شبت امن رفیقم
انتشار: 2026/08/21 17:20 UTCدریافت: 2026/08/21 17:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 17:30 UTC
شبت امن رفیقم
پستهای تلگرام — پرسه در حوالی خورشید
کشف آدم ها در قاره ای دیگر کشف اینکه درد رسانه ای جهانی ست همچنان شگفت انگیز است . کشف دریاچه ای آبی دریاچه ی آبیِ نخستینی که نخستین بار چشمهای تو به آن تشبیه شد کشف پوست مس فام تو با انگشتهای چارده سالگی ام اختراع آتش بود از نو دارم از نو کشف…
کشف آدم هادر قاره ای دیگر کشف اینکه درد رسانه ای جهانی ست همچنان شگفت انگیز است .کشف دریاچه ای آبی دریاچه ی آبیِ نخستینی که نخستین بار چشمهای تو به آن تشبیه شد کشف پوست مس فام تو با انگشتهای چارده سالگی ام اختراع آتش بود از نو دارم از نو کشف می کنم آدم ها را پشه های بزرگ در جنگل های نمور آمازون را برفهایی که با باران فرود می آیندو اینکه پوست تو در طرح چوب ایده شاهکاریست همچنان هیجان انگیز است کشف زنی با بوی به در یکی از روزهای گرم تیر در چهارده سالگی کشف اینکه مثل جنگ زیبایی مثل اسیری که در یکی از روزهای مرداد به خانه بر می گردد و می بیند کسی باقی نمانده است همچنان دیوانه وار است کشف این دنیای دیوانه همچنان مایلم دوستت داشته باشم شادم از اینکه می توانم باز بگویم گلی هستی مردد بین خندیدن کامل یا لبخندی که نقاش را به غیب نویسی ترغیب می کند مایلم تورا مایلم دوباره آتش را کشف کنم#حسین_شکربیگی@Khorshid_Nevesht
طاهره طاهره عزیزم - غلامحسین ساعدی کتاب «طاهره، طاهرهی عزيزم» مجموعه نامههای عاشقانهی «غلامحسين ساعدی» نویسنده، پزشک و نمایشنامهنویس ایرانی به «طاهره کوزهگرانی» دختری ترکتبار است که در سال 1388 از سوی انتشارات مشکی منتشر شد. این اثر شامل چهلویک نامهی عاشقانه است که شرححال عاشقی، دلتنگی و فراغ این نویسندهی بزرگ نسبت به معشوقهاش «طاهره» است که او هیچگاه جواب «ساعدی» را نداد. این نویسندهی شناخته شده در این اثر احساسات عمیق و نابش را به تصویر کشیده و با نثری خواندنی و روان آنها را برای نسلهای بعد از خودش به ارث گذاشته است.@Khorshid_Nevesht
که پرواز کنیم....@Khorshid_Nevesht
گاهی ریشهی ناراحتی و رنج ما، خودِ اتفاقات زندگی نیست؛ بلکه داستانی است که ذهن دربارهی آن اتفاقات میسازد.اکهارت تول در این بخش به یکی از عمیقترین لحظات بیداری درونی خود اشاره میکند؛ لحظهای که فهمید میان افکار و آگاهی تفاوت وجود دارد.وقتی از خود میپرسیم:«اگر نمیتوانم با خودم زندگی کنم، پس این “من” کیست و آن “خود” کیست؟»کمکم متوجه میشویم که ما فقط افکار، ترسها، خاطرات و روایتهای ذهنیمان نیستیم.پشت تمام این افکار، چیزی عمیقتر حضور دارد:آگاهی. حضور. مشاهدهگری که افکار را میبیند، اما خودش فکر نیست.شاید آغاز خودشناسی و بیداری آگاهی دقیقاً از همین نقطه باشد؛ جایی که دیگر هر فکری را حقیقت مطلق نمیدانیم و یاد میگیریم از ذهن فاصله بگیریم و به لحظه حال و آرامش درونی بازگردیم.@khorshid_Nevesht
