وقتی خرد در اسارت تن استآگاهی انسان، در ژرفترین معنا آزاد و بیکران است؛ اما گاه این آگاهی در بند ن…
انتشار: 2026/06/23 05:30 UTC
وقتی خرد در اسارت تن استآگاهی انسان، در ژرفترین معنا آزاد و بیکران است؛ اما گاه این آگاهی در بند نیروهایی میافتد که از جنس او نیستند. یکی از نیرومندترین این بندها بازی هورمونهاست. وقتی انرژیهای زیستی در بدن فعال میشوند، ذهن و احساس ما زیر سلطه امواج ناپایدارشان قرار میگیرد. در این حالت، هوشمندی و خردتان به گروگان گرفته میشود و رفتارهایتان نه از انتخاب، بلکه از جبر برمیخیزد.این شما نیستید، بلکه نیرویی ناخودآگاه است که از طریق بدن عمل میکند.وقتی بچه بودید، اندام های جنسی مردها و زن ها برای تان مهم نبود. اما با شروع بازی هورمونی در بدنتان، دیگر نمی توانید به دنیایی فراتر از آن بیندیشید و خواهید دید که پس از سن معینی، زمانی که بازی هورمونی فروکش می کند، جنسیت و امور جنسی نیز دوباره برای تان بی اهمیت می شود. آن وقت، زمانی که به گذشته می نگرید، باور نمی کنید که این شما بودید که تمام آن کارها و فکرها را می کردید.اکنون، همه فکر و ذکرتان جنس مخالف است. فرض کنیم، نعمتی را به شما عطا کنم و تمام زنان دنیا به دنبال شما بیفتند. در آن صورت نیز همچنان ناخشنود هستید. این نعمت قطعا شما را به هیچ جای به درد بخوری نخواهد رساند. قصد ندارم حستان به امور جنسی و جنس مخالف را كثيف بنامم. ایرادی ندارد اما مشکل این جاست، شما همچنان در محدوده بدن فیزیکی تان زندگی خواهید کرد. شاید ذره ای لذت به همراه داشته باشد اما این نهایت آن چیزی نیست که میتوانید تجربهکنید. مهم نیست تا چه حد خود را غرق در امور جنسی کرده اید، هر چقدر هم که باشد، هم چنان ناراضی و ناخشنود خواهید بود. شاید با کمی عاطفه، کمی عقل و کمی همراهی آن را مدیریت کنید اما هر چه می کنید، اهمیتی ندارد، اگر با خودتان و زندگی تان صادق باشید، خواهید دید که همچنان از زندگی ناراضی و ناخشنود هستید.اگر فقط در حوزه بدن فیزیکی تان زندگی کنید، باید بدانید که بدن فقط زنده ماندن و تولید مثل را میشناسد و نه چیز دیگری. هیچ ایرادی بر آن نیست ما باید توجه داشت که بدن با چنین خواسته هایی، محدود شده است، همین.حقیقت این است که بدن فیزیکی باید نقشی در همین حد در زندگی شما بازی کند اما شما می خواهید آن را به همه چیز بسط و گسترش دهید. خود را به زحمت می اندازید زیرا قصد خلق چیزی مجازی و نشدنی را دارید. افرادی که فکر می کنند کامل اند و هیچ اتفاقی برایشان نمی افتد را بنگرید که پس از چندی چه به سرشان می آید. زندگی راه و روش خود را دارد، میلیون ها روش مختلف، روش های غیر قابل پیش بینی، تا شما را تسلیم کند، بشکند، به زانو درآورد و خرد کند. آیا تا بحال چنین رخدادی را در اطرافیانتان دیده اید؟ اگر موقعیت های زندگی هم شما را نشکند مرگ خواهد شکست.هر لحظه از زندگی تان، هر قدمی که بر می دارید، مهم نیست قصد رفتن به کجاها را دارید، قصد رفتن به اداره، خانه و یا تعطیلات، بدن تان از آنها بی خبر است و تنها مستقیم به سوی قبر در حرکت است. هر لحظه، به سمت مرگ در حرکت است، هیچ سمت دیگری نمی رود. اکنون از آن جا که جوان هستید و به خاطر بازی هورمون ها، این حرکت (مرگ) را فراموش کرده اید. اما با گذشت زمان، به آرامی حرکت بدن به سمت قبر، هر چه بیشتر و بیشتر برای تان آشکار می شود.اگر تنها چیزی که در زندگی می شناسید، فقط همین بدن فیزیکی باشد که قرار است روزی تمامی آن را از دست بدهید، ترس بر زندگی تان غالب می شود. راه و رسم و زندگی بدن فیزیکی بسیار محدود است. اگر سعی کنید آن را به تمام زندگیتان تبدیل کنید، اگر سعی کنید از محدود، نامحدود بسازید، رنج خواهید کشید، زیرا راه بدن این است. (بدن) راه دیگری نمی رود.سادگوروذهن، بدن، سرطانص 36 و 37 و 38 و 39🆔 @Khodshenasivo🆑 عرفان و خودشناسی

