به احترام تاجیکستان عزیز و مردم نجیب و بزرگوارش. دوشنبه مثل تهران است و کرمان مثل سُغد انگارخدایا!…
انتشار: 2026/08/17 10:06 UTCدریافت: 2026/08/22 02:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 02:05 UTC
به احترام تاجیکستان عزیز و مردم نجیب و بزرگوارش. دوشنبه مثل تهران است و کرمان مثل سُغد انگارخدایا! بشکند دستی که بین ما کشد دیواراگر شیراز یا کولاب اگر تبریز یا خَتلاندلم پیوسته باشد از هوای شعر برخورداردلم در "اسفره" دنبال یاد روزگاران استپُر از شور خجندم "پنجشنبه در دل بازار" سری پُر شور دارم در هوای مردم تاجیکمن و چشمی که با "چلدختران" دارد سرِ دیدارهنوز آیینهپرداز بلندیهای "پامیرم" به دامان تو گل میروید این را دیدهام بسیار"سَرِز" جاریست در کنج نگاه بیقرار من"سَرِز" یعنی: تو داری همچنان چشم و دلی بیدارنگاهم گاه بر لیلیست، یا شیرین شورانگیزگهی دارم نظر بر چشم زیبای بت فرخاربدخشان در بدخشان لعل میریزد به پای تواگر سر را به روی خاک پاک او نهی یکبارمن و تو در مسیر بیقراریهای تاریخیدل شوریدهای داریم از شعر و غزل سرشارنگاهم روشن از زیبایی دنباله دار توستبه شیدایی تو هر لحظه دارم میکنم اقرارفراوان ریزد از حال و هوایت شور و شیداییفراوان ریزد از کنج لب تو لولوی شهوارترا دیدم، ترا با "صدر دین" در محضر تاریخترا دیدم، ترا مثل درختی زنده و پُربارمبادا خالی از خورشید باشد آسمان تومبادا ذرّهای روی تن آیینهات زنگارمبادا بر سر تو سایهای از جنس دلتنگیهمیشه چشمهایت باد روشن از فروغ یارببین، تصویر "استقلال" تو چون "قلّه" پابرجاستشکوه "بیرقت" در یاد عالم میشود تکرارچو ایران با درفش کاویان از دور میآییندیدم کشوری مثل تو زیر گنبد دوّاربگو از روزگاران خودت حرف و حدیثی خوشبخوان که با لب ایرانیات دارم فراوان کارصدای رودکی از غربت تاریخ میآیدکه شعرش همچنان رازیست در آیینهی اعصارگهی دیدم ترا در طابران همراه فردوسیگهی دیدم ترا با شاعران خوب در دربارگهی با شاهنامه فرّ و فرهنگت تماشاییستگهی خیام میریزد به جامت بادهی گلنارمهستیهای بسیار ترا دیدم به بزم شعرنظامیوار داری نسبتی با مخزن اسرارگهی با خواجه داری گفتگویی در هرات خویشگهی در سیستان داری نظر بر مردم عیّارتویی که با سنایی از هوای غزنه میآییترا در بلخ میبینم کنار مولوی بسیاردل و جانت نشابوریست این را خوب میدانمتویی که همچنان داری نظر بر هُدهُد عطّارگهی از سعدی و خواجو و حافظ شعر میخوانیگهی مسعود سعدی در حصار نالههای زاراگرچه در مسیر چشم تو دیوان فراوانندتویی که میرسی از چار راه جان سلیمانوارصدای خامهی تو همچنان در گوش من جاریستفراوان ماند از فضل تو در دست زمان آثارترا پیوسته با میراث ایرانشهر میبینمبه سمت روشناییهای آینده قدم بردارشعبان کرمدختمرداد ۱۴٠۵بابلسرکانال شعر من@karamdokht

