☆☆☆فریبیکی از اندوهبارترین درسهای تاریخ این است که اگر انسان برای مدتی طولانی در دام فریب گرفتار شود، بهتدریج نهتنها در برابر شواهدِ آشکار آن مقاومت میکند، بلکه هر حقیقتی را که این فریب را برملا کند نیز انکار خواهد کرد. در چنین وضعیتی، میل به حقیقت جای خود را به میلِ حفظ باورهای پیشین میدهد.فریب، تنها ذهن را اسیر نمیکند؛ بلکه هویت، غرور و احساس امنیت انسان را نیز به بند میکشد. از همین رو، پذیرش این حقیقت که روزی فریب خوردهایم، گاه از خودِ فریب دردناکتر است. اعتراف به اشتباه، بهویژه هنگامی که با باورها، تصمیمها یا سالها اطمینان ما گره خورده باشد، برای بسیاری دشوارتر از ادامهدادن همان خطاست.همین ویژگی روانشناختی است که سبب میشود انسانها گاهی حقیقت را نه به دلیل نبودِ شواهد، بلکه به دلیل هزینهٔ عاطفیِ پذیرفتن آن نادیده بگیرند.کارل ساگاناز دیدگاه روانشناسی شناختی «دلیل این عمل در برابر فریب» و اینکه «چرا انسان در برابر شواهدِ فریب مقاومت میکند؟» این است که مهمترین علت، ناهمخوانی شناختی (Cognitive Dissonance) است. زمانی که فرد سالها به یک باور، ایدئولوژی، شخص یا تصمیم اعتماد کرده باشد، پذیرفتن اینکه اشتباه کرده، با تصویری که از خود دارد تعارض ایجاد میکند. ذهن برای کاهش این تعارض، اغلب حقیقت را انکار میکند، نه اینکه خود را اشتباهکار بپذیرد.نقش عوامل دیگر:هزینهٔ عاطفی: اعتراف به فریبخوردگی میتواند احساس شرم، خشم، پشیمانی یا از دست رفتن اعتمادبهنفس را به همراه داشته باشد.سوگیری تأییدی (Confirmation Bias): انسانها معمولاً فقط اطلاعاتی را میپذیرند که باورهای قبلیشان را تأیید کند و شواهد مخالف را نادیده میگیرند.اثر هزینهٔ هدررفته (Sunk Cost Fallacy): هرچه زمان، پول، احساس یا اعتبار بیشتری صرف یک باور یا تصمیم شده باشد، رها کردن آن دشوارتر میشود.هویت فردی و اجتماعی: گاهی یک باور بخشی از هویت یا عضویت فرد در یک گروه است؛ بنابراین تغییر آن، به معنای از دست دادن جایگاه یا تعلق اجتماعی احساس میشود.حفظ عزتنفس: برای بسیاری از افراد، پذیرفتن اینکه فریب خوردهاند، از ادامه دادن همان اشتباه دردناکتر است.به همین دلیل، جملهٔ منسوب به کارل ساگان تنها دربارهٔ فریب نیست؛ بلکه دربارهٔ سازوکار دفاعی ذهن انسان است. انسان همیشه حقیقت را انکار نمیکند چون شواهد کافی وجود ندارد؛ گاهی حقیقت را انکار میکند، چون پذیرفتن آن مستلزم اعتراف به این است که سالها اشتباه کرده است.این موضوع را میتوان با جملهای از روانشناس اجتماعی Leon Festinger خلاصه کرد: هرچه یک باور بیشتر با هویت فرد گره بخورد، تغییر آن دشوارتر میشود؛ حتی اگر شواهد علیه آن قوی باشند.@khorshid_Nevesht