◾نوحهی سینه زنی◾(سبک همهجا کربلا)◾بنداولنور چشم ترم غنچهی پرپرمذکر لبهای من لالایی اصغرمگفتهام…
انتشار: 2026/06/21 16:53 UTCدریافت: 2026/08/15 02:54 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:54 UTC
◾نوحهی سینه زنی◾(سبک همهجا کربلا)◾بنداولنور چشم ترم غنچهی پرپرمذکر لبهای من لالایی اصغرمگفتهام با همه وارث حیدرمای علی اصغرمای علی اصغرم(۲)◾بنددومداغ تو بر دلم حرمله قاتلممیزنی دست و پا ای همه حاصلمساقییم برهمه تو شدی ساغرمای علی اصغرمای علی اصغرم(۲)◾بندسومتیر کین تا که بر حنجرت آمدههمره عمهها مادرت آمدهمانده در راه تو دیدهی دخترمای علی اصغرمای علی اصغرم(۲)#مرتضی_محمودپور
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — ( شعر و سبک ) کانال رسمی مجمع مادحین
"شعر جدید"داغ دل ماگردیده تازهآماده میشیم برایتشییع جنازه لب تشنه رفتیای وای از این غممیری به دیدار حسینماهِ محرم تو رفتی و دل های ما آروم نمیشهآقا خداحافظ دیگه واسه همیشه (آقا خداحافظ دیگه واسه همیشه) افتادی آن روزبا مُشت بستهقلب یه ایران از غمتآقا شکسته دشمن چه زخمی بر قلب ما زدتو رو شبیه مادرتآخ بی هوا زد ما اومدیم دیدار تو ، این آخریشهآقا خداحافظ دیگه واسه همیشه (آقا خداحافظ دیگه واسه همیشه) بابای دلسوز از خانه رفتیبیچاره کردی دشمن ومردانه رفتی طعنه شنیدیاز این و از آنکنج حرم آروم بگیرآقایِ ایران مِهر تو دارد در میان سینه ریشهآقا خداحافظ دیگه واسه همیشه (آقا خداحافظ دیگه واسه همیشه)#ایران #تشییع_جنازه #سیدعلی_خامنه_ای #مداحی #اکسپلور#محمدرضا_پیروزی
باید هم حرمله شادی کنه خولی بخندهتو رو پیش چشای م کرده مثله زنده زندهشکستم تا که رفتی شدم تنها که رفتی آهدیگه خاک دو عالم تو سر دنیا که رفتیدیگه خاک دو عالم تو سر دنیا که رفتیبرگ به برگ گلت رو چیدن از ساقه اکبرآسونه کار شمر چون مردم از داغ اکبرجونم آی جونمجونم آی جونمالهی هیشکی داغ شاخ شمشادش نبینهسر نعش خوش قد و بالاش نشینههزار الله اکبر چه قدی داشتی اکبرولی حالو دیگه قدرت با اصغر شد برابرولی حالو دیگه قدرت با اصغر شد برابرخیر نبینن حسودا قد و بالات نظر خوردای گل ارغوونوم شاخ و برگت تبر خودجونوم آی جونومجونوم آی جونوم
#زمینه#شب_هفتم #حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام نیمه شب رباب ، دیده رو هم بزارساعتی هم بخواب ، اشکام در نیارمی دونم ، سخته برا توروی نی ببینی شیر خواره رودائماً ، دستت به دعاستا که پس بگیری گهواره رو (۲)نگاه تو پشت ، سرای روی نیاشکای تو میگه ، جدایی ها تا کیلالا ... لالالا ، لالا گل پرپرلالا ... لالالا ، لالا علی اصغرناله ی هر شبت ، قلبو میسوزونهنیزه ی پر زخون ، اغتو می دونهمی دونم ، رأس پسرت روی نی داره آسیب می بینه (۲)بیا و کم غصه بخورروزگار ما دیگه همینه (۲)نگاهتو بردار ، از نگاه اصغراز نگاه به لبهاش ، از نگاه به حنجرلالا ... لالالا ، لالا گل پرپرلالا ... لالالا ، لالا علی اصغرسنگ صبور من ، زینب فاطمهدست خودم که نیست ، ناله و زمزمهمی بینم ، خشکی لباشداره حرف می زنه با دل مننگاه ، پر التماسشداره میده به باد حاصل من (۲)خدایی که سخته ، برای یه مادرببینه رو نیزه ، شش ماه شو پرپرلالا ... لالالا ، لالا گل پرپرلالا ... لالالا ، لالا علی اصغر#احسان_پیریابی
#زمزمه #شب_هفتم #حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام حضرت علی اصغر علیه السلام به همراه سبک/زمزمه -( گریه نکن رباب )گریه نکن رباب، عروس مادرمگریه نکن رباب، منم یه خواهرمگریه نکن رباب، آتیشمون زدیاز وقتی رفت علی، خیمه نیومدیگریه کن، برا خودت گریه کن، برا حرم گریه کنگریه کن اما رباب، آروم یکم گریه کنای وای، دلم خونه ربابای وای، بی سامونه ربابای وای، پریشونه پریشونه ربابگریه نکن رباب، با بی کسی بسازبا گریه هات علی، زنده نمی شه بازگریه نکن رباب، به غم امون ندهدستای خالی تو، انقد تکون ندهگریه کن، که آب و وا کردن و، سینه ات پر از شیر شدهدنبال بچه ات نگرد، آخه دیگه دیر شدهای وای، صدا گریه ات ربابای وای، دل و کرده کبابای وای، سوزونده صورتت رو آفتاب#محسن_عرب_خالقی
#نوحه_سنتی نوحه و واحدحضرت علی اصغر#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلامگریه کمتر کن علی جان مادرت گریان مکنعمه را با بیقراری های خود نالان مکناصغرم ای اصغرم، ای گل نیلوفرم۲_______میزنی با آن تلظّی کردنت بر جان شررکاش آبی بود تا گردد لب خشک تو تراصغرم...._______مژده آمد که عمو عازم شده آب آوردصبر کن بی آبی اندر خیمه ها هم بگذرداصغرم....______آه از آندم که گلوی او شده آماج تیربر سر دست پدر پرپر زده آن مه جبیناصغرم...________عاقبت شش ماهه با خون گلو سیراب شدمشتی از خونش بسوی آسمان پرتاب شداصغرم..______نانجیبان رحم ناکردند بر طفل صغیررفع کردند تشنگی اش را با پرتاب تیراصغرم..______هست یک مادر میان خیمه گه در انتظاربهر دیدار علی اصغر خود بیقراربر سر دست پدر قنداقه ای خونین بودچاره از دستش برون رفته حسین دل فکاراصغرم..#اسماعیل_تقوایی
#نوحه_سنتی خدایا اصغرم طاقت ندارد به روی دست من جان می سپاردنه ابری تا نمی باران ببارد نه آبی تا به روی لب گذاردلب خشکیده اش را می فشارد دقایق را به سختی می شمارد**نه آبی مانده دیگر در سبوئینه از علقم رسد مشک عموئینه یاری تا کند امداد یاراننه سقّایی برای چاره جوئیبه دریا رفته سقایم نیامدعلمبردار تنهایم نیامدبدیدم مشک آب پاره پارهامید دشت غم هایم نیامدخدایا اصغرم طاقت ندارد به روی دست من جان می سپارد**عطش بُرده توان اصغرم رابسوزانیده باغ حیدرم راتوانی در تن یاران نماندهربوده تاب طفل پرپرم رااثر دیگر نمی بخشد لالائیتلذّی می کند از بی نوائیچه مظلومانه در آغوش مادرلبان را می مکد با غمفزائیخدایا اصغرم طاقت ندارد به روی دست من جان می سپارد**به میدان می برم طفل صغیرمیل شش ماهة بی آب و شیرممگر رحمی کند دشمن به طفلمکنار طفل بی تابم بمیرمدلم آتش گرفته در غم اوچو دیدم قطره های نم نم اوبه نوک نیزه ای سیراب خون شدسه شعبه گشته اینک همدم اوخدایا اصغرم طاقت ندارد به روی دست من جان می سپارد**در این صحرای خونین بی پناهمفدا کردم صغیر بی گناهمبه قنداقی که از خون گشته رنگینبه چشمان ترم مانده نگاهمچه مظلومانه در خون غوطه ور شدشهادت گاهِ او دست پدر شدبگو ای سروری مانند اکبرحسین مغموم داغ این پسر شدخدایا اصغرم طاقت ندارد به روی دست من جان می سپارد#محمدرضا_سروری