباره شریعتی بگوید، شیوه داوری خود او را آشکار میکند و نشان میدهد چقدر از مبانی نقد معرفتشناسانه فاصله دارد و به ساحت حب و بغضهای احساسی غلتیده است.میتوان مبانی معرفتی شریعتی را نقد کرد، میتوان از منظر تاریخ، جامعهشناسی و یا الهیات، بسیاری از آرای او را نادرست دانست. حتی میتوان معتقد بود که بخشی از پروژه فکری او، خواسته یا ناخواسته، در شکلگیری فضای ایدئولوژیک انقلاب نقش داشته است. اما هیچیک از اینها مجوز آن نیست که یکی از اثرگذارترین متفکران معاصر ایران با واژهای توهینآمیز و اتهامآمیز توصیف شود.شریعتی پیش از استقرار جمهوری اسلامی از دنیا رفت. او هرگز فرصت نیافت تجربه حکومتی را که به نام دین شکل گرفت، ببیند. از همین رو، نسبت دادن همه پیامدهای بعدی به او، هم از نظر تاریخی سادهسازی است و هم از نظر اخلاقی بیانصافی. عمر کوتاه او مجال نداد تا اندیشههای دینیش در مواجهه با تجربه یک حکومت دینی، مسیر تحول و بازاندیشی خود را طی کند. اما این امر، مجوز آن نیست که مسئولیت عملکرد حکومتی را که پس از مرگ او شکل گرفت، متوجه کسی کنیم که نه در آثارش چنین قرائتی از حکومت دینی ارائه کرده بود و نه منش مبارزاتیش با قدرتطلبی و استبداد سازگار بود.چهبسا اگر شریعتی زنده میماند، تجربه حکومت دینی او را نیز مانند بسیاری از روشنفکران به بازنگری در نسبت دین و قدرت وامیداشت و همانند بسیاری از روشنفکران و مبارزان و حتی روحانیان منتقد در دهه شصت، با طرد، حذف و سرکوب مواجه میشد.اهمیت شریعتی در آن بود که انحصار فهم دین را شکست. او دین را از انحصار نهاد رسمی روحانیت بیرون کشید و به نسل دانشگاهی سپرد تا خود بیندیشد، پرسش کند و تفسیر ارائه دهد. ممکن است این پروژه خطاهای فراوانی داشته باشد اما نمیتوان انکار کرد که یکی از مهمترین گسستهای فکری تاریخ معاصر ایران را با تفکر سنتی و فقهی رقم زد. او نه فقط روحانیت را از جایگاه یگانه مرجع فهم دین بیرون کشید، بلکه بر آن بود که کار دین مهمتر از آن است که صرفاً به فقیهان و روحانیان سپرده شود.هر اندیشمندی حق دارد در پرتو تجربه و استدلال، در باورهای خود تجدیدنظر کند. اما وقتی این دگرگونیها از گرایشهای چپ به دفاع سرسختانه از سرمایهداری و سپس همراهی و مشاوره با سیاستهای اقتصادی برخی دولتهای جمهوری اسلامی و حضور در تمامی انتخاباتهایی که از سوی بخش بزرگی از جامعه و نیروهای سیاسی به دلیل فقدان رقابت واقعی و شرایط نابرابر، مخدوش تلقی شده، میرسد، انتظار میرود طیکننده این مسیر پر از چرخشهای عمیق و متعارض، به جای فحاشی به دیگری، توضیح نظری قانعکنندهای درباره چرخشهای گسترده در سیره ی نظری و عملی زندگی خود ارائه دهد.کسی که کارنامه فکری و عملیش چنین فراز و فرودهایی را پشت سر گذاشته است، بیش از دیگران باید در داوری درباره شخصیتهای تاریخی جانب احتیاط و فروتنی را نگه دارد، نه آنکه با واژگانی چون «شیاد» حکم صادر کند.از این نیز فراتر، غنینژاد در جایگاه داور ایمان مینشیند و درباره مسلمان بودن یا نبودن شریعتی اظهار نظر میکند. گویی اقتصاددان، همزمان فقیه صاحب فتوا و متکلم نیز شده است. حال آنکه داوری درباره ایمان اشخاص نه در صلاحیت علم اقتصاد است و نه در انحصار هیچ روشنفکری. تاریخ اندیشه، بارها نشان داده است که تکفیر و نامسلمان خواندن، هرگز جای استدلال را پر نکرده است.... متن کامل منبع: ایران فردا@Kaleme
به نام خداحقیقت تلخ✍️ علیرضا کفاییحقیقت این است که باید با شجاعت بپذیریم: در بسیاری از عرصههای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک، موقعیت ایران تضعیف شده است. شکست فقط در میدان جنگ اتفاق نمیافتد؛ گاهی اقتصاد، دیپلماسی، ائتلافهای منطقهای و سرمایه اجتماعی، میدانهای مهمتری هستند.وضعیت اقتصادی، فرسایش قدرت خرید مردم، شکافهای اجتماعی و ضعف سرمایه اجتماعی، در کنار فشارهای خارجی، شرایطی ساخته که نمیتوان با شعار و انکار از کنار آن گذشت.پیمان مکه و روندهای جدید منطقهای نیز باید جدی گرفته شوند. اگر کشورهای منطقه به سمت ترتیبات امنیتی و سیاسی تازهای حرکت کنند و ایران در بیرون این معادلات قرار بگیرد، معنای آن کاهش تدریجی قدرت مانور تهران خواهد بود.از سوی دیگر، نباید تصور کنیم که روسیه و چین صرفاً به دلیل روابط راهبردی با ایران، در هر شرایطی هزینههای ایران را خواهند پرداخت. مسکو و پکن پیش از هر چیز منافع ملی خود را دنبال میکنند. روابط با ایران برای آنها مهم است، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که در یک رویارویی بزرگ، منافع ایران را بر منافع خود ترجیح دهند.در سوی مقابل، آمریکا و متحدانش میتوانند با ترکیبی از فشار اقتصادی، دیپلماسی منطقهای، ائتلافسازی و محدود کردن گزینههای ایران، فضای مانور کشور را کاهش دهند. مسئله فقط این نیست که آیا سازمانی مانند سیا برنامهای برای ایران دارد یا نه؛ مسئله مهمتر، روندی است که در عمل به تضعیف موقعیت ایران منجر میشود.حتی تنگه هرمز نیز نمیتواند برای همیشه برگ برندهای مطلق باشد. جهان برای کاهش وابستگی به یک مسیر انرژی، مسیرهای جایگزین، خطوط لوله و منابع متنوعتر ایجاد میکند. بنابراین اگر قدرت اقتصادی و دیپلماتیک ایران بازسازی نشود، تکیه صرف بر هرمز نیز در بلندمدت کارایی گذشته را نخواهد داشت.اما شاید مهمتر از همه، مسئله داخلی باشد.تندروها باید مهار شوند؛ نه با خشونت و حذف، بلکه با قانون، عقلانیت، نهادهای دموکراتیک و بازگشت سیاست به منافع ملی. کشوری که هر صدای متفاوتی را تهدید تلقی کند و تصمیمهای بزرگ را تحت تأثیر افراط و شعار قرار دهد، از درون ضعیف میشود.قدرت فقط موشک و توان نظامی نیست. قدرت یعنی اقتصاد سالم، جامعه امیدوار، دیپلماسی فعال، روابط متوازن با جهان و توانایی ساختن ائتلاف.اگر امروز بخواهیم آنچه را از دست دادهایم جبران کنیم، نخست باید از انکار واقعیت دست برداریم.حقیقت تلخ، هرچقدر تلخ باشد، از توهم پیروزی نجاتبخشتر است.@kafaeealirezaa
۱۷ مرداد روز خبرنگار مبارک🌹 جان، نباشد جز خبر در آزمون هر که را افزون خبر، جانش فزون روز خبرنگار بر همه ی فعالان عرصه آگاهی و خبر گرامی باد.@kafaeealirezaa
به نام خداساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی✍️ علیرضا کفاییاین روزها، نه فقط از خبرهای متناقض و تحلیلهای هزاررنگ، که از سایه جنگ، خشونت و آشوب نیز خستهایم. جنگ، هرجا که باشد، پیش از آنکه مرزها را ویران کند، روح انسان را زخمی میکند. خشونت، اگر به زبان سیاست راه یابد، آرامآرام به فرهنگ جامعه نیز سرایت میکند و نخستین قربانی آن، حقیقت و انسان است.در میان این همه هیاهو، درد مردم گم شده است. گرانی، تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری، مهاجرت، نگرانی از آینده فرزندان و فرسایش امید، دیگر تیتر نخست نیست؛ گویی رنج مردم به امری عادی تبدیل شده است.دولتی که باید امید بیافریند، بیش از آنکه راهحل ارائه دهد، درگیر مدیریت بحرانهای پیدرپی است. حکمرانی، ناهماهنگ و پراکنده به نظر میرسد و جامعه، بیش از هر زمان، از فقدان گفتوگو، اعتماد و تدبیر رنج میبرد.و هنوز، میرحسین پس از سالها، در حصر است؛ حصری که به یکی از طولانیترین محدودیتهای سیاسی معاصر ایران تبدیل شده است. و تاجزاده و شماری دیگر از زندانیان سیاسی نیز همچنان در زنداناند. فارغ از موافقت یا مخالفت با دیدگاههای آنان، جامعهای که نقد را با حصر و زندان پاسخ دهد، راه گفتوگو را تنگتر و شکافها را عمیقتر میکند.تاریخ این سرزمین بارها نشان داده است که راستی، حق و حقگویی، اغلب مظلوم بودهاند. حقیقت را میتوان برای مدتی به حاشیه راند، اما نمیتوان برای همیشه خاموش کرد. قدرت میآید و میرود، اما آنچه در حافظه تاریخ میماند، داوری درباره عدالت، آزادی و نحوه برخورد با منتقدان است.چشم آسایش، در چنین سپهر تیزرویی، نصیب چه کسی است؟ وقتی سایه جنگ بر منطقه سنگینی میکند، خشونت جای مدارا را میگیرد، منتقدان در حصر و زنداناند و مردم زیر بار مشکلات اقتصادی کمر خم کردهاند، آرامش بیش از آنکه یک واقعیت باشد، به آرزویی دور تبدیل میشود.ایران امروز، بیش از هر چیز، به صلح، عقلانیت، مدارا، حاکمیت قانون، آزادی نقد، اعتماد عمومی و امید به فردا نیاز دارد. هیچ کشوری با تداوم خشونت، حذف صداهای متفاوت و بیاعتنایی به رنج مردم، به امنیت و توسعه پایدار نخواهد رسید.چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی.@kafaeealirezaa
🔴 ۱۲۰ سال پس از مشروطه و همچنان آرزوهای محقق نشده✍ محمدجواد مظفرچهاردهم مرداد امسال یکصد و بیستمین سالگرد امضاء سند مشروطه توسط مظفرالدین شاه قاجار پس از انقلاب مردمی ملت ایران برای استقرار حکومت مشروطه و تحقق قانون، عدالت و آزادی است.خواستههایی که مردم با ایثار جان و مال به دنبال آن بودند. نخستین کشوری در منطقه که پیشتاز مبارزه با استبداد و حاکمیت فردی شد. مردم خواستار تشکیل مجلس قانونگذاری با انتخاب نمایندگان از طریق مراجعه به آراء عمومی و تدوین قانون اساسی شدند.آنان میخواستند «آزادی» این جوهر زندگی و موهبت الهی را آنچنان به دست آورند که خود تعیین کننده حاکمان و تصمیمگیران در کشور باشند. نه آن که جریان حاکم با اعمال زور و ارعاب بر مردم حکمرانی کند.مردم خواستار مناسباتی «عادلانه» بودند تا فرد یا جریانی در برابر قانون بر دیگران برتری نداشته باشد و حقوق قاطبه جامعه را نتواند پایمال کند.اما افسوس!جد بزرگوارم مرحوم *«مظفر شیرازی»* که از شاعران عهد مشروطه و رئیس انجمن ادبی فارس بود و با تمام وجود به مشروطه عشق میورزید و آرزوی نهادینه شدن قانون، عدالت و آزادی برای مردم را داشت، پس از چندی و مقاومت محمدعلی شاه در مقابل مشروطه و به توپ بسته شدن مجلس و ظهور استبداد صغیر، ناله سر میدهد که:«گفتم که به مشروطه آزاد شود ملتمشروطه شد و ملت آزاد نخواهد شد»و در جای دیگری دردمندانه میسراید که:«افسوس که به نشد بتر شدبینظمی ملک بیشتر شد»و در بیت دیگری با وقایعی که در کشور رخ میدهد میگوید:«هر که در این دور انقلاب قرین شدگفت سر عمر جاودانه ندارم»و نیز:«شیراز که بود شهر آبادبه زلزله زیر و زبر شد»امروز پس از گذشت ۱۲۰ سال از آن سالهای پر التهاب و سرشار از امید و آرزو و به دنبال آن یأس و دلزدگی که سرانجام پس از ۱۵ سال کشمکشهای خونین استبداد رضا خانی بر کشور حاکم شد؛این پرسشهای اساسی همچنان باقی است که: چرا قانونمداری، آزادی واقعی و عدالت اجتماعی در مناسبات ما نهادینه نمیشود؟! چرا خیزهای ما در این ۱۲۰ سال کوتاه و افتهای ما طولانی بوده است؟ چرا در تمامی این سالها و در مقاطع گوناگون تلاش برای آزادی و به دنبال آن گریز از آزادی، گویی به سرنوشت محتوم ما بدل شده است؟ آیا میل به استبداد و حاکمیت فردی در نهاد پنهان ما مردم است که در هر مقطعی به گونهای بروز کرده و نسلهای گوناگون را از کرده خود پشیمان میکند؟کمتر کشوری است که در طول یک قرن با این همه افت و خیز مواجه بوده باشد. از انقلاب مشروطه تا سالهای اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ و سقوط استبداد رضا شاهی و آزادی نسبی و سرانجام نهضت ملی شدن نفت و به دنبال آن کودتای ۲۸ مرداد و دوران خفقان تا حوادث سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و سیطره مطلق ساواک و سرانجام انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را از سر گذرانده باشد.اما باز هم با آن که مناسبات سیاسی و اجتماعی در سراسر جهان تغییر اساسی یافته و تکنولوژی و فضای مجازی امکان دسترسی، حضور و عرض اندام را به فرد فرد جامعه میدهد اما همچنان این قدرت حاکم است که میتواند با تفسیر خود خواسته و تعاریف بیمبنا از «آزادی» و به فراموشی سپردن پدیده عدالت حقوقی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به راه خود رود و نسلهای جوان را نیز مأیوس از تغییر گرداند.ای کاش این امکان فراهم میشد تا با همهگیر شدن سازمانهای مردم نهاد و نیز احزاب توانمند و پایدار و فراگیر، راه برون رفت از این بنبست تاریخی فراهم شود.و تلاش نسلهای گوناگون در درازای ۱۲۰ سال سرانجام به حاکمیت قانون، بسط آزادیهای مدنی و عدالت فراگیر بینجامد.فایل صوتی این مطلب در صفحه اینستاگرام نگارندهمنبع: کانال تلگرام نگارنده@Kaleme
🔴 نامه سرگشاده جبهه اصلاحات ایران به رئیس قوه قضائیه؛ درخواست بازنگری در اعلام جرم دادستان تهران علیه منتقدان احکام اعدام، ضرورت دادرسی عادلانه، شفافیت قضایی و پرهیز از شتاب در اجرای احکام سالب حیاتجبهه اصلاحات ایران در نامهای سرگشاده خطاب به غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه، با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام ملی، تقویت اعتماد عمومی و تأمین امنیت پایدار در شرایط حساس فعلی کشور، اعلام جرم دادستانی تهران علیه منتقدان احکام اعدام را شایسته بازنگری دانست و تصریح کرد: همسان دانستن نقد حقوقی و مدنی با اقدام علیه امنیت کشور، و محدود کردن آن با رویکردهای امنیتی با روح قانون اساسی سازگار نیست.در این نامه که با توجه به صدور و اجرای برخی احکام اعدام در پروندههای مرتبط با رخدادهای دیماه و همچنین اطلاعیه اخیر دادستانی تهران درباره تعقیب منتقدان این احکام منتشر شده، جبهه اصلاحات ایران نگرانی خود را نسبت به پیامدهای این روند، بیان و همچنین به مسئولیت حاکمیت در قبال رخدادهایی که به از دست رفتن جان شهروندان و آسیب به امنیت عمومی منجر می شود، اشاره کرده است.در نامه جبهه اصلاحات ایران آمده است: در فقه اسلامی، اصل «احتیاط در دماء» و در حقوق نوین، حساسیت ویژه نسبت به مجازات اعدام، بر ضرورت نهایت دقت در رسیدگی و پرهیز از هرگونه شتاب در اجرای احکام سالب حیات تأکید دارد؛ زیرا خطا در چنین احکامی جبرانناپذیر است. انتظار میرود در پروندههای حساس، تمامی مراحل رسیدگی با شفافیت، رعایت کامل موازین قانونی و تضمین حقوق دفاعی متهمان انجام شود.در بخش دیگری از این نامه با تصریح این که، تأمین امنیت شهروندان، پیشگیری از بروز خشونت، مدیریت کارآمد بحرانها و بررسی هرگونه ترک فعل، قصور یا ضعف تدبیر دستگاههای مسئول، از الزامات حکمرانی مطلوب و امنیت پایدار است، تأکید شده است: امنیت، صرفاً با برخوردهای کیفری و قضایی تأمین نمیشود، بلکه نیازمند شناسایی و رفع ریشههای شکلگیری بحرانها، پاسخگویی نهادهای مسئول و جلب اعتماد عمومی است. از اینرو انتظار میرود مسئولیت همه عوامل مؤثر، اعم از اشخاص و نهادهای مسئول، با شفافیت، بیطرفی و بر پایه قانون مورد بررسی قرار گیرد؛ چرا که امنیت پایدار، بیش از هر چیز، بر اعتماد عمومی و احساس اجرای عادلانه و یکسان قانون استوار است.متن کامل نامهمنبع: امتداد@Kaleme
به نام خداآموزش و پرورش با شعار اصلاح نمیشود؛ وزیر دانا و تحولخواه میخواهد✍️ علیرضا کفاییسخنان رئیسجمهور درباره ضرورت ارتقای کیفیت آموزش، در کنار توسعه فضاهای آموزشی، سخنی درست و قابل دفاع است. آموزش تنها ساخت مدرسه و افزایش امکانات نیست؛ آموزش واقعی به کیفیت معلم، روشهای نوین یاددهی، محتوای آموزشی، منزلت فرهنگیان و تربیت نیروی انسانی توانمند وابسته است.اما تحقق این اهداف، نیازمند مدیریتی است که آموزش را با نگاهی علمی، انسانی و آیندهنگر بشناسد. آموزش و پرورش با نگاههای محدود، آمرانه و ایدئولوژیک متحول نخواهد شد.یکی از نگرانیهای جدی، نوع نگاه به جایگاه معلم است. هنگامی که وزیر آموزش و پرورش در سخنی، معلم را با تعبیر "چوپان" مقایسه میکند، این پرسش مطرح میشود که آیا چنین نگاهی با شأن و منزلت معلم در یک نظام آموزشی مدرن سازگار است؟ معلم، چوپانِ دانشآموزان نیست؛ معلم پرورشدهنده اندیشه، همراه رشد فکری و سازنده شخصیت نسل آینده است.این نوع نگاه، اگر از یک تشبیه فراتر رود و به نگرش مدیریتی تبدیل شود، نشانه فاصله گرفتن از کرامت حرفهای معلم و بازگشت به رابطهای از بالا به پایین و رعیتپرورانه است؛ در حالی که مدرسه موفق بر پایه اعتماد، مشارکت و احترام متقابل میان معلم، دانشآموز و خانواده شکل میگیرد.آموزش و پرورش با بیاعتمادی به معلم، با کنترل و برخوردهای انتظامی و با اولویت دادن ایدئولوژی بر علم، مهارت و خلاقیت، به کیفیت مطلوب نخواهد رسید. مدرسه نیازمند فضای گفتوگو، پرسشگری و آزادی اندیشه است، نه رویکردی که مسائل تربیتی را صرفاً با ابزارهای کنترلی حل کند.مشکل آموزش و پرورش فقط کمبود فضای آموزشی نیست؛ بحران اصلی، کاهش انگیزه معلمان، ضعف سیاستگذاری، بیتوجهی به منزلت فرهنگیان و فاصله گرفتن از نیازهای واقعی نسل جدید است.نخست باید معلم دیده شود، صدای او شنیده شود و جایگاه واقعی او در ساختن آینده کشور به رسمیت شناخته شود.آموزش و پرورش، وزیر دانا، متخصص و تحولخواه میخواهد؛ مدیری که بداند معلم، چوپان نیست؛ بلکه معمار اندیشه و تربیتکننده انسانهای آینده است.@kafaeealirezaa
🟢جواد امام رئيس جبهه اصلاحات ايران و دبيركل حزب مجمع ايثارگران نوشت:🔱وقتی یک مدعی (#باقر_خرازی) در جایگاه دبیرکل حزبالله، با ادعای ارتباط با «عالم غیب»، نقلقولهای تکذیبشده را به عالیترین سطوح تصمیمگیری کشور نسبت میدهد، برای یارگیری سیاسی فراخوان می دهد، #رئیسجمهور منتخب مردم را با ادبیاتی توهینآمیز هدف قرار میدهد، به مسئولان و عناصر #دفتر_رهبری و دیگران اتهام وارد میکند و از ضرورت #تغییر_نظام_سیاسی موجود و پایان جمهوری اسلامی سخن میگوید، همچنان از تریبون برخوردار است؛ اما #سید_مصطفی_تاجزاده به دلیل بیان مسالمتآمیز دیدگاههایش سالهاست در زندان است.⁉️پرسش این است: معیار برخورد چیست؟ اگر ملاک، قانون است، این دوگانگی چگونه توجیه میشود؟ مشکل، نقد نیست؛ مشکل، تبعیض در اجرای قانون است. تاریخ، میان مدعیان کرامت و مدافعان آزادی، قانون و حقیقت داوری خواهد کرد@sobhema_ir
زنده یاد حسین پناهی۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در قبرستان شهر سوق به وصیت خود ایشان، به خاطر اینکه مادرش در آنجا دفن شدهاست، به خاک سپرده شد. حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ (برابر با ۲۸ اوت ۱۹۵۶) در روستای دژکوه در استان کهگیلویه و بویراحمد چشم به جهان گشود.▪️▪️▪️▪️▪️انسان غاری است که ارواح هزار موجود را بر شيارههای كهنهی روح خود آويزان كرده استسنگ رنجسرانجام ياقوت خواهد شد✍کفایی@kafaeealirezaa
پايانى براى قصه ها نيست،نه بره ها گرگ ميشوند، نه گرگها سير،خسته ام از جنس قلابى آدمها!حالم خوب است،اما گذشته ام درد ميكند!👤حسین پناهی سالروز درگذشت#حسین_پناهی (حسین پناهی دژکوه)(۶ شهریور، ۱۳۳۵ دژکوه، کهگلویه – ۱۴ مرداد ۱۳۸۳، تهران) شاعر،،نویسنده، کارگردان و بازیگر.وی در سن ۴۸ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در قبرستان شهر سوق (واقع در استان کهگیلویه و بویر احمد) به وصیت خود ایشان به خاطر اینکه مادرش در آنجا دفن شده بود به خاک سپرده شد؛ چنانکه پیشتر گفته بود: "به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد."روحش شاد و یادش ماندگار 🌀کتاب یار@kafaeealirezaa
به نام خدامشروطه؛ رؤیای ناتمام حکومت قانون✍️ علیرضا کفایی۱۴ مرداد تنها سالروز صدور فرمان مشروطیت نیست؛ آغاز فصلی تازه در تاریخ ایران است. روزی که جامعه ایران برای نخستین بار بهطور جدی، *حکومت قانون* را در برابر *حکومت مطلقه* مطالبه کرد و کوشید قدرت را از اراده فردی به چارچوب قانون منتقل کند. از همین رو، مشروطه را باید سرآغاز تاریخ جدید ایران دانست.نهضت مشروطه، بیش از آنکه یک انقلاب صرفاً سیاسی باشد، تحولی در اندیشه ایرانیان بود؛ گذار از رعیت به شهروند، از فرمان مطلق شاه به حاکمیت قانون و از استبداد به مشارکت عمومی. هرچند این آرمانها بهطور کامل تحقق نیافت، اما مسیر تاریخ ایران را برای همیشه تغییر داد.در طول بیش از یک قرن گذشته، مشروطه از زوایای گوناگون تفسیر شده است. مارکسیستها آن را انقلابی بورژوایی میدانستند و ریشههای آن را در تحولات اقتصادی و شکلگیری طبقه متوسط شهری جستوجو میکردند. همایون کاتوزیان نیز در تضاد دولت و ملت توضیح میدهد که گسترش مناسبات اقتصادی جدید، با ساختار کهنه استبدادی سازگار نبود و همین تعارض، زمینهساز جنبش مشروطه شد.در مقابل، برخی تحلیلهای وابسته به اتحاد شوروی، مشروطه را محصول رقابت روس و انگلستان و ابزاری برای کاهش نفوذ روسیه در ایران معرفی میکردند؛ تحلیلی که نقش مطالبات داخلی مردم را کمرنگ میساخت.روحانیت نیز در برابر مشروطه یکدست نبود. گروهی از مراجع بزرگ نجف، از جمله آخوند خراسانی، از مشروطه حمایت کردند و آن را راهی برای مهار استبداد دانستند؛ در مقابل، شماری دیگر با آن مخالفت ورزیدند و حتی مشروطهخواهان را به بدعت و انحراف متهم کردند. با این حال، مخالفت با مشروطه همیشه به معنای حمایت از استبداد نبود؛ چنانکه مرحوم سید اسماعیل صدر عاملی، با وجود پرهیز از ورود به سیاست، در برابر جنایتهای محمدعلیشاه سکوت نکرد و حکم به مقابله با او داد.اختلاف میان نخبگان سیاسی و مذهبی، جامعه را دچار سردرگمی کرد. این شکافها، همراه با دخالت قدرتهای خارجی و مقاومت نیروهای استبداد، پشتوانه اجتماعی نهضت را تضعیف کرد و اجازه نداد مشروطه به همه اهداف خود دست یابد.تاریخ بارها نشان داده است که استبداد تنها با زور دوام نمیآورد؛ از تفرقه، اختلاف میان خواص، سوءاستفاده از باورهای دینی و مشغول کردن جامعه به نزاعهای فرعی نیز تغذیه میکند. هرگاه نیروهای خواهان آزادی و قانون به جای اشتراکات، بر اختلافات خود تکیه کنند، راه برای بازگشت استبداد هموار میشود.امروز، بیش از یک قرن پس از مشروطه، همچنان همان پرسشهای بنیادین پیش روی ماست: نسبت قدرت با قانون چیست؟ جایگاه مردم در حکمرانی کجاست؟ و چگونه میتوان آزادی، عدالت و قانون را در کنار یکدیگر پاس داشت؟شاید بزرگترین درس مشروطه این باشد که هیچ جامعهای بدون حاکمیت قانون، نهادهای مستقل، مدارا و مشارکت مردم، به توسعه و آزادی پایدار دست نخواهد یافت. مشروطه، رؤیایی ناتمام است؛ رؤیایی که تحقق آن همچنان در گرو پایبندی به قانون، آزادی و حقوق ملت است.@kafaeealirezaa
🔴 دلگویه دکتر علی شریعتی در رثای حضرت زینبما همه را شنیدهایم. تو پیام کربلا را، پیام شهیدان را به درستی گزاردهایتو خود شهیدی هستی که از خون خویش کلمه ساختیاما بگو ای خواهر! بگو که ما چه کنیم؟ لحظهای بنگر که ما چه میکشیم؟@Kaleme
به نام خدامحمد باقر خرازی دروغی را به رهبری و رئیس جمهور نسبت داده، دفتر رهبری تکذیب کرده، رئیس جمهور هم تکذیب کرده.....قانون هم می گوید:انتشار اخبار خلاف واقع یا نسبت دادن اعمال دروغ به مقامات رسمی با قصد اضرار یا تشویش اذهان عمومی.ماده قانونی: ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی.مجازات: حبس از ۲ ماه تا ۲ سال و یا شلاق تا ۷۴ ضربه به همراه اعاده حیثیت.دستگاه قضائی چه اقدامی خواهد کرد؟منتظر می مانیم.✍علیرضا کفایی@kafaeealirezaa
به نام خداطاعون پایداری؛ وقتی ایدئولوژی انحرافی جای انسان را میگیرد✍️ علیرضا کفاییآلبر کامو در طاعون، از بیماریای سخن نمیگوید که تنها ریهها را درگیر کند؛ او از بیماری وجدان سخن میگوید. طاعون، استعارهای از شری است که آرام و بیصدا وارد جامعه میشود؛ نخست حقیقت را میکشد، سپس آزادی را، آنگاه اخلاق را و سرانجام انسان را. خطرناکترین ویژگی طاعون، قدرت آن در عادی شدن است.امروز اگر کامو در ایران زندگی میکرد، شاید طاعون را نه در کوچههای اوران، بلکه در کوچههای سیاست جستوجو میکرد؛ در جایی که گاه ایدئولوژی بر عقلانیت غلبه میکند، حذف بر گفتوگو مینشیند و دشمنتراشی، جایگزین حل مسئله میشود.نماد برجسته این گفتمان را میتوان در جبهه پایداری دید؛ جریانی که در سالهای اخیر، بیش از آنکه زبان توسعه، آشتی ملی و اصلاح ساختارها را نمایندگی کند، با ادبیات تقابل، انحصارگرایی، بدبینی به جهان، بیاعتمادی به دیپلماسی و تنگتر کردن دایره "خودیها" شناخته شده است. مسئله، صرفاً اختلاف سیاسی نیست؛ مسئله، نوعی نگاه به انسان و جامعه است که حقیقت را در انحصار خود میبیند و هر صدای متفاوتی را به جای شنیدن، به حاشیه میراند.کامو هشدار میدهد که طاعون، پیش از آنکه قربانی بگیرد، زبان مردم را تغییر میدهد. در چنین فضایی، واژههایی مانند "منتقد"، "مخالف"، "اصلاح"، "مذاکره" و "صلح" به تدریج بار منفی پیدا میکنند و در مقابل، "حذف"، "تقابل" و "خشونت و جنگ" فضیلت معرفی میشوند. این همان لحظهای است که بیماری از سیاست فراتر میرود و با نفوذ در قدرت تلاش می کند به فرهنگ عمومی نفوذ میکند.خشونت، همیشه با اسلحه آغاز نمیشود. خشونت از کلمه آغاز میشود؛ از برچسب زدن، از نفرتپراکنی، از محروم کردن مخالف از حق سخن گفتن، از تبدیل رقیب به دشمن. جامعهای که به این زبان عادت کند، دیر یا زود خشونت را نیز عادی خواهد کرد.از منظر علوم سیاسی، هرگاه یک جریان سیاسی، مشروعیت خود را نه از کارآمدی و رضایت عمومی، بلکه از تولید بحران، خشونت گرایی، جنگ طلبی، ترس و دشمنسازی به دست آورد، جامعه وارد چرخهای خطرناک میشود؛ چرخهای که در آن ناکارآمدی پشت شعارهای ایدئولوژیک پنهان میشود و مطالبات واقعی مردم به حاشیه رانده میشود.در چنین شرایطی، تورم، فقر، بیکاری، فساد، مهاجرت نخبگان، سقوط سرمایه اجتماعی و کاهش امید، دیگر مسئله اصلی نیستند. مسئله اصلی، حفظ یک قرائت خاص و انحرافی از ایدئولوژی منحط و قدرت مبتنی بر آن است؛ حتی اگر هزینه آن را میلیونها شهروند با کوچکتر شدن سفرههایشان، از دست رفتن فرصتهایشان و مهاجرت فرزندانشان بپردازند.گفتمانی که صلح را نشانه ضعف و جنگ را نماد اقتدار معرفی میکند، آینده ایران را قربانی توهم قدرت میکند. هیچ ملتی با تحریم، انزوا، تنش دائمی و ستیز با جهان، به رفاه و توسعه نرسیده است. وطن را با شعار نمیتوان آباد کرد؛ ایران به عقلانیت، دانش، دیپلماسی، سرمایهگذاری، آزادی و اعتماد نیاز دارد.کامو وظیفه انسان و جامعه را مقاومت در برابر طاعون می داند. مقاومت امروز نیز یعنی ایستادن در برابر هر اندیشهای که آزادی را محدود، حقیقت را قربانی و انسان را ابزار قدرت میکند.تاریخ نشان داده است که هیچ قدرتی با حذف مخالفان جاودانه نشده است. آنچه ماندگار است، عدالت است؛ آنچه ملتها را حفظ میکند، آزادی است؛ و آنچه امنیت واقعی میآفریند، رضایت مردم است، نه ترس آنان.بزرگترین خطر برای ایران، دشمنان بیرونی نیستند؛ بزرگترین خطر، عادی شدن افراطگرایی، تقدیس خشونت، دشمنسازی دائمی و بیاعتنایی به رنج مردم است. این همان طاعونی است که اگر درمان نشود، پیش از آنکه حکومتها را از پا درآورد، جامعه را از درون تهی خواهد کرد.امروز باید به پرسش پاسخ داد: آیا انسان اصل است، یا ایدئولوژی جای انسان را گرفته است؟@kafaeealirezaa
"منافع ملی" و "مصالح بینالمللی" ایرانبازیچهی شهوتِ ابرازِ وجودِ بستگانِ شهدای اخیر!عیسی سحرخیزپیامدهای جنگ اخیر اسرائیل و آمریکا علیه ایران و از جمله به شهادت رسیدن مسئولان رده بالای جمهوری اسلامی، اگرچه برای ملت جز مرگ و فلاکت ثمری دربر نداشت، اما شهوتِ حضورِ رسانهای برخی از بستگان مقامات سابق را احتمالا با هدف معروفیت و... تحریک کرده است.از جمله این افراد، برادرزادههای سیدکمال خرازی، صادق و محمدباقر است که در ضمن خواهرشان یکی از عروسان بیت خامنهای است- زن مسعود.پس از آنکه صادق خرازی پس از مدتها غیبت و حتی استعفا از دبیرکلی حزب "ندای ایرانیان"، در پی شهادت عمو و بستگان خواهرش، یک باره از پرده برون آمد و به "قصهگویی" و "داستانسرایی" از مسائل پشت پردهی کشور پرداخت، اکنون نوبت سیدمحمد باقر رسیده است تا به اصطلاح حرفهایی شاذتر و شنیدنیتر بزند.هرچه زمان می گذرد این گفتوگوها و سخنرانیها که در دل آن حرف هایی از مسائل درون و پشت پرده بیت خامنهای بیان میشود و گویا کسی هم نیست که آنها را تائید یا تکذیب کند، شگفت انگیزتر میگردد.فعلا اوضاع تا آنجا پیش رفته که روز سهشنبه رئیس "حزبالله ایران" رهنمود ساخت و پرتاب بمب اتمی را نیز صادر شد.محمدباقر خرازی، برادر همسر مسعود خامنهای در مراسم اربعین:بزرگترین مشکلی که پزشکیان و امثال او در شورای راهبردی [شورای راهبردی روابط خارجی] که عموی ما کمال خرازی هم رئیس آن بود و خدا از سر تقصیراتش بگذرد این بود که با ساخت بمب اتمی مخالفت می کردند.سهام نیوزاز آن گذشته، این افراد که هنوز روشن نیست چه "اهداف سیاسی" و "برنامههای بلندمدتتر"ی را دنبال میکنند، حتی پا را از ارتباط با "پشت پرده بیت" فراتر گذارده و خود را با عالم دیگر و شاید امام زمان نیز مرتبط می دانند.شاید به این دلیل است که هشدار می دهند :"آقایانی که از حیث کارشناسی مخالفت کردند در آن دنیا خیلی گرفتارند این را با اطلاع از آن طرف عالم می گویم."نمیدانم این از پیامد سانسور و خودسانسوری در فضای مطبوعاتی کشور است که کارشناسانِ واقعی و تحلیلگرانِ خردمند را خانهنشین کرده یا به گوشهی زندان فرستاده، تا تریبون در دست این دست از سیاستمداران بیفتد.اما این نکته را میدانم که مصلحت نیست اصحاب رسانه، مبنا را بر "فامیلسالاری"، "شهیدبازی" و ... بگذارند و چنین سخنانی را بازتاب دهند، زیرا اشاعهی هر راست و دروغی در جامعه، "منافع ملی" و "مصالح بینالمللی" ایران را به خطر میاندازند.باز نگوئید که نگفتید!@kafaeealirezaa
✅ نامه سرگشاده جبهه اصلاحات ایران به رئیس قوه قضائیه؛ درخواست بازنگری در اعلام جرم دادستان تهران علیه منتقدان احکام اعدام، ضرورت دادرسی عادلانه، شفافیت قضایی و پرهیز از شتاب در اجرای احکام سالب حیات🔹جبهه اصلاحات ایران در نامهای سرگشاده خطاب به غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه، با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام ملی، تقویت اعتماد عمومی و تأمین امنیت پایدار در شرایط حساس فعلی کشور، اعلام جرم دادستانی تهران علیه منتقدان احکام اعدام را شایسته بازنگری دانست و تصریح کرد: همسان دانستن نقد حقوقی و مدنی با اقدام علیه امنیت کشور، و محدود کردن آن با رویکردهای امنیتی با روح قانون اساسی سازگار نیست.🔹در این نامه که با توجه به صدور و اجرای برخی احکام اعدام در پروندههای مرتبط با رخدادهای دیماه و همچنین اطلاعیه اخیر دادستانی تهران درباره تعقیب منتقدان این احکام منتشر شده، جبهه اصلاحات ایران نگرانی خود را نسبت به پیامدهای این روند، بیان و همچنین به مسئولیت حاکمیت در قبال رخدادهایی که به از دست رفتن جان شهروندان و آسیب به امنیت عمومی منجر می شود، اشاره کرده است.🔹در نامه جبهه اصلاحات ایران آمده است: در فقه اسلامی، اصل «احتیاط در دماء» و در حقوق نوین، حساسیت ویژه نسبت به مجازات اعدام، بر ضرورت نهایت دقت در رسیدگی و پرهیز از هرگونه شتاب در اجرای احکام سالب حیات تأکید دارد؛ زیرا خطا در چنین احکامی جبرانناپذیر است. انتظار میرود در پروندههای حساس، تمامی مراحل رسیدگی با شفافیت، رعایت کامل موازین قانونی و تضمین حقوق دفاعی متهمان انجام شود.🔹در بخش دیگری از این نامه با تصریح این که، تأمین امنیت شهروندان، پیشگیری از بروز خشونت، مدیریت کارآمد بحرانها و بررسی هرگونه ترک فعل، قصور یا ضعف تدبیر دستگاههای مسئول، از الزامات حکمرانی مطلوب و امنیت پایدار است، تأکید شده است: امنیت، صرفاً با برخوردهای کیفری و قضایی تأمین نمیشود، بلکه نیازمند شناسایی و رفع ریشههای شکلگیری بحرانها، پاسخگویی نهادهای مسئول و جلب اعتماد عمومی است. از اینرو انتظار میرود مسئولیت همه عوامل مؤثر، اعم از اشخاص و نهادهای مسئول، با شفافیت، بیطرفی و بر پایه قانون مورد بررسی قرار گیرد؛ چرا که امنیت پایدار، بیش از هر چیز، بر اعتماد عمومی و احساس اجرای عادلانه و یکسان قانون استوار است.👈🏼 متن کامل نامه#امتداد @emtedadnet
🔴 سعید مدنی: روشنفکران بدون شناخت جامعه، کجفهمترین افراد نسبت به زمانه خود خواهند بود نشست «آسیبشناسی فضای روشنفکری» با سخنرانی سعید مدنی (پژوهشگر مسائل اجتماعی و فعال ملی-مذهبی) در مؤسسه «رحمان» برگزار شد. گزیدهای از مهمترین محورهای مطرحشده در این نشست به شرح زیر است:اولویت امروز جامعه روشنفکری نیستسعید مدنی با اشاره به گسترش فقر، نابرابری و بحرانهای اجتماعی تأکید کرد که در شرایط کنونی، پرداختن به آسیبشناسی روشنفکری اولویت نخست جامعه ایران نیست. به باور او، پرداختن به پیامدهای فقر، بحرانها و مسائلی نظیر اعدام و پیامدهای جنگ ضرورت بسیار بیشتری دارد.کجفهمی ناشی از عدم شناخت جامعهمتفکران و مدعیان تفکر و فلسفه اگر شناخت دقیقی از جامعه خود نداشته باشند، دچار کجفهمی نسبت به مسائل روزگارشان میشوند؛ امری که شاید دلیل افول برخی فلاسفه پس از ورود به قدرت نیز باشد.روشنفکر واقعی کیست؟ روشنفکر کسی است که زندگی خود را وقف اندیشیدن و تولید فکر میکند و لزوماً یک کنشگر سیاسی و اجتماعی نیست. همچنین کسانی که در ازای قدرت ثروت یا موقعیت برای صاحبان قدرت اندیشه تولید میکنند، از دایره روشنفکری خارج هستند.بزرگترین آسیب؛ آفت «حسِ نخبه بودن» (الیتگرایی)بزرگترین آسیب روشنفکری در ایران، احساس «الیت» بودن است که منجر به رفتار متکبرانه، تحقیر جامعه، برتریجویی و قیممآبی نسبت به تودههای مردم میشود. از دیگر آسیبها میتوان به مطلقانگاری، آوانگاردزدگی، سلبریتیزدگی، امتناع از گفتوگو و سیاستزدایی اشاره کرد.جامعه امروز به چه کسانی نیاز دارد؟ ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به کنشگرانی خردمند، مستقل و آشنا با واقعیتهای اجتماعی نیاز دارد که بتوانند میان اندیشه و عمل پیوندی مؤثر برقرار کنند.متن کامل گزارش در دیدارنیوز@Kaleme
به نام خداجنگ فقط ساختمانها را ویران نمیکند؛اعتماد، امید و آینده را نیز زیر آوار خود دفن میکند.ویرانههای شهر شاید روزی بازسازی شوند،اما زخمهای انسانها و خاطره تلخ جنگ،سالها و گاه نسلها باقی میماند.باید راهی برای صلح یافت؛ زیرا هیچ ملتی از میان آوار جنگ، آیندهای روشن نخواهد ساخت.✍علیرضا کفایی@kafaeealirezaa
🔴 دولت کاغذی و بحران حکمرانی✍️ بابک کاظمییکی از مهم ترین چالش های نظام حکمرانی در بسیاری از کشورها شکل گیری دولت کاغذی است. دولتی که در آن قانون فراوان است برنامه بسیار است سند راهبردی پی در پی تولید می شود و بخشنامه های متعدد صادر می شود اما در زندگی مردم تغییر محسوسی دیده نمی شود. فاصله میان آنچه نوشته می شود و آنچه اجرا می شود هر روز بیشتر می شود و همین فاصله به مهم ترین مانع توسعه تبدیل می گردد.دولت کاغذی دولتی است که بیش از آنکه به نتیجه اهمیت دهد به تولید سند و گزارش توجه دارد. مدیران موفقیت خود را با تعداد جلسات برگزار شده تعداد مصوبات و حجم مکاتبات می سنجند در حالی که مردم عملکرد دولت را با کیفیت آموزش امنیت سلامت اشتغال و رفاه ارزیابی می کنند. اگر بهترین قوانین تصویب شوند اما در عمل هیچ تغییری ایجاد نشود آن قوانین تنها بر روی کاغذ باقی خواهند ماند.یکی از مهم ترین نشانه های دولت کاغذی گسترش بروکراسی است. هر مسئله ساده باید از مسیرهای طولانی اداری عبور کند و هر تصمیم نیازمند امضاهای متعدد باشد. این روند علاوه بر کاهش سرعت تصمیم گیری موجب افزایش هزینه های اداری و کاهش انگیزه شهروندان برای پیگیری امور می شود. زمانی که انجام یک کار ساده هفته ها یا ماه ها طول بکشد اعتماد عمومی نیز به تدریج کاهش پیدا می کند.دولت کاغذی معمولا گرفتار تمرکز شدید قدرت است. بسیاری از تصمیم ها در سطوح بالای مدیریتی گرفته می شود و مدیران محلی اختیار کافی برای حل مسائل منطقه خود ندارند. در نتیجه حتی کوچک ترین مشکلات نیز باید مسیر طولانی اداری را طی کنند و فرصت های ارزشمند برای حل سریع مسائل از دست می رود. حکمرانی موفق زمانی شکل می گیرد که اختیار با مسئولیت همراه باشد و مدیران بتوانند متناسب با شرایط واقعی تصمیم بگیرند.در حوزه آموزش آثار دولت کاغذی به خوبی قابل مشاهده است. اسناد تحول آموزشی برنامه های راهبردی و دستورالعمل های متعدد تدوین می شوند اما بسیاری از مدارس همچنان با کمبود امکانات آموزشی تجهیزات ورزشی نیروی انسانی و فضای استاندارد روبه رو هستند. مدرسه با بخشنامه متحول نمی شود بلکه با سرمایه گذاری هدفمند مدیریت کارآمد و اعتماد به معلمان مسیر پیشرفت را طی می کند.در حوزه اقتصاد نیز شرایط مشابهی وجود دارد. صدور پی در پی مقررات بدون اصلاح ساختارها نه تنها مشکلات را حل نمی کند بلکه گاهی موجب افزایش بی ثباتی می شود. سرمایه گذار به دنبال ثبات شفافیت و پیش بینی پذیری است نه انبوهی از مقرراتی که هر روز تغییر می کنند. اقتصاد زمانی رشد می کند که دولت نقش تسهیل کننده داشته باشد نه آنکه با پیچیده کردن فرایندها مانع فعالیت های اقتصادی شود.ادامه این وضعیت مهم ترین سرمایه هر حکومت یعنی اعتماد عمومی را تضعیف می کند. مردم زمانی به سیاست ها اعتماد می کنند که نتیجه آنها را در زندگی روزمره خود مشاهده کنند. اگر وعده ها بارها تکرار شوند اما مشکلات همچنان پابرجا بمانند سرمایه اجتماعی به تدریج کاهش می یابد و مشارکت عمومی نیز آسیب می بیند.خروج از دولت کاغذی نیازمند اصلاح عمیق در نظام حکمرانی است. نخست باید نتیجه جایگزین فرایند شود. دستگاه های اجرایی باید بر اساس میزان حل مسائل مردم ارزیابی شوند نه بر اساس تعداد گزارش ها و جلسات. دوم باید قوانین و مقررات زائد حذف شوند و مسیرهای اداری ساده شوند. سوم باید تصمیم گیری بر پایه داده های دقیق و شواهد علمی انجام شود. چهارم باید پاسخگویی به یک اصل تغییر ناپذیر تبدیل شود تا هر مدیر در برابر عملکرد خود مسئول باشد.دولت کارآمد دولتی نیست که بیشترین تعداد قانون و سند را تولید کند بلکه دولتی است که بتواند با کمترین هزینه بیشترین مسئله را حل کند. مردم به جای مطالعه اسناد رسمی کیفیت حکمرانی را در مدرسه بیمارستان خیابان محیط کسب و کار و خدمات عمومی احساس می کنند. اگر کیفیت این خدمات افزایش یابد اعتماد نیز بازخواهد گشت و سرمایه اجتماعی تقویت خواهد شد.امروز بیش از هر زمان دیگر کشور به عبور از دولت کاغذی نیاز دارد. توسعه با انباشت اسناد محقق نمی شود بلکه با اجرای دقیق سیاست ها مدیریت شایسته شفافیت پاسخگویی و اراده برای حل مسائل واقعی جامعه شکل می گیرد. آینده ایران در گرو آن است که فاصله میان تصمیم و اجرا کاهش یابد و دولت از تولید کاغذ به تولید نتیجه و از گزارش نویسی به حل مسئله حرکت کند. سیاستشناسی@kafaeealirezaa
📝📝📝به اعدام جوانان فورا پایان دهید ✍🏻سید مصطفی تاجزاده ✅ملت ما در یکی از سرنوشتسازترین لحظات تاریخی خود قرار گرفته است. این حقیقت دارد که ایران در مصاف با قدرتمندترین دولت دنیا، بهرغم ضربات سهمگین و صدمات کمرشکن وارده، تابآوری ستایشانگیزی از خود نشان داده و آمریکا و اسرائیل را در تحقق اهداف اصلی خود ناکام گذاشته است، اما اینهم حقیقت دارد که ایرانیان افزون بر مصائب بیشمار جنگ، از شدیدترین تحریمهای اقتصادی بینالمللی رنج میبرند؛ گرانی، بیکاری، رکود و تورم طاقتفرسا ازیکسو و فساد، شکاف طبقاتی و سیاسی، تبعیض و بیعدالتی ازسویدیگر بیداد میکند. با کمال تاسف اوضاع اقتصادی میهن و معیشت مردم روزبهروز بدتر و نفسگیرتر میشود. ✅در چنین شرایطی که ایران و ایرانی بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، آرامش، همدلی، همبستگی، گفتوگو، صلح و آشتی ملی نیاز دارد، هر اقدامی که بر شدت خشم و استیصال شهروندان بیفزاید، ناامیدی را گسترش دهد و جامعه را دوقطبیتر کند، عملی بهغایت نابخردانه محسوب میشود که راه بر ظهور تضادهایی آشتیناپذیر میگشاید و زمینه را برای وقوع نزاعهای خونین داخلی و لیبیکردن ایران مساعد میکند. ✅فاصله کوتاه شش ماهه جنگ ۱۲ روزه با اعتراضات سراسری در دیماه ۱۴۰۴ به حاکمیت زنهار میدهد که از آن تجربه تلخ و اسفبار درس بگیرد؛ با اصلاحات اساسی و فوری به جلب اعتماد، رضایت و مشارکت آحاد شهروندان همت گمارد؛ و فکر اداره کشور با راهبرد «النصر بالرعب» یا «سیاست مشت آهنین» را از سر بهدر کند؛ به وادی لجاجت و انتقامجویی نیفتد و به اعدام جوانان معترض پایان دهد. ✅فرستادن شتابزده و سریعتر از روال معمول جوانان عمدتا کمسنوسال به پای چوبههای دار، آنهم به حکم دادگاههایی که روند رسیدگی حقوقی و قضایی در آنها با ایرادها و ابهامهای جدی مواجه است و از شفافیت بیبهرهاند، نسبتی با رحمت محمدی و عدالت علوی ندارد، شرط عقل و اخلاق نیز نیست؛ بازی با آتشی است که میتواند بار دیگر میهن را گرفتار شعلههای خانمانسوز کند. ✅حاکمیت نباید از یاد ببرد که مردم همچنان داغدار خونهای بهناحقریختهشده در دیماه گذشتهاند. پس باید التیامبخشیدن به زخمها را سرلوحه سیاست داخلی خود قرار دهد، نه اینکه با اعدامها به زخم ملی نمک بپاشد و اشتباهات پیشین را در این شرایط واقعاً حساس تکرار کند و ناآگاهانه بذر فتنه و فاجعه بعدی را بکارد.✅پیش از این گفتهام که چندوچون آنچه در ۱۸ و ۱۹ دی سال پیش گذشت، باید با تحقیقات همهجانبه یک کمیته مستقل و ملی حقیقتیاب روشن شود. تا آن زمان لازم است تکتک متهمان به وکیل مستقل، دادگاه علنی و حق دفاع واقعی دسترسی داشته باشند. صد البته خانوادههای همهی قربانیان، نه فقط وابستگان به حکومت و یا حامیان آن نیز از حق دادخواهی برخوردار گردند. ✅روشن است که مخالفت من با اعدام بهمعنای انکار جرم یا نادیدهگرفتن رنج قربانیان نیست. اما معتقدم عدالت ترمیمی باید هم از حقوق متهمان دفاع کند، هم حقوق تمام قربانیان و خانوادههای آنها را بهرسمیت بشناسد و هم در صدور حکم و یا اجرای آن مصالح ملی را در نظر بگیرد.✅اکنون میگویم که اعدامها، صرفنظر از مغایرتشان با موازین حقوق بشر، دردی از ایران را دوا نمیکند و ترسی هم در دلها نمیاندازد. حتی اگر بپذیریم که ممکن است هراس موقت ایجاد کند، اما تردید نیست که مشروعیت، رضایت و ثبات پایدار نمیسازد و چرخه تخاصم و انتقام را سرعت میبخشد و عمیقتر میکند.✅به باور من اعدامها شکاف حکومت و ملت را عمیقتر میکند، امکان گفتوگو و تغییرات مسالمتآمیز را کاهش میدهد و خطر ورود مجدد جامعه به چرخه خشونت متقابل را جدا افزایش میدهد. به همین دلیل و به حکم وظیفه انسانی و ملی با دادن هشدار در مورد ادامه این روند فاجعهبار، که حاصلی جز تزاید خشم و خشونت در جامعه نخواهد داشت، از تمام دلسوزان این سرزمین اهورایی، با هر گرایش سیاسی و اعتقادی، میخواهم به هر نحو قانونی و مدنی که صلاح و موثر میبینند، مخالفت خود را با این مجازات بیبازگشت صریحا اعلام کنند و برای توقف اعدامها چارهای بیندیشند.سیدمصطفی تاجزاده ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ زندان اوین🆔@MostafaTajzadeh
سخنان آیتالله مرتضی مطهری در آستانه انقلاب 1357 و در نامهای خصوصی به آیتالله خمینی درباره دکتر علی شریعتی«کوچکترین گناه این مرد بدنام کردن روحانیت است. او همکاری روحانیت با دستگاههای ظلم و جور علیه توده مردم را به صورت یک اصل کلی اجتماعی درآورد [و] مدعی شد که ملک و مالک و ملا و به تعبیر دیگر تیغ و طلا و تسبیح همیشه در کنار هم بوده و یک مقصد داشتهاند.»...«و خدا میداند که اگر خداوند نبود از باب «ویمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین» در کمین او نبود او در ماموریت خارجش چه بر سر روحانیت و اسلام میآورد.»@kafaeealirezaa
به نام خداپروژه تخریب شریعتی،...، از مطهری تا غنی نژاد✍️ علیرضا کفاییدکتر علی شریعتی را نمیتوان بدون فهم پروژه فکری او شناخت. مهمترین دغدغه او، آگاهی دادن و تحول در بینش و نگاهی نو به دین بود، "پروتستانتیسم اسلامی" بازگشت به روح نخستین اسلام و نقد قرائتهای رسمی و موروثی از دین و آگاهیبخشی به جامعه بود. او بیش از آنکه یک انقلابیِ شتابزده باشد، یک معلم بود؛ معلمی که رسالت خود را در ساختن انسان آگاه میدید.برخلاف تصویری که سالها از او ساخته شده، شریعتی بارها نسبت به انقلابهای زودرس هشدار داد و نوشت:"من همهٔ انقلابات زودرس را نفی میکنم... پیروزی قبل از خودآگاهی فاجعه است. ترجیح میدهم دو نسل، سه نسل، کار کنند و بعد به نتیجه برسند. اما اگر در عرض ده سال به نتیجه برسیم، باز برمیگردیم به صد سال عقبتر."این سخن بهروشنی نشان میدهد که مسئله اصلی شریعتی، آگاهی بود، نه تسخیر قدرت. او معتقد بود جامعهای که پیش از بلوغ فکری به پیروزی سیاسی برسد، نهتنها دستاوردهای خود را حفظ نخواهد کرد، بلکه ممکن است به عقب نیز بازگردد.اما همین اندیشه اصلاحگرایانه، او را در معرض شدیدترین حملات بخشهایی از روحانیت قرار داد. شهید مرتضی مطهری، با وجود اذعان به انگیزههای دینی شریعتی، نقدهای بسیار تندی بر او وارد کرد. در نامه مشهور خود به آیت الله خمینی نیز تنها به نقد علمی آثار شریعتی اکتفا نکرد، بلکه اندیشههای او را خطری برای اسلام دانست و درباره شیوه و انگیزههای او نیز تعابیر بسیار تندی به کار برد؛ بهگونهای که از نگاه بسیاری از پژوهشگران، شریعتی متهم میشود که در پوشش مفاهیم اسلامی، برداشتهایی مغایر با اسلام عرضه میکند؛ برداشتی که عملاً نوعی نسبت دادن مکر و فریب در لباس دین است. هرچند مطهری صریحاً حکم به تکفیر شریعتی صادر نکرد، اما فضای آن نامه بهگونهای بود که بعدها برای متهم کردن شریعتی به خروج از اسلام و حتی تکفیر او مورد استناد قرار گرفت.امروز، با گذشت نزدیک به نیمقرن، پدیدهای قابل تأمل در حال تکرار است. این بار نه از سوی مخالفان سنتی شریعتی، بلکه از سوی برخی کسانی که خود را روشنفکر یا لیبرال معرفی میکنند. موسی غنینژاد در برخی اظهارات خود، شریعتی را "شیاد" خوانده و در مسلمانی او نیز تشکیک کرده است. او در مواجهه با دکتر محمد مصدق نیز رویکردی مشابه دارد و میکوشد جایگاه تاریخی او را بهشدت تقلیل دهد.شباهت این دو نوع مواجهه، با وجود تفاوت بنیادین مبانی فکری مطهری و غنینژاد، قابل تأمل است. هر دو، در نهایت از نقد صرف اندیشه عبور کرده و به داوری درباره شخصیت، صداقت و ایمان شریعتی رسیدهاند.ظاهر این همزمانی، این گمان را تقویت میکند که پروژهای تازه در حال شکلگیری است؛ پروژهای که میکوشد با بازنویسی تاریخ معاصر ایران، سرمایههای فکری و نمادهای استقلالخواهی، عدالتطلبی و روشنفکری دینی، از مصدق تا شریعتی، را از اعتبار بیندازد تا بتوان برخی مسیرهای خطا را موجه، تئوریزه و کانالیزه کرد.شریعتی را میتوان نقد کرد؛ همانگونه که هر اندیشمند دیگری را. اما نقد اندیشه با تخریب شخصیت، تشکیک در ایمان و نسبت دادن شیادی تفاوت دارد. جامعهای که به جای گفتوگو، به حذف نمادهای فکری خود روی میآورد، بیش از آنکه از خطاهای آنان آسیب ببیند، از فقر فرهنگ نقد آسیب خواهد دید.حملات و تخریب شخصیت هایی که به نحوی در زمان خود و در ایران معاصر تاثیرگذار بوده اند از مصدق گرفته تا شریعتی و تا مهندس بازرگان و .... و تکفیر کردن و شیاد خواندن آنان، آن هم از سوی کسانی که ادعای دانایی و روشنفکری دارند نمی تواند از روی سهو باشد، حتما پروژه های قدیمی در زمان حاضر در حال بازنویسی است.@kafaeealirezaa
به نام خدامادران ایران✍️ علیرضا کفاییمادران ایران، پیش از آنکه به فرزندانشان هویت سیاسی بدهند، نگران جان، امنیت و آینده آنان هستند. نگرانی یک مادر نه اصلاحطلب است، نه اصولگرا؛ نه حکومتی است و نه مخالف. نگرانی مادر، والاتر از همه مرزبندیهای سیاسی است.خانم آذر منصوری، هرچند از چهرههای شناختهشده اصلاحطلب و رئیس جبهه اصلاحات کشور است، اما در یادداشت اخیر خود از موضع یک فعال سیاسی سخن نگفت؛ از جایگاه یک مادر نوشت. او رنج و نگرانی مادران را سیاسی نکرد، بلکه یادآور شد که هیچ مادری آرامش خود را در ترس، خشونت، اعدام یا مرگ فرزند دیگری نمیبیند.سالهای اخیر، مادران بسیاری را نگران کرده است؛ مادرِ معترض، مادرِ مأمور، مادرِ سرباز، مادرِ رهگذر و هر مادری که هر روز با بیمِ بازنگشتن فرزندش روز را آغاز میکند. این نگرانی مرز جناحی نمیشناسد و نباید قربانی منازعات سیاسی شود.آنچه تأسفبار است، این است که حتی چنین سخنی نیز با تهدید و نفرت پاسخ داده میشود. گویی برخی آنچنان در کشاکش رقابتهای سیاسی گرفتار شدهاند که حتی صدای مادران را نیز با عینک جناحی میشنوند. این نگاه، نه به سود ایران است و نه به سود هیچ اندیشهای.دفاع از سخن خانم آذر منصوری، دفاع از یک جریان سیاسی نیست؛ دفاع از شأن و جایگاه مادران ایران است. دفاع از این حقیقت است که هیچ مادری نباید هر روز با هراس بازداشت، اعدام، خشونت یا جنگ، چشمانتظار بازگشت فرزندش باشد.ایران زمانی به آرامش خواهد رسید که نگرانی مادران کاهش یابد؛ زمانی که امنیت، عدالت، قانون و گفتوگو جایگزین خشونت، نفرت و حذف شود. آن روز، نه اصلاحطلب پیروز شده است و نه اصولگرا؛ آن روز، ایران پیروز شده است.@kafaeealirezaa
📝📝📝غریبهای در شهر🔺چگونه در وضعیتی که میپنداریم نفوذ فراگیر شده است، مفری برای حیات سیاسی و سیاستی بگشاییم؟سعید حجاریان٭مدتی است بهواسطه شرایط کشور واژههایی نظیر «نفوذ»، «رخنه»، «حفره»، «جاسوس» و امثال اینها بر ادبیات سیاسی و مطبوعاتی سایه افکنده است.برخی افراد بهواسطه تجارب و مشاهداتشان به این قبیل موضوعات پرداختهاند و دیگرانی هم صرفاً از حیث تفنن و برچسبزنی حول این واژهها تولید گفتار و نوشتار کردهاند. این فضا حس «جاسوسیهراسی» (spyphobia) را در میان مردم پدید آورده و طبعاً ذهن سیاستگذاران هم درگیر شده است. در حالیکه جامعه سالم بیشتر مبتنی بر اعتماد و همپذیری است تا شک و طرد دیگری.زمانیکه مسأله نفوذ برجسته میشود و از سطح مباحث کارشناسی به سطح مجادلههای عمومی کشیده میشود، ساخت سیاسی کشور در لاک خود فرو میرود. بهعبارتی بهدلیل دقت و تحفظ، تحرک در حکمرانی و خلاقیت در تصمیمگیری، که شروط لازم پویایی حکمرانی بهشمار میآیند، از قاعده به استثناء تبدیل میشوند؛ استثنایی که صرفاً معدودی میتوانند آن را رعایت کنند. چنانکه سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه اشاره داشت که در دوره جنگ با جابجاییهای متعدد مسئولیت دیپلماتیک خویش را که همانا ارتباط پیوسته با نهادها و شخصیتهای دیپلماتیک باشد، انجام داده است اما با گشتزنی در شهر. این در حالی است که در مواجهه با پدیده نفوذ میبایست نقطه بهینهای را تعریف کرد و میان «ترس از جاسوس/نفوذی» و «کارآمدی فرد/افراد مظنون» ایجاد توازن کرد تا ضمن حفظ کارکرد و کارآمدی سیستم از توقف کلی آن جلوگیری کرد.همچنین باید از محصور شدن در سه ضلعی «جاسوسپنداری-گزینشگری-ناکارآیی» اجتناب کرد. زیرا در این چرخه، نخست همه ارکان و افرادی که متفاوت میاندیشند، جاسوس پنداشته میشوند یا در دستگاه غیریتسازی بهمثابه نفوذی معرفی میشوند، پس از آن نوبت گزینش و گزینشگری بیضابطه و حذفمحور فرامیرسد تا جایی که ناکارآمدی بهعنوان وضعیت جبری به حکمرانی تحمیل میشود. این چرخه تا جایی ادامه پیدا میکند که ورودی و خروجی نظام حکمرانی میل به صفر میکند و نه ورودیها ارزش افزودهای برای سیستم ایجاد میکنند و نه خروجیها قادرند تحولی را پدید آورند و کسی قادر نیست مسئولیت عادی خویش را به انجام برساند.... در شرایط کنونی با توجه به مجموعه رخنهها- که بعضاً ذاتی دوران مدرن و ارتباطات پرشمار انسانی هستند- باید توجه کرد که جاسوسی و کارویژههای کلاسیک آن دیگر هدف محسوب نمیشود بلکه مقدمهای هستند برای اقداماتی از جمله فلج تصمیمگیری و تصفیههای پیاپی و نهایتاً برآمدن دولتی درمانده، که میتواند با یک عملیات بزرگ دشمن فروریزد.از این رو باید با تمرکز بر افزایش «اعتماد عمومی» و تقدم بخشیدن به پروژه احیاء «دولت- ملت» (nation-state) بهجای سیاست تودهای از یکسو و ایجاد ترکیبی بهینه از «کارآمدی و تحفظ» از سوی دیگر، میدان عمل را برای تغییرات و تصمیمات اجتماعی- سیاسیِ معطوف به برآورده کردن مطالبات عمومی جامعه فراخ کرد. از جمله کارکردهای دموکراسی و ملزومات آن از جمله صندوق رأی و رسانه آن است که صدای مردم توسط خود آنان، و بهشکل بیواسطه مخابره میشود. حال آنکه رویکردهای بدیل که صدای جامعه را از طریق «مخبر»ها و «منبع»ها و نهایتاً «رسانههای کنترلشده» منعکس میکنند، در نهایت میتوانند بخشی از واقعیتها را از پس فیلترها و گاه پیشقضاوتها منعکس کنند که این امر از یکسو قوه تحلیل و تخیل حاکمیت را با اختلال اساسی مواجه میکند و آن را به اتخاذ تصمیمهای نامتناسب سوق میدهد و از دیگر سو ذهن و روان جامعه را مستأصل و فضای نااطمینانی را بر افراد بار میکند.٭نظریهپرداز و تحلیلگر سیاسیمتن کامل mashghenow.com/?p=6452@kafaeealirezaa
شیخ فضلالله نوری در ۹ امرداد، با حکم دادگاه انقلاب مشروطه به دار آویخته شد؛ نه به جرم مخالفت نظری، که به جرم صدور حکم ارتداد برای مشروطهخواهان، همدستی با محمدعلی شاه در کشتار باغشاه، و تحریک اوباش برای تعطیلی مجلس به خشونت.اعلامیه شیخ فضل الله نوری درباره مشروطه: شیخ فضلالله نوری بدون شک یکی از سرسختترین دشمنان مشروطه و مجلس ایران بود، او معتقد بود: ﺑﻨﺪ۱- ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬﺍﺭﯼ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺮﺗﺪ ﺍﺳﺖ. ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﻟﻬﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻭﺿﻊ ﻗﺎﻧﻮﻥِ ﻧﻮ، ﺍﺑﺪﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ. ﻭ ﻫﺮﮐﺲ ﻣﺮﺗﺪ ﺷﺪ ﻃﺒﻖ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﺳﻼﻡ ﺧﻮﻧﺶ ﺣﻼﻝ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺶ مصادره ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻟﺶ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦﻃﻮﺭ.ﺑﻨﺪ۲- ﻋﺠﻢﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ (یعنی ایرانیان پیش از اسلام) ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﻣﺪﺣﺸﺎﻥ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺧﺒﯿﺚﺗﺮﯾﻦ ﻃﻮﺍﯾﻒ ﺑﻮﺩﻧﺪ.«ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻗﻠﻢ ﻭ ﻟﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﺕ ﮐﺜﯿﺮﻩ، ﻣﻨﺎﻓﯽ ﺑﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﻧﻪ، ﺗﻮ ﺑﮕﻮ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻗﺒﯿﺤﻪ ﺭﺍ ﻧﺸﺮ ﻣﯽﺩﻫﯽ، ﻭ ﺑﻨﺎﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﯼ ﻭ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺑﺎﺑﯿﻪ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻭ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﻣﺎ، ﺍﻟﻘﺎﯼ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻧﺸﺮ ﮐﻠﻤﻪ ﮐﻔﺮﯾﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺒﻬﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻗﻠﻮﺏ ﺻﺎﻓﯿﻪ ﻣﻮﻣﻨﯿﻦ ﺭﺍ ﺗﻀﻠﯿﻞ ﮐﺮﺩﻧﺪ؛ ﺗﻮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﭼﻪ ﮐﻨﯽ؟»🔎منبع :رسائل مشروطیت@kafaeealirezaa
آذر منصوری: هیچ مادری از ترسیدن فرزند دیگری احساس امنیت نمیکندآذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات و دبیرکل حزب اتحاد ملت، در یادداشتی با عنوان «فرزندان ایران» اعلام کرد پس از انتشار نامهاش به رئیس قوه قضاییه درباره اعدامها، هدف موجی از توهین و تهدید قرار گرفته است.او با تأکید بر اینکه این نوشته را از جایگاه یک مادر مینویسد، همه جانباختگان اعتراضات، نیروهای امنیتی و شهروندان عادی را «فرزندان ایران» خواند و نوشت: «من نمیتوانم میان اشک یک مادر و اشک مادری دیگر تفاوت بگذارم.»منصوری با انتقاد از گسترش نفرت و حذف مخالفان، تأکید کرد: «هیچکس نباید به سبب اندیشه، نقد یا اعتراض، مستحق حذف، تحقیر یا مرگ شمرده شود.» او همچنین از همه خواست «زنجیره کینه» را متوقف کنند و افزود: «هیچ مادری، از ترسیدن فرزند دیگری احساس امنیت نمیکند.»@kafaeealirezaa
به نام خدااگر در میانهی این بحرانها نتوانیم نهادهای کارآمد، فرهنگ گفتوگو، مدارا و زیستِ اخلاقی را بنیان نهیم، نسلهای آینده ناگزیر راهی دیگر برخواهند گزید و از ما عبور خواهند کرد.شاید پرسش درست این باشد: آیا آیندگان از ما عبور خواهند کرد، یا بر شانههای ما خواهند ایستاد؟پاسخ این پرسش را نه داوری فردا، بلکه رفتار و انتخابهای امروز ما رقم میزند.✍علیرضا کفایی@kafaeealirezaa
🟢محسن آرمین با ابراز نگرانی نسبت به قرار گرفتن اقتصاد ایران در آستانهٔ ابرتورم و نبود اراده و توان لازم برای اتخاذ تصمیمات راهگشا در سطح حاکمیت، تأکید کرد:این مذاکرات و نتایج آن تأثیر تعیینکنندهای بر تحولات آیندهٔ کشور دارد✳️ دکتر محسن آرمین، نایبرئیس جبههٔ اصلاحات ایران، طی سخنان مهمی در جمع مسئولان شعب استانی حزب مجمع ایثارگران، با ترسیم تصویری نگرانکننده از وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور، هشدار داد که ایران بر پایهٔ برخی برآوردهای کارشناسی در آستانهٔ ورود به ابرتورم قرار گرفته است؛ اما به اعتقاد او، خطر بزرگتر از بحران اقتصادی، ناتوانی در اتخاذ تصمیمات بهموقع برای خروج از وضعیت موجود است. وی همچنین با تشریح شکافهای موجود در حاکمیت بر سر دیپلماسی و مذاکره، تأکید کرد که این مذاکرات و نتایج آن تأثیر تعیینکنندهای بر تحولات آیندهٔ کشور دارد.🔰 به گزارش صبح ما؛ دکتر محسن آرمین، کنشگر برجستهٔ اصلاحطلب و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی، در نشست سراسری مسئولان شعب استانی حزب مجمع ایثارگران گفت اگرچه اقتصاد ایران در آستانهٔ ابرتورم و تورم سهرقمی قرار دارد، اما بحران اصلی، نبود اراده و توان لازم برای اتخاذ تصمیمات راهگشا در سطح حاکمیت است؛ زیرا تجربهٔ جهانی نشان میدهد حتی شدیدترین بحرانها نیز با تصمیمگیری بهموقع قابل مدیریتاند.♻️وی با بیان اینکه امروز شکاف اصلی کشور دیگر میان اصلاحطلب و اصولگرا نیست، بلکه میان موافقان و مخالفان دیپلماسی و مذاکره شکل گرفته است، تأکید کرد اختلاف بر سر مذاکره، مهمترین شکاف سیاسی امروز ایران است و نتیجهٔ آن آیندهٔ اقتصاد، امنیت و توسعهٔ کشور را تعیین خواهد کرد.🍃 آرمین با اشاره به گمانهزنیها دربارهٔ تغییر احتمالی در سیاست خارجی پس از آغاز دورهٔ جدید رهبری، اظهار داشت نخستین مواضع و پیامهای منتشرشده نشان میدهد همان چارچوب گفتمانی پیشین ادامه یافته است. وی افزود نوع این مواضع و رویکردها این شائبه را تقویت کرده است که رهبری جدید نیز در شمار مخالفان دیپلماسی و مذاکره با آمریکا قرار دارد و از همین رو، همچنان نمیتوان با اطمینان از شکلگیری ارادهای قاطع برای حلوفصل اختلافات با آمریکا سخن گفت. وی همچنین افزود: «ما با رشادت نیروهای نظامی و پایداری مردم، جنگ را بردیم، اما در حال باختن صلح هستیم.»🪽این تحلیلگر سیاسی با اشاره به آنچه «تفاهم اولیه» میان ایران و آمریکا خواند، مدعی شد عدم اجرای کامل تفاهمنامه و آغاز مجدد درگیریهای نظامی، نشانهٔ فقدان ارادهٔ لازم در دو طرف برای رساندن مذاکرات به نتیجهٔ نهایی است. وی تأکید کرد مقصود از توافق جامع با آمریکا، نه تبدیل شدن به شریک آمریکا که با توجه به اختلافات عمیق و تاریخی میان دو کشور ناممکن است، بلکه رسیدن به توافقی پایدار با هدف رفع کامل تحریمها و موانع تعامل با جهان و استفاده از ظرفیتهای اقتصادی، فناوری و سرمایهٔ جهانی برای رشد و توسعهٔ کشور است؛ امری که البته مستلزم بازنگری در سیاستهای گذشته در قبال منطقه و جهان خواهد بود.🐦🔥آرمین سه سناریوی «توافق جامع»، «توافق محدود» و «نه جنگ و نه صلح» را پیش روی ایران دانست و ارزیابی کرد که در شرایط کنونی، حداکثر ظرفیت موجود حرکت به سمت توافقی محدود است که البته کمکی به حل مشکلات ایران نخواهد کرد. به گفتهٔ وی، بدترین سناریو تداوم وضعیت «نه جنگ و نه صلح» است؛ وضعیتی که نه راهی برای خروج از بنبست میگشاید و نه مانع فرسایش اقتصادی و اجتماعی کشور میشود.🍃 وی با تأکید بر اینکه مسئلهٔ محوری امروز ایران «مذاکره یا جنگ» است، از نیروهای اصلاحطلب، ملی و وطندوست خواست همهٔ ظرفیتهای سیاسی، رسانهای و اجتماعی خود را برای حمایت از دیپلماسی و تقویت جریان حامی مذاکره در ساختار قدرت بهکار گیرند و از تیم دیپلماسی و مذاکرهکنندهٔ کشور پشتیبانی کنند.✨آرمین در بخش پرسش و پاسخ نیز با ابراز نگرانی از وضعیت «بددولتی» و «بیدولتی» پس از جنگ، هشدار داد استمرار میدانداری جریانهای تندرو میتواند زمینهساز اقدامات خشونتآمیز شود. وی همچنین بر ضرورت آگاهسازی افکار عمومی نسبت به عمق بحران اقتصادی و پیامدهای ادامهٔ جنگ، تقویت نقش احزاب در حمایت از دیپلماسی و صلح شرافتمندانه، و بازنگری نهادهای امنیتی در اولویتهای خود برای مقابله با تهدیدهای واقعی علیه امنیت ملی تأکید کرد.📌 برای مشاهدهٔ متن کامل خبر کلیک کنید.@sobhema_ir▫️▫️▫️
به نام خدااز تنگه هرمز تا کانال سوئز،.....، خاورمیانه در آستانه جنگی فرسایشی✍️ علیرضا کفاییحمله به شناورهای حامل گاز در نزدیکی کانال سوئز، صرفنظر از اینکه عامل آن چه کسی باشد، حامل یک پیام روشن است؛ دامنه جنگ در خاورمیانه در حال گسترش است. اگر تا دیروز غزه، لبنان، سوریه، عراق، یمن و خلیج فارس کانون بحران بودند، امروز یکی از مهمترین شریانهای اقتصاد جهانی نیز در معرض ناامنی قرار گرفته است.این تحولات نشان میدهد که منطقه بهتدریج وارد مرحلهای از جنگ فرسایشی میشود؛ جنگی که هدف آن صرفاً شکست نظامی یک طرف نیست، بلکه فرسودن توان اقتصادی، امنیتی و سیاسی بازیگران است. در چنین جنگی، زمان خود به یک سلاح تبدیل میشود و هزینههای جنگ، آرامآرام بر دوش ملتها سنگینی میکند.تنش میان ایران و ایالات متحده نیز در چنین فضایی از حساسیت ویژهای برخوردار است. هرگونه برخورد مستقیم میان دو کشور، میتواند از یک بحران دوجانبه فراتر رفته و به جنگی منطقهای با پیامدهای جهانی تبدیل شود؛ جنگی که تنگه هرمز، بابالمندب، دریای سرخ و کانال سوئز را به هم پیوند میدهد و امنیت انرژی و تجارت جهانی را با مخاطره روبهرو میسازد.در این میان، این پرسش مطرح میشود که چه کسانی از تداوم جنگ سود میبرند؟ در هر منازعهای، معمولاً بازیگرانی وجود دارند که ادامه بحران را بر صلح ترجیح میدهند؛ زیرا استمرار تنش میتواند به افزایش فروش تسلیحات، تضعیف رقبای ژئوپلیتیکی، تغییر موازنههای منطقهای یا تحمیل هزینههای بلندمدت بر طرفهای درگیر بینجامد. با این حال، بدون شواهد معتبر نمیتوان مسئولیت حملات یا طراحی آنها را به بازیگر مشخصی نسبت داد.آنچه برای ایران اهمیت راهبردی دارد، نه افتادن در دام محاسبات احساسی، بلکه اتخاذ سیاستی مبتنی بر عقلانیت ملی است. تجربه جنگهای طولانی نشان داده است که پیروزی نظامی، لزوماً به معنای پیروزی سیاسی یا اقتصادی نیست. کشوری موفقتر خواهد بود که بتواند امنیت خود را با کمترین هزینه انسانی، اقتصادی و اجتماعی حفظ کند.از این رو، سیاست مطلوب برای ایران میتواند بر چند محور استوار باشد: تقویت بازدارندگی دفاعی، پرهیز از گسترش دامنه درگیری، فعال کردن دیپلماسی منطقهای و بینالمللی، کاهش تنش با همسایگان، ترمیم سرمایه اجتماعی در داخل کشور و بهرهگیری از اجماع ملی در تصمیمهای راهبردی. امنیت پایدار تنها با قدرت نظامی حاصل نمیشود؛ پشتوانه آن، اقتصاد توانمند، جامعه منسجم و روابط خارجی متوازن است.خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری در معرض یک خطای محاسباتی بزرگ قرار دارد؛ خطایی که میتواند آتش یک درگیری محدود را به جنگی فراگیر و فرسایشی تبدیل کند. در چنین شرایطی، خرد سیاسی اقتضا میکند که همه بازیگران منطقه، بهویژه ایران، از هر اقدامی که مسیر بحران را غیرقابل بازگشت کند، پرهیز کرده و دیپلماسی را بهعنوان مکمل بازدارندگی در اولویت قرار دهند.هنر سیاست، جلوگیری از جنگی است که پایانش نامعلوم و هزینههایش بر دوش ملتهاست.@kafaeealirezaa
حزب توسعه ملی: بر ضرورت رسیدگی عادلانه به هرگونه تعرض به جان شهروندان و مأموران تأکید می کنیماجرای مجازات اعدام در پروندههایی که در محاکمه شفاف آنها ابهامات جدی وجود دارد، محکوم میکنیم اعدام افراد در ارتباط با اعتراضات دیماه نهتنها راهحل نارضایتیها نیست، بلکه میتواند بر خشم عمومی بیفزاید بسماللهالرحمنالرحیم در روزگاری که ایران با تهدید جنگ، تجاوز خارجی، فشارهای فزاینده بینالمللی و بحرانهای انباشته داخلی روبهروست، بیش از هر زمان دیگری به آرامش، عقلانیت، اعتماد عمومی و همبستگی ملی نیاز داریم. در چنین شرایط خطیری، اعدامهای مکرر از جمله خبر اجرای احکام اعدام در اصفهان، آن هم در ملأعام، وجدان عمومی جامعه را جریحهدار و نگرانیهای عمیقی درباره شیوه رسیدگی قضایی به پروندههای مرتبط با اعتراضات ایجاد کرده است.🌱حزب توسعه ملی، ضمن ابراز همدردی با خانوادههای همه جانباختگان حوادث خشونتبار دیماه گذشته و تأکید بر ضرورت رسیدگی عادلانه، علنی و شفاف به هرگونه تعرض به جان شهروندان و مأموران، اجرای مجازات اعدام را در پروندههایی که درباره رعایت حق دفاع، دسترسی به وکیل منتخب و محاکمه شفاف و علنی متهمان ابهامات جدی وجود دارد، محکوم میکند.〽️حزب بر این باور است که اعدام افراد بازداشتشده در ارتباط با اعتراضات دیماه گذشته، نهتنها راهحل نارضایتیها و بحرانهای اجتماعی نیست، بلکه میتواند بر خشم عمومی بیفزاید، شکاف میان ملت و حاکمیت را عمیقتر کند و سرمایه اجتماعی و امنیت ملی کشور را بیش از پیش در معرض آسیب قرار دهد. امنیت پایدار از مسیر اعتماد، عدالت و رضایت شهروندان میگذرد، نه از طریق ایجاد ترس و گسترش مجازاتهای خشن.✨ما هرگونه تجاوز، تهدید و مداخله خارجی علیه تمامیت ارضی و استقلال ایران را قاطعانه محکوم میکنیم؛ اما همزمان تأکید داریم که مقابله با تهدید خارجی نمیتواند بهانهای برای نادیدهگرفتن حقوق ملت در داخل کشور باشد. دفاع از ایران، بدون دفاع از جان، کرامت و حقوق ایرانیان ممکن نیست. در شرایط تهدید خارجی، تصمیمهای وحدتشکن و اعتمادسوز داخلی، ناخواسته در خدمت همان نیروهایی قرار میگیرد که خواهان تضعیف انسجام ملی و بدنامکردن ایراناند.🔻حزب از رئیس محترم قوه قضاییه میخواهیم با استفاده از اختیارات قانونی، اجرای همه احکام اعدام مرتبط با اعتراضات را فوراً متوقف و زمینه رسیدگی مجدد، مستقل و منصفانه به این پروندهها را با حضور وکلای منتخب متهمان فراهم کند. 🌱از رؤسای محترم قوای مجریه و مقننه نیز انتظار میرود در چارچوب مسئولیتهای قانونی و اخلاقی خود، نسبت به صیانت از حقوق بنیادین شهروندان، نظارت بر حسن اجرای قانون و جلوگیری از تصمیمهایی که امنیت و وحدت ملی را به مخاطره میاندازد، سکوت نکنند. پایاندادن به اعدام در ملأعام و توقف اجرای شتابزده احکام سالب حیات، گامی ضروری برای بازگرداندن آرامش و اعتماد به جامعه است.🐦🔥حزب توسعه ملی از مراجع معظم تقلید، عالمان حوزه و دانشگاه، حقوقدانان، وکلا، نهادهای مدنی، شخصیتهای ملی، معتمدان جامعه و همه کسانی که امکان اثرگذاری بر این تصمیمها را دارند، درخواست میکند برای جلوگیری از اجرای احکام مشابه و گشودن راه گفتوگو، مدارا و اصلاح رویههای قضایی، مسئولانه و بهموقع وارد عمل شوند. سکوت در برابر گرفتن جان انسانها، بهویژه هنگامی که درباره سلامت دادرسی تردیدهای جدی وجود دارد، مسئولیتی تاریخی و اخلاقی بر دوش همگان خواهد گذاشت.حزب توسعه ملی ایران اسلامی۱۴۰۵/۵/۸@kafaeealirezaa
به نام خداعقل سرخ؛ از سهروردی تا ایران امروزبه بهانه بزرگداشت شیخ اشراق✍️ علیرضا کفاییسهروردی، شیخ اشراق، فیلسوف نور بود؛ فیلسوفی که حقیقت را نه در هیاهوی قدرت، بلکه در روشنایی آگاهی جستوجو میکرد. او بر این باور بود که عقل، اگر از بند تعصب، ترس و منفعت رها شود، به "اشراق" میرسد؛ به نوری که انسان را به حقیقت نزدیکتر میکند.در رساله عقل سرخ، عقل در هیئت پیر فرزانهای ظاهر میشود؛ سرخ، نه به معنای خشونت و خونریزی، بلکه رنگ سپیدهدم؛ لحظهای که تاریکی هنوز کاملاً نرفته، اما نور نیز راه خود را گشوده است. این همان وضعیتی است که جوامع در آستانه تحول تجربه میکنند؛ هنگامی که میان استبداد و آزادی، میان جهل و آگاهی، در کشاکشاند.سهروردی به ما میآموزد که بزرگترین زندان، زندان ذهن است؛ جایی که انسان به جای اندیشیدن، تقلید میکند؛ به جای گفتوگو، تکفیر میکند؛ و به جای حقیقت، از قدرت پیروی میکند. جامعهای که عقل را قربانی ایدئولوژی کند، دیر یا زود گرفتار خشونت، حذف و فروپاشی سرمایه اجتماعی خواهد شد.امروز نیز ایران بیش از هر زمان دیگری به عقل سرخ نیاز دارد؛ عقلی که زبانش تهدید و انتقام نباشد، بلکه گفتوگو، مدارا و خردورزی باشد. آنان که سیاست را تنها در میدان جنگ، حذف مخالف و بستن راه نقد میبینند، از حکمت اشراق فاصله گرفتهاند. نور، با خاموش کردن چراغهای دیگر پرنورتر نمیشود؛ بلکه با روشن کردن چراغهای بیشتر، تاریکی را عقب میراند.سهروردی با جان خود بهای آزادی اندیشه را پرداخت. او قربانی همان ذهنیتی شد که حقیقت را در انحصار خود میخواست. تاریخ اما داوری دیگری کرد؛ حاکمان زمانه در غبار تاریخ گم شدند، اما نام سهروردی و اندیشه اشراق همچنان زنده است. این، بزرگترین شکست صاحبان قدرت و بزرگترین پیروزی اندیشه است.باید به "عقل سرخ" بازگشت؛ به عقلی که از حقیقت نمیترسد، نقد را دشمنی نمیداند، کرامت انسان را بر مصلحتهای زودگذر ترجیح میدهد و راه نجات ایران را نه در جنگ و افراط، بلکه در آزادی، عدالت، دیپلماسی، قانونگرایی و مشارکت همه ایرانیان میجوید.ایران امروز بیش از هر چیز، محتاج نور است؛ نوری که از خرد، آزادی و گفتوگو برمیخیزد، نه از آتش کینه، حذف و خشونت. شاید پیام جاودانه شیخ اشراق برای روزگار ما همین باشد: هیچ ظلمتی پایدار نیست، اگر انسان جرئت روشن کردن چراغ عقل را داشته باشد.@kafaeealirezaa
❇️ ارائه گزارش کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران در مجمع عمومی؛تأکید بر ضرورت بازگشت کشور به حکمرانی عقلانی، دیپلماسی فعال و پایان دادن به وضعیت اضطراری🔺ابراهیم اصغرزاده رئیس کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران در جلسه اخیر مجمع عمومی این جبهه، با برشمردن چهار ناتوانی ساختاری حکمرانی کنونی بهعنوان محور اصلی مشکلات ایران، اولویتهای فوری کشور را شامل حفظ جان مردم، جلوگیری از گسترش جنگ، توقف تخریب زیرساختها، مهار تنشهای خارجی، کاهش هزینههای ملی از طریق دیپلماسی فعال، بازگرداندن کشور از وضعیت اضطراری به شرایط عادی، تقویت پاسخگویی نهادی در چارچوب قانون اساسی و بازگرداندن دولت منتخب به جایگاه واقعی خود در نظام حکمرانی اعلام کرد.◾️رئیس کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران که گزارش جمعبندی مباحث مطرحشده در این کمیته را ارائه می کرد، این چهار ناتوانی ساختاری حکمرانی کنونی را؛ نخست، تأخیر مزمن در تصمیمگیری که موجب از دست رفتن فرصتها و انتقال کشور از بحرانی به بحران دیگر شده، دوم، ناتوانی در حل و مدیریت تعارضهای داخلی و خارجی که باعث انباشت بحران ها شده، سوم، فرسایش ظرفیت کارشناسی در نتیجه حذف نخبگان و محدود شدن دایره تصمیمگیری که کیفیت تصمیمات را کاهش داده، و چهارم، گرفتار شدن در «تله مسیر طیشده»؛ وضعیتی که در آن ساختار حکمرانی به جای اصلاح، به بازتولید بحرانها ادامه میدهد و هرگونه هشدار یا اصلاح را بهعنوان تهدید تلقی میکند، عنوان کرد.◾️اصغرزاده با قدردانی از حضور هوشمندانه مردم در صحنه و نمایش سطح قابل توجهی از تابآوری ملی و نیز مقاومت نیروهای نظامی در برابر تجاوز اخیر، توضیح داد: ایران امروز با یک بحران مقطعی روبهرو نیست، بلکه با انباشت بحرانهای مزمنی همچون اقتصاد فرسوده، جامعه دوقطبی، سیاست خارجی پرهزینه و حکمرانیای مواجه است که بخش مهمی از توان تصمیمگیری بهموقع و بهرهگیری از فرصتها را از دست داده است. ◾️وی با بیان این که مسئله اصلی کشور نه کمبود شعار، بلکه کاهش ظرفیت حل مسئله است؛ وضعیتی که امکان اداره عادی کشور را بهشدت محدود کرده است، بر ضرورت ارائه تصویری واقعبینانه از شرایط کشور تأکید کرد و افزود: مشکلات امروز ایران صرفاً ناشی از فشارهای خارجی، تحریمها یا تهدیدهای نظامی نیست، بلکه حاصل همافزایی مجموعهای از روندهای مخرب از جمله فرسایش نهادی، انسداد سیاسی، تضعیف دولت منتخب، گسترش سازوکارهای غیرپاسخگو و تقدم منطق بقا بر توسعه و منافع ملی است. ◾️اصغرزاده با اشاره به شرایط «نه جنگ، نه صلح» حاکم بر کشور گفت: در چنین فضایی، تصمیمهای کلان سیاسی و امنیتی به جای آنکه بر پایه پاسخگویی نهادی و محاسبه دقیق هزینه و فایده اتخاذ شوند، در فرآیندهایی مبهم و غیرشفاف شکل میگیرند و پیامدهای آن مستقیماً بر زندگی مردم، زیرساختها، سرمایه اجتماعی و آینده توسعه ملی تحمیل میشود. از این رو، تشخیص صادقانه واقعیتهای موجود، خود به یک مسئولیت سیاسی تبدیل شده است.◾️رئيس كميته سياسى جبهه اصلاحات ايران گفت: اعضای کمیته سیاسی معتقدند در شرایطی که کشور با تهدید جنگ، تحریم و انسداد دیپلماتیک مواجه است، هر تلاشی برای گشودن مسیر گفتوگو باید بخشی از راهحل تلقی شود، نه نشانه ضعف یا عقبنشینی. همچنین آنها تأکید دارند که دوگانههایی نظیر «جنگ یا تسلیم» و «استقلال یا مذاکره» دوگانههایی کاذب هستند و میتوان هم مدافع تمامیت ارضی بود و هم از مذاکره و صلح حمایت کرد.◾️اصغرزاده همچنین ضمن تأکید بر ضرورت بازتعریف اصلاحطلبی بهعنوان یک پروژه نجات ملی، گفت: از دیدگاه کمیته سیاسی سه محور اصلی را می توان بهعنوان مواضع اصلاحطلبان اعلام کرد؛ نخست، صلحخواهی بهعنوان شکلی مسئولانه از دفاع از امنیت ملی و نه نشانه تسلیم، دوم، ضرورت پاسخگویی جریانهایی که با کارشکنی در مسیر تنشزدایی و رفع تحریمها به منافع ملی آسیب میزنند، و سوم، رد دوگانههای کاذب «جنگ یا تسلیم» و تأکید بر راه سوم، یعنی حکمرانی عقلانی مبتنی بر قانون اساسی و منافع ملی.👈🏼 متن کامل🔹آدرس جبهه اصلاحات ایران در شبکههای اجتماعی تلگرام، اینستاگرام، ایکس (توئیتر)
نابرابری، تورم و فساد ساختاری جامعه جوان ایرانی را شورشی کرده است ✍️ سعید مدنی بنا بر گزارش سخنگوی قوهی قضاییه (۲۹/۱۱/۱۴۰۴) در جریان اعتراضات دیماه در ۳۱ استان دستکم برای حدود ۱۰هزار و ۵۳۸ نفر بازداشتشده قرار جلب دادرسی صادر شد. در زندان فرصت یافتم با تعدادی از بازداشتشدگان دیماه از نزدیک گفتوگو کنم. پس از آن هم گزارشهایی از دیگر دوستان زندانی در دیگر زندانها که از نزدیک با انبوه جوانان بازداشتشده در ارتباط بودند شنیدم. در مجموع چند ویژگی وجه اشتراک بازداشتشدگان را تشکیل میداد:۱) اکثریت قریب بهاتفاق به گروه سنی جوان در حد فاصل ۱۸ تا ۳۰ سال قرار داشتند، اگرچه در میان آنها جمعی کمتر از ۱۸ سال و میانسال نیز بودند؛۲) اکثریت قریب بهاتفاق از گروههای کمدرآمد یا متوسط فقیر بودند. در تهران عاملیت طبقهی متوسط فقیر در دامنهی وسیع اعتراضات در محلاتی مثل اسلامشهر در جنوب، نازیآباد در مرکز، تهرانپارس در شرق و صادقیه و ستارخان در غرب تهران بهروشنی قابلمشاهده بود.۳) اغلب بازداشت شدگان بیکار یا دارای مشاغل با درآمد پایین مثل رانندهی اسنپ، پیک باربر، شاگرد مغازه یا کارگر و مکانیک بودند.۴) اغلب تحصیلات دیپلم و کمتر داشتند و ترک تحصیل کرده بودند.۵) بخش قابلتوجهی از بازداشتشدگان تهران مهاجر از دیگر شهرها بودند. در گزارش مدیر عامل بهشت زهرا آمده که بیش از ۵۰ درصد اجساد جانباختگان در تهران برای خاکسپاری به شهرستانها اعزام شدند (دنیای اقتصاد ۳/۱۱/۱۴۰۴).در گزارشی که «معاونت تبلیغ حوزه علمیه» بر اساس نمونهای از بازداشتشدگان دی ماه منتشر کرده، نتیجه گرفته که مهمترین مشخصههای آنها مرد، جوان، مجرد، کمتحصیل، بدون سابقهی کیفری، و متعلق به طبقهی متوسط و فقیر بوده است (روزنامه اعتماد ۹/۱۱/۱۴۰۴).بهرغم سهم پایین زنان در اعتراضات دیماه در مقایسه با اعتراضات «مهسا» بنا بر برخی شواهد سهم زنان از جانباختگان دیماه بیشتر از سهم آنان از جانباختگان خیزش مهسا بوده است (حاجی زادگان ۱۴۰۵). به تصور من اگر بخواهیم این مجموعه را در قالب الگوهای جنبشی گذشته جای دهیم، میتوان آن را تداوم جنبش جوانان در ایران محسوب کرد. در ایران از حدود ۲۴ میلیون جمعیت ۱۵ تا ۳۴ سال دستکم ۱۲ میلیون نفر یعنی ۱۴ درصد جمعیت کشور نه تحصیل میکنند و نه شاغل هستند. شواهد نشان میدهد که موتور اصلی اعتراضات دیماه این گروه بودند. این جمعیت قابلتوجه و پرانرژی در بستر اجتماعی زندگی میکنند که در آن کمترین امیدی به بهبود وضعیت اشتغال و آینده ندارد.در فاصلهی سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴ حدود ۲۰۰هزار نفر به خالص اشتغال اضافه شده که معادل ۳۳هزار نفر در سال است؛ در همین حال، دستکم سالانه حدود ۷۵۰هزار نفر به جمعیت بالاتر از ۱۵ سال اضافه میشود که وضعیت موجود پاسخی به مطالبهی آنها برای اشتغال ندارد.از دیگر مختصات بستری که این جمعیت جوان بیکار و خارج از تحصیل در آن به سر میبرد تورم ساختاری ۷۰-۸۰ درصدی و بیشتر است که گروههای متوسط را به زیر خط فقر میکشاند و گروههای فقیر را به فلاکت و در همان حال شکاف فقیر و غنی و نابرابری را آن چنان عمیق میکند که هیچ آیندهی روشنی را برای تحرک طبقاتی و اجتماعی به جا نمیگذارد.این سطح از نابرابری در سطح جهان کمنظیر است. در کنار اینها فساد عمیق ساختاری و تبعیضهای جدی، این جامعهی جوان را عاصی و شورشی کرده و نیروی محرک و شریک در هر اعتراض اجتماعی علیه وضع موجود... .@kafaeealirezaa
به نام خدامواضع دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران وهنِ اصلاحطلبی است، نه دفاع از منافع ملی✍علیرضا کفاییمصاحبه اخیر آقای صفر اسلامی، دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران، بیش از آنکه موضع یک دبیرکلِ تشکل اصلاحطلب باشد، بیانیهای در دفاع از حاکمیت است. این ادبیات، نه تنها نسبتی با فلسفه وجودی احزاب اصلاحطلب ندارد، بلکه وهن اصلاحطلبی و نادیده گرفتن جایگاه مستقل احزاب و تشکلهای مدنی است.آقای اسلامی!چرا اینقدر اصرار دارید انجمن اسلامی معلمان را به حاکمیت الحاق کنید؟ مگر انجمن، یک نهاد حکومتی است؟ مگر دبیرکل انجمن، سخنگوی دولت یا مدافع ساختار قدرت است؟ انجمن اسلامی معلمان، یک تشکل سیاسی و مدنی است که باید نماینده مطالبات معلمان و جامعه باشد، نه وکیل مدافع مسئولان.شما میگویید «شکستن جایگاه مسئولان، هدف دشمن است» و «هتاکی به مسئولان، اعتماد عمومی را فرسوده میکند.» اما توضیح نمیدهید که چرا نقد را با هتاکی خلط میکنید. آیا هر انتقاد از مسئولان، هتاکی است؟ آیا مطالبهگری معلمان، اعتراض شهروندان و نقد عملکرد مدیران، مصداق تخریب حاکمیت است؟از آن نگرانکنندهتر، آنجاست که میگویید اگر منتقدان «تمکین» نکنند، «باید با آنها برخورد شود.» این سخن از زبان یک اصلاحطلب، شگفتآور است. اصلاحطلبی یعنی دفاع از آزادی نقد، حق اعتراض، جامعه مدنی و پاسخگو کردن قدرت؛ نه درخواست برخورد با منتقدان.شما از «وحدت فرماندهی» سخن میگویید، اما حتی یک جمله درباره وحدت با مردم، حق مردم، آزادی نقد، حقوق معلمان و پاسخگویی مسئولان نمیگویید. این عدم توازن، دقیقاً همان چیزی است که استقلال یک حزب را زیر سؤال میبرد.چرا حذف و بیاعتبار کردن صدای منتقدان را با برچسبهایی مانند «هتاک»، «تخریبگر» و «همراه دشمن» توجیه میکنید؟پرسش اصلی این است:انجمن اسلامی معلمان ایران، حزب اصلاحطلب است یا یک تشکل حکومتی؟اگر حزب است، باید در کنار مردم بایستد، از معلمان دفاع کند، از حق نقد و مطالبهگری پاسداری کند و قدرت را پاسخگو بخواهد.اما اگر قرار است هر روز بیش از گذشته خود را با ادبیات رسمی حاکمیت تعریف کند و هر نقدی را «تخریب» و هر منتقدی را «مسئله امنیتی» بداند، دیگر چه تفاوتی میان یک تشکل اصلاحطلب و یک نهاد حکومتی باقی میماند؟اصلاحطلبی با دفاع از مردم معنا پیدا میکند، نه با دفاع از قدرت. هر تلاشی برای یکی دانستن حزب با حاکمیت، نه تنها استقلال تشکل را از میان میبرد، بلکه اعتبار و هویت اصلاحطلبی را نیز مخدوش میکند.@kafaeealirezaa
«سلاخیِ شخصیتها به جای نقدِ علمي»محمدرضا يوسفي 🔹 چندی است آقای غنینژاد در گفتوگوهای خود، شخصیتها و دورههای تاریخی ایران را از منظر لیبرالیسم بررسی میکند. اما بهنظر میرسد در این مسیر، از چارچوب نقد علمی فراتر رفته، به برخوردی غیرمنصفانه روی آورده است. 🔹او با گرایش عمیق به مکتب اتریش، هر گونه جریان چپ ( سیاسی و اقتصادی) را نه بهمثابه موضوعی برای تحلیل، بلکه هدفی برای دشمنی تلقی میکند. برای نمونه، مصدق را بهعنوان یک سوسیالدمکرات به نقد کشیده، حتی امضای « دکتر محمد مصدق» را به سخره گرفته و از آن بهانهای برای حمله به شخصیت وی میسازد. او میکوشد رژیم پهلوی را از اتهام کودتای ۲۸ مرداد مبرا کرده و رفتار مصدق را غیرقانونی جلوه دهد. 🔹 او به دلیل گستره گرایش چپ در دوران پیش از انقلاب، تقریباً همه روشنفکران آن عصر را با برچسبهایی مورد حمله قرار میدهد. اخیراً نیز شریعتی را مورد نوازش قرار داده است. بهنظر میرسد رویارویی او با جریانهای غیرلیبرال بیش از آنکه علمی باشد، رنگ و بوی کینهورزی دارد. 🔹 با این حال، اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، نمیتوان از تأثیرات عمیق فضای جهانی بر شکلگیری اندیشههای چپ در ایران و جهان چشم پوشید. دهههای پس از جنگ جهانی دوم، با رویدادهایی چون جنگ ویتنام، جنگ كره، جنایات استعماری فرانسه در الجزایر، کودتاهای نظامی متمايل به غرب در یونان، شیلی و ایران، و سلطه نظم ناعادلانه بینالمللی بر منابع کشورهای عقبمانده، بستری طبیعی برای رشد گرایشهای چپ فراهم آورد. نظریههای توسعهای همچون «وابستگی» و « راهبرد جایگزینی واردات» پاسخی به همین ساختار نابرابر بودند. درک این زمینه تاریخی، به معنای تأیید تمامی گزارههای اقتصادی یا سیاسی چپ (مانند انکار مالکیت خصوصی یا اقتصاد دستوری) نیست، اما نادیده گرفتن آن، تحلیل تاریخی را به سطحیترین شکل ممکن تقلیل میدهد.🔹 با وجود این، تفکر چپ درسهای ارزشمندی برای ما داشته است: نادیدهنگرفتن انگیزههای پیشرفت، تأکید بر آزادیهای مشروع و نیز نقد درست نظم استعماری پس از جنگ جهانی دوم از جمله این درسهاست. همچنین این حقیقت که کشورهای توسعهیافته، چه در دوران استعمار کهنه و چه در استعمار نو، منابع ملتهای عقبمانده را به غارت بردهاند، نکتهای است که نمیتوان از آن غافل شد.🔹 از سوی دیگر، تحولات جهانی از دهه ۱۹۸۰ به بعد، با ظهور ریگانیسم، تاچریسم و «اجماع واشنگتن»، نئو لیبرالیسم را به اوج خود رساند. فروپاشی بلوک شرق و نظریه «پایان تاریخ» فوکویاما، این گمان را تقویت کرد که لیبرالیسم تنها مسیر پیشرفت بشر است. اما امروز، با تضعیف نهادهایی مانند سازمان تجارت جهانی، رویآوری به تعرفههای حمایتی توسط آمریکا، و شکلگیری پیمانهای منطقهای، نشانههایی از افول نئولیبرالیسم نیز به چشم میخورد. حتی اقتصاددانان نئولیبرال ایرانی که زمانی بر سازوکار قیمتی برای اصلاحات اقتصادی اصرار داشتند، امروز کمتر بر آن تأکید میکنند. این دگرگونیها، نه اثبات درستی چپِ قدیم است و نه شکست نهایی لیبرالیسم، بلکه گواهی بر این واقعیت است که هر پارادایمی، در تعامل با شرایط زمانه، بهمرور دچار چالش و بازنگری میشود.🔹 پس از انقلاب اسلامی، با توجه به عملکرد جمهوری اسلامی و نیز سلطه روزافزون نئولیبرالیسم در جهان از دهه ۱۹۸۰ به بعد، برخی بر سیاستهایی مانند آزادسازی اقتصادی، کوچکسازی دولت، حذف تعرفهها و مانند آن اصرار میورزيدند. اما امروز جهان در حال گذار از این مرحله است. از دوران نخست ترامپ، سازمان تجارت جهانی (WTO) تضعیف شده و پیمانهای منطقهای قوت گرفتهاند. دولت آمریکا به وضع تعرفههای گمرکی روی آورده و در نمونهای آشکار، رئیسجمهور لیبرالترین کشور جهان رئيس جمهور كشوري ديگر را مي ربايد و صراحتاً اعلام میکند که نفت کشوری دیگر را در اختیار گرفته است، دقیقاً بهروش استعمار کهنه.🔹 این تحولات نشان میدهد که اگرچه چپِ قدیم منسوخ شده، اما نئولیبرالیسم و دستورالعملهای نهادهای وابسته به آن نیز در حال افول هستند. امروز از «اجماع لندن» در برابر «اجماع واشنگتن» سخن به میان آمده و «دهکده جهانی» مکلوهان، با رهبری آمریکا، به گروهبندیهای جدیدی تبدیل میشود. اگر امثال غنینژاد دقیقتر بنگرند، درخواهند یافت که رویکرد ایشان نیز بهمرور از اعتبار علمی و روزآمدی میافتد. حتی اقتصاددانان نئولیبرال ایرانی که همواره بر سازوکار قیمتی برای اصلاحات اقتصادی تأکید داشتند، امروز دیگر چندان بر آن اصرار نمیورزند.🔹 کاش جناب غنینژاد، جایگاه اندیشه خود را در جهانی که به سرعت در حال تغییر است، بازنگری کنند، پیش از آنکه آیندگان درباره ایشان همان قضاوتی را کند که او درباره روشنفکران پیشین دارد @kafaeealirezaa
✅ نامه آذر منصوری دبیرکل حزب و رئیس جبهه اصلاحات به رئیس قوه قضاییهبسمه تعالیریاست محترم قوه قضاییهجناب حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهایبا سلام و احترام🔹اگر ضرورت زمانی وجود نداشت و شرایطی برای گفتگو فراهم بود، بدون تردید این نامه به صورت سرگشاده نوشته نمی شد.امروز کشور در شرایطی قرار دارد که علاوه بر مشکلات اقتصادی و معیشتی، با بحران اعتماد عمومی نیز روبهروست. در چنین فضایی، هر تصمیم قضایی که با جان انسانها گره خورده باشد، علاوه بر یک اقدام حقوقی، بازتابی عمیق در افکار عمومی و سرمایه اجتماعی کشور خواهد داشت. آن هم در شرایطی که تقویت اعتماد، انسجام و همبستگی ملی یک ضرورت است. باید از هر اقدامی که مروج خشونت و عصیان مردم است، پرهیز شود.🔹اعتراضات امروز مردم اصفهان نسبت به اجرای احکام اعدام نشان داد که جامعه نسبت به این موضوع بیتفاوت نیست. این واکنشها، فارغ از تعداد معترضان، بیانگر آن است که بخشی از جامعه دغدغه حق حیات، عدالت و برابری در اجرای قانون را دارد. نادیده گرفتن این حساسیتها، این نگرانی را ایجاد میکند که خشم و نارضایتی انباشته، به جای فروکش کردن، همچون آتشی زیر خاکستر باقی بماند و در بزنگاههای اجتماعی خود را به شکلی پرهزینه نشان دهد.🔹تجربه اعتراضات پیاپی طی بیش از یک دهه گذشته، نیز یادآور این واقعیت است که مطالبات انباشته و احساس شنیده نشدن، میتواند به شکاف میان جامعه و حاکمیت دامن بزند.ایران امروز به ترمیم اعتماد، گفتوگو و تصمیمهایی نیاز دارد که احساس عدالت و همدلی را در جامعه تقویت کند.جناب آقای رئیس،🔹یکی از پرسشهای جدی افکار عمومی، تفاوت در سرنوشت پروندههای مختلف است. برای نمونه، بسیاری میپرسند چگونه در برخی پروندههای بزرگ اقتصادی، مانند پرونده بابک زنجانی، حکم اعدام صادر شده اما اجرای آن متوقف یا به تعویق افتاده است، در حالی که در برخی پروندههای دیگر، روند اجرای حکم متفاوت بوده است. ممکن است برای این تفاوتها توضیحات حقوقی وجود داشته باشد، اما اگر این تفاوتها برای جامعه تبیین نشود، این برداشت شکل میگیرد که عدالت برای همه به یک اندازه اجرا نمیشود؛ برداشتی که اعتماد عمومی را آسیبپذیر میکند.🔹در آموزههای اسلامی نیز همواره بر احتیاط در دماء، پرهیز از شتاب در اجرای شدیدترین مجازاتها و ترجیح رأفت در موارد امکان تأکید شده است. فقهای بزرگ اسلام بارها بر این اصل تأکید کردهاند که هر جا شبههای وجود داشته باشد، باید نهایت دقت و تأمل به خرج داد. این میراث ارزشمند فقه اسلامی، میتواند پشتوانهای برای تصمیمهایی باشد که علاوه بر اجرای عدالت، به حفظ انسجام اجتماعی نیز یاری رساند.🔹امروز انتظار بسیاری از دلسوزان کشور آن است که قوه قضاییه، افزون بر اجرای قانون، پیام جامعه را نیز بشنود. گاه یک تأمل دوباره، یک فرصت برای بازبینی یا یک توضیح شفاف، میتواند بیش از هر اقدام دیگری به تقویت سرمایه اجتماعی و آرامش عمومی کمک کند.🔹امید است دستگاه قضایی، همانگونه که پاسدار عدالت است، در این برهه حساس تاریخی، با درایت، سعهصدر و توجه به شرایط اجتماعی کشور، تصمیمهایی اتخاذ کند که هم عدالت را استوارتر سازد و هم امید و اعتماد را در جامعه افزایش دهد.آذر منصوریهفتم مرداد ۱۴۰۵🔻کانال تلگرام حزب:@ETEHADMELLATIRAN
🔴 بیانیه ۱۵۰ فعّال سیاسی، مدنی و فرهنگی در اعتراض به سرکوبهای مداوم حاکمیت🔷پساجنگ و تداوم پایانناپذیر حصر، حبس و اعدام بهنام هستیبخش▪️ در حالی حصر خانگی میرحسین موسوی از پس ۱۶ سال همچنان ادامه دارد، و برای سه تن از حمایت کنندگان از بیانیهی اخیر وی حکم زندان و حبس صادر شده است، که کشور در شرایط خطیری قرار دارد. شوربختانه جنگ و تجاوز خارجی در شرایطی به کشور تحمیل شده که با اقتصادِ به گِل نشسته و سیاستِ ورشکسته در داخل، بنیان های امنیت ملی بیش از پیش سست شده است.🔸این جنگ معلول اقدامات، رویه ها و ساختارهای معیوبی است که بنیان های امنیت ملی را نشانه گرفت و تضعیف کرد. ورنه تجاوز و جنگ و تخریب، شیوه ی ثابت امپریالیسم است. آنچه باعث شد تا بر این خاک طمع کنند و برای غارتش دست به تهاجم بزنند پیش از هر چیز به رفتار سرکوبگرایانه حاکمیتی برمیگردد که هر مطالبه ای را با داغ و درفش پاسخ داد و در هر اعتراض اجتماعی، خون بیگناهی را بر زمین ریخت و ملتی را داغدار کرد. ملتی که اکنون نیز در هجوم امپریالیستی دشمنان این سرزمین و در میانه جنایات سبوعانه در لامرد و میناب و بمپور و ... عزادار فرزندان بیگناه خویش شده ، و در عین حال ناباورانه شاهد اعدامها و احکام سنگین برای شمار زیادی از معترضان دی ماه گذشته میباشد.▪️ قویا معتقدیم، بحران های فزآینده و تودرتویی که کشور را در کام هولناک خود گرفته، ناشی از کج کارکردی ها و تناقضات درونی ساختار قانون اساسی فعلی است، که قاطبه ی ایرانیان را از عاملیت و اثرگذاری در حق تعیین سرنوشت محروم کرده و منجر به رشد فسادهای سیاسی-اقتصادی-امنیتی و تضعیف بنیان های امنیت ملی شده است. این ساختار توان و پویایی لازم برای تبلور نظر و آرای جمهور مردم را ندارد. در حالیکه چیرگی بر بحران های حال حاضر ایران و از همه مهمتر ، خروج از زیر سایه جنگ و تجاوز خارجی، نیازمند تبلور آرا و عاملیت یافتن قاطبه ی مردم، به ویژه جامعه مدنی ایران است.🔸ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن محکومیت رفتار ظالمانه و غیر قانونی حاکمیت در ادامه ی حصر میرحسین موسوی و بانو زهرا رهنورد، و نیز اعتراض به حکم زندان برای آقایان علیرضا بهشتیشیرازی، ناصر دانشفر و محمدجواد دردکشان، نیکمردان دغدغه مندی که جز صلاح ملک و ملت را نخواسته اند، حمایت مجدد خود را از این عزیزان و بیانیهی اخیر میرحسین موسوی مبنی بر اهتمام بر فرایند « همه پرسی قانون اساسی با تشکیل جبهه ای فراگیر ، متشکل از همه ی سلایق ملی، بر اساس سه اصل عدم مداخله ی خارجی، نفی استبداد و گذار دموکراتیک مسالمت آمیز» اعلام میداریم. 🔻اسامی: رضا آقاخانی، ابوطالب آدینهوند، محمّد آزادی، حمید آصفی، سیدیعقوب آل شفیعی فومنی، سیّدمحمود باقری، آرزو باهر، رضا ابراهیم زاده، هادی احتظاضی، پیمان احمدی، سعید اردشیری، فاطمه افشاری، مهدی اقبال، سیدعبدالمجید الهامی، الهه امیرانتظام، مهدی امینی زاده، مجتبی بدیعی، رویا بلوری، امیر بهمنی، بهنام بیات، فاطمه بیگدلی آذری، محمد بینازاده، مطهره پارسی، مهدی پناهی، حبیبالله پیمان، پروین تاج محمدی، محمدرضا تحویلداری، علی تقی پور، مصطفی تنها، مهدی توفیق حق، مجید تولایی، حسین جزایری، محمد جمادی، فرشته جمشیدی، فرانک چالاک، بهنام چگینی، علی حدیثی، منا حدیثی، محمدعلی حسن نژاد، علیرضا حسین نیا، بهزاد حق پناه، امیر حقیقت جوان، محمود حقیقت جوان، مسعود حکمت، عبدالکریم حکیمی، حمیدرضا خادم، آرش خاندل، شیرین خسروشاهی، واحده خوش سیرت، ابراهیم خوشسیرت..... 🟣اسامی و متن کامل: cutt.ly/2yupgoBZ #ایران_فردا #میرحسین_موسوی#علیرضا_بهشتیشیرازی #ناصر_دانشفر #محمدجواد_دردکشان @kafaeealirezaa
به نام خداتداوم اعدامها؛ تهدیدی برای امنیت ملی و انسجام اجتماعی✍علیرضا کفاییتداوم روند اعدامها در شرایط خطیر کنونی، نهتنها به حل مسائل و کاهش آسیبهای اجتماعی کمکی نمیکند، بلکه میتواند بر احساس بیعدالتی، ناامیدی و شکاف میان مردم و حاکمیت بیفزاید. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگاه مطالبات اجتماعی و بخصوص وضعیت اقتصادی و معیشت مردم و بحران هایی که نمی توان انکار کرد، نادیده گرفته شده و برخوردهای سختگیرانه جایگزین گفتوگو و عدالت شده است، زمینه برای بروز واکنشهای اعتراضی و ناآرامیهای اجتماعی فراهمتر شده است.اعدام، بهویژه در پروندههایی که افکار عمومی نسبت به روند دادرسی یا تناسب مجازات با جرم پرسشها و ابهاماتی دارد، میتواند به عاملی برای تشدید حساسیتهای اجتماعی و برانگیختن اعتراضات گسترده تبدیل شود. نادیده گرفتن این واقعیت، نهتنها کمکی به امنیت ملی نمیکند، بلکه ممکن است هزینههای امنیتی و اجتماعی سنگینتری بر کشور تحمیل کند.از اینرو، ضروری است مسئولان قضایی با پایبندی به اصل "احتیاط در دماء" و رعایت کامل موازین دادرسی عادلانه، از هرگونه تصمیم شتابزده و غیرقابل جبران پرهیز کنند. همچنین انتظار میرود شخصیتهای دینی، دانشگاهیان، حقوقدانان، احزاب و نهادهای مدنی با احساس مسئولیت نسبت به حق حیات و کرامت انسان، نسبت به روند فزاینده اعدامها سکوت نکنند.حفظ امنیت ملی، بیش از هر چیز، در گرو اعتماد عمومی، اجرای عدالت و احترام به کرامت انسان است. بیتوجهی به این اصول، خطر تعمیق نارضایتیها و شکلگیری اعتراضات اجتماعی را افزایش میدهد؛ اعتراضی که پیشگیری از آن، تنها با تدبیر، عدالت و شنیدن صدای جامعه ممکن خواهد بود.@kafaeealirezaa
✅ اعتراض مجدد به صدور احکام اعدام به خصوص در اصفهان / ابراز نگرانی نسبت به وضعیت بحرانی اقتصاد کشور🔹به گزارش روابط عمومی حزب اتحاد، فاطمه پهلوانی، سخنگوی حزب اتحاد، از برگزاری جلسه دفتر سیاسی حزب در عصر دوشنبه ۵ مردادماه به ریاست آذر منصوری، دبیرکل حزب، خبر داد و گفت: در این جلسه، پس از مرور آخرین تحولات سیاسی کشور و بررسی اخبار داخلی حزب، کمیسیونهای تخصصی گزارش فعالیتها و نتایج جلسات خود را ارائه کردند و اعضای دفتر سیاسی پیرامون مهمترین مسائل جاری کشور به بحث و تبادل نظر پرداختند.🔹پهلوانی با اشاره به مهمترین مباحث مطرح شده در این جلسه اظهار داشت: دفتر سیاسی حزب اتحاد با ابراز نگرانی عمیق نسبت به تداوم روند اعدامها در کشور، تأکید کرد که استمرار این رویکرد به تشدید بحرانها و تنشهای موجود دامن میزند و با تعمیق شکافهای اجتماعی، تضعیف سرمایهی اجتماعی و افزایش احساس بیعدالتی، بر دامنهی نارضایتیهای عمومی میافزاید. دفتر سیاسی هشدار داد که تجربهی سالهای گذشته نشان داده است تداوم چنین رویکردهایی، در کنار انباشت نارضایتیهای اجتماعی، میتواند کشور را بار دیگر در معرض بحرانهای امنیتی و آشوبهای اجتماعی قرار دهد. همچنین دفتر سیاسی همهی شخصیتهای موثر و نهادهای مدنی را به اعتراض نسبت به این موج ناسازگار با موازین انسانی و دینی و مخل امنیت ملی فرا میخواند و متأسف است که بیتوجهی به اصل احتیاط در دماء و حرمت خون انسانها در نظام قضایی، هیچ واکنش اثربخشی را در گروههای اثرگذار مانند علمای دین و دانشگاهیانگ برنمیانگیزد.🔹پهلوانی با اشاره به مواضع، نامهها و تلاشهای پیشین اغلب مصلحان از جمله حزب اتحاد ملت برای مهار زدن به موج خشونتبار اعدام و پیامدهای خطرناک آن برای کشور و بیتوجهی محض نهادها و مقامات مسئول به این تذکرات، این مسئله را بهعنوان یکی از اولویتهای اخلاقی، ملی و دینی برای فعالان و متفکران و نهادهای مدنی کشور دانست که بیتوجهی به آن میتواند آثار خسارتباری برای کشور به همراه داشته باشد.🔹پهلوانی گفت: وضعیت بحرانی اقتصاد کشور دیگر موضوع مطرح شده در جلسه بود. از جمله نمودهای بیرونی این بحران میتوان به تورم شدید، افزایش لجامگسیختهی قیمتها و گسترش بیکاری اشاره کرد که تودهی مردم بیپناه فشار آن را با پوست و گوشت خود لمس میکنند. گزارش رییس سازمان بازرسی دربارهی موضوعات مرتبط با ارز نیز وجه دیگری از همین بحران را بهنمایش میگذارد. دفتر سیاسی اعتقاد دارد تا زمانیکه مسائلی مانند جنگ، تحریم، ابهام دربارهی مرکز و فرآیند تصمیمگیریهای سیاسی اصلی، نبود تناسب و تناظر یکبهیک بین اختیارات و مسئولیتها، حذف منافع ملی، کارشناسی و عقلانیت از نظام تصمیمگیری و غلبهی عوامفریبی و تعارض منافع بر این نظام حل نشود، انتظار حل مشکلات اقتصادی آرزویی عبث است. بهعبارت دیگر، دفتر سیاسی ریشهی مشکلات اقتصادی را در بحرانهای سیاسی و ناکارآمدی نظام حکمرانی میبیند و برای حل بنیادی آن راهی جز اصلاح ساختار نظام حکمرانی و استفاده از تجربیات جهانی در تعامل مثبت با جهان نمیشناسد.🔹پهلوانی گفت: دستور دیگر جلسه بررسی پیشنهادهای رسیده از اعضای دفتر سیاسی دربارهی سند وضعیت محیطهای آموزش عالی، آموزش و پرورش، فرهنگ و هنر و میراث فرهنگی در شرایط جنگ و پساجنگ بود و مقرر شد این پیشنهادها بههمراه نتایج مباحث انجام شده در اختیار کمیسیون علمی و فرهنگی قرار گیرد و این کمیسیون پس از اعمال پیشنهادها، سند کامل شده را برای تصمیمگیری به دفتر سیاسی ارائه دهد.🔹به گفته سخنگوی حزب اتحاد آخرین دستور جلسهی این هفتهی دفتر سیاسی، گزارش سلسله نشستهای آیندهی ایران بود که طی آن رییس کمیسیون اقتصادی حزب گزارشی از دو نشست اخیر با عناوین "حکمرانی دیجیتال" و "مسائل اجتماعی ایران" ارائه کرد.#امتداد@emtedadnet
اختلاف مشرب میان آقای خمینی و منتظری"بدون شک اختلاف وجود داشته است، اختلافها هم اختلافهای جدی بوده است، اختلافها هم اختلاف در خلق و خو، و منش و شخصیت، هم در تفکر و مشرب فکری. در خلق و خو به خاطر همین تفاوت زیستی و تربیتی آنها، و در مشرب هم به دلیل اینکه بالاخره امام خمینی پیش از اینکه فقیه بشود عارف بود، اصلاً شهرت او شهرت عرفانی بود، بعد شاگرد مرحوم شاهآبادی بود و شیفته محیالدین عربی بود. این مشرب عرفانی، مشرب مرید مرادی و «لا دین لمن لا شیخ له» است. بعدا مرحوم آیتالله مطهری و آیتالله منتظری ایشان را کشیدند در عالم فقه و فقاهت و امثال اینها. اما مشرب آقای منتظری برعکس است. ایشان به جای اینکه با شاهآبادی شروع کند با بروجردی شروع کرده است. یعنی فقیه بود، قانونگرا و حقوقدان بود به اصطلاح. مشرب عرفانی و مشرب فقهی، اقتضائات فکری و فتوایی آن و هم اقتضائات عملی آن، با یکدیگر فرق میکند. بعد از انقلاب، اولین نقطهای که تجلی کرد، این اختلاف مشرب بود. آقای منتظری به شدت ارزشگرا بود. بعد معتقد بود که اصلاً مأموریت ما دفاع از ارزشها است و این بحثی هم که آن زمان هم مطرح بود که امام علی اگر قدرت را حفظ میکرد بهتر بود یا اینکه قدرت را از دست بدهد به خاطر دفاع از آن ارزشها و بعد هم سرنوشت دنیا و اسلام این طوری بشود. آقای منتظری میگفت که حضرت علی(ع) به این دلیل علی شده است که پای دفاع از ارزشها ایستاد. یعنی ارزشها را فدای قدرت نکرد. امام خمینی نگاهش این بود که به هر حال حفظ حکومت مهم است، حفظ حکومت اصل است.منتهی این اختلافات، دلیل کافی نبود برای اتفاقاتی که بعداً افتاد. اینها بیشتر اختلافات فکری و اجتهادی بود که بین همه علمای دیگر هم وجود داشت. منتهی یک بخشی از آن اصطکاکهای عملی پیش میآمد، بالاخره یک مسئولیتهایی آیتالله منتظری داشتند و مراجعاتی هم به ایشان میشد و یک جاهایی دچار اصطکاک میشدند. این اصطکاکها هم به نظرم نمیتوانست عاملی باشد برای اتفاقات سال 68.به نظر من عامل سومی که مؤثر بود همین جریانهایی بودند که میخواستند از این اختلافات طبیعی، بهرهبرداری کنند و در واقع لانه گزیدند در این شکافها و اختلافهای نظری که وجود داشت."عمادالدین باقی محقق و فعال حقوق بشر@kafaeealirezaa
در نکوهش آن ناشسته روی ناسزاگو✍عبدالکریم سروشبنام خداسخن گفت و دشمن بدانست و دوستکه در شهر نادان تر از او هموستاخیراً فرد گستاخی بنام موسی غنی نژاد در گفتگویی تلویزیونی دکتر علی شریعتی را شیاد خوانده و بر او خرده جاهلانه گرفته است که چرا از زبان شخص موهومی بنام شاندل، حرفهای خود را میزند و خوانندگان را اغراء به جهل میکند.وی برین شنعت آشکار یاوههای دیگر هم افزوده است از جمله اینکه ، شریعتی اسلام شناس نبود و حتی مسلمان بودنش هم مشکوک است.این گستاخیها نه تنها نادانی و بیادبی و ادبیات نشناسی او را نشان می دهد بل حکایت از زخم عمیق دیگری میکند که جگرشکاف تر است گویا رسم شده که هر جویای نامی و هر روي ناسزاگویی از بستر جهالت برخیزد و طعن در اسلام و ایمان دیگران بزند.دیروز آخوندی قشری ایمان سروش و شبستری و وسمقی را کفر آلود خواند و امروز این بی خبر از رسم مسلمانی و طریقت انسانی دهان خود را بدین فضولیها آلوده کرده است.من حقیقتاً دلم بدرد میآید وقتی میبینم فرد بیدردی چنین بیباکانه بر دردمند دلسوخته ای چون علی شریعتی میتازد و میکوشد تا او را بی اعتبار کند.ناشستهیکی کرده بی آبرویی بسیچه غم دارد از آبروی کسیبیش از این قلم را ترنجانم و واژه ها را در پای آن پلشتیها نریزم برای دوختن آن دهان آلوده اگر این کافی نبود. رشته و سوزنهای فراوان هست به او از زبان مولانای بزرگ میگویمدل نگه دارید ای بی حاصلاندر حضور حضرت صاحبدلانوالسلام على من اتبع الهدىمرداد ماه ۱۴۰۵ خورشیدیصبح ما@kafaeealirezaa
ترجمه و تفسیر خطبۀ 32 نهجالبلاغه✍🏻مترجم: علي شريعتي🔱ای مردم! ما در زمانهای پرعناد و بدکینه گرفتار شدهایم.انسان نیکدل و پاکدامن را در این روزگار بد میشمرند و ستمکاره در این عصر بر تندباد غرور و نخوتش میافزاید.آنچه میدانیم سودمان نمیبخشد و آنچه را نمیدانیم نمیپرسیم و از بدبختی کوبندهای که فرا میرسد بیم نداریم تا آنگاه که بر سرمان فرود آید.مردم بر چهار گروهند:🌙یکی آن که از پلیدکاری در زمین بازنمیایستد مگر هنگامی که جانش ناتوان گردد و تیغش کند و دستش تهی.دیگری آن که شمشیر را برکشیده و آتش شرارتش را برافروخته و سواره و پیادهاش را بسیج کرده، خود را فروخته و ایمانش را باخته است تا ثروت خلق را به غارت برد یا بر سر سپاهی فرمان راند و یا بر سر منبری بالا رود.🔆چه بد سودایی است که دنیای پست را بهای خویشتن خویش بینی و آن را در ازای آنچه نزد خدا داری بگیری.دیگری با کار دین در طلب دنیاست و نه با کار دنیا در طلب دین. آرامش و وقار به خود میدهد و قدمهایش را آهسته و نزدیک بهم برمیدارد و دامن ردایش را به پرهیزگاری فرا میچیند و خود را به درستکاری میآراید و پوشش خدا را پناه پلیدکاری و معصیت خدا میگیرد [در زیر خرقۀ توحید بت پنهان دارد و صراحی میکشد پنهان و مردم دفترانگارند].🪽و چهارمین کسی که از عجز خویش از دست یافتن به قدرت درمانده است و از بیچارگی خویش به بیچارگی خو کرده و به ضعف و فقر و ذلت زندگی خویش تن داده است. آنگاه به نام قناعت خود را آرایش میدهد و به جامۀ پارسایی خود را زینت میبخشد و در حالی که نه در خانه، نه در بیرون، نه در دل و نه در زندگی مرد این کار نیست.🎋در این روزگار تنها تکمردانی باقی ماندهاند که یاد روز بازگشت چشمهایشان را فرو بسته و هول محشر اشکهایشان را جاری کرده است. اینان از معرکۀ اجتماع رانده شدهاند، بیمناک و بیکس، لبدوخته و خاموش، دعوتکنندۀ پاکدل، سوگوار و دردمند. در عصر ارعاب و کشتار تقیه گمنامشان کرده و از یادهاشان برده و خواری و بیچارگی فراشان گرفته است.✨در دریای تلخی و شوربختی غوطه میخورند، دهانشان بسته و دلشان مجروح. پند دادند و از پا افتادند و در راه آگاهی و هدایت خلق کوشیدند و خسته و دلشکسته گشتند، شکست خوردند و در توان کم شدند، کشته شدند و باز در شمار کم شدند.🔆پس ای شما! اینچنین دنیایی باید در چشمتان از تفالۀ درختی که دباغان از آن رنگ گرفتهاند و از ریزههایی که از مقراض پشمچینان به خاک ریخته است حقیرتر آید.🍀پیش از آن که نسلهای آینده از سرنوشت شما عبرت گیرند، شما از روزگار پریشان پیشینیانتان عبرت گیرید. این زندگی پست و زبونی را که بدان چسبیدهاید رها کنید و آزاد شوید که سخت بیبها و بدنهاد است.که او دنیاپرستانی را که پیش از شما به او دل بسته بودند و به او عشق میورزیدند رها کرد!📌منبع: مجموعه آثار "علي".٢٦کانال سخنرانی ها@kafaeealirezaa
به نام خدادکتر شریعتی؛ اندیشهای که هنوز محل نزاع است✍️ علیرضا کفاییاظهارات اخیر موسی غنینژاد درباره دکتر علی شریعتی، بار دیگر نشان داد که شریعتی، نزدیک به نیمقرن پس از درگذشتش، همچنان یکی از اثرگذارترین و مناقشهبرانگیزترین متفکران ایران است. اندیشهای که هنوز درباره آن بحث میشود، بیتردید زنده و تأثیرگذار است.شریعتی در روزگاری که استبداد، استعمار و تحجر بر جامعه سایه افکنده بود، با طرح مبارزه با مثلث شوم زر، زور و تزویر و ارائه قرائتی آگاهانه، مسئولانه و آزادیخواهانه از اسلام، نسل بزرگی از جوانان را به اندیشیدن و مسئولیت اجتماعی فراخواند. طبیعی بود که چنین اندیشهای، هم تحسین برانگیزد و هم مخالفت.هیچ اندیشمندی مصون از نقد نیست و شریعتی نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ اما نقد با برچسبزنی و داوری درباره ایمان افراد تفاوت دارد. اینکه کسی مدعی شود شریعتی مسلمان نبوده، دیگر نقد اندیشه نیست، بلکه داوری درباره باور قلبی یک انسان است؛ ادعایی که بدون دلیل روشن، چیزی جز نسبت ناروا و پوشاندن حقیقت نیست.آنچه در سخنان غنینژاد بیش از آنکه یک نقد علمی باشد، ناتوانی در فهم منظومه فکری و شرایط تاریخی شریعتی را نشان میدهد. هنگامی که پیشداوری و غرضورزی جای تحلیل را بگیرد، نتیجه، تحریف اندیشه خواهد بود، نه نقد آن.شریعتی را باید با آثارش، دغدغههایش و نقشی که در احیای اندیشه دینی، عدالتخواهی، آزادیطلبی و مبارزه با جهل و خرافه ایفا کرد، سنجید؛ نه با داوریهای شتابزده و اتهامزنی. حقیقت در میدان گفتوگوی علمی و استدلال روشن میشود، نه با نفی و تخریب شخصیت.شاید بزرگترین گواه بر ماندگاری شریعتی آن باشد که پس از دههها، هنوز مخالفانش ناگزیرند درباره او سخن بگویند. اندیشههای بزرگ را نمیتوان با برچسب از صحنه تاریخ حذف کرد؛ آنها یا با استدلال اصلاح میشوند یا با گذر زمان استوارتر از گذشته باقی میمانند.@kafaeealirezaa
🔴 آیا بیانیه پیشاجنگ میرحسین موسوی همچنان قابل دفاع است؟مصاحبه نیماد با علیرضا رجاییهفت ماه پس از بیانیه میرحسین موسوی در محکومیت سرکوب اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴، حساسیت دستگاه قضایی و امنیتی ایران به آن همچنان بالاست، بیانیهای که رهبر جنبش سبز ایران در آن با تکیه به بر اساس سه اصل عدم مداخله خارجی، نفی استبداد داخلی و گذار دموکراتیکِ مسالمتآمیز، از نظامیان و حاکمان ایران تفنگهای خود را زمین بگذارند و از قدرت کناره بگیرند.اندکی پس از این بیانیه، حدود ۴۰۰ فعال سیاسی و مدنی با انتشار نامهای به حمایت از میرحسین موسوی پرداختند و خط مشی او را ستودند که این میان دادگاه انقلاب تهران طی هفته گذشته برای سه نفر از آنان به این بهانه احکام زندان صادر کرد. علیرضا بهشتی شیرازی، ناصر دانشفر و محمدجواد دردکشان، این سه کنشگر سیاسی و از یاران میرحسین موسوی هستند که دو نفر اول به ۱۵ ماه و نفر سوم به ۶ ماه حبس محکوم شدند.اما اکنون که کشور جنگی ۳۹ روزه با ایالات متحده و اسرائیل را گذرانده و باز درگیر دور تازهای از جنگ با نیروهای آمریکاییست، بیانیه آقای موسوی را چگونه میشود سنجید؟ آیا این بیانیه با توجه به تجربههای سنگین ماههای اخیر همچنان قابل دفاع است؟علیرضا رجایی، روزنامهنگار و فعال سیاسی و از امضاکنندگان بیانیه ۴۰۰ امضایی دفاع از میرحسین موسوی به پرسش نیماد پاسخ میدهد.منبع: نیماد@Kaleme
به نام خداتاتوی خشونت و جنگ طلبی بر پیشانی جبهه پایداری✍️ علیرضا کفاییبرای برخی، بهویژه جبهه پایداری، گویی خشونت، تقابل و جنگطلبی نه یک تاکتیک سیاسی، بلکه هویت سیاسی است؛ هویتی که آن را بر پیشانی خود تاتو کردهاند. هر جا سخن از مذاکره، دیپلماسی، صلح و کاهش تنش باشد، آن را "سازش" و "عقبنشینی" میخوانند؛ اما هر جا بوی درگیری، انتقام و جنگ به مشام برسد، پیشگام شعارها و هیاهو میشوند.سالهاست با تکیه بر تریبونهای رسمی، بهویژه صداوسیما، فضای عمومی را با دوقطبیسازی، نفرتپراکنی، تهییج احساسات و تبلیغ ادبیات جنگ شکل دادهاند. گویی بقای سیاسی آنان نه در رفاه مردم، نه در توسعه کشور و نه در منافع ملی، بلکه در تداوم بحران، دشمنتراشی و التهاب دائمی است.حاصل این سیاست، تحریمهای سنگینتر، فشار اقتصادی بیشتر، کاهش سرمایه اجتماعی، افزایش انزوای بینالمللی و تحمیل هزینههایی است که مردم ایران پرداختهاند، نه صاحبان این شعارهای آتشین.امروز که آشکار شدن حفرههای امنیتی، زنگ خطر را برای کشور به صدا درآورده و انتظار میرود همه توان نظام صرف بازسازی امنیت، تقویت انسجام ملی و پاسخگویی به افکار عمومی شود، باز هم همان جریان، به جای مطالبه شفافیت و اصلاح، صدای جنگ را بلندتر کرده و با استفاده از رسانههای در اختیار خود، افکار عمومی را به سمت التهاب و ماجراجویی سوق میدهد.این پرسش جدی مطرح است: چرا جبهه پایداری از صلح، مذاکره و دیپلماسی هراس دارد؟ چرا هر روزنهای برای کاهش تنش را میبندد، اما از هر فرصتی برای تشدید بحران استقبال میکند؟ آیا منافع ملی در آرامش، امنیت و توسعه کشور است یا در تداوم بحرانهایی که هزینه آن را مردم میپردازند؟میهندوستی با شعارهای جنگطلبانه اثبات نمیشود. وطندوستی یعنی حفظ جان مردم، پاسداری از امنیت ملی، تقویت دیپلماسی، جلوگیری از جنگ و پاسخگو بودن در برابر نتایج تصمیمات. آنان که آتش جنگ را شعلهور میکنند، باید مسئولیت خاکستر آن را نیز بپذیرند.@kafaeealirezaa
به نام خدامگه من جاده خاکیام؟✍علیرضا کفاییدیالوگی در فیلم اخراجی ها از اکبر عبدی به طنز بیان شده و شاید حال و روز امروز ما باشد.....می گوید: "برم جلو، صدام دهنمو آسفالت میکنه؛ برگردم عقب، باز هم دهنم آسفالته!، مگر من جاده خاکی ام"این دیالوگ تصویری از آدمی را نشان می دهد که میان دو انتخاب گرفتار شده و انگار به بنبست رسیده است.شاید امروز هم بسیاری از ما چنین احساسی داشته باشیم؛ وقتی هر مسیر، هزینهای سنگین دارد و تصمیمگیری آسان نیست.امروز که عده ای بر ادامه جنگ اصرار دارند، اندیشه کنند که اگر بر همین منوال پیش بروند، خیلی زود، دیر می شود و شاید همه چیز را به بن بست بکشانند.جاده خاکی نباشید که از هر سوی بخواهند آسفالت شویدیاد اکبر عبدی گرامی. روحش شاد@kafaeealirezaa
🔴 نامه یدالله اسلامی به پزشکیان: ایران نیازمند شجاعت صلح استدکتر یدالله اسلامی، دبیرکل مجمع نمایندگان ادوار مجلس، در نامهای سرگشاده خطاب به مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، با تأکید بر اینکه «امروز ایران بیش از هر زمان به شجاعت صلح نیازمند است»، خواستار گفتوگوی مستقیم و بدون واسطه با آمریکا برای پایان دادن به تنشها و جلوگیری از تداوم خسارتهای جنگ شد.متن کامل نامه دکتر یدالله اسلامی، دبیرکل مجمع نمایندگان ادوار مجلس، خطاب به رئیسجمهور:آقای رئیسجمهور،با درود و آرزوی سربلندی ملت بزرگ و سرزمین کهن ایرانزمین.میدانم که در دامی سخت گرفتار و در تله جنگی ناخواسته گرفتار آمدهاید. میدانم که سیمای میلی هم روی خوشی به شما نشان نمیدهد. شما شجاعت امضای تفاهمنامهای را که به سود ایران و در مسیر رهایی از جنگ بود، داشتید. شجاعت گفتن از دشواریها، سختیها و ناکامیها را نشان دادید.آنچه امروز میگذرد، فردای این سرزمین را میسازد. آنچه امروز ویران میشود، دسترنج سالها کار، تلاش و هزینههای بسیار است.امروز ایران به شجاعت صلح نیازمندتر است تا رجزخوانی برای جنگ و انتقام. مهمترین انتقام، رهایی از جنگ ویرانگر و فراهم شدن فرصت سرمایهگذاری و توسعه کشور است. بزرگترین شجاعت، روی به صلح آوردن در میدان رجزخوانیهای بیپایان، شعارها و هیجانهای تولیدکننده خشم و انتقام است. هر روز که دیرتر صلح حاکم شود، بخش بیشتری از سرمایههای انسانی، منابع مادی و زیرساختهای کشور دستخوش آسیب میشود. پاسخ ایران به کشورهای منطقه نیز زیانهای بسیاری وارد میآورد، ولی هر چه از میان میرود، داراییهای ایران و کشورهای منطقه است.سازش و صلح برتر از ستیز است. خشونت بیپایان، زندگی را از مردم میگیرد. پایان هر جنگی، سازش است. هرچه سازش زودتر شکل گیرد، از آسیبهای بیشتر پیشگیری میشود. جناب رئیسجمهور، تاریخ بار سنگینی را بر دوش شما گذاشته است؛ دشوارترین مسئولیت در مهمترین بزنگاه و حساسترین موقعیت تاریخی.برای ایران، ماندگاری ایران و کاستن از درد و رنج مردمان، گاهی باید از آبرو مایه گذاشت. از آبرو گذشتن دشوارتر است تا از جان گذشتن.گفتوگوی بدون واسطه با آمریکا میتواند مسیر کنونی را تغییر دهد. تماس مستقیم با مقامات آمریکایی، بدون ترس از هجوم جنگطلبان، نقشههای اسرائیل را بر باد خواهد داد. جناب آقای پزشکیان، شما میتوانید پروتکلهای رسمی را کنار بگذارید و با شجاعت اعلام کنید که آماده حل مشکل ایران و آمریکا هستید. شما میتوانید نظر اعضای شورای عالی امنیت ملی و مقامات عالیرتبه را برای این امر مهم بگیرید. شما میتوانید همپای مخالفان جنگ در آمریکا و ایران، یادگاری از خود به جای بگذارید که بر تارک تاریخ بدرخشد.شاید خداوند شما را برای مأموریتی بزرگ و تاریخی، در آزمونی سرنوشتساز وارد کرده باشد. شاید خداوند شما را مأمور صلح و پاسداری از ایرانزمین کرده باشد. همان خدایی که این فرصت را برای شما فراهم ساخته، به شما کمک کند که از دامن تردید رها شده و بیمهابا، بدون واسطه با مقامات آمریکا تماس بگیرید. ساده بگویید: «من، رئیسجمهور پزشکیان، به نمایندگی از ملت بزرگ ایران، آماده صلح، سازش و رفع تخاصم بین ایران و آمریکا هستم.» به طرف مقابل هم بگویید شما هم رجزخوانی و تهاجم را کنار بگذارید. بیترس از هر دخالتی، بیهراس از هرگونه تهمتزدنی، با امید در میان ناامیدیها، ایران را به ساحل امن نجات رهنمون شوید.برخی این سخن را رؤیاپردازی خواهند خواند، ولی برای ایران گفتوگو کنید و نگذارید که بیش از این با برگ ایران بازی شود.خداوند نگهدار ایرانزمین باشد.۲ مرداد ۱۴۰۵یدالله اسلامیدبیرکل مجمع نمایندگان ادوار مجلسمنبع: تحکیم ملت@Kaleme
بیش از هزار چهره سیاسی و مدنی پای حمایت از خاتمی ایستادندبیش از هزار نفر از کنشگران سیاسی، فعالان مدنی و اجتماعی، چهرههای فرهنگی و دانشگاهی و روزنامهنگاران، با انتشار بیانیهای با عنوان «نه به جنگ؛ آری به صلح، مذاکره و منافع ملی» از مواضع سیدمحمد خاتمی در دفاع از مذاکره، دیپلماسی و تفاهمنامه موجود حمایت کردند.امضاکنندگان تأکید کردهاند که ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، همبستگی ملی و تصمیمگیری بر پایه منافع ملی نیاز دارد و جلوگیری از جنگ، یک مسئولیت ملی و انسانی است.در این بیانیه همچنین نسبت به گسترش توهین، تخریب، برچسبزنی و نفرتپراکنی هشدار داده شده و از همه ایرانیان، با هر گرایش سیاسی، فکری، قومی و مذهبی، خواسته شده است برای پاسداری از صلح به این حرکت بپیوندند.@kafaeealirezaaبیش از هزار چهره سیاسی و مدنی پای حمایت از خاتمی ایستادندبیش از هزار نفر از کنشگران سیاسی، فعالان مدنی و اجتماعی، چهرههای فرهنگی و دانشگاهی و روزنامهنگاران، با انتشار بیانیهای با عنوان «نه به جنگ؛ آری به صلح، مذاکره و منافع ملی» از مواضع سیدمحمد خاتمی در دفاع از مذاکره، دیپلماسی و تفاهمنامه موجود حمایت کردند.امضاکنندگان تأکید کردهاند که ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، همبستگی ملی و تصمیمگیری بر پایه منافع ملی نیاز دارد و جلوگیری از جنگ، یک مسئولیت ملی و انسانی است.در این بیانیه همچنین نسبت به گسترش توهین، تخریب، برچسبزنی و نفرتپراکنی هشدار داده شده و از همه ایرانیان، با هر گرایش سیاسی، فکری، قومی و مذهبی، خواسته شده است برای پاسداری از صلح به این حرکت بپیوندند.@kafaeealirezaa
🔴 فراتر از پلمب کافهها✍️ محمد مالجوپلمپ همزمان چند کافه در خیابانهای سنایی و ایرانشهر تهران فقط اقدامی انتظامی یا صنفی نیست. حتی اگر برای هر کافه نیز دلیل متفاوتی، از نوع مجوز گرفته تا گذاشتن صندلی در پیادهرو یا رعایتنشدن حجاب اجباری، ذکر شده باشد، با سیاستی مواجهایم که میکوشد نوع خاصی از نظم فرهنگی را دوباره بر یکی از مهمترین فضاهای عمومی شهر اعمال کند. اما پرسش کلیدی این است: چنین مداخلاتی تا چه اندازه با نقشۀ نگرشی جامعۀ شهری ایران همخوانی دارد؟ 🔸شکاف فرهنگی اصلی در جامعۀ شهری ایران اکنون بر سر حدود مداخلۀ حکومت در عرصۀ فرهنگ و سبک زندگی است. در میان همۀ طبقات اجتماعی، حتی طبقاتی که از نظر سیاسی به نظم موجود نزدیکترند، حمایت از آزادیهای فرهنگی بسیار گستردهتر از حمایت از مداخلۀ حکومتی در زندگی روزمره است.🔸این نکته بر این واقعیت دلالت میکند که جامعۀ شهری در بسیاری از موضوعهای فرهنگی از نهادهای رسمی جلوتر حرکت کرده است. مخالفت با حجاب اجباری و پذیرش تنوع سبکهای زندگی و حمایت از تحدید مداخلۀ حکومت در عرصۀ خصوصی اکنون دیگر فقط به طبقۀ متوسط مدرن محدود نیست. حتی در میان خانوادههای مقامها و مدیران حکومتی نیز، برخلاف انتظار رایج، گرایش به آزادی فرهنگی و جدایی نسبی دین از سازوکارهای الزامِ حکومتی بهمراتب گستردهتر از حدی است که معمولاً تصور میشود.🔸به همین دلیل نیز پلمب کافهها را میتوان نمادی از شکافی عمیق دانست: شکاف میان نگرشهای در حال تحولِ جامعه و شیوههای مداخلهای که کماکان بر الگوهای پیشین استوارند. اما چرا این برخورد دقیقاً در خیابانهای سنایی و ایرانشهر رخ داده؟ این دو خیابان فقط چند معبر شهری نیستند بلکه طی دو دهۀ گذشته به یکی از مهمترین کانونهای شکلگیری سبک جدیدی از زیست شهری بدل شدهاند، فضاهایی که محل تلاقی معاشرت مختلط و کتاب و هنر و موسیقی و گفتوگو و مصرف فرهنگیاند. کافه در این محدودهها فقط محل نوشیدن قهوه نیست. بخشی است از فضای عمومی که نسلهای جدید در آن شبکههای اجتماعی خود را شکل میدهند، گفتوگو میکنند، مطالعه میکنند، کار میکنند و شیوۀ مطلوب زندگی خود را تجربه میکنند. ازاینرو اِعمال محدودیت بر این کافهها فقط محدودکردن چند واحد صنفی نیست بلکه اساساً تلاشی است برای محدودکردن یکی از مهمترین فضاهای بروز الگوهای جدید زندگی شهری.🔸اکنون جامعه در موضوع نظم فرهنگی بههیچوجه دوپارۀ مطلق نیست. حتی طبقاتی که در برخی موضوعهای سیاسی از نظم موجود حمایت بیشتری نشان میدهند الزاماً از مداخلۀ فرهنگی حکومت نیز دفاع نمیکنند. به بیان دیگر، حمایت از جمهوری اسلامی و حمایت از گسترش کنترل فرهنگی دو امر یکسان نیستند. همین قضیه توضیح میدهد که چرا سیاستهای فرهنگی سختگیرانه حتی در میان بخشی از نزدیکترین لایههای اجتماعی به حکومت نیز با استقبال گسترده روبهرو نمیشوند.🔸از این منظر، پلمب کافههای سنایی و ایرانشهر را میتوان نه صرفاً یک اقدام اجرایی بلکه نشانهای از تداوم شکافی فرهنگی دانست که نخستین تجلی سیاسی سراسریاش در جنبش «زن زندگی آزادی» آشکار شد و تا امروز هر چه عمیقتر شده است. جامعۀ شهری ایران طی سالهای اخیر، دستکم در سطح نگرشها، به سمت پذیرش آزادیهای بیشتر فرهنگی حرکت کرده است اما بخش اعظمِ نهادهای رسمی کماکان میکوشند همان قواعد گذشته را از طریق ابزارهای اداری و انتظامی حفظ کنند.🔸به همین دلیل نیز اهمیت این خبر را نباید فقط در تعداد کافههای پلمبشده یا دلایل اداری اعلامشده جست. اهمیت اصلیاش را باید اینجا جست که دوباره شکافی را آشکار میکند که در نقشۀ نگرشی جامعۀ شهری ایران نیز بهوضوح دیده میشود: شکاف میان جامعهای که در سالهای اخیر، دستکم در سطح نگرشها، حدود آزادی فرهنگی را طوری دیگر تعریف کرده است و نهادهایی که کماکان میکوشند همان حدود را با منطق گذشته تنظیم کنند. مسئلۀ اصلی نه وجود چند کافه یا حتی موضوع حجاب بلکه فاصلۀ روزافزون میان سیالیّت نگرشهای جامعۀ شهری و صلبیّت نهادهای تنظیمکنندۀ زندگی فرهنگی است.@kafaeealirezaa
به نام خدانه پیدا در چشم منی، نه پنهانی از نظرمدر سوگ معلم اخلاق، استاد علی خواجویدر روزگاری که سیاست بیش از آنکه میدان اخلاق باشد، عرصه حذف و انحصار شده است، یاد استاد علی خواجوی، یاد مردی است که سیاست را با اخلاق، آزادی و انسانیت معنا میکرد.استاد خواجوی تنها یک معلم نبود؛ سیاستمداری آزادیخواه، نوعدوست و اصلاحطلبی اصیل بود که باور داشت کرامت انسان، آزادی، عدالت و گفتوگو، پایههای استوار توسعه و پیشرفت ایراناند. او سیاست را نه ابزاری برای غلبه بر دیگران، بلکه مسئولیتی برای خدمت به مردم و پاسداری از حقوق آنان میدانست.او به ما آموخت که اصلاحطلبی، پیش از آنکه یک جریان سیاسی باشد، یک منش اخلاقی است؛ منشِ شنیدن، مدارا کردن، نقدپذیری، احترام به تفاوتها و ترجیح منافع ملی بر منافع جناحی. برای او، آزادی بدون اخلاق به بیراهه میرفت و اخلاق بدون آزادی، مجال شکوفایی نمییافت.استاد خواجوی ایران را خانه مشترک همه ایرانیان میدانست؛ خانهای که تنها با گفتوگو، همبستگی، قانونگرایی و احترام به حقوق شهروندان آباد خواهد شد. او هیچگاه زبان نفرت و حذف را برنگزید و حتی در سختترین روزها، امید به اصلاح و آیندهای بهتر را از دست نداد.امروز که ایران بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، مدارا، وفاق ملی و سیاستورزی اخلاقی نیازمند است، فقدان او بیش از گذشته احساس میشود. اما اندیشه و منش او همچنان زنده است؛ در هر تلاشی برای آزادی، در هر گامی برای عدالت، و در هر صدایی که انسان را برتر از قدرت مینشاند.نه پیدا در چشم منی، نه پنهانی از نظرم...استاد عزیز؛ جسمت از میان ما رفته است، اما اندیشه آزادیخواهانه، منش اخلاقی و نگاه نوعدوستانهات در حافظه دوستان، شاگردان و همه آنان که دل در گرو ایران و انسان دارند، ماندگار خواهد ماند.یادت سبز، راهت روشن و نامت جاودان.✍علیرضا کفایی@kafaeealirezaa
به نام خداچرا تهدید؟✍️ علیرضا کفاییسالهاست که بیپرده از اصلاح، گفتوگو، قانونگرایی، آزادی و منافع ملی سخن گفتهایم. از رفع حصر ظالمانه مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد دفاع کردهایم، آزادی دکتر مصطفی تاجزاده و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی را خواستهایم، از مذاکره و دیپلماسی برای تأمین منافع ملی حمایت کردهایم و همواره گفتهایم که جنگ، شکست سیاست و بزرگترین دشمن ایران و ایرانیان است.پاسخ این سخنان چه بوده است؟«خفه میشی یا خفت کنیم؟»این جمله، نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه ناتوانی در گفتوگو و فقر استدلال است. آنان که از اقناع عاجزند، به تهدید پناه میبرند؛ زیرا میدانند منطق را نمیتوان با خشونت شکست داد.نه عادت و نه علاقه ای به نوشتن و انتشار اینگونه موارد ندارم، اما چون در مدت کوتاهی از جاهایی و افرادی در حال تکرار است، اشاره ای کوتاه میکنم.من از میرحسین موسوی دفاع میکنم، زیرا حق آزادی و دادرسی عادلانه را حق هر شهروند میدانم. از آزادی مصطفی تاجزاده دفاع میکنم، زیرا زندان نباید جای اندیشه و نقد باشد. از رفع حصر دفاع میکنم، زیرا حصر بدون رسیدگی عادلانه، با اصول عدالت و حقوق شهروندی سازگار نیست.من از مذاکره و دیپلماسی دفاع میکنم، زیرا باور دارم قدرت ملی تنها با توان نظامی حفظ نمیشود؛ عقلانیت، گفتوگو، تعامل سازنده با جهان و اجماع ملی نیز از ارکان امنیت و اقتدار کشورند.من با جنگ مخالفم، زیرا در هر جنگی این مردماند که جان، امنیت، معیشت و آینده خود را از دست میدهند. جنگ شاید برای برخی میدان شعار باشد، اما برای ملت، ویرانی، فقر، مهاجرت و عقبماندگی به همراه میآورد.اگر پاسخ این باورها تهدید و توهین است، بیش از هر چیز نشان میدهد که برخی هنوز به جای رقابت اندیشهها، حذف صاحبان اندیشه را ترجیح میدهند.با این همه، راه ما تغییر نخواهد کرد. ما گفتوگو را بر تهدید، اصلاح را بر حذف، آزادی را بر حصر و زندان، دیپلماسی را بر جنگ و منافع ملی را بر هیجانهای زودگذر ترجیح میدهیم.تهدید، صدای حقیقت را خاموش نمیکند؛ همانگونه که زندان، حصر و خشونت نیز هرگز نتوانستهاند اندیشه را به زنجیر بکشند.ما همچنان به ایران، به اصلاح، به صلح، به آزادی و به گفتوگو وفادار خواهیم ماند.@kafaeealirezaa
واکنش عبدالکریم سروش به حمله تندروها به سیدمحمد خاتمی: حملهکنندگان به خاتمی کاسب جنگ هستند؛ آنها را به هر نحوی باید سر جایشان نشاند🔹تندروان همیشه آفتی برای آرامش در کشور ما بودند و همیشه بر طبل جنگ، بر طبل تفرقه و طبل دوگانگی میکوبیدند برای اینکه از این میان مغازه خود و دکان خود را پر رونق کنند.🔹گویی که آرامش با مزاج آنها نمیسازد و دوست میدارند که در غوغا زندگی کنند و به آتش این غوغا همگان را بسوزانند.🔹ما هم در بند پیکار بیگانه هستیم و هم با دشمن نفس که در خانه ما لانه گزیده، روبرو هستیم.@kafaeealirezaa
۳۰ تیر؛ وقتی مردم بیسلاح، سد تانکها و توطئهها را شکستند یاد قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تنها یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه شاید از معدود روزهایی در تاریخ معاصر ایران باشد که استبداد پنهان دربار در برابر خروش مردم زانو زد. ماجرا از جایی شروع شد که دکتر مصدق پس از یک سال و نیم مبارزه بیوقفه برای استیفای حقوق ملت، روی خط قرمز خود ایستاد: اختیار وزارت جنگ. مصدق میدانست تا زمانی که ابزار سرکوب (ارتش) در دست دربار باشد، استقلال و دموکراسی توهمی بیش نیست. وقتی شاه به این خواست قانونی تن نداد، مصدق در ۲۵ تیر استعفا داد. این استعفا چراغ سبزی برای یک توطئه شد. انگلیس و آمریکا که از ملی شدن نفت نگران شده بودند، با همراهی درباریان، احمد قوام را به قدرت رساندند تا نهضت را به بنبست بکشانند. قوام با همان شیوههای کهنه، در اولین اعلامیهاش با لحنی مستبدانه وعده تشکیل محاکم انقلابی و سرکوب خونین مخالفان را داد. او گمان میکرد با تانک و سرنیزه — همچنان که در سالهای قبل جواب گرفته بود — این بار هم مردم را به خانهها خواهد راند؛ اما محاسبات او، خیالپردازی یک دیکتاتور ازکارافتاده بود. قوام و حامیان خارجیاش عمق خشم انباشته مردم را نشناخته بودند. در ۳۰ تیرماه، مردم تهران و چند شهر دیگر به خیابانها آمدند. تودههای مردم — از بازاریان و کارگران تا روشنفکران و زنان — بدون هیچ سلاحی، تنها با کفن و شعار به خیابانها ریختند. صحنههایی که در آن روز رقم خورد از یک اعتراض ساده فراتر بود؛ مردمی که با دست خالی در میدان بهارستان در برابر گلولههای ارتش ایستادند و وقتی بر زمین میافتادند، دیگران پیکر شهدا را بر دوش میکشیدند و با گریه و فریاد جلوتر میرفتند. فشار این موج خونین آنقدر عظیم بود که حتی در لایههای پایین ارتش و شهربانی شکاف ایجاد کرد و برخی مأموران گلولهها را به آسمان شلیک کردند. در نتیجه شاهی که تا دیروز فرمان انحلال مجلس را آماده میکرد، ناگهان تسلیم شد و ساعت ۴ بعدازظهر قوام فرار را به قرار ترجیح داد. پیام ۳۰ تیر برای امروز: قدرت واقعی کجاست؟اگر امروز نگاهی به زیادهخواهیها و تجاوزات آمریکا و اسرائیل علیه ایران بیندازیم، میبینیم که ذات استکبار عوض نشده است؛ همانطور که هفتاد سال پیش قوامِ دستنشانده را برای بازپسگیری نفت بر سرکار آوردند، امروز هم با ابزارهای فشار و تهدید نظامی میخواهند اراده ملت ایران را در دست بگیرند. درس بزرگ و تلخ ۳۰ تیر برای شرایط فعلی می تواند این باشد که مردم ایران نباید منتظر «منجی» باشند؛ و نه یک سیاستمدار فردی و نه یک نهاد متمرکز و نه یک قدرت بیگانه. تجاوزات اخیر نشان داد هر زمان ساختار حکمرانی از اراده مستقیم مردم فاصله گرفته و به یک سیستم متمرکز و بیپاسخگو تفویض شده، هزینهها به بهای جان خود مردم تمام شده است. واقعه ۳۰ تیر نشان داد که قدرت ملت ایران — همان قدرتی که در سال ۳۱ تانکها را به عقب راند — تنها زمانی از مرز یک «حماسه تاریخی» عبور میکند و به یک «ضمانت اجرایی» تبدیل میشود که ساختار تصمیمگیری و حکمرانی کشور واقعاً به دست خود مردم بازگردد. تا زمانی که این انتقال ساختاری رخ ندهد، تهدیدهای خارجی همواره با ابزار ضعفهای داخلی ترکیب خواهند شد. تصویر: نمایی از اجتماع باشکوه میدان بهارستان در اولین سالگرد قیام سی تیر
🟣 قیام ۳۰ تیر در آیینه تصاویر 🔸تشییع پیکر شهدای سی تیر در گورستان ابن بابویه تهران و🔹پیکر تعدادی از شهدای سی تیر در زیرزمین بیمارستان سینای تهران #سی_تیر#ایران_فردا@kafaeealirezaa🟣 قیام ۳۰ تیر در آیینه تصاویر 🔸تشییع پیکر شهدای سی تیر در گورستان ابن بابویه تهران و🔹پیکر تعدادی از شهدای سی تیر در زیرزمین بیمارستان سینای تهران #سی_تیر#ایران_فردا@kafaeealirezaa
✅ ایران سزاوار زندگی است، نه جنگآذر منصوری🔹در این روزهای پرهیاهو ودر شرایطی که نگرانی از شکل گیری جنگ تمام عیار دیگری بیشتر می شود، سخن گفتن از مذاکره و صلح و گفتگو نه تنها از خطرات پیش روی امروز و آینده ایران است، بلکه به باور من برخاسته از شجاعتی است که تنها در ذیل این نگرانی قابل تحلیل است.🔹سیدمحمد خاتمی سالها پیش، در روزگاری که جهان به سوی برخورد تمدنها می رفت، از گفتوگوی تمدنها سخن گفت. امروز نیز همان اندیشه را دنبال میکند؛ اندیشهای که ایران را دوست دارد و میداند هیچ جنگی، هرچند با شعار پیروزی آغاز شود، در پایان برندهای واقعی ندارد.🔹جنگ، اگر دوازده روز باشد یا سیونه روز، سرانجام باید پایان یابد. هنر سیاست، طولانی کردن جنگ نیست؛ کوتاه کردن رنج مردم است. نباید اجازه داد آتش جنگ فرسایشی شود؛ چرا که در هر روز ادامه آن، پدری داغدار میشود، مادری چشمانتظار میماند، کودکی یتیم میشود و سرمایههای انسانی و مادی ایران، ذرهذره از میان میرود.🔹هیچ ایرانی وطندوستی از آمادگی برای دفاع سخن نمیگوید مگر آنکه همزمان از صلح نیز دفاع کند. دفاع از سرزمین یک ضرورت غیرقابل انکار است، اما حفظ جان مردم، آبادانی کشور و آینده ایران، ضرورتی بزرگتر است. از همین رو باید همه ظرفیتهای میدان و دیپلماسی را برای دور کردن خطر و پایان دادن به جنگ به کار گرفت.🔹امروز بیش از هر زمان دیگری باید پرچم دیپلماسی را برافراشت؛ . مخالفت با جنگ، مخالفت با دفاع از کشور نیست؛ بلکه دفاع از جان انسانها، دفاع از آینده ایران و دفاع از امید است.🔹موضع اخیر سیدمحمد خاتمی، ادامه همان نگاهی است که سالهاست ایران را بر هر چیز دیگری مقدم میداند. نگاهی که میگوید قدرت واقعی، تنها در میدان تعریف نمیشود؛ قدرت آن است که بتوانی جنگ را، با حفظ عزت، حکمت، عزت و مصلحت به صلحی پایدار برسانی.🔹و افسوس… که قدر این صدا را نه آن روز که گفتوگوی تمدنها را به جهان معرفی کرد دانستند و نه امروز که از پایان جنگ و غلبه عقل بر خشم سخن میگوید. اما تاریخ بارها نشان داده است که صدای خرد، هرچند دیر شنیده شود، خاموش نمیماند. روزی خواهد رسید که روشن شود آنان که پرچم صلح را برافراشته بودند، بیش از همه دل در گرو ایران داشتند؛ ایرانی که سزاوار زندگی است، نه جنگ؛ سزاوار آبادانی است، نه ویرانی؛ و سزاوار آن است که فرزندانش آینده آن را با امید بسازند، نه با جنگ.@kafaeealirezaa
✅محکومیت علیرضا بهشتی شیرازی و ناصر دانشفر به حبس ✍🏻امتداد-گروه خبر: به دلیل امضای یک بیانیه، سید علیرضا بهشتی شیرازی و ناصر دانشفر به ۱۵ ماه حبس و محمدجواد دردکشان به ۶ ماه حبس محکوم شدند.🔹حجت کرمانی وکیل سید علیرضا بهشتی از محکومیت موکلش به مجازات ۱۵ ماه حبس به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به دلیل امضای یک بیانیه خبر داد.🔹همچنین محمدعلی کامفیروزی وکیل ناصر دانشفر و محمدجواد دردکشان در این پرونده، از محکومیت موکلینش ناصر دانشفر به ۱۵ ماه حبس و محمدجواد دردکشان به ۶ ماه حبس به دلیل امضای یک بیانیه خبر داد.🔹این وکلا در گفتگو با امتداد بیان داشتند: در بهمن ۱۴۰۴ به دلیل امضای بیانیه حمایت ۴۰۰ فعال سیاسی از بیانیه میرحسین موسوی در محکومیت حوادث تلخ دی ماه ۱۴۰۴ از سوی موکلینشان، بر اساس گزارش وزارت اطلاعات، صرفاً برای این سه فعال سیاسی یک پرونده قضایی به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» تشکیل شد که نهایتاً منجر به صدور حکم محکومیت ایشان در شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران گردید.#امتداد@emtedadnet
به نام خداایران امروز، به اندیشه خاتمی نیاز دارد✍علیرضا کفاییایران امروز بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، گفتوگو، وفاق ملی و دیپلماسی نیازمند است. در شرایطی که سایه جنگ، بحرانهای اقتصادی و شکافهای اجتماعی بر کشور سنگینی میکند، تداوم سیاستهای تنشزا نه امنیت میآفریند و نه توسعه.اندیشه سیدمحمد خاتمی بر این باور استوار است که قدرت ملی از دل رضایت مردم، انسجام داخلی، گفتوگو با جهان و پاسداری از منافع ملی شکل میگیرد، نه از تداوم بحران. او بارها تأکید کرده است که دفاع از کشور و دیپلماسی، دو روی یک سکهاند و صلح شرافتمندانه نه نشانه ضعف، بلکه جلوهای از تدبیر، آیندهنگری و مسئولیتپذیری است.با این همه، تأسفآور است که گاه شاهد بداخلاقی، تخریب شخصیت، اهانت و حملات سازمانیافته علیه سیدمحمد خاتمی، از سوی برخی رسانهها و جریان های منحرف و مشکوک و افراد نادان هستیم. نقد، لازمه پویایی جامعه است، اما جایگزین کردن استدلال با توهین و برچسبزنی و از روی عناد و لجاج و بی مسئولیتی سخن گفتن، نه به تقویت انسجام ملی کمک میکند و نه گرهی از مشکلات کشور میگشاید. رسانهای که باید تریبون همه ملت باشد، اگر به جای ایجاد فضای گفتوگو به دوقطبیسازی و تخریب سرمایههای اجتماعی روی آورد، از رسالت ملی خود فاصله میگیرد.اگر قرار است ایران از چرخه بحران و جنگ عبور کند، باید به جای غلبه شعار بر عقل، راه گفتوگو، آشتی ملی، اصلاح حکمرانی و تعامل سازنده با جهان را برگزینیم. در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگری باید به جای حذف صداهای دلسوز، از ظرفیت همه نیروهای وفادار به ایران برای عبور از بحران بهره گرفت.امروز، ایران بیش از هر چیز، به اندیشه خاتمی نیاز دارد؛ اندیشهای که ایران را بر هر مصلحت جناحی مقدم میداند، صلح را بر تنش، گفتوگو را بر تخاصم و امید را بر ناامیدی ترجیح میدهد و راه نجات کشور را در عقلانیت، صلح شرافتمندانه، وفاق ملی و پاسداری از منافع مردم جستوجو میکند.@kafaeealirezaa
✅ خاتمی؛ صلح شرافتمندانه و بازسازی سرمایه ملی🖊 یادداشتی از مسعود تهرانی🔸سخنان اخیر آقای سیدمحمد خاتمی را میتوان فراتر از یک موضعگیری سیاسی روزمره، تلاشی برای بازگرداندن مفهوم «عقلانیت راهبردی» به مرکز تصمیمگیری ملی دانست؛ گفتمانی که امنیت پایدار را نه در استمرار بحران، بلکه در پیوند میان انسجام اجتماعی، مشروعیت داخلی و دیپلماسی هوشمند جستوجو میکند.🚨جنگ، هر اندازه که در میدانهای نبرد با آتش و ویرانی شناخته شود، در عرصه سیاست با آزمونی دشوارتر همراه است؛ آزمون تشخیص لحظهای که استمرار تقابل، دیگر به افزایش قدرت نمیانجامد و عبور به سوی صلح، خود به عالیترین نماد پاسداری از منافع ملی تبدیل میشود. هنر سیاست در چنین بزنگاههایی، نه صرفاً ایستادگی، بلکه تشخیص زمان گذار از منطق میدان به منطق تدبیر است.🔸در چنین بستری، سخنان اخیر آقای سیدمحمد خاتمی درباره ضرورت حمایت از دیپلماسی، پرهیز از دوقطبیسازی، تقویت انسجام ملی و دستیابی به «صلح شرافتمندانه» را باید در افقی فراتر از یک اظهار نظر سیاسی روزانه نگریست. این سخنان، اگر از منظر جامعهشناسی سیاسی و روابط بینالملل تحلیل شوند، بازتاب نوعی اندیشه درباره نسبت میان قدرت، مشروعیت، امنیت و سرمایه اجتماعی هستند؛ اندیشهای که میکوشد نشان دهد در جهان امروز، اقتدار ملی تنها محصول توان نظامی نیست، بلکه برآیند ظرفیت یک جامعه برای حفظ همبستگی، اعتماد عمومی و عقلانیت در تصمیمگیری است.👈 از این منظر، اهمیت سخنان آقای خاتمی بیش از آنکه در دفاع از مذاکره باشد، در بازتعریف مفهوم قدرت ملی نهفته است؛ قدرتی که اگر از پشتوانه اجتماعی تهی شود، حتی با برخورداری از ابزارهای سخت نیز دوام و کارآمدی خود را از دست خواهد داد.✔️ در ادبیات کلاسیک روابط بینالملل، صلح هرگز مترادف با انفعال نبوده است. از توسیدید تا ریمون آرون، از هانس مورگنتا تا هنری کیسینجر، سیاست خارجی موفق آن سیاستی دانسته شده که بتواند میان آرمانها و امکانات واقعی کشور توازن برقرار کند. دولت خردمند، دولتی نیست که همواره در وضعیت تقابل باقی بماند؛ بلکه دولتی است که بداند در چه زمانی ادامه بحران به فرسایش قدرت ملی میانجامد و در چه زمانی توافق میتواند خود به ابزاری برای تقویت همان قدرت تبدیل شود.✔️ صلح شرافتمندانه، در این معنا، نه عقبنشینی از منافع ملی، بلکه شیوهای متفاوت برای صیانت از آنهاست. در چنین برداشتی، دیپلماسی ادامه سیاست ملی با ابزارهای متفاوت است؛ همانگونه که جنگ نیز، در اندیشه کلاسیک، ادامه سیاست با ابزار نظامی تلقی شده است. هنر حکمرانی در آن است که تشخیص دهد هر ابزار در کدام مقطع بیشترین کارآمدی را برای تأمین منافع ملی دارد.☑️ جامعهشناسی سیاسی، سالهاست که امنیت را صرفاً در مرزها و تجهیزات نظامی تعریف نمیکند. امنیت، پیش از آنکه در خطوط دفاعی شکل گیرد، در ذهن و روان جامعه ساخته میشود. جامعهای که میان مردم و ساختار حکمرانی آن اعتماد متقابل برقرار باشد، در برابر بحرانها مقاومتر از جامعهای است که گرفتار شکافهای عمیق اجتماعی و سیاسی شده است. سرمایه اجتماعی، همان شبکه اعتماد، مشارکت و احساس تعلق مشترک است که امکان بسیج ملی را در شرایط دشوار فراهم میکند. هیچ کشوری بدون برخورداری از این سرمایه، قادر به حفظ اقتدار بلندمدت خود نیست.☑️ از همین منظر، تأکید آقای خاتمی بر پرهیز از قطبیسازی، حمایت از گفتوگو و ضرورت حفظ همبستگی ملی را باید دعوتی به بازسازی یکی از بنیادیترین منابع قدرت ایران دانست؛ منبعی که شاید در آمارهای نظامی دیده نشود، اما در بزنگاههای تاریخی، تعیینکنندهترین عامل بقا و پیشرفت کشورها بوده است.🔆 متن کامل این یادداشت را در جماران بخوانید:jamaran.news/fa/tiny/news-1718826@kafaeea…
6️⃣حزب اتحاد ملت از رویکردها و تلاشهای مدبرانهی رییس جمهور محترم جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان و دولت محترم در حمایت از مسیر دیپلماسی و پشتیبانی از تیم مذاکرهکننده تقدیر میکند. این حزب همچنین حمایت قاطع خود را از موضع ملی، مسئولانه، منطقی و انسانی جناب آقای سیدمحمد خاتمی در ضرورت پرهیز از تندروی، حفظ انسجام داخلی و بهرهگیری از همهی ظرفیتهای دیپلماتیک برای رسیدن به صلح شرافتمندانه اعلام میدارد.7️⃣حزب اتحاد ملت نگرانی خود را از تلاش گروهی کمشمار و تندرو برای حاکم کردن رادیکالیسم بر فضای کشور ابراز میدارد و ایجاد چنین فضایی را در راستای اهداف دشمنان ایران و بهخصوص اسرائیل ارزیابی میکند.گروه یاد شده که شوربختانه از طرف صداوسیما و برخی محافل خاص پشتیبانی میشود، در تلاش است تجمعات شبانهی شهرها را به کانونهای توهین به رییس جمهور و هیأت مذاکرهکننده و مطالبهی خشونت و تداوم درگیری میدانی تبدیل کند. حزب اتحاد همهی علاقهمندان به استقلال و توسعهی ایران را به مخالفت با خشونتطلبی و دفاع تمامقد از دیپلماسی و مذاکرات دوجانبهی ایران و آمریکا در چارچوب یادداشت تفاهم امضا شده فرامیخواند.8️⃣ اصالت با صلح است و جنگ وضعیتی استثنایی است که باید حتیالامکان از آن پرهیز شود. وفاداری نسبت به این اصل بنیادین ریشهدار در باورهای دینی- فرهنگی و تجربهی تاریخی ایرانیان و پاسداری از آن در گفتمان رسمی ایران، علاوهبر اینکه موقعیت برتر اخلاقی کشور را که به برکت پایداری در جنگ اخیر به روایت مسلط جهانی تبدیل شده است، حفظ میکند، با اطمینان دادن به جامعه دربارهی حساسیت حاکمیت نسبت به هزینههای سنگین انسانی، اقتصادی و اجتماعی جنگ، موجب تقویت تابآوری ملی در دوران سختی میشود.9️⃣حزب اتحاد ملت ایران اسلامی ضمن محکوم کردن حملات جدید آمریکا به استانهای جنوبی کشور و عرض تسلیت به مناسبت جان باختن جمعی از هموطنان عزیز، امیدوار است با تدبیر و درایت مقامات مسئول حکومتی و مواجههی عاقلانه با اقدامات تحریکآمیز آمریکا و توجه به منافع حیاتی و مصالح کلان کشور، به این وضعیت تأسفبار خاتمه داده شود.🔟حزب اتحاد از همهی جریانهای سیاسی میخواهد امنیت و منافع ملی را نسبت به رقابتهای سیاسی در اولویت قرار دهند. ایران امروز در کنار قدرت سخت بازدارندگی، بیش از هر زمان دیگر به عقلانیت، خویشتنداری و اجماع ملی نیاز دارد. قربانی کردن فرصت تاریخی پایان دادن به تنازع و تحریمهای مزمن چنددههای در پای تصمیمهای شتابزده با توهم دستیابی به آرزوهای ایدئولوژیک افراطگرایانه، جز ویرانی و تحمیل هزینههای سنگین به کشور و مردم نتیجهای ندارد.امروز مخالفت با تندروی و دفاع از دیپلماسی، مترادف دفاع از ایران، دفاع از عزت و استقلال و امنیت ملی، دفاع از کرامت شهروندان و معیشت مردم، و دفاع از آیندهی این سرزمین جاودانه است.۲۸ تیرماه ۱۴۰۵حزب اتحاد ملت ایران اسلامی@kafaeealirezaa
عراقچی:جنگ در چه نقطهای باید خاتمه یابد؟ وقتی شکست خوردهای یا پیروزی؟جنگها یا با پیروزی مطلق نظامی خاتمه مییابد یا با مذاکره اگر توان پیروزی مطلق نظامی را نداریم باید مذاکره کنیممذاکره زمانی باید انجام شود که در جبهه نظامی دستت بالاتر باشدوقتی دستاوردهای میدانی داشتی باید مذاکره کنیداگر جنگ را ادامه میدادیم دستاوردهای ما بیشتر میشد یا کمتر و خسارتهای ما بیشتر میشد یا کمتر؟با جان مردم و سرنوشت کشور که نمیشود ریسک کردنقطه مذاکره جایی است که اکر جلوتر بروی ممکن است پیروزیهایت بیشتر نشود و خساراتت بیشتر شوددر دو هفته اول جنگ دستاوردهای راهبری ما تکمیل شدآتشبس اگر ۱۰ روز زودتر انجام شده بود دستاوردهای ما همچنان سر جایش بود؛ ولی لاریجانی را داشتیم، خطیب را داشتیم، عسلویه را داشتیم، فولاد مبارکه را داشتیمراجعبه سرنوشت کشور نمیتوانیم قمار کنیم@kafaeealirezaa
عراقچی: نمیشود با سرنوشت کشور و مردم قمار کرد🔸وزیر امور خارجه:🔹آغاز جنگ، تصمیمی از طرف مقابل بود و ما میخواستیم دست فرمان او را به سمتی غیر از جنگ ببریم.🔹اینکه فکر کنیم مذاکره باعث جنگ شد، درست نیست.🔹مذاکره اصلا تصمیم شخص من نبود و یک تصمیم جمعی بود.🔹خاتمه جنگ، یک تصمیم جمعی است که توسط شورای عالی امنیت ملی اخذ میشود.🔹بمباران بیت از طریق حفره امنیتی صورت گرفته و این حفره امنیتی همچنان وجود دارد. 🔹منطقه هنگامی متوجه شد که جنگ جدی است که زیرساختهایش هدف قرار گرفت.🔹اگر آتشبس را ۱۰ روز زودتر پذیرفته بودیم، شهیدان لاریجانی و خطیب، عسلویه و فولاد مبارکه را همچنان داشتیم.🔹با شاید نمیشود تصمیم گرفت. باید قطعی تصمیم گرفت. اگر و مگر ندارد و نمیشود با سرنوشت کشور و مردم قمار کرد.@kafaeealirezaa
🔴 جنگ نمیخواهیم بیانیه ۲۶۸ تن از فعالان سیاسی، مدنی، اساتید دانشگاه و نمایندگان سابق مجلس و …هممیهنان و همنوعان در سراسر جهانما، امضاکنندگان این بیانیه و همه شهروندان ایرانی، حق داریم در صلح و امنیت، زندگی شرافتمندانهای داشته باشیم. صلح، موهبتی الهی و حقی بشری است. کمینهِ بهرهمندی از صلح، خاتمه کامل و قطعی جنگ و پایان دادن به هرگونه تهدید، نفرتپراکنی و جنگافروزی است.ما بر این باوریم که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان صلح و برخورداری از حق زندگی شایستهاند. بنابراین، از آنجا که هیچ تصمیمی نباید برخلاف اراده ملت بر کشور حاکم شود ـ و این اراده همواره از طریق مراجعه به آرای عمومی قابل احراز است ـ مؤکداً به همه دولتها و گروههای نظامی درگیر در مخاصماتِ ادامهدار اخیر در خاورمیانه و نیز تمامی کنشگران جامعه جهانی یادآور میشویم که نقض این حق مسلم ایرانیان، جنایتی بزرگ در حق ملتی است که جنگ نمیخواهد و طرفدار صلح است.ما، علیرغم همه تفاوتهایمان، ندای “نه به جنگ” را سر میدهیم و تمامی هموطنان خود را، فارغ از جنسیت، گرایش سیاسی و فکری، مذهب، قومیت و هرگونه تفاوت دیگر، صمیمانه فرامیخوانیم تا با تأیید این ندا، بر پژواک آن بیفزایند.اگر پیل زوری وگر شیر چنگبه نزدیک من صلح بهتر که جنگ (سعدی)اسامی امضاکنندگان @Kaleme