دانه دانه مهره هایدرد گرفته، بر کمر راکردم آویز بر نخی تاذکر گویم بودنت رابودنت نیک بود ولی خبپس چگ…
انتشار: 2026/06/27 17:29 UTC
دانه دانه مهره هایدرد گرفته، بر کمر راکردم آویز بر نخی تاذکر گویم بودنت رابودنت نیک بود ولی خبپس چگونه باورم شداینکه نیستی در کنارمآه و اندوه شد مزارمباش پیشم، در کنارمتا بخوانم شعری از توتا بگویم تازه از توپس تو هستی در کنارمآه از تقدیر، یارممن جهان را لاله زارمدر زمانی که لبانتبود همچون لاله باغمذکر گفتم هرشبی راآه بودم امشبی رادرد در سردرد من، درزندگی را ترک گویمبی تو این دنیا بماندهمچو راه زنده ماندنمن نمیخواهم بمانمزندگی کن تو برایم ذکر گویم امشبی راصد مهر و عود و قرآنبود صد تسبیح به دستمکو پس یارم خدایا
