یادداشت روزهمه ما از دعواکردن افراد خاطراتِ تلخ فراوانی داریم.مخصوصن این روزها که جامعه بیش از حد ت…
انتشار: 2026/07/13 18:58 UTC
یادداشت روزهمه ما از دعواکردن افراد خاطراتِ تلخ فراوانی داریم.مخصوصن این روزها که جامعه بیش از حد تحتِ فشارهای اقتصادی اجتماعی و روانی است. گویی هر لحظه باید در انتظار انفجار و حادثهای بزرگ باشیم.همه چیز از کنترل و اختیار افراد خارج شده.طی سالیان گذشته فرهنگی از همگسیخته پیدا کردهایم. ارزشها نابود شده و در این میان چه کار آسانتر از فحش و مشت و دعوا و ناسزاگویی بر سر یکدیگر.فریادی که در گلو مانده بهتر است هر چند نا بجا بر سر یکدیگر بزنیم. گلوی هم را بفشاریم و از هم انتقام بگیریم تا کمی سبک شویم.در جامعهای که فضیلتها نابود شدهاند و کسی به ارزشها فکر نمیکند طبیعی است هر روز شاهد صدها برخورد و نزاع در کوچه و خیابانها باشیم.صدافسوس ما که مردمانی با فرهنگ و مهربان بودیم اینروزها به هیولایی مانند شدهایم که وحشیانه فقط میخواهد حمله کند.تا آنجا که به مقام سومین کشور عصبانی دنیا رسیدهایم.در کودکیهایم هیچوقت شاهد چنین درگیریهایی آن هم در این حد و تعداد نبودم.اگر از شما بپرسم بدترین دعوایی که دیدهاید چگونه دعوایی بوده چه خواهیدگفت؟میخواهم خاطره تلخ دعوایی را که چندی پیش در مرکز خریدی دیدم برایتان بگویم. دعوایی بود بین دو آقا که جمع زیادی از مردم شاهد آن بودند.چیزی از اصل ماجرا نفهمیدیم فقط یکی از دونفر به شدت فریاد میزد و توهین میکرد و با پرخاشگریهایش همه را متوجه خودش کرده بود.دعوا آنقدر شدید بود که هیچکس جرات وساطت پیدا نکرد. من چند بارخیز برداشتم و آماده شدم که جلو بروم و هر طور هست حرفی بزنم تا شاید آتشِ نزاع بخوابد اما حتا فکرش هم محال بود.حتمن تعجب میکنید این چه دعوایی است که تنها از یک طرف دعوا صحبت میکنم پس طرف دیگر دعوا کجاست؟!حق دارید.بغرنجترین و تلخترین بخش ماجرا طرف دیگر دعوا بود.چیزی که کار را از همه بدتر کرده بود این بود که طرف دیگر دعوا مردی ناشنوا و لال بود.نمیدانم شاید کمی میشنید یا نه ولی تکلمی نداشت که مفهوم داشته باشد.در پاسخ به مرد پرخاشگر او هم صداهایی در میآورد ولی فوقالعاده عصبی و قرمز شده بود.او نمی توانست حرفش را بگوید و یا مثل او فحاشی و پرخاشگری کند.سکوت تلخ و عجیبی حاکم بود.دعوایی یک طرفه که مرد با یکهتازی هرطور دلش خواست داد زد و ناسزا گفت و هر جور دلش خواست رفتار کرد. طرف مقابلِ دعوا هم خاموش فقط تماشا کرد.هیچکس در آن جمع نفهمید که این دعوا چه بود و چه ناحقی رخ داده بود و همه تنها شنونده حرفهای بد و دور از شان آن آقا بودیم.من تا مدتها از یادآوری آن صحنه حالم بد میشد. با آنکه زمان زیادی از آن روز گذشته هنوز تلخی آن صحنه در روح وجانم مانده.باید برای خوبشدن حالِ این روزهایمان دعا کنیم.و از طرفی تلاش کنیم و منتظر باشیم تا دلهایمان دوباره با یکدیگر نرم شود و مهربانی جای خشونت را بگیرد.لیلا طوفانی #یادداشت@kootah_beshnavim

