«پنج سکهای را که برای خرید آذوقه، در پر شال کمرم پیچیده بودم، به کتاب فروش دادم و به سمت خانه برگش…
انتشار: 2026/08/24 10:07 UTCدریافت: 2026/08/24 20:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 20:30 UTC
«پنج سکهای را که برای خرید آذوقه، در پر شال کمرم پیچیده بودم، به کتاب فروش دادم و به سمت خانه برگشتم. در همان مسیر بازار به خانه، شروع به خواندن کتاب کردم و تا به خانه برسم، بخشی از آن را خوانده بودم. روشنایی صبح که به بالای بام خانه رسید، من هم خوش حال و با خیالی آسوده، کتاب را بستم؛ چون تمام آنچه را که در این مدت از ارسطو خوانده و متوجه شده بودم در این کتاب آمده بود.»📖 #از_دل_کتاب | #ابن_سینا✅ کانال رسمی کتاب جمکران:@ketabeJamkaran




