رفته بودم سر حوضتا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب آب در حوض نبود ماهیان میگفتند؛"هیچ تقصیر در…
انتشار: 2026/06/30 15:13 UTC
رفته بودم سر حوضتا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب آب در حوض نبود ماهیان میگفتند؛"هیچ تقصیر درختان نیست"ظهر دمکردهٔ تابستان بود پسر روشن آب، لب پاشویه نشستو عقاب خورشید، آمد او را به هوا برد که بردبه درک راه نبردیم به اکسیژن آببرق از پولک ما رفت که رفتولی آن نور درشت عکس آن میخک قرمز در آبکه اگر باد میآمد دل او پشت چینهای تغافل میزدچشم ما بودروزنی بود به اقرار بهشتتو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همت کنو بگو "ماهیها، حوضشان بیآب است"باد میرفت به سر وقت چنارمن به سر وقت خدا میرفتم...#سهراب_سپهری @khorshid_Nevesht