حاج نقی محبوب دلها بود بخش پنجم؛ از سرمیدان تا ته میدان که نام حاج نقی جودار را می بری ریش سفید ها…
انتشار: 2026/07/26 05:04 UTCدریافت: 2026/08/01 00:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:05 UTC
حاج نقی محبوب دلها بود بخش پنجم؛ از سرمیدان تا ته میدان که نام حاج نقی جودار را می بری ریش سفید ها و قدیمی ترها گل از گلشان می شکفد. حاج محمد اقا که در حوالی میدان تجریش مشغول کسب و کار است اسم حاج نقی که می آید می گوید مگر ممکن است شمیرانی باشی و حاجی را نشناسی حاجی شناسنامه بازار تجریش بود و کسی روی حرفش حرف نمی زد روزی که فوت کرد از این سر تجریش تا اون سر تجریش همه کسبه مغازه ها را بستند و به مسجد او رفتند کمتر کسی این احترام و عزت را بین مردم داشت به اعتقاد من که او نان روزی حلال و چشم پاکش را می خورد این اسم و رسم را هم به خاطر همین اعتقادات و شخصیت مومنش به ارث برده بود. » به واسطه دوستی و قوم و خویشی که با خانواده حاجی دارد او را به خوبی می شناسد : «حاج نقی از بدو تولد چشم و چراغ و عزیز خانه و خانواده بود اما این مسئله باعث نشده بود که نقی جودار که بعدها به میرزا نقی یا حاج نقی مشهور شد از تربیت صحیح بدور باشد. بزرگ شدن او در یک خانواده مذهبی و معتقد باعث شد تا او هم مانند پدر که به گفته کسبه قدیمی دور همین میدان تجریش قدیم خشکبار فروشی داشته مردی متدین و مومن بار اید. همین ویژگی شخصیتی او بود که اسم واوازه اش را در میان شمرانی ها و تهرانی ها حسابی بلند کرد.»قصه سیل تجریش و حاجی چه بودبا این که خیلی ها می گویند وقتی سیل مهیب تجریش آمد تنها کسی که از این سیل جان سالم به در برد و هیچ خسارتی هم به مغازه اش وارد نشد حاج نقی بود اما پرس و جوهای ما در محل حکایت از قصه دیگری دارد به گفته معتمدین تجریش تاریخ وقوع سیل درست اولین سالروز فوت ایشان بوده و هنگامی که سیل اتفاق افتاد تنها پسر او در مغازه حضور داشت مردم می گویند: «آن روز سیل به داخل مغازه حاجی هم رفت و کلی خسارت به بار اورد اما الحق و الانصاف نسبت به سایر مغازه های تجریش خسارت کمتری دید و پسرش هم که در مغازه حضور داشت خدارو شکر به خاطر گرفتن میله آهنی جلوی مغازه از سیلاب در امان ماند و زنده ماند. اما این حرفهاو حدیثها که سیل اصلا وارد مغازه حاجی نشد دروغ است ضمن این که حاجی درست یک سال پیش از این سیل فوت کرده بود. »روزی که در حاشیه خیابان سرگوگل مغازه ده دوازده متری خود را باز کرد تا اولین عطاری تجریش شود خبری از بازار تجریش به شکل و شمایل امروزی نبود. مغازه ها محدود می شد به همان چند مغازه ای که در کنار خیابان سرگول کنار هم ردیف شده بودند و تا چشم کار می کرد زمین کشاورزی بود و بافت روستایی شبیه روستای پس قلعه با خانه های خشت و گلی که به صورت پلکانی روی هم ساخته شده بودند. شغل اهالی کشاورزی و دامپروری بود و تابستانها آنها که مانند حاج نقی مغازه داشتند به مغازه داری مشغول می شدند. نام حاج نقی برای قدیمی های شمرون و تجریش نه تنها نامی اشنا که حتی به گفته خودشان مقدس است حاج رضا یکی از این کسبه قدیمی است که وقتی نام میرزا نقی جودار را می شوند زیر لب به یاد مرحوم صلواتی می فرستند و بعد می گوید بعضی از ادمها بی تکرارند حاج نقی یکی از این بی تکرار ها بود. بعد دستی به محاسن سفیدش می کشد و می گوید: «ما که بچه بودیم، اما همان خاطرات کم کودکی که از حاجی داریم هیچوقت از ذهنمان بیرون نمی رود. اگر بگویم او الگوی همه کسبه در عدالت و انصاف بود گزاف نگفته ام. مغازه حاج نقی فقط یک دکان معمولی نبود. عطاری نقلی او در سرگوگل شده بود کلاس درس اخلاق.کسبه محله از او منش کاسبی یاد میگرفتند و مشتریان و اهالی تجریش هم راه و رسم کمک به همنوع را. »#محله_آنلاین @mahallehonline



