💠مکتوب هفته💠هنگامهی پرورش🖋دکتر محمدعلی فیاضبخش📚روزنامه اطلاعاتشماره 29306پنجشنبه ۲۹ مردادماه ۱۴۰۵معمولاً مدارس غیردولتی از نیمهی شهریور فعالیتهای آموزشی خود را شروع میکنند؛ اگر نگوییم پیش از شهریور نیز بهنوعی فعالیتهای خود را داشتهاند.به ضرورت شرایط خاصی که بر سال تحصیلی گذشته بر مدارس حاکم شد، البته که فعالیتهای این تابستان در مدارس قابل تحسین و شایستهی قدردانی است؛ بهخصوص که باری مضاعف را بر کادر آموزشی تحمیل کرد؛ اما نباید از نظر دور داشت که نگاه صرفاً آموزشمحور در مدارس غیردولتی -که سالهاست در روندی رقابتجویانه بر دانشآموزان تحمیل میشود- واجد عوارضی ناخوشایند است.▪️نخستین عارضه، دور کردن بچهها از انگیزه و توانمندی در حوزههای مهارتی، تفکر، حل مسئله و خلاقیّت است که همگی تحتالشعاع یادگیریهای محفوظاتی یا توانبخشی در تکنیکهای نمرهآوری است.▪️دومین مشکل، وادادگی در تعاملات اجتماعی میانفردی و میانگروهی است؛ چیزی که در سیر استقلال و جامعهپذیری کودکان و نوجوانان از اهمیتی ویژه برخوردار است. تمرکز نمرهسازی و رتبهآوری، ضمن آنکه به قطبیسازی در مجامع دانشآموزی میانجامد، دانشآموزان را از توجه به استعدادهای خاص و ویژهی فردیشان باز میدارد.نظام آموزشی متعادل، به توسعه و گسترش مدارس فنی و حرفهای، هنری و کارآموزی و شغلیابیهای زودرس میپردازد و مدرسه را پیشْجایگاهی برای جامعهپذیر شدن دانشآموزان میانگارد. بدین ترتیب آموزش و پرورش باید به جای الگوسازیِ نظام «یادگیری-نمره» برای ارزشگذاری بر نظام «مهارتآموزی-خودباوری» در استعدادهای ویژه نیز سرمایهگذاری جدّی را در نظر بگیرد.باری؛ امید میرود شروع فعالیتهای آموزشی در شهریورماه از سوی مدارس غیردولتیِ بهاصطلاح با کیفیتتر، همراه با توجه بیشتر بر فعالیتهای پرورشی و ورزشی و مهارتآموزی و تثبیت هویتِ کارآمدی و خودپندارهی قوی در همهی دانشآموزان باشد و این بار، زودهنگامی مدارس پیش از مهرماه، هنگامهای از باورهای پرورشی در همهی حوزهها را ایجاد کند.🔠 #مکتوب_هفته🔠 #مرداد🔠 #سال1405
💠مکتوب هفته💠حقوق بشر و کرامت انسانی🖋دکتر محمدعلی فیاضبخش📚روزنامه اطلاعاتشماره 29295پنجشنبه ۱۵ مردادماه ۱۴۰۵از زمانی که واژهی «حقوق بشر» دستمایهی اعمال نیّات سیاسی و فشارهای بینالمللی شد، این مفهوم نیز از معنی تهی گشت و در ردیف دیگر واژگان شیک در قاموس دوگانهمعیارها نشست.اعلامیهی جهانی حقوق بشر یک پیمان بینالمللی است که در انجمن عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در پاریس به تصویب رسیده است.ویژگیهای حقوق بشر: مطابق اعلامیهی جهانی حقوق بشر کنوانسون ژنو و سایر اسناد بینالمللی این حقوق ویژگیهایی را دارا هستند که میتوان به مواردی همچون جهانشمولی، غیرقابل سلب، تبعیضناپذیر و برابری اشاره کرد.پرواضح است که ویژگیهای برشمرده در فوق، چه میزان در رفتارها و مناسبات بینالمللی از سوی قدرتهای بزرگ مراعات میشود! و چه میزان به ابزاری برای فشار بر ناهمسویان این قدرتها تبدیل شده است.در تقویم ما، روز چهاردهم مرداد، روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی نامگذاری شده است. سلیقهی بسیار خوبی در ترکیب این نام به کار رفته:حقوق بشر جز با رعایت کرامت انسانی محقق نمیشود.شاید بهترین آموزه یا پروتکل در حقوق بشر اسلامی -که متضمن کرامت انسانی است- در آیهی سیزدهم سورهی حجرات آمده باشد:«ای انسانها ! شما را از مرد و زن آفریدیم و [در نژاد و زبان و جغرافیا] گونهگونهتان قرار دهیم؛ بدان روی که به شناسایی و تعامل باهم بپردازید؛ برترین شما، پارساترین شماست.»داعیهی تحقق حقوق بشر اسلامی، البته سترگ و بزرگ است. قرآن، کتاب آسمانی مسلمانان، این داعیه را تنها مقیّد به نام «انسان» کرده است و قید دیگری را بر آن نیفزوده است. نفْس انسانبودن، حق کرامت میآورَد؛ همانگونه که قرآن در آیهی هفتاد سورهی إسراء، بر این کرامت انسانی تأکید کردهاست.امید آن میبریم که این اصل جهانشمول را از صِرف مناسبت تقویمی به روابطِ عینی و عملیاتی فرا بریم و در روابط عملی در جامعهی بزرگ ایران عزیز به الگویی جهانشمول، خارج از معیارهای چندگانه بدل سازیم.🔠 #مکتوب_هفته🔠 #مرداد🔠 #سال1405
💠مکتوب هفته💠دست و پای توانمند🖋دکتر محمدعلی فیاضبخش📚روزنامه اطلاعاتشماره 29290پنجشنبه ۸ مردادماه ۱۴۰۵خوشبختانه وزیر محترم آموزش و پرورش، حضوری شدن مدارس در سال تحصیلی جدید را نوید دادند و بر عزم این نهاد عظیم بر جبران مافات تأکید کردند.سال تحصیلی گذشته -اگر هم با جنگ رمضان پیوند نمیخورد- برای دانشآموزان دندانگیر نبود؛ چراکه جنگ، نهم اسفند شروع شد و تعطیلیهای مدارس به مناسبتهای مختلف، همچون آلودگی هوا و ناترازی انرژی، به صورت سریالی قبل از جنگ ادامه داشت و البته جنگ تحمیلی بر این دشواری افزود.در مکتوب پیشین پیشنهاد تکرار برنامهی آموزشی برای پایههای سال پیشین را ارائه کردم؛ گرچه نیک پیش میدانم که افزودن یک سال به تحصیل بچهها، نه در توان بودجهی آموزش و پرورش است، نه در حوصلهی بچهها! درعینحال از این واقعیت عریان و ناخوشایند نمیتوان به سادگی عبور کرد که برنامهی تحصیلی سال پیش اصلاً محقق نشد و نشانهی آن، امتحانات مسامحهگرانه و سهلگیرانهای بود که عمدتاً به صورت برخط از دانشآموزان به عمل آمد.ارگان عظیمی مانند آموزش و پرورش، حتی در شرایط کاملاً عادی و آرام، از اختلالات مزمنی در رنج است که یک از صدِ آن، بودجههای طرح و نوسازی و نیز توسعهی منابع انسانی است. اکنون که اختلال جدیدی به نام ناتمام ماندن سال تحصیلی و برنامهی مدوّن آموزشی در میان است، گل به سبزه آراسته گشته که لازم میآورَد در همدلی با کارگزاران این وزارت، بر دل و جرئتشان برای جبران نارساییها بیفزاییم. در این میانه، دردسترسترین امکان برای تسریع کوتاهمدت در رفع اختلالات آموزشی، همانا والدین و معلمان هستند؛ دوگروهی که یکی عشق فرزندپروری دارد و دیگری شوق انسانسازی. سزاوار است که این دو دست توانا با همیاری و همکاری بیشتر، کاری کنند که دوباره ارگان آموزش و پرورش بر دوپای بایستد و به لطف خدای مهربان این دست و پاها با فرماندهی مغزی توانا آموزش دهد و پرورش آفریند.🔠 #مکتوب_هفته🔠 #مرداد🔠 #سال1405
💠مکتوب هفته💠یک از صدها🖋دکتر محمدعلی فیاضبخش📚روزنامه اطلاعاتشماره 29284پنجشنبه ۱ مردادماه ۱۴۰۵سالی که بر تحصیل بچههای ما گذشت، سالی بینظیر از حیث بلاتکلیفی، سردرگمی و عدم پر کردن برنامههای مصوّب بود. به نظر میرسد آن قدر بیبرنامه گذشت که جا دارد در صورت عادی شدن اوضاع، اعلام کنند همهی دانشآموزان در تمام پایهها، همان پایه را تجدید کنند و بر همان صندلیهای سال گذشته بمانند! میمانَد یکسال هزینهی اضافی که هم بر خانوادهها تحمیل میشود، هم بر آموزش و پرورش؛ لابد باکی نیست! ...و این تازه از نتایج سَحر است! نظام رسمی آموزش و پرورش، امتحانش را پس داده است؛ چه در کمّیّتِ آموزش، چه در کیفیّت پرورش و چه در بودجه و اعتبار که بیمایه فطیر بوده است. حساب اکثریت خانوادهها نیز این روزها روشنتر از آفتاب است در تنگناها و مضیقههای معیشت؛ چه برسد به تجدید یک سال اضافهی تحصیل فرزندشان و هکذا دیگر امور! پس پیشنهاد تجدید -اگر کسی هم بشنود- بعید است خریداری داشته باشد. باز هم میمانَد همان در و همان گردش پاشنه؛ تحصیل کموبیش از ماورای حجاب مجازی و صرفهجویی زمان و مکان به سبب ناترازی انرژی و دیگر ماجراها. خب! تا کی!؟ فقط بگوییم خدا داند؟راستی را؛ کسانی که فارغ از این واقعیات و بدون آنکه خود یا فرزندانشان درگیر این قبیل تنگناها باشند و دست و پنجهشان آنقدر لطیف است که با این قبیل امور نمیتوانند دستوپنجه افکنند، تا کی میخواهند با ایجاد تنگناهای رسانهای و روانی و خارج از مسئولیتپذیری، این قدر بر اصل مذاکره و تفاهم و برونرفت از بحران پنجه بکشند و درعینحال در بزنگاهها غایب باشند و خاموش؟!تازه، تحصیل بلاتکیف بچهها، یک از صدها بلاتکلیفیهاست؛ باش تا صبح دولتش بدمد!🔠 #مکتوب_هفته🔠 #مرداد🔠 #سال1405
💠مکتوب هفته💠ریشه در خاک🖋دکتر محمدعلی فیاضبخش📚روزنامه اطلاعاتشماره 29278پنجشنبه ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵کشورم است. وطنم، خاکم و ریشهام است. اگر از این خاک کنده شوم، ریشهام را دوباره کجا مستقر کنم؟ ...و ساقهی وجودم را بر کدام سپهر بگسترانم؟ درخت وجودم اگر میوهای درخور نداشته، شاخ و برگم که سایهای افکنده؛ این سایه را کجا و بر سر چه کس و کسانی بگسترم تا هویتم را باور کنم؟من درخت این خاکم. در خاک همسایه یا بیگانه فقط قد میکشم، اما قامت برنمیافرازم. خورشید آسمان همسایه چندان با من مهربان نیست. اگر برگهایم را نسوزانَد، سایهام را هم برنمیتابد. حتی اگر همسایهی بیگانه مهربانی کند و ریشهام را در خاکش تاب بیاورد، از من تراریختهای میسازد که دیگر نه خودم هستم و نه برای ذائقهی دیگری مأنوس. من شمعدانی بالکن خانهی پدریام. گل و برگم مال گلخانه نیست.من میخواهم بین دو رکعت نماز صبح و سفرهی صبحانه، با مرد و زن همسایهام در کوچهی خانهمان بلند سلام کنم، دو قرص تافتون را با همان بوی خوبش و نیمهگرمایش جلو بیاورم، او هم با جواب سلامی گرمتر لقمهای بکند و بلند و خندان بگوید: خدا برکت دهد!من هنوز و هنوز نانی را که به دستهای شاگرد شاطر خمیرش چنگ خورده، ترجیح میدهم به آن نان حجیم و مکعبشکل بستهبندی شده؛ هرچند بهداشتیتر؛ چرا که در تعارف صبحگاهی به همسایه، نمیتوان لقمهای از این کند، اما میشود بهراحتی نیمی از آن قرص نان را به مهر بخشید. جوش شیرینش فدای این جوشش شیرین مهربانی همسایگی.ناخن به صورت هم نکشیم. شبها که مردمان ساده و صفادل و وطندوست، پرچمدردست، با دلشان وحدت و یکپارچگی را طلب میکنند، با شعارهای محفلی توی ذوقشان نزنیم. شما را به خدا بگذارید ما بمانیم با همین سلاموعلیک خوشدلانهی صبحگاهی و تعارف تافتون و بربری صبحانه به یکدیگر؛ با دل و دماغِ بردن کاسهی آش رشته و کاچی زایمان خانگی و دو سیخ کبابِ خوشآبورنگ به در خانهی بغلی؛ بدون آنکه اینهمه عشق و زندگی را فدا کنیم در سگرمههای صبح و دمغی شب، که: امروز سکه چند است و کجا دلار میدهند؟ فردا بالا میکشد یا سرجای امروزش میمانَد؟ پسفردا کجا کبابمان میکنند؟ این جمعه چه خط نشانیمان میکشند و هکذا...؟من مال این خاکم. خاکم را شخم نزنید؛ ریشهکنم نکنید؛ در هَرس شاخوبرگم مهربانتر بچینید؛ اینقدر وجینم نکنید؛ بگذارید از «خودم» هم چیزی باقی بمانَد. به من آب بدهید؛ آب شیرین. گویند با گیاه اگر حرف بزنی، حرف زیبا و آرام، خوشتر برایت برگ میآورد و گل میکُند، لااقل مرا گیاه این خاک پاک ببینید. باهم بمانیم، اما همزبانی و همدلی با من را دوباره یاد بگیرید. یک خودرو میخواهم که عصر جمعه -بعد از آنکه در نماز جمعه یا جماعت مسجد محل با همسایهها و همشهریها دل به دل دادم- زن و بچهام را ببرم سر پل و درکه و فرحزاد، یا امامزاده صالح و شاهعبدالعظیم و سیدملکخاتون. خرید این خودرو را برای من و بچههایم رؤیای آخرتمان نکنید. از پدرم از دوران بچگی آموختهام که از بانک وام نگیرم؛ حتی اسلامیاش! بگذارید برای جهیزیهی تکدخترم پساندازی از همین حقوق حلالم جمع شود؛ ارزش پولم را با بالا و پایینکردن بورس و زدوبندها نابود نکنید. در یک کلام: مملکت برای همهی ماست!🔠 #مکتوب_هفته🔠 #تیر 🔠 #سال1405
💠مکتوب هفته💠سایهسواران ایمن🖋دکتر محمدعلی فیاضبخش📚روزنامه اطلاعاتشماره 29272پنجشنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵این اولین بار نیست که مراسمی ملّی و فراگیر -که بهترین دستاوردش میتواند تجمیع روح ملّی و وحدت سرزمینی باشد- با حاشیههای بسبار تأسفبرانگیز آلوده میشود و نقاط برجستهی آن را به کورنقطههای مبهم و خاکستری میراند؛ مثل آنچه از معدودی سنگپران و ناسزاگو نسبت به برخی شخصیتهای سیاسی در حاشیهی تودیع و تشییع رهبر شهید (ره) شاهد بودیم.یکی از عجایب معماگونهی اینگونه وقایع آن است که علیرغم اندک بودن مطلق حاشیهسازان، همواره حاشیههای امن و غیرپاسخگو برای آنان فراهم و راههای ستیز و چترهای گریز بر ایشان همواره هموار است و برافراشته؛ که این یک قلم الحق در زمرهی اسرار و رموز درآمده است.نمیدانم در نظام حکمرانی ما، متولیان چگونه باید احترام امامزاده را داشته باشند. اگر ایران عزیز خط قرمز ماست، چگونه است که عبور از این خط توسط افراطیون بیمسئولیت، مادهای از قانون را برنمیانگیزد؛ درحالیکه گاه اظهاری و یا انتقادی کماثر و بدون پژواک با عکسالعملهای قانونی یا شبهقانونی مواجه میشود!در زماتی که تمرکز و هماهنگی میان میدان و خیابان و دیپلماسی، باید عبوری سرافرازانه، موفقیتزا و مصلحتآمیز را رقم بزند، عدهای خارج از این مسئولیت سترگ و از سر حرص دیدهشدن یا بیکاری ناشی از تعطیلی مجلس، یا خوکردگی به شعارهای فضایی و مصون از رسیدگی قضایی، بر روان جامعه پیاده روی میکنند.این پیادهنظامهای باجیره یا بیجیره، بیخبر از سواران یا پیادگان پای لانچرها و چشمدوختگان به آسمان و حافظان سرزمین ایران، علاوه بر آنکه گاه فتواهای دریدن و بریدن سر این و آن را میدهند؛ نهتنها سرِ سرکردهی نظام سلطه و زور را، تهدید تیغنهادن برگردن خدمتگزاران شب از روزناشناختهی ملّی و میهنی را نیز همزمان صادر میکنند. حقّا که سکوت نجیبانه در برابر اینهمه نابخردی -اگر نگوییم تعمّد بر اغتشاشآفرینی- دستمریزاد دارد!نگاهی از سر تأمّل و شکبرانگیزی بر نجواها، آواها و نیز فریادهای سایههای این اشباح -که مدتی است صحنهی روانی را بر سیاستگذاران و مجریان و ناخدایان برای عبور امن و ایمن کشتی کشور تنگ کردهاند و تنگههای داخل را به توپ ناسنجیدههای گفتار و کردارشان بستهاند- ضرورتی است که هوشیاری جمعی را میطلبد و مهمتر از آن، مهار قانونی و قضایی را؛ پیش از آنکه پژواک حرکت بینظیر همدلی و همبستگی ملّی در یکهفتهی اخیر،زیر سایههای خاکستری سایهسواران از صدا بیفتد.🔠 #مکتوب_هفته🔠 #تیر 🔠 #سال1405
💠مکتوب هفته💠تجمیع روح ملّی در تشییع🖋دکتر محمدعلی فیاضبخش📚روزنامه اطلاعاتشماره 29268پنجشنبه ۱۱ تیرماه ۱۴۰۵چرا هربار که سرمایهی بزرگ اجتماعی، یعنی در یک کلام، مردم، با تجمیع انرژی ذاتی و لایزال خود، کشور را از گذرگاههای سخت عبور میدهند، قلیلی پرسروصدا بر این کالای نفیس چوب حراج میزنند؟ آیا دست داشتن و تملّک دو اهرم، یعنی رسانه و پول، کافی است تا در بحبوحههای حماسههای مردمی در حفظ کیان کشور، عدهای را آنچنان جرئت دهد، تا خلاف مصالح عمومی فریاد سر دهند؛ بهخصوص که رسانهی ملّی را ملک طلق خویش کرده باشند؟یاد داریم که در تشییع شهید گرانقدر، سردار سلیمانی، ناگهان با فرونشست گلایهها و دلخوریها، مردم در تشخیص اولویتها، چه میزان برندهی صحنه شدند و در آن حضور فرامیلیونی چه پیامی را به دشمنان این آب و خاک مخابره کردند. شوربختانه اندکی نگذشت که همان اقلیت پر پژواک، با بعضی طرحها و لوایح، پاسخ آن تجمیع بینظیر انسانی را دادند و در را بر همان پاشنههای فرسودهی پیشین چرخاندند.دریغ و افسوس، عدهای که امید بسته بودند، تا حماسهی تشییع سردار، سرآغاز بازگشت اصول به دو خیمهگاه اصولی و اصلاحی شود، با اتفاقات ناگوار بعدی -که ذکرشان تألّمزاست- دوباره سر به زانوی یأس نهادند و ناباورانه، حتی پس از پیروزی مردم در جنگ دوازده روزه، با انواع صیانتورزی(!)، شاهد نادیدهگرفتن مردم شدند.اگر تشییع رهبر شهید (ره)، دوباره در همان شور و حماسههای تجربهشدهی چند روزه خلاصه شود، اما برای عبرتپذیران و حاکمان و کارگزاران، بهرهی چندانی در جهت پاسداشت روح جمعیِ ایرانی نیاورَد، الحق باید بر آن دریغ آورد؛ هم حق آن خون به ناحقریخته برآورده نخواهد شد و هم در سروصدای اقلیت، همهچیز مصادره به مطلوب خواهد گشت.درک این نکته، که امروز کارگزاران و سیاستورزان عملگرا، تا چه میزان درگیر حلّ و فصل مشکلات کلان کشور هستند، بر هر کودک دبستانی هم آشکار و هویداست؛ چگونه است که برخی سنوسالدارها، همچون شاگردان شلوغ و انگشتشمارِ کلاسها، در صدد برهمزدن تمرکز در کلاس هستند؟!تا اینجا تازه حملمان بر صحت است؛ یعنی فرض را بر این میگذاریم که گروهی از سر بیشفعالی یا اصرار بر دیده و شنیده شدن، مرتب بر چهرهی این کلاس نودمیلیونی ناخن میکشند و سروصدا راه میاندازند؛ وگرنه اگر از خوشبینی و حمل به صحت فاصله بگیریم، فرضیات دیگری به میان میآید که کاممان را تلختر میکند.امید که این بار، حماسهی تشییع، آغازی بر دیده شدن مصالح ملی و صیانت ملک و ملت باشد؛ به جای غفلت از دو سه روز سرنوشتساز؛ روزهایی که دوباره میتواند وحدت و تجمیع ملی را ارمغان این مرز و بوم سازد.🔠 #مکتوب_هفته🔠 #تیر 🔠 #سال1405