زبان فصیح در اهواز – ۳۵ناصر شایع (ابوفهر)«ق، سوگند به قرآن مجید» (۱) ق.هنگامی که یک اهوازی میگوید:…
انتشار: 2026/08/19 11:05 UTCدریافت: 2026/08/20 14:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 14:15 UTC
زبان فصیح در اهواز – ۳۵ناصر شایع (ابوفهر)«ق، سوگند به قرآن مجید» (۱) ق.هنگامی که یک اهوازی میگوید: «مسئول روی صندلی [کارِص] است»، منظور او این است که مسئول بر صندلی خود گوشهنشین و منزوی شده است.نکته: بسیاری از اهوازیها بر این باورند که برخی از مسئولان بیش از آنکه به «مسئولیت» خود اهمیت دهند، به «صندلی و مقام» خود اهمیت میدهند.اهوازیها واژهی [کَرَص] را به معنای گوشهگیری، اعتکاف، انزوا، پنهان شدن و مفاهیم مشابه به کار میبرند. همین واژه در زبان عربی فصیح نیز وجود دارد، اما معنای آن با کاربرد رایج در گویش عامیانه متفاوت است. در عربی فصیح، «کَرَص» به معانیای چون کوبیدن، فشردن و مانند آن آمده است. این معانی در فرهنگهایی همچون القاموس العصری، المنجد، المفردات، الرائد و الوسیط ذکر شدهاند.با این حال، گمان میرود این واژه در کاربرد اهوازی خود بتواند با سه ریشه در زبان عربی فصیح ارتباط داشته باشد:نخست: «قَلَص»یکی از ریشههای احتمالی، واژهی [قلص] است که معانیای مانند جمع و منقبض شدن، پنهان شدن، گوشهگیری، کاهش حجم و کوتاه شدن دارد.از مشتقات آن «قُلُص» و «قَلُوص» است که به دختران جوان نیز اطلاق شده است؛ دخترانی که معمولاً در خانه یا در حجاب و پوشیدگی نگه داشته میشدند.بر اساس این احتمال، حرف «ق» به «ک» و حرف «ل» به «ر» تبدیل شده است. چنین قلب و ابدالهای آوایی در گویشهای عامیانهی اهوازی و عراقی پدیدهای شناختهشده است.دوم: «کَرَس»ریشهی احتمالی دیگر [کرس] است. از معانی آن، فرو رفتن و انباشته یا متراکم شدن ذکر شده است.از مشتقات این ریشه، «کِریاس» به معنای مستراح، «کُرّاسه» به معنای گردآوری و انباشتن اوراق، و «أکاریس» به معنای پناهگاهها یا محل نگهداری دامهای کوچک، مانند لانهی مرغ، آمده است.بر اساس این دیدگاه، حرف «س» در گذر زمان و در کاربرد لهجهای به «ص» تبدیل شده است.سوم: «کَرَز»در زبان عربی فصیح ریشهی [کرز] نیز وجود دارد که از معانی آن پناه بردن و پنهان شدن است. از مشتقات آن «کُرز» به معنای ظرف یا محفظهای پشمی برای نگهداری وسایل ذکر شده است.طبق این نظریه، حرف «ز» در گویش عامیانه به «ص» تبدیل شده و «کرز» به صورت «کرص» درآمده است.عبدالامیر الشویکی نیز همین دیدگاه اخیر را پذیرفته است. او در صفحهی ۶۰۲، شمارهی ۶۱۴۴ کتاب خود با عنوان الموسوعة اللهجة الأهوازیة مینویسد:«کَرَص/ت: پنهان شد؛ از بیرون آمدن از خانه خودداری کرد. گفته میشود: فلانی "کرص" یا "کارص" در خانه است.»او سپس ریشهی آن را در زبان عربی «کَرَز» میداند؛ یعنی وارد شد، پنهان شد و «کَرَزَ إلی فلان» یعنی به فلانی پناه برد.توفیق النصاری، پژوهشگر و مؤلف در زمینهی واژگان، نیز همین مسیر را دنبال کرده و میگوید:واژهی رایج «الکرص» که معنای پنهان شدن و اختفا را میرساند، دارای ریشهای عربی و برگرفته از [کرز] است. به نظر میرسد تحول آوایی این واژه، یعنی تبدیل حرف «ز» به «ص»، در چارچوب دگرگونیهای آوایی شناختهشده در گویشها و روند تحول زبانها قرار میگیرد.او برای تأیید این دیدگاه به کتاب تهذیب اللغة اثر ازهری استناد میکند که در مادهی «کرز» آمده است:«کارز» به معنای شخص پنهانشده است و گفته میشود: «کَرَزَ یَکرِزُ کُروزاً فهو کارزٌ»؛ یعنی هنگامی که شخص در میان درختان و پوشش گیاهی یا در غاری پنهان شود.واژهی «کرص» در زبان منداییحسین فرجالله، پژوهشگر و نویسنده در زمینهی تمدنها و بهویژه فرهنگ و تمدن اهواز، دیدگاه دیگری ارائه میکند. او با اشاره به زبان مندایی میگوید:«کرصه» یا «کرصا» در زبان مندایی به معنای لرزش و ارتعاش آمده است. همچنین «گنص» یا «قنص» به معنای گرفتن شخص هنگام ارتکاب جرم، گزارش دادن، خبرچینی و آشکار کردن امر پنهان است.بنابراین، اگر گفته شود: «الأمر انکرص»، یعنی راز و حقیقت آن موضوع آشکار و شناخته شد؛ و اگر گفته شود: «الشغلة مکروصة»، یعنی آن موضوع آشکار و برملا شده است.وی در این زمینه به کتاب معجم المفردات المندائیة نوشتهی قیس مغشغش السعدی استناد میکند.«کرصه» در آیین صابئین منداییدربارهی مراسم و آیین مهم «کرصه» نزد صابئین مندایی، پژوهشگر اهوازی ترمیدا ساهی باشخ الزهرونی چنین توضیح میدهد:مراسم پایان سال مندایی با مناسبتی به نام «کنشو و زهلی» آغاز میشود. این عبارت به معنای پاکسازی، نظافت و تطهیر است و منداییان از این طریق خود را برای ورود به سال جدید آماده میکنند.در صبح این روز، مراسم تعمید مندایی، یعنی «مصبتا»، در آب جاری انجام میشود.

