4_5798563848009030653 (1).pdfهستی زیست جهان به مثابه تاریخیت اگر آغاز گاه به مثابه یک نقطه یا عزیمت…
انتشار: 2026/07/12 09:05 UTC
4_5798563848009030653 (1).pdfهستی زیست جهان به مثابه تاریخیت اگر آغاز گاه به مثابه یک نقطه یا عزیمتگاهی در گذشته تلقی شود تاریخیت هستی زیست جهان فردی و اجتماعی را عقیم میسازد. زنده در زندگی روی میدهد. به قول هایدگر، دازاین معنایش را در زمانمندی مییابد و شرط امکان تاریخ مندی به مثابه هستی زمانی خود دازاین است. منظور از تاریخمندی، تقویم وجودی تاریخیدن ]روی دادن[ دازاین است )هایدگر، هستی و زمان(. زنده و زندگی به مثابه هستی انسانی یک رخداد یا لحظه ای نیست که نقطه اغازش تقویم عامیانه را تداعی کند )مثل عصر سنگ یا آهن و تاریخ اختراع چرخ یا تاریخ انقلاب فرانسه و امثال آن(، تاریخیدن چونان روئیدن و روی دادن زیست جهان فردی و اجتماعی ست خودش برای خودش. هستی به مثابه زنده و زندگی هر لحظه در تاریخ خودش روی می دهد. زندگی نه نقطهای آغاز و پایان بلکه هر دم آغازیدن نو است به همین دلیل زندگی تنها در امتداد تاریخی خود قابل ادراک است. در نظر هراکلیتوس هستی چیزی نیست مگر صیرورت و روی دادن افق های تازه هستی. هیچ شناگری برای بار دوم در یک رودخانه شنا نمیکند زیرا بار دوم نه رودخانه همان است و نه شناگر، یک جریان دائمی آب و شناگر در حال روی دادن است. ترکیب رود و خانه گول زننده است چرا که ترکیبی ایستا و ساکن است در حالی که رود سیال و دائماً در حال گریز از خانه است. اگر فرض خانه بودگی را از رود برداریم رود ظرفی برای شنا نیست بلکه بنیاد هستی شنا و شناگر است، امکان شنا و آفرینش شناگر است. بنابراین زمانمندی و تاریخیت خود هستی زیست جهان فردی و اجتماعی ست باز هم به قول هایدگر، هستی و هستنده را نمی توان از هم جدا ساخت. تاریخیدن بنیان هستی زیست جهان فردی و اجتماعی ست نکته مهم در فهم تاریخیت هستی اجتماعی پرهیز از ذهنیت انتزاعی است یعنی زندگی امری انتزاعی و ذهنی نیست بلکه در بافت عملی زیست جهان تحقق مییابد که عبارت باشد از زیست جهان اجتماعی. زیست جهان اجتماعی هم عبارت است از تأسیسات اجتماعی نظیر شیوه تولید معیشت، فلسفه اخالق، فلسفه حقوق، فلسفه سیاسی، نهادهای مدنی، در زبان، در روابط و نسبت های من و دیگری . وقتی ارسطو می گوید انسان حیوان سیاسی ست یا حیوان ناطق است یا دیگران که گفته اند انسان حیوان ابزارساز است به عبارتی در صدد بودند هستی امر زنده و زندگی را در عینیت اجتماعی آن تعیین ببخشند. تغییر جهان طبیعی به زیست جهان فرایندی از آبژکتیو به سوبژکتیو و از سوبژکتیو به آبژکتیو را نشان میدهد یعنی در برهه های آغازین تاریخیدن خود ادراک حسی خود و جهان را در هیئت آبژکتیو دریافت میکند بدنمندی خود و جهان به مثابه آن چه هست در بیرون. اما فرایند ادراک و تجربه تکرار شونده، جهان آبژکتیو متعین در چیزها را به مثابه معنا و مفاهیم، دانش و آگاهی ارتقاء میدهد تا از جهان طبیعی از زندگی به مثابه شهود بیواسطه حسی از طبیعت به تصویر و تصوری از همان شهود بی واسطه در ذهن در هیئتی از دانش، اگاهی و مفاهیم داشته باشد اما این فرجام کار نیست بلکه با دست یافتن به دانش و معنا و باز سازی جهان به مثابه مفاهیم عقلی در تلاش است تا این مفاهیم و معناها، تصور و تصویرها را در هیئت تاسیسات اجتماعی دو باره آبژکتیو سازد. تجربه گریان در جهان به مثابه آبژکتیو به جهان مینگرند و عقلگرایان در جهان به مثابه سوبژکتیو و این هر دو هیئتی از جهان را به مثابه تمامیت فهم کردهاند که در واقع تمامیت نیست. در حقیقت زیست جهان در سه لحظهی آغاز، اکنون و آینده برش نخوره و از هم جدا نگشته است بلکه آغازگاه، آغازگاه روئیدن و روی دادن زیست جهان است به مثابه امر تاریخی یعنی روی دادنی که هم چنان روی میدهد یعنی زیست جهان فردی و اجتماعی در فرایند روی دادن خود در تقلای آن است در آینده خود را به مثابه روی دادن پدیدار سازد. بنابراین هستیِ هستنده صیرورت است. آغازگاه، حال و آینده صیرورت مدام هستند که هر آن، در آن زیست جهان روی میدهد. این روی دادن هستی، تاریخیت و تاریخیدن زنده و زندگی ست. بنابراین آغازگاه در حال و آینده. حال در آغازگاه و آینده.و آینده در آغازگاه و حال در هم تنیده و در جریان هستند.چهره آبژکتیو در هیئت سوبژکتیو و چهره سوبژکتیو در آبژکتیو ثانویه به مثابه تاسیسات اجتماعی حضور دارد، این آبژکتیو ثانویه هم در فرم و محتوای خود تابع تاریخیدن و روی دادن زیست جهان دستخوش تغییر می شوند. زنده به مثابه هستی اجتماعی در شیوه تولید اقتصادی، در مناسبات در نهادهای مدنی و دولت، در فرهنگ و نحوه های بازتولید و آفرینشگری یا روی دادن خود در پیش رو از درون تاریخیدن های تا کنونی پدیدار می شود.Azizit.me/marzockacademy
