نقش تمرین و آموختن در شاعریبا اینکه به قول هوراس، شاعر مشهور رومیِ پیش از میلاد مسیح، شاعر، شاعر ز…
انتشار: 2026/07/06 09:27 UTCویرایش: 2026/08/01 00:10 UTCدریافت: 2026/08/15 05:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:06 UTC
نقش تمرین و آموختن در شاعریبا اینکه به قول هوراس، شاعر مشهور رومیِ پیش از میلاد مسیح، شاعر، شاعر زاده میشود نه اینکه شاعر میشود، اما چنانکه بِنجانسون، شاعر کلاسیک سدهٔ ۱۷ انگلیس، گفتهاست، شاعرِ خوب همانقدر ساختهٔ تعلیم است که زاییدهٔ نبوغ است و شاعر به دنیا آمدهاست.مکتبهای ادبی، سیروس شمیسا، ۱۳۹۱، ص ۵۰ و ۵۱t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — مجمع پریشانی
امور خوارجه؟!!t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
ز یاران، کینه هرگز در دل یاران نمیمانَدبه روی آب، جای قطرۀ باران نمیمانَدمیرزا طاهر قزوینی (متخلّص به «وحید»)تذکرهٔ نصرآبادی، به کوشش احمد مدقّق یزدی، ص ۲۳t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
بزنگاههای شناخت دوست - عِندَ النّازلةِ تَعرِفُ أخاك (مَجمعالأمثال مَیدانی):هنگام سختی/رنج/حادثه دوستت را خواهی شناخت.- لا تَعرِفُ أخاكَ حَتّیٰ تُغضِبَه أو تُسافِرَ مَعَه (جَمهَرةالأمثال عسکری):دوستت را نخواهی شناخت مگر هنگامیکه او را برآشفته کنی یا با او به سفر بروی.- لا تَعرِفُ أخاكَ إلّا عِندَ الحاجةِ إلَیه (البیان و التّبیین جاحظ):دوستت را هنگام نیازمندی خواهی شناخت.t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی! (محمدرضا شفیعیکدکنی) دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی! جز این چه میتوانم گفت؟ در این راستهبازار مدرکفروشان با ارزِ شناور، در این سیاهی لشکر انبوه استاد و دانشجو، سیاهی لشکری از خیل دانشجویان و استادان چیزی برابر تمام…دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی(شفیعی کدکنی)زریاب در شرایط فرهنگی عصر ما شاید والاترین مصداق کلمهٔ «حکیم» بود؛ یعنی فرزانهای که بسیار خوانده و بسیار آموخته و بسیار اندیشیده و از انبوه خواندهها و دانستههای خویش، منظومهای عقلانی برای تبیین جهان و فرهنگ ملی خویش تدارک دیده و براساس این منظومهٔ عقلانی و فرهنگی است که نگران پیرامون خویش است.بهراستی، دیگر در کجای ایران باید جست مردی را که بتواند شفا و اشارات ابنِسینا و اسفار صدرالمتألّهین و شاهنامهٔ فردوسی و صیدنهٔ ابوریحان و دیوان خاقانی و فلسفهٔ تاریخ ایران و تاریخ فلسفهٔ ایران را در عالیترین سطوح ممکن تدریس و تحقیق کند و آنگاه که دربارهٔ گوته، شیلر، کانت، هگل، صادق هدایت و مهدی اخوان ثالث سخن میگوید، سخنش از ژرفترین سخنها باشد؟نمیگویم او واپسین بود، ولی در میان واپسینها، بیگمان برجستهترین بود؛ برجستهترین چهره از آخرین پژوهندگانی که بر مجموعهٔ فرهنگ و مدنیت ایرانی احاطهٔ ژرف و اشراف کامل دارند و بدان عشق میورزند: از فلسفه و کلام و تفسیر و حدیث و فقه و اصول تا ادبیات فارسی و عربی و تاریخ و جغرافیای تاریخی تا آنچه در مغربزمین میگذرد.
تصوّف و عقبماندگی جوامع اسلامیمخالفان تصوّف دو گروهاند: آنها که تصوّف را بدعتی در شریعت میشمارند و از دید عقاید مذهبی با آن دشمنی میورزند.گروه دیگر آنها که از دیدگاه اجتماعی و سیاسی با آن مخالفاند و برآنند که عامل اصلی عقبماندگی جوامع اسلامی، عرفان و تصوّف است.برای گروه اول نیازی به آوردن نمونه وجود ندارد ولی از گروه دوم اگر یک تن را در عصر خودمان بخواهیم انتخاب کنیم، بیگمان باید سیداحمد کسروی (۱۲۶۹-۱۳۲۴)، مورِّخ بزرگ و زبانشناس عظیمالشأن ایران در نیمهٔ اول قرن بیستم را، مورد توجه قرار دهیم... .من نیز با کسروی درین نکته موافقم که یکی از علل و شاید هم تنها علّت در عقبماندگی جوامع اسلامی تصوف است؛ اما به مانند کسروی نمیخواهم این «علّت بدبختی» را با دشنام و ستیزهجویی از میان بردارم، زیرا برای من به مانند روز، روشن است که عرفان و تصوّف، با مخالفتهایی از نوع مخالفت کسروی هرگز از میان برداشته نخواهد شد.ابنِجوزی (م ۵۹۸) هشتصد سال قبل از او این کار را به بهترین وجهی [در کتاب تلبیس ابلیس] انجام داد و به هیچ نتیجهای نرسید.محمدرضا شفیعی کدکنی، زبان شعر در نثر صوفیّه، ص ۱۸-۱۹t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
کی از چه کتابی خوشش میآد؟(دکتر احمدرضا بهرامپور عمران)اسرافیل: سمفونیِ مردگانمدّاح: مصیبتنامهمولوی: حمامِ روحچریک: من هم چهگوارا هستمخرسِ قطبی: خوابِ زمستانیشکارچی: شوهرِ آهوخانمفمینیست: زنان بدونِ مردانمؤمنِ شکمو: فرشته با بوی پرتقالحیوانآزار: سگِ ولگردعیّاش محتاط: تفریحاتِ سالمکلیمی: سفر به ولایتِ عزرائیلافلاطون: فرار از فلسفهشیفتگانِ ساعدی: عموغلامخودشیفته: باغِ آینهفرزندمرده: سنگی بر گوریپشتِکنکوری: در جستجوی زمانِ ازدسترفتهفضول: اسرارنامهپرندهباز: منطقالطّیرهیتلر: تاریخِ جهانگشاپوتین: یک آدم چقدر زمین میخواهد؟ایرانی: رازهای سرزمینِ منتازهداماد: با عشق در حوالیِ فاجعهسلیمان: لغتِ مورانمتأهل: گاهی دلم برای خودم تنگمیشودخلافکارِ ترسو: جنایات و مکافاتبازپرس: کشفالمحجوبزن و شوهر: جنگ و صلحعاشقِ بیتجربه: دستورِ زبانِ عشقعتیقهفروش: تاریخ در ترازوفوتبالیستِ بامرام: اخلاقِ ناصریمسیح: تولدی دیگرشکارچیِ ناکام: سایههای شکارشدهمعتاد: خاکسترِ هستیدهنلق: از سیر تا پیازجهاندیدهٔ دروغگو: ضدّخاطراتجهانسومی: افسانهٔ دولتازخودراضی: التّعریفاتفردوسی: رستمالتّواریخزندانی: گشایش و رهایشآدمِ وقیح: چشم دربرابرِ چشمخوشخیال: تاریخِ بیداریِ ایرانیانزنِ قهرو: چمدانچنگیزخان: فرهنگِ جهانگیریمفتخور: خوانِ الإخوانپستهخور: لبابالألبابجوجه لکلک: بابالنگدرازدیکتاتور: هیس!/ به صیغهی اول شخصِ مفردجنگجوی شکمو: سربازِ شکلاتیبیهودهگو: نصیحةالملوکرضاشاه: کشفالمحجوبمنبع:از گذشته و اکنون t.me/azgozashtevaaknoon

