4_5798563848009030653 (1).pdfجستار این هفته اکادمی بررسی ونقد مقاله جناب عزیزی دوست فرهیخته مان با…
انتشار: 2026/07/11 07:09 UTC
4_5798563848009030653 (1).pdfجستار این هفته اکادمی بررسی ونقد مقاله جناب عزیزی دوست فرهیخته مان با عنوان" زندگی به مثابه فلسفه"با سپاس از عزیزیعزیزی عزیمت فکری خود را از زیست جهان شروع میکندهرچند زیستجهان را امری تاریخی و اجتماعی و ساختهشده ارائه میدهداما تبیین شما بمرور تاریخ را به سطحِ پدیدارشناختی و انسانگرایانه تقلیل میدهد از منظر انیس انچه که میتوان کرد جابهجا کردن مرکز ثقل تحلیل شما استاینکه تاکید دارید زندگی بنیان فلسفه استاما زندگی یک مفهوم عام و انتزاعی استتولید اجتماعی زندگی اما مفهوم تاریخی و مشخص استاگر زندگی را بنیان قرار دهیم تفاوت میان بردهداری. فئودالیسم و سرمایهداری به تفاوتهایی صرفا در «شیوه زیستن» تقلیل مییابدنه در مناسبات تولید.از شیوه تولید میگویید اما انرا به صورت یک زمینه فرهنگی در میاوریدنه رابطهای مبتنی بر حاکمیت طبقاتی.در نتیجه جامعه به مجموعهای از زیستجهانها تبدیل میشود تا میدان تضادهای طبقاتی.به دولت که میرسید میگویید دولت باید آزادیها را تنظیم کند.میان زیستجهانها تعادل برقرار کندمگر دولت داور بیطرف است؟دولت هرچقدر هم در موضوعات روبنایی عقب نشینی کنداز حفظ مناسبات تولید مسلط عقب نشینی نمیکندیعنی ازادی در جامعه نباید پتانسیل انرا داشته باشد بعبارتی روبناءسیاسی نباید رویش زیاد شود و مناسبات تولیدی حاکم را در هم بشکند بدین معنا دولت را نمیتوان صرفا از منظر تنظیم آزادیها درک کرداز اخلاق میگویید امااخلاق نمیتواند جایگزین حل تضادهای مادی شودتا زمانی که استثمار وجود داردمالکیت خصوصی بر ابزار تولید وجود دارددعوت به اخلاق ساختار حاکمیت طبقاتی را تغییر نمیدهداز تعامل..همسویی..هماهنگی و تنظیم میگوییداما تاریخ حاصل تضادهای واقعی است نه حاصل هماهنگی.از تضاد میگویید اما انرا به تعارض میان من و دیگری تقلیل میدهندتحلیل تاریخی گرامی جای خود را به تحلیل زیست جهان داده استارجمند همه چیز را با مفهوم زیستجهان توضیح میدهداخلاق و ..قانون.. سیاست و فرهنگ.. دولت و تولید.ایا این مقولات هم سطح و هم ارزند؟قانون بدون مالکیت خصوصی فهمیده نمیشوددولت بدون طبقات فهمیده نمیشودفرهنگ بدون مناسبات تولید فهمیده نمیشود زیستجهان نمیتواند جایگزین تحلیل تاریخی ساختارهای مادی شود..بزرگواربه فرد که میرسید با نگاه پدیدارشناسانه تبیین میفرماییدبا اینکه از جامعه میگویید اما نقطه عزیمتتان تجربه فرد. منظرگاه فرداحساس فرد و زیستجهان فرد استفرد بتنهایی وجود خارجی ندارذ فرد در دیالکتیک«فرد-جامعه» مفهوم میشود و جامعه یعنی کثرتی که در حال تولید اقتصادی-اجتماعی اندفرد را نمیتوان از روابط تاریخی- اجتماعی جدا بررسی کردیعنی موقعیت فرد در جهانبینی شما یک فرد منفرد و منزوی استسوژه ای که تجربه زیسته ای دارد اما تجربه زیسته با چگوگی مناقع و تمایلات انسان استنباط و نتیجه از ان استخراج میشودتجربه محصول جایگاه انسان در مناسبات اجتماعی استگرامی که زیست جهان را امری تاریخی و اجتماعی میدانید چرا تاریخ را بیشتر به سطحِ پدیدارشناختی و انسانگرایانه تقلیل میدهیدAnisst.me/marzockacademy
