شما کیستید؟شاید لازم باشد لحظه ای فاصله بگیریم و چند سؤال مقدماتی بپرسیم و سپس به سوال اصلی بازگردی…
انتشار: 2026/07/09 05:30 UTC
شما کیستید؟شاید لازم باشد لحظه ای فاصله بگیریم و چند سؤال مقدماتی بپرسیم و سپس به سوال اصلی بازگردیم، آیا وقتی در ده سالگی به آینه نگاه می کردید، یک بدن ده ساله نمی دیدید؟ آیا این، همان شمایی نبود که اکنون بدن یک بزرگسال را می بیند؟ آن چه به آن نگاه می کردید، تغییر کرده، اما خودتان، یعنی کسی که نگاه می کند هم تغییر کرده است؟ آیا تداوم بودن وجود ندارد؟ آیا کسی که طی سال ها به آینه نگاه می کرد، یک وجود نبوده است؟ باید با دقت در این باره بیندیشید یک سوال دیگر از شما می پرسم: «آیا هر شب که به خواب می روید، خواب می بینید؟ چه کسی خواب می بیند؟ خواب دیدن چه معنایی دارد؟» پاسخ می دهید: «خوب، خواب دیدن شبیه به یک فیلم سینمایی ست که در ذهن من نمایش داده می شود و من آن را تماشا می کنم.» چه کسی تماشا میکند؟ «من» همان شمایی که به آینه نگاه می کند؟ آیا همان شمایی که این واژه ها را می خواند، به آینه نیز نگاه می کند و خواب هم میبیند؟وقتی بیدار می شوید، می دانید شما خواب دیده اید. هوشیاری آگاهانه نسبت به بودن، تداوم دارد. رامانا ماهاریشی سؤال هایی بسیار ساده می پرسید: «وقتی شما می بینید، چه کسی می بیند؟ وقتی شما می شنوید، چه کسی می شنود؟ چه کسی خواب را تماشا می کند؟ چه کسی به تصاویر آینه نگاه می کند؟ چه کسی همۀ این تجربه ها را دارد؟» اگر بخواهید پاسخ هایی صادقانه و حسی به این پرسش ها بدهید، به سادگی خواهید گفت: «من. من هستم. من در اینجا همه این ها را تجربه می کنم.» این، تقریباً بهترین پاسخ شماست.در واقع، به سادگی می توان فهمید که شما، آن چیزهایی که تماشایشان می کنید، نیستید. این یک وضعیت متعارف «فاعل - مفعول» است. شما یعنی فاعل یا شاهد، به مفعول ها یا مشهودات نگاه می کنید. پس لازم نیست ما یکایک موضوع های دیده شده را در جهان بررسی کنیم و بگوییم آنها، شما نیستید. می توانیم به سادگی به این نتیجه کلی دست یابیم: اگر شما کسی هستید که به پدیده ای نگاه می کنید، آن پدیده شما نیستید. پس بی درنگ و در گام نخست، می دانید که چه نیستید: شما جهان بیرون نیستید. شما کسی هستید که در درون است و به جهان بیرون می نگرد.این کاری ساده بود. اکنون دست کم بیشمار پدیده های بیرونی را حذف کردیم. با این حال ما کیستیم؟ و اگر شما کنار همۀ آن پدیده ها در بیرون نیستید، پس کجا هستید؟ فقط لازم است توجه کنید و درک نمایید که حتی اگر همه پدیده های بیرونی ناپدید شوند، باز هم شما خواهید بود و احساس هایی را تجربه خواهید کرد.مجسم کنید چه اندازه ترس را احساس می کنید. شاید سر در گمی و حتی خشم را نیز احساس کنید. با این حال، چه کسی این عواطف را احساس میکند؟ باز هم می گویید «من» این پاسخ درست است. همان «من» جهان بیرون و همچنین عواطف درونی را تجربه می کند.شما در مرکز آگاهی تان، پشت همه چیز هستید و فقط تماشا می کنید. اینجا خانه حقیقی شماست. حتی اگر همه چیز را بردارید، همچنان هستید و نسبت به ناپدید شدن همه چیز هوشیارید، در حالی که اگر مرکز هوشیاری را بردارید، هیچ چیزی نخواهد بود. آن مرکز، جایگاه خویشتن است. شما از آن جایگاه، هوشیارید که افکار عواطف و جهانی را از طریق حس هایتان دریافت می کنید. اما اکنون به هوشیاری خودتان، هوشیار هستید. راز بزرگ هنگامی آغاز میشود که در آن جایگاه ژرف درونی قرار می گیرید.مایکل ای سینگررها از بندص 43 و 44 و 45🆔 @Khodshenasivo🆑 عرفان و خودشناسی

