اینجا یک سری مجلهی فارسی داریم مثل #شهر_ما و #ایران_جوان که اگر برویم سمت پلازای ایرانیان میتوانی…
انتشار: 2026/08/21 19:02 UTCدریافت: 2026/08/22 01:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 01:40 UTC
اینجا یک سری مجلهی فارسی داریم مثل #شهر_ما و #ایران_جوان که اگر برویم سمت پلازای ایرانیان میتوانیم از کنار سوپر ارزون و کبابی خاکی رایگان برداریم. محتوایشان شبیه همان محتوای مجلههای قدیمی سی سال پیش است با این تفاوت که کمتر خواندنی و بیشتر #تبلیغاتی هستند.اولین بار که مجلهها را برگ زدم به نظرم رسید نویسندهها جایی در چهل سال پیش منجمد شدهاند. شعرهایی که وزن دارام دیمبو دارند، بیهیچ تصویرسازی خلاقانه، داستانکهای خالهزنکی، تفسیرهای تکراریِ آب دوغ خیاری. درحالیکه انسان ایرانی روش و منش و طرز فکرش در این چهل سال چهار هزار بار تغییر کرده، ادبیاتش، نگرشش، عمق و وسعت نگاهش، سادهلوحیاش حتی، بارها و بارها متحول شده. اما جریان ادبیات و حتی روشنفکری ایرانی در اینسوی دنیا راکد است.دلیلش هم معلوم است. انسان مهاجر تا سالها پس از مهاجرت فقط یک دغدغه دارد، زنده ماندن! بدن و روانش به حالت بقا فرو میرود، دغدغهاش این است که نان و گوجه را از کجا بخرد که یک دلار ارزانتر شود. ادبیات و هنر برای زنده ماندن به حداقلی از امنیت نیاز دارند مگر اینکه کسی دیوانه باشد. از این متن سردبیر بدم نیامد اگرچه حرف تازهای نداشت.اینجا یک سری مجلهی فارسی داریم مثل #شهر_ما و #ایران_جوان که اگر برویم سمت پلازای ایرانیان میتوانیم از کنار سوپر ارزون و کبابی خاکی رایگان برداریم. محتوایشان شبیه همان محتوای مجلههای قدیمی سی سال پیش است با این تفاوت که کمتر خواندنی و بیشتر #تبلیغاتی هستند.اولین بار که مجلهها را برگ زدم به نظرم رسید نویسندهها جایی در چهل سال پیش منجمد شدهاند. شعرهایی که وزن دارام دیمبو دارند، بیهیچ تصویرسازی خلاقانه، داستانکهای خالهزنکی، تفسیرهای تکراریِ آب دوغ خیاری. درحالیکه انسان ایرانی روش و منش و طرز فکرش در این چهل سال چهار هزار بار تغییر کرده، ادبیاتش، نگرشش، عمق و وسعت نگاهش، سادهلوحیاش حتی، بارها و بارها متحول شده. اما جریان ادبیات و حتی روشنفکری ایرانی در اینسوی دنیا راکد است.دلیلش هم معلوم است. انسان مهاجر تا سالها پس از مهاجرت فقط یک دغدغه دارد، زنده ماندن! بدن و روانش به حالت بقا فرو میرود، دغدغهاش این است که نان و گوجه را از کجا بخرد که یک دلار ارزانتر شود. ادبیات و هنر برای زنده ماندن به حداقلی از امنیت نیاز دارند مگر اینکه کسی دیوانه باشد. از این متن سردبیر بدم نیامد اگرچه حرف تازهای نداشت.

