قصد دارم شیشه ها راقسمتی از قلب خود راضرب به ضرب، پشت هم...دیگر نمی خواهم جهان رااین گلو را، گردنم…
انتشار: 2026/07/06 17:32 UTC
قصد دارم شیشه ها راقسمتی از قلب خود راضرب به ضرب، پشت هم...دیگر نمی خواهم جهان رااین گلو را، گردنم راچون طنابی، دور آن رانقش و پر رنگ، از زمینهپس بده بر من خدا راکفر گویم من خدا رااز همان روزی که مردهدوست نزدیکم، خدایاپس کجا بودم الایا؟!حس کنم بر خود مرض راپشت گوشم بود هدایاتا که برگشتم نبود اوپس که بود واقعا، خدایا؟حبس کردم هر نفس راشد سنگین سینه ام تابا دو چشمانم ببینمکرد مسقوط حالِ ما راپر ز افسوسم ولی خبپر ز امید و دعا هاخوانده ام صد ها دعا تا گیرم آرام، رفتن توسهل و آسان رفتن تورو ولی یادم نیا تامهره ی تسبیح و نیرنگمن بُدم، شیطان، خدایا
