کیفیت «حضور» را از زاویهای پنهان میتوان با مفهومِ «انتظار» همسو دانست. عیسی مسیح (ع) در تمثیلها…
انتشار: 2026/07/06 09:31 UTC
کیفیت «حضور» را از زاویهای پنهان میتوان با مفهومِ «انتظار» همسو دانست. عیسی مسیح (ع) در تمثیلهای بیدارکنندهاش بارها از این جنسِ انتظار پرده برداشته است. اما نه آن انتظارِ فرساینده و بیقراری که لحظهٔ حال را نفی میکند؛ نه آن چشمبهراهیِ ذهنی که «اکنون» را صرفاً مانعی مزاحم بر سر راه آینده میپندارد. این انتظار، از جنسی کاملاً متفاوت است؛ کیفیتی ناب که تمامِ هشیاری و بیداریِ شما را به میان میخواند.در این ساحت، گویی هر آن رازی در شرفِ تجلی است. اگر در سکونِ مطلق و بیداریِ کامل نباشید، آن ترنمِ ظریف را از کف خواهید داد. این همان انتظاری است که مسیح از آن سخن میگوید؛ حالتی که در آن، تمامیتِ توجهِ شما بر پهنهٔ لحظهٔ حال متمرکز میگردد و دیگر هیچ درزی برای نفوذِ خیالات، نشخوارهای فکری، خاطراتِ گذشته و پیشبینیهای آینده باقی نمیماند.در این درنگِ آگاهانه، نه نشانی از ترس است و نه ردی از تنش؛ تنها حضوری هشیارانه جریان دارد. شما با تکتکِ سلولها و تمامیتِ هستیِ خود حاضر میشوید. در این نقطه، آن «منِ» ساختهشده از گذشته و آینده همان شخصیت و هویتِ شرطیشده رنگ میبازد، بیآنکه ذرهای از ارزشهای حقیقی شما کاسته شود. شگفت آنکه در این تهیوارگی، شما بیش از هر زمانِ دیگری «خودِ» واقعیتان هستید؛ چرا که اصالتِ حقیقیِ انسان، تنها در اتصال با «اکنون» متجلی میشود.مسیح (ع) میگوید:«همچون خدمتگزاری باشید که چشمبهراهِ بازگشتِ اربابِ خویش است.»خدمتگزار، زمانِ دقیقِ این بازگشت را نمیداند؛ پس در آرامشی عمیق، بیدار و پذیرا میماند تا مبادا در لحظهٔ ورود، در خوابِ غفلت باشد.در روایتی دیگر از انجیل، او از ده دوشیزه سخن میگوید. پنج تن که در غفلت بودند، «روغنِ هشیاری» برای روشن نگه داشتنِ چراغِ حضورشان نداشتند؛ در خوابِ ذهن فرو رفتند، شکوهِ ورودِ «اکنون» (داماد) را درنیافتند و از بزمِ روشنبینی جا ماندند. اینان در تقابل با پنج جانِ بیداری قرار دارند که چراغِ درونشان همواره با شعلهٔ هشیاری روشن بود.تلخ آنکه در گذرِ زمان، حتی کاتبان و راویان نیز از درکِ عمقِ این اشارات ناتوان ماندند. با برداشتهای سطحی، حقیقتِ نهفته در این کلمات تحریف شد و معنای اصیلِ آنها در غبارِ تفاسیرِ نادرست گم گشت. این حکایات هرگز روایتی از پایانِ فیزیکیِ جهان نبودند، بلکه تماماً رازهایی از پایانِ زمانِ روانی را در سینه داشتند.این تمثیلهای باستانی، دعوتی است برای عبور از دیوارهای ساختهٔ نفس (ایگو) و گام نهادن در ساحتی بیکران از آگاهی؛ امکانی برای شکافتنِ پردههای پندار و تجربهِ نوعی کاملاً متفاوت و تازه از زیستن.🧬 بیداری نزدیک است...📌 دیگر فضاهای آگاهی:مکتب یونگ | کارل گوستاو یونگ | سمبلها و اسطورهها | گروه مشاوره📲 اینستاگرام 🔗 @Mahdishafiei86 ®️


