به ریش آوردندر میان رباعیاتی که جناب مهدی دهقان به نام مهستی گنجوی آورده، این بیت منفرد هم دیده می…
انتشار: 2026/08/24 08:32 UTCدریافت: 2026/08/24 11:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 11:50 UTC
به ریش آوردندر میان رباعیاتی که جناب مهدی دهقان به نام مهستی گنجوی آورده، این بیت منفرد هم دیده میشود:هر دعوی خوبی که تو دی میکردیانصاف که امروز پریش آوردی(دیوان رباعیات مهستی دبیر گنجوی، ۱۰۲، ۲۵۵).متأسفانه بیت نخست رباعی، از هیچ منبعی به دست نیامده است. در مورد این بیت، چند نکته به ذهنم میرسد. ـــ منبع رباعی، روضة الناظر عزیز کاشانی است. در دستنویس شمارۀ ۷۶۶ کتابخانۀ دانشگاه استانبول (برگ ۲۳۳ر)، عنوان رباعی «فرد» است و نام «مهستی» بر رباعی بعدی است: زیب چمن حُسن قوام قد توست. در دستنویس شمارۀ ۵۸۷ همان کتابخانه که رونوشت آزادانهای از روضة الناظر است (برگ ۱۴۳ر)، بیت مذکور به نام «مهستی» است و عنوان رباعی بعدی، «لغیره» (نگاه کنید به تصویر پایین). آقای دهقان در این موضع، برای بیت منفرد، نسخۀ ۵۸۷ را معتبر گرفته و برای رباعی پسین، نسخۀ ۷۶۶ را. ضمن اینکه ضبط دو نسخه تفاوتهایی هم دارد. خوب بود توضیحی در این باب آورده میشد. ـــ کلمهای که «پریش» خوانده شده، در هر دو نسخه «بریش» است. به نظر میرسد که موضوع رباعی، ریش درآوردن معشوق است. از این حیث، ضبط «بریش» که در اصل نسخه هست، ارجحیت دارد. خاصه آنکه در ورق بعدی روضة الناظر، بیت دیگری نقل شده که بسیار شبیه بیت مذکور است و مسئلۀ ریش در آنجا، وضوح بیشتری دارد (برگ ۲۳۴ر):با هندوی خط درآمدی خوش بزنختا لاجرم امروز بریش آوردی.ارتباط ریش و زنخ در بیت فوق مشهود است. هر دو کلمه، به طریق ایهام به کار رفته است. به زنخ درآمدن، هم به معنی لاف بیهوده زدن و پُرچانگی است؛ و هم ایراد و اعتراض. در ابیات بالا، معنی نخست، سازگارتر است. اصطلاح به ریش آوردن، در فرهنگهای لغت ثبت نشده است. ـــ اثیر اخسیکتی رباعیی دارد که از لحاظ ردیف و قافیه و موضوع و مهمتر از همه اصطلاح «به ریش آوردن»، مشابهت زیادی با ابیات بالا دارد:ای نیشکری که بار نیش آوردیگلبرگ نمودی و حشیش آوردیدر گوشه شدی، رسم کشیش آوردیای نیک سره! نیک به ریش آوردی(جُنگ رباعی، ۲۷۹)در رباعی اثیر، سخن از فردی است که حُسن و ملاحتش به واسطۀ ریش و سبیل درآوردن، زائل شده، لاجرم، گوشۀ انزوا اختیار کرده است. در شواهدی که ذکر شد، معنی «به ریش آوردن» برای من چندان واضح نیست و معادلی که عجالتاً به ذهنم میرسد، «رسوا شدن» است. .."چهار خطی"telegram.me/Xatt4
