☆☆☆جهان نه دشمن است، نه دوست. هیچ قراردادی با ما نبسته. هیچ قولی نداده که عدالتی برقرار کند، یا فق…
انتشار: 2026/07/02 15:18 UTC
☆☆☆جهان نه دشمن است، نه دوست. هیچ قراردادی با ما نبسته. هیچ قولی نداده که عدالتی برقرار کند، یا فقدانی را جبران کند و یا موازنهای بین "رنج" و "پاداش رنج" برقرار کند. نگفت که در هر شکست لزوما درسی هست و نگفته بود که در هر رنج حتما معنایی خفته و حتما رشدی در پی دارد. رنج گاهی فقط طوفانی بود که بیمنظورِ مخصوصی آمد، چون رویهمرفته به یک جا باید میآمد، درختی را شکست و رفت. چه معنایی در شکستن آن هست؟ ولی ما انگار نیاز داریم، که رنجهایمان درون یک روایت بزرگتر باشند؛ نمیگویم معنا وجود ندارد، و در هیچی و پوچیِ جهان بخزیم. معنا گاهی هست، گاهی نيست. برای هر دو خود را آماده میکنم. ولی عطشی برای معنا ندارم، یعنی آزادم. عطشِ معنا، آشفتگی ما را بیشتر خواهد کرد. جستجوی بیامان برای تسکین، تسکین را دورتر میکند. معناخواهی، گاهی سازنده است اما همزمان ممکن است رنج و تأثیرش را پیچیده کند، طوری که با سرزنش خود، به حالی بدتر دچار شویم که "چرا من نتوانستم چیزی بفهمم؟! چرا قویتر نشدم؟! چرا به دستم نیامد؟!" چون شاید اصلا چیزی وجود نداشت. چیزی را که وجود نداشت، چطور میخواستی بفهمی؟ و افسوس حالا در رنجِ نفهمیدنی.#معین_دهاز @Khorshid_Nevesht