♥️قبیلهای یک تنهام که در تنم جنگ استدر دلم جنگ استدر سرم جنگ استتو اما فقط کسی را میبینیکه از می…
انتشار: 2026/07/04 16:31 UTC
♥️قبیلهای یک تنهام که در تنم جنگ استدر دلم جنگ استدر سرم جنگ استتو اما فقط کسی را میبینیکه از میان هزاران سوال زندگیاشیکیو یکی راتکرار میکند «خوبی؟»من میتوانم سادهترین گیاهان را جوری به تاولها بچسبانم که تنهاییشان سر باز کند و خالی شود اماخودم راهیچ جنگلی بند نمیآوردچگونه باید بگویم این سنجاق سینهی شکل سنجاقکروح دلتنگ آن عقاب غمگینیستکه مرا درجاتبدیل میکند به هزاران کبکهزار کبک خرامان خستهی سرگردانسرم را که برگرداندمگیاهان از روی زخمهایم به ریشههایشانبازگشته بودندو چراغ قرمزی که پشتش ایستاده بودیمآتشی بود که نمیشد در فاصلهی کوتاه سی ثانیهپیاده شویم و دورش برقصیمنگاه کردمدر اعماق ماشینهای مجاور قبیلههای یک تنهای بود که زیر یک سقف آوار میشدندنگاه کردماماندیدممن خستهام عزیزمو واقعا نمیدانمباید به کدام آرزویم برسمکه دیگررسیده باشم#رویا_شاهحسینزاده@khorshid_Nevesht