🔸 خیام و اولین جلسهٔ اداریِ کیهانیاحتمالاً این صحنه را تجربه کردهاید:دعوتنامهیی برایتان میآید ب…
انتشار: 2026/07/11 06:34 UTC
🔸 خیام و اولین جلسهٔ اداریِ کیهانیاحتمالاً این صحنه را تجربه کردهاید:دعوتنامهیی برایتان میآید با عنوان:«جلسهٔ بررسی و تصمیمگیری دربارهٔ پروژه» و نظایر آن.اتو کشیده و سروقت حاضر میشوید. با خودتان فکر میکنید بالاخره فرصتی پیدا شد برای بیان نظرها، طرح پیشنهادها و شاید تأثیر گذاشتن بر تصمیم نهایی. جلسه شروع میشود. دقایقی بعد معلوم میشود که تصمیمها قبلاً گرفته شدهاند. برنامهها تصویب شدهاند. بودجه تخصیص یافته است. صورتجلسه نوشته شده است. حتی زمان اجرای مصوبات هم مشخص شده است. حضور شما صرفاً برای رعایت تشریفات اداری و ثبت در صورتجلسه بوده است. در نهایت هم احتمالاً نامهیی با این مضمون دریافت میکنید: «موضوع قبلاً در مراجع ذیصلاح بررسی و تصمیم مقتضی اتخاذ گردیده است.» یا حتی شاید: «رونوشت: جهت استحضار.»😊خیام ظاهراً یکی از نخستین کسانی است که این تجربهٔ اداری را در مقیاس هستیشناختی تجربه کرده است:خوش باش که پختهاند سودایِ تو دیفارغ شدهاند از تمنّایِ تو دیقصه چه کنم که بیتقاضایِ تو دیدادند قرارِ کارِ فردایِ تو دیطنز تلخ رباعی دقیقاً همینجاست: تو هنوز وارد جلسه نشدهای اما دستور جلسه بسته شده است. هنوز سخنی نگفتهای اما پاسخها صادر شدهاند. هنوز نظری یا درخواستی ندادهای اما پروندهات بررسی شده است و از همه دردناکتر اینکه حتی «فردای تو» نیز دیروز تصویب شده است.شاید اگر خیام امروز زندگی میکرد، مصراع آخر را طوری مینوشت که مفهومی مثل این داشت:«کار فردای شما قبلاً در سطوح بالاتر بررسی و تصویب شده است.»😊و با این همه، رباعی با اعتراض آغاز نمیشود بلکه با لبخندی تلخ آغاز میشود که:خوش باش...#محمدعلی_شیوا@zhazh_o_vazh


