سخت،در انديشه ي اين بي بهاري مانده امباغبان درپيش و من در شرمساري مانده امشادي ام با ديگران است و غ…
انتشار: 2026/08/06 16:50 UTCدریافت: 2026/08/06 18:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 18:12 UTC
سخت،در انديشه ي اين بي بهاري مانده امباغبان درپيش و من در شرمساري مانده امشادي ام با ديگران است و غمم سهم خودم،باغ انگورم كه در دردِ خماري مانده اممن همان زخمم كه بر جانِِِِ درختانِِ كهن،از ملاقات تبرها،يادگاري مانده امنوشدارويي نمي بينم دواي درد خويش،همچنان در دشت با صدزخم كاري مانده اممي شمارم بخت هاي نا مراد خويش رامثل بيداران،به كارِشب شماري مانده امبرنمي خيزند مرداني كه برمي خاستند،جاده ي فتحم،به درد بي غباري مانده امگرچه از اسب اوفتادم ، پيش چشم دوستان،همچنان بر اصل خود،با استواري مانده ام#حسین_جنتی @khorshid_Nevesht

