در زندگی، اتفاقات بسیاری رخ می دهند؛ بسیاری از سوء تفاهم ها و بسیاری از کشمکش ها. اما هر بار احساس…
انتشار: 2026/07/06 17:30 UTC
در زندگی، اتفاقات بسیاری رخ می دهند؛ بسیاری از سوء تفاهم ها و بسیاری از کشمکش ها. اما هر بار احساس رنجش میکنیم، دلیلش این است که به چیزی باور داریم که حتی واقعیت ندارد؛ چیزی که ممکن است به نظر حقیقت داشته باشد، اما ندارد. باور داشتن دروغ ها موجب آزار ما میشوند؛ باور داشتن دروغ ها باعث می شوند از آدم هایی که واقعاً دوستشان داریم، فاصله بگیریم. اینک زمان آن فرا رسیده تا خود را از آن دروغ ها رها کنیم و اجازه دهیم تمام رنجش ها از میان بروند.چرا نباید از کسانی که دوستشان داریم، لذت ببریم؟ چرا باید اوقات ارزشمندمان را صرف رنجش از والدین مان کنیم فقط به این دلیل که می خواهیم خودمان باشیم و نه کسی که آنها از ما انتظار دارند؟ چرا نگرش مان را تغییر نمی دهیم و متوجه نمیشویم فرصت کمی داریم تا به آنها بفهمانیم واقعاً در قلب مان چه حسی نسبت به آن ها داریم؟چرا غرورمان را کنار نمی گذاریم و طلب بخشایش نمی کنیم؟ این که ما باور داریم آنها باید به دلیل برخی بی عدالتی ها سرزنش شوند، اهمیتی ندارد. مهم این است که کوته نظری ها را کنار بگذاریم و بار دیگر با هم باشیم.هم اکنون و در همین لحظه قلبتان را بگشایید و عشق و محبت خود را نثار والدین تان کنید. پدر و مادرتان، عشقی بی قید و شرط نسبت به شما دارند؛ حتی اگر این احساس را نشان ندهند. اگر عشق شان را نشان نمی دهند، دلیلش این است که آگاه نیستند.والدین شما بزرگترین موهبت را به شما میدهند که همانا زندگی است. پیام خداوند، زندگی است و این پیام از طریق والدین تان به شما رسانده شده است. شما این پیام را به فرزندانتان می دهید؛ شما آنها را به این دنیا می آورید. این عشق باید بی قید و شرط باشد و اگر ما دروغ های خود را باور نکنیم، این عشق بی قید و شرط است.دُن میگل روییزحلقه آتشص 25 و 26

