به نام خداتشکلهای فرهنگی؛ صدای معلمان یا پژواک قدرت؟✍ علیرضا کفایییکی از مهمترین دستاوردهای جوامع…
انتشار: 2026/07/01 18:13 UTC
به نام خداتشکلهای فرهنگی؛ صدای معلمان یا پژواک قدرت؟✍ علیرضا کفایییکی از مهمترین دستاوردهای جوامع مدرن، شکلگیری نهادهای مدنی مستقلی است که میان دولت و جامعه قرار میگیرند و از حقوق و مطالبات گروههای اجتماعی دفاع میکنند. تشکلهای فرهنگی و صنفی معلمان نیز باید در همین چارچوب، نماینده واقعی فرهنگیان و مدافع منافع حرفهای و منزلت اجتماعی آنان باشند.اما هرگاه این تشکل ها استقلال خود را از دست بدهند و بیش از آنکه به مطالبات اعضای خویش پاسخ دهند، در اندیشه جلب رضایت صاحبان قدرت باشند و تلاش هسته مرکزی وصل کردن خود به مراکز قدرت باشد و بخواهند موقعیتی به دست آورند و تشکیلات را سکوی پرتابی برای منفعت شخصی قرار دهند، فلسفه وجودی خود را از دست خواهند داد. تشکلی که زبان نقد خود را فرو میبندد و به توجیه سیاستهای رسمی میپردازد، دیگر نمیتواند ادعای نمایندگی معلمان را داشته باشد.جریان اصلاحطلبی همواره بر تقویت جامعه مدنی، استقلال نهادهای صنفی و حق مشارکت آزادانه شهروندان تأکید کرده است. از این منظر، تشکلهای فرهنگی باید بدون وابستگی به مراکز قدرت، مطالبات معلمان را پیگیری کنند؛ چه در حوزه معیشت، چه در زمینه منزلت اجتماعی و چه در دفاع از کیفیت و عدالت آموزشی.واقعیت این است که ایدئولوژیک شدن آموزش و پرورش و غلبه نگاههای سیاسی و امنیتی بر نظام تعلیم و تربیت، به زیان آینده کشور و نسلهای بعدی است. مدرسه باید محل گفتوگو، تفکر انتقادی و تربیت شهروندان مسئول باشد، نه عرصهای برای حذف تکثر و بازتولید یک قرائت رسمی و انحصاری.تشکلهای فرهنگی اگر میخواهند اعتماد از دسترفته را بازسازی کنند، باید به اصل استقلال، قانونگرایی و پاسخگویی به اعضا بازگردند. مشروعیت این نهادها از رأی و اعتماد معلمان سرچشمه میگیرد، نه از نزدیکی به قدرت سیاسی. دفاع از حقوق معلمان، نقد منصفانه سیاستهای نادرست و تلاش برای اصلاح امور و این عین مسئولیتپذیری مدنی و دلسوزی برای آینده ایران است.اصلاح واقعی از دل جامعه مدنی مستقل، نهادهای صنفی توانمند و مشارکت آگاهانه شهروندان میگذرد. معلمان نیز، به عنوان سرمایههای انسانی کشور، شایسته آناند که تشکلهایشان صدای آنان باشند، نه پژواک قدرت.@kafaeealirezaa
