به نام خداایران؛ جامعه کوتاهمدت و چالش توسعه سیاسی✍ علیرضا کفاییزندهیاد محمدعلی همایون کاتوزیان م…
انتشار: 2026/07/10 09:33 UTC
به نام خداایران؛ جامعه کوتاهمدت و چالش توسعه سیاسی✍ علیرضا کفاییزندهیاد محمدعلی همایون کاتوزیان معتقد است که در ایران، برخلاف بسیاری از جوامع اروپایی، دولت و جامعه بر پایه قراردادهای پایدار و نهادهای ماندگار شکل نگرفتهاند. دولت غالباً قدرتی متمرکز و خودسر داشته و جامعه نیز هرگاه اقتدار دولت تضعیف شده، به جای سازمانیافتگی مدنی، گرفتار آشوب و بیثباتی شده است. حاصل این چرخه تاریخی، شکلگیری نوعی نگرش کوتاهمدت به زندگی، سیاست و اقتصاد بوده است.نخستین ویژگی این جامعه، مشکل مشروعیت و جانشینی است. در تاریخ ایران، انتقال قدرت کمتر بر اساس قواعد و نهادهای تثبیتشده انجام شده و همواره بحران جانشینی و مشروعیت، ثبات سیاسی را تهدید کرده است. از اینرو، حکومتها بیش از آنکه به ساختن آیندهای پایدار بیندیشند، در اندیشه حفظ بقای کوتاهمدت خود بودهاند.ویژگی دوم، بیاعتباری مال و جان است. در شرایطی که قانون، مستقل و فراگیر نباشد، امنیت شهروندان و حقوق مالکیت نیز شکننده خواهد بود. انسانی که نسبت به فردای خود اطمینان ندارد، طبیعی است که به جای سرمایهگذاری بلندمدت، به بهرهبرداری آنی و کوتاهمدت روی آورد. چنین وضعیتی نهتنها اقتصاد، بلکه اخلاق اجتماعی و سرمایه اعتماد را نیز فرسوده میکند.سومین ویژگی، دشواری انباشت درازمدت سرمایه است؛ چه سرمایه اقتصادی، چه سرمایه فرهنگی و چه سرمایه اجتماعی. توسعه، نیازمند انباشت تجربه، دانش و اعتماد است، اما جامعه کوتاهمدت، پیوسته در معرض گسست و آغازهای مکرر قرار دارد. هر دولت، بسیاری از برنامههای دولت پیشین را کنار میگذارد و هر نسل، ناچار میشود بخشی از مسیر طیشده را از نو آغاز کند.این تحلیل، صرفاً روایتی از گذشته نیست، بلکه هشداری برای امروز و فردای ایران نیز هست. جامعهای که افق نگاهش به انتخابات بعدی، دولت بعدی یا منافع کوتاهمدت محدود شود، توانایی ساختن نهادهای پایدار و تحقق توسعه همهجانبه را نخواهد داشت. توسعه، بیش از هر چیز، نیازمند صبر تاریخی، احترام به قانون، پذیرش تکثر و تقویت نهادهای مدنی است.شاید مهمترین پیام نظریه همایون کاتوزیان این باشد که گذار از جامعه کوتاهمدت، تنها با تغییر دولتها ممکن نیست؛ بلکه نیازمند دگرگونی در فرهنگ سیاسی و اجتماعی، پذیرش قواعد بازی دموکراتیک و باور به این اصل است که آینده، محصول انباشت تدریجی اصلاحات و تجربههای جمعی است، نه نتیجه انقلابهای مداوم و گسستهای پیدرپی.ایران، برای عبور از چرخه تاریخی استبداد و آشوب، بیش از هر زمان دیگری به نهادهای مستقل، جامعه مدنی توانمند و فرهنگی نیاز دارد که منافع بلندمدت ملی را بر هیجانات و مصلحتهای زودگذر ترجیح دهد. تنها در چنین صورتی است که میتوان از «جامعه کوتاهمدت» به سوی جامعهای قانونمند، پایدار و توسعهیافته حرکت کرد.جریان اصلاحات، در معنای اصیل خود، تلاشی برای عبور از همین چرخه تاریخی است؛ تلاشی برای جایگزین کردن گفتوگو به جای حذف، قانون به جای اراده فردی و نهادسازی به جای قهرمانپروری سیاسی. اصلاحات، بیش از آنکه یک تاکتیک سیاسی باشد، نوعی نگاه بلندمدت به جامعه و تاریخ است؛ نگاهی که باور دارد آینده را باید ساخت، نه آنکه در انتظار معجزه یا گسستهای پرهزینه نشست.ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری، به افقهای بلندمدت نیاز دارد؛ به نهادهایی که فراتر از افراد دوام آورند، به فرهنگی که نقد و تکثر را به رسمیت بشناسد و به سیاستی که منافع ملی و توسعه پایدار را بر هیجانهای مقطعی ترجیح دهد.مهمترین پیام همایون کاتوزیان این است که خروج از جامعه کوتاهمدت، تنها با اصلاح ساختارها و فرهنگ سیاسی ممکن است؛ مسیری دشوار اما ضروری که از حاکمیت قانون، جامعه مدنی نیرومند و اصلاحات ساختاری میگذرد.@kafaeealirezaa
