✍️ ناز عاشقانه چونست به درد دیگران درمانیچون نوبت درد ما رسد درمانیمن صبر کنم تا ز همه وامانیآئی بر…
انتشار: 2026/06/28 23:20 UTC
✍️ ناز عاشقانه چونست به درد دیگران درمانیچون نوبت درد ما رسد درمانیمن صبر کنم تا ز همه وامانیآئی بر ما چو حلقه بر درمانی#مولانا - دیوان شمس- رباعیات- رباعی شمارهٔ ۱۸۳۶این رباعی از جلالالدین محمد بلخی از لطیفترین گلایههای عاشقانه و عارفانه است؛ گلایهای که در ظاهر خطاب به معشوق و در باطن خطاب به خداوند است.🌷 چونست به درد دیگران درمانی🌷 چون نوبت درد ما رسد درمانیمولانا میگوید: ای محبوب! تو درمان درد همه مردمانی؛ هرکس به درگاهت آید، شفا و آرامش مییابد. اما وقتی نوبت به درد من میرسد، چرا درمان را به تأخیر میاندازی؟ این شکایت، شکایت از بیمهری نیست؛ بلکه ناز عاشقانهای است که عاشق با معشوق خود میکند.🌷 من صبر کنم تا ز همه وامانی🌷 آئی بر ما چو حلقه بر درمانیمولانا میفرمای : من صبر میکنم تا از کار همه بندگان فارغ شوی؛ آنگاه همچون حلقهای که بر در میکوبد، بر درِ دل من آیی و تنها به من بپردازی.در اینجا «حلقه» هم میتواند حلقه درِ خانه باشد که آمدن مهمان را خبر میدهد، و هم کنایه از وصل و پیوند باشد؛ یعنی آرزو دارم خودت بیایی و درِ دل مرا بکوبی.در عرفان و تصوف، خداوند همیشه نزدیکترین موجود به انسان است؛ اما سالک گاهی احساس «دوری» میکند. این دوری، دوریِ خدا نیست، بلکه نتیجه نرسیدن سالک به مرتبه شهود است. از همین رو، عارفان گاه با زبان شکایت سخن میگویند، اما این شکایت از جنس اعتراض نیست؛ بلکه نشانه شدت محبت و اشتیاق است.✨️ «شکایت از فراق، خود دلیل عشق است.»در این رباعی، عاشق میبیند که لطف الهی همه را فرا گرفته است، اما گمان میکند هنوز سهم او از آن لطف کامل نشده . این احساس، حال بسیاری از سالکان است؛ آنان میبینند دیگران به آرامش رسیدهاند، اما خود هنوز در آتش طلب میسوزند.اما حقیقت عرفانی این است که همین سوز و انتظار نیز خود عنایت محبوب است. اگر آتش طلب در دل عاشق نبود، هرگز در جستوجوی محبوب برنمیآمد. از نگاه مولانا، گاهی خداوند درمان را به تأخیر میاندازد، زیرا همین درد، وسیله رشد روح و نزدیکتر شدن بنده به اوست.از سوی دیگر، بیت دوم اشارهای لطیف به صبر دارد. سالک میگوید: «من شکیبا میمانم.» این صبر، صبر از روی ناامیدی نیست، بلکه صبرِ عاشقی است که یقین دارد محبوب سرانجام خواهد آمد. در تصوف ، صبر از بزرگترین منازل سلوک است؛ زیرا انسان را از خواستنِ فوری به مقام رضایت و تسلیم میرساند.در نهایت، پیام رباعی این است که گاه بزرگترین لطف الهی، نه در رفع فوری درد، بلکه در زنده نگه داشتن شوق دیدار است. دردِ عشق، خود مقدمه درمان است؛ زیرا تا دل نسوزد، آماده دریافت نور محبوب نمیشود. ✨️🌷 تا دڵ نەسوتێ دەم بە دەم پەروانە قەت ناگا بە شەمئاوایە ڕێگای عاشقان 🌷✨️از این رو، شکایت مولانا در حقیقت شکایتی آمیخته با امید، عشق و یقین به آمدن محبوب است؛ محبوبی که هرگز عاشق راستین خود را فراموش نمیکند.✍️ قادرمرزی💠 کانال وادی ایمان و اسلام 👇╭◇───────────────♡╮ 🆔 @m_qadermarzi 📚╰♡───────────────◇╯