🌞 خورشید عارفان 🌞دلِ عالم ایشانند اوّل ایشان به آن عالم سیر کردند و از بشریّت و گوشت و پوست بیرون آ…
انتشار: 2026/07/29 17:05 UTC
🌞 خورشید عارفان 🌞دلِ عالم ایشانند اوّل ایشان به آن عالم سیر کردند و از بشریّت و گوشت و پوست بیرون آمدند و تحت و فوق آن عالم و این عالم را مطالعه کردند و قطع منازل کردند تا معلومشان شد که راه چون میباید رفتن؛ آنگه آمدند و خلایق را دعوت میکنند که بیایید بدان عالم اصلی که این عالمِ خرابی است و سرای فانی است و ما جایی خوش یافتیم شما را خبر میکنیم. پس معلوم شد که دل من جمیع الاحوال ملازم دلدار است و او را حاجت قطع منازل و خوف رهزن و پالان استر نیست تن مسکین است که مقیّد اینهاست.با دل گفتم که ای دل از نادانیمحروم ز خدمت کیی میدانی؟دل گفت مرا تخته غلط میخوانیمن لازم خدمتم تو سرگردانیهرجا که باشی و در هر حال که باشی جهد کن تا محبّ باشی و عاشق باشی و چون محبّت ملک تو شد همیشه محبّ باشی در گور و در حشر و در بهشت الیمالانهایه چون تو گندم کاشتی قطعا گندم روید و در انبار همان گندم باشد و در تنور همان گندم باشد.مجنون خواست که پیش لیلی نامهای نویسد قلم در دست گرفت و این بیت گفتخَیَالُکَ فِیْ عَیْنِیْ وَاِسْمُک فِیْ فَمِیْوَذکْرُک فِیْ قَلْبی الی اَیْنَ اَکْتُبُخیال تو مقیم چشم است و نام تو از زبان خالی نیست و ذکر تو در صمیم جان جای دارد پس نامه پیش کی نویسم؟ چون تو در این محلّها میگردی قلم بشکست و کاغذ بدرّید.بسیار کس باشد که دلش ازین سخنان پرباشد الّا بعبارت و الفاظ نتواند آوردن اگرچه عاشق و طالب و نیازمند این باشد عجب نیست و این مانع عشق نباشد بلکه خود اصل دل است و نیاز و عشق و محبت، همچنانک طفل عاشق شیرست و از آن مدد مییابد و قوّت میگیرد و مع هذا نتواند شرح شیر کردن و حدّ آن را گفتن و در عبارت نتواند آوردن که « من از خوردن شیر چه لذّت مییابم و به ناخوردن آن چگونه ضعیف و متألّم میشوم » اگر چه جانش خواهان و عاشق شیرست و بالغ اگرچه به هزار گونه شیر را شرح کند (و وصف کند) امّا او را از شیر هیچ لذّت نباشد و از آن حظ ندارد.#فیه_ما_فیه_۴۳#کانال_تلگرام_خورشید_عارفان #خورشید_عارفان_نیاز_سالکان #خورشید_ما_همیشه_بالاست #خورشید_عارفان #امیر_علی_elf 🔴 کانال خورشیدعارفان🌞 @khorshide_arefan

