🛎️ یادداشت: پروپاگاندای رسانهای چگونه کار میکند؟✍️ محمدرضا واعظ🔻 متن یادداشت:چند سال پیش اگر کسی…
انتشار: 2026/07/15 06:25 UTC
🛎️ یادداشت: پروپاگاندای رسانهای چگونه کار میکند؟✍️ محمدرضا واعظ🔻 متن یادداشت:چند سال پیش اگر کسی میپرسید معنای«پروپاگاندا» چیست، خیلیها سریع جواب میدادند: یعنی دروغ. اما امروز، مخصوصا در فضای رسانهای فارسیزبان، ما با شکل ظریفتری از ماجرا طرفیم. در واقع، پروپاگاندا گاهی دروغ نمیگوید. اتفاقا دارد حقیقت را میگوید، اما آن را طوری میچیند که شما فقط یک بخشش را ببینید. همان بخشی که باید ببینید! بعد هم احساس موردنظرش را به شما تزریق میکند: ترس، خشم، غرور، عزت، تحقیر، امیدِ بیپایه، یا بیحسی. و در نهایت، قضاوت و داوری شما به نحوی خواهد بود که انگار خودتان به آن رسیدهاید.در تعریف پروپاگاندا در مطالعات دانشگاهی علوم ارتباطات، تعریفی که زیاد به آن ارجاع داده میشود عبارتست از: پروپاگاندا تلاشی عمدی و نظاممند برای شکل دادن به ادراکها و جهت دادن به رفتار است، به نفع هدفِ پیامدهنده. اگر بخواهم سادهترش کنم: پروپاگاندا مدیریت ذهن جمعی است برای تولید یک واکنش مطلوب، آن هم با ابزارهای ارتباطی. این فقط کار دولتها نیست. رسانههای تجاری، شبکههای ماهوارهای، اینفلوئنسرها، و کمپینهای شبکهای هم میتوانند آگاهانه یا ناآگاهانه وارد همین منطق شوند. مخصوصا وقتی بحران است و مردم تشنه خبرند.اینجا لازم است به تمایز مهم میان سه مفهوم «خبر»، «اقناع» و «پروپاگاندا» اشاره کنم. «خبر» قرار است بگوید چه رخ داده، کجا، کی، و با چه شواهدی. «اقناع» میخواهد شما را قانع کند، چه با استدلال معتبر و چه با مغالطه و البته با درنظرگرفتن امکان پاسخ. و «تبلیغ» در اصل برای فروش است. اما «پروپاگاندا» دنبال این است که شما را به یک موضع از پیش تعیینشده هُل بدهد! با مدیریت ادراک و احساس، نه فقط با استدلال. نکته ظریف این است که پروپاگاندا معمولا با حقیقت رابطه ابزارمند دارد. یعنی حقیقت برایش ارزش ذاتی ندارد و ارزشش در کارکردش است. از اینجا به بعد، یک معیار ساده خواهیم داشت؛ وقتی حقیقت تبدیل میشود به مهمات، احتمال پروپاگاندا بالا میرود.اما چرا در حوادث دیماه ۱۴۰۴ و یا بعد از آن پیش از جنگ اخیر، حساسیت نسبت به پروپاگاندا بیشتر شد؟! چون وقتی اعتراضات و تنشها بالا میگیرد، معمولا سه جنگ همزمان رخ میدهد. جنگ خیابان و امنیت، جنگ اقتصاد و زندگی روزمره، و جنگ روایت. در چنین فضایی، قطع یا اختلال شدید اینترنت فقط یک اتفاق فنی نیست. اتفاقی معرفتشناختی نیز است. وقتی امکان راستیآزمایی سخت میشود. شایعه و اخبار نادرست افزایش میباید. به عبارت دیگر، وقتی مردم نمیتوانند تصویرها و ادعاها را از چند مسیر چک کنند، روایتهای آماده خیلی سریعتر جا میافتد. به زبان تمثیل، پروپاگاندا در این شیب به راحتی حرکت میکند.حالا ببینیم این سازوکار چگونه کار میکند. در ادامه، سعی میکنم پنج موتور اصلی ساز وکار پروپاگاندا را توضیح دهم.موتور اول قاببندی است. قاببندی یعنی شما از یک رخداد فقط یک قاب را انتخاب میکنید و همان را تکرار میکنید تا تبدیل شود به واقعیت روانی مخاطب. مثالش ساده است، اما اثرش عمیق. فرض کنید رسانه ۱ اعتراضات را «انقلاب شیر و خورشید» مینامد و رسانهای دیگر، رسانه ۲، همان را «اغتشاش» یا «فتنه». همین واژهها، قبل از هر سند و تصویری، کار خودشان را میکنند. به این نحو که در پوشش «رسانه ۲»، قابهایی مثل «اغتشاش»، «رسانههای معاند»، «توطئه» و «وطنفروش» پررنگ میشود. این قاب، از همان لحظه اول به مخاطب میگوید چه کسی قربانی است و چه کسی متهم. در مقابل، «رسانه ۱» هم قابهای خاص خود را دارد. مثلا «قیام ملی»، «نقطه بیبازگشت»، «فروپاشی نزدیک». این قابها میتواند امید تولید کند، اما اگر بدون شواهد قابل بررسی، و با قطعیت شتابزده تکرار شود، همان منطق پروپاگاندایی را بازتولید میکند، فقط در جهت مخالف.موتور دوم ساز وکار پروپاگاندا، دستور کار است. این یعنی رسانه تعیین میکند مردم امروز درباره چه چیزی فکر کنند، نه اینکه چگونه فکر کنند. برای نمونه، در دی ۱۴۰۴، بحث «قطعی اینترنت» و «محدودیت ارتباطات» یک موضوع مهم بود. طبیعی هم بود. اما نکته این است که بعضی رسانهها با قدرت تمام یک موضوع را آنقدر برجسته میکنند که موضوعات دیگر دیده نمیشود. مثلا وقتی هر روز فقط تصویر «توطئه خارجی» تکرار میشود، دیگر سوال درباره علتهای اجتماعی و اقتصادی و خشم انباشتهشده مردم به حاشیه میرود. یا برعکس، وقتی فقط روایت «همه چیز رو به پیروزی قطعی است» برجسته میشود، واقعیت هزینهها، سرکوب و پیچیدگی میدان حذف میشود. در این دو روایت، هر یک نوعی مدیریت دستور کار است.t.me/marzockacademy
