پاسخ به پرسشهای امروز، دربارهٔ فیزیکالیسم ۱. این همان چیزی است که فیلسوفانِ ذهن «شکافِ توضیحی» (ex…
انتشار: 2026/08/01 12:32 UTCدریافت: 2026/08/03 22:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 22:07 UTC
پاسخ به پرسشهای امروز، دربارهٔ فیزیکالیسم ۱. این همان چیزی است که فیلسوفانِ ذهن «شکافِ توضیحی» (explanatory gap) مینامند؛ اصطلاحی که جوزف لواین در سالِ ۱۹۸۳ ابداع کرد. حتی اگر مغز بتواند بدونِ هیچ تجربهٔ کیفی، فقط سیگنالِ آسیب را پردازش کند (چنین موجودی…انتقادات به فیزیکالیسم.بخش اول.نقدهای چندی بر فیزبکالیسم وارد شده است. در ابتدا لازم است میان انتقادات فنی و انتقادات عوامانه تمائز قائل شویم. نخستین انتقاد فنی این است: که فیزیکالیسم ناقض یک اصل منطقی است مشهور به قانون لایب نیتس. طبق این قانون اگر دو چیز با هم این همان باشند، باید در همه ویژگی ها یکسان باشند. حال اگر نشان بدهیم که حالات ذهنی واجد ویژگی هایی هستند که نمیتوان آنها را به مغز نسبت داد، و نیز حالات مغزی دارای ویژگی هایی هستند که نمیتوان انها را به حالات ذهنی نسبت داد در آن صورت نظریه این همانی را رد کرده ایم. مثلا میتوانم ادعا کنم که حالت مغزی متناسب با این باور من که باران میبارد در سمت چپ مغزم، سه سانتی متر عقب تر از گوشم قرار دارد اما منتقدان خواهند گفت این سخن هیچ معنایی ندارد. به علاوه حتی در حالات آگاهانه ای که مکانی دارند مثل درد در پنجه ی پایم، حالات مغزی متناسب با آن در پنجه ی پایم نیست بلکه در مغزم است. پس ویژگی های حالات مغزی با ویژگی های حالات ذهنی این همان نیستند و بنابرین فیزیکالیسم غلط است.نظریه پردازان فیزیکالیست گمان میکردند که پاسخ ساده ای برای این انتقادات در دست دارند. آنان میگفتند این انتقادات ناشی از جهل ماست. وقتی مغز را بیشتر بشناسیم، به راحتی میتوانیم مکان هایی را برای حالات ذهنی مشخص کنیم و در آن صورت، ویژگی های به اصطلاح ذهنی را همان حالات مغزی خواهیم دانست. در خصوص درد در پنجه پا، فیزیکالیست ها میگویند انچه مدنظر ماست نه یک چیز ظاهری به اسم درد بلکه تجربه درد داشتن در کلیت آن است و کلیت این تجربه شامل تحریک پایانه های عصبی محیطی در خود پا تا مغز است. نظریه پردازان این همانی در پاسخ به این انتقاد موفق بوده اند اما انتقادات دیگری وجود دارد که سهمگین تر است. یکی از انتقادات متعارف به فیزیکالیست ها این است که اگر این همانی واقعا این همانی تجربی باشد، چیزی که به واقع باید پیدا کرد، مثلا در همسانی آب با H۲O یا همسانی آذرخش و تخلیه الکتریکی، دو دسته ویژگی است که دو طرف گزاره این همانی را به هم جوش میدهد. بنابرین جمله آذرخش این همان است با تخلیه الکتریکی از یک چیز صحبت میکند نه دو چیز، فقط ابتدا ویژگی های آذرخش بودن آن را میبیند و بعد ویژگی های تخلیه الکتریکی بودن آن را و جمله آب این همان است با مولکول های H۲O نیز از یک چیز حرف میزند که ابتدا ویژگی های آب بودن را در نظر دارد و بعد H۲O بودن آن را، پس مثلا این ادعا که درد این همان است با نوعی خاص از حالات مغزی باید به یک چیز اشاره داشته باشد نه دو چیز و فقط ابتدا به ویژگی های درد بودن آن نظر دارد و بعد به ویژگی های حالات مغزی بودن. اما اگر در گزاره این همانی دو دسته ویژگی مستقل در کار است، پس انگار دو نوع ویژگی مختلف وجود دارد: ویژگی های ذهنی و ویژگی های فیزیکی. خلاصه اگر بخواهیم تزهای این همانی جواب بدهد باید به دوگانه انگاری خاصه ای باز گردیم. اگر همه حالات ذهنی، حالات مغزی اند، پس دو نوع حالت مغزی داریم، آنهایی که ذهنی اند و انهایی که ذهنی نیستند. پس تفاوت کجاست؟؟ حالات ذهنی ویژگی های ذهنی دارند بقیه صرفا ویژگی های فیزیکی دارند و این سخن شبیه مدعای دوآلیسم خاصه ای است.پاسخی که فیزیکالیست های استاندارد به انتقاد فوق دادند در مقایسه با پاسخشان به انتقاد مربوط به قانون لایب نیتس از مقبولیت کمتری برخوردار است. راه حل انها این است که برای اشاره به این چیزها به جای محمول های ذهنی از واژگانی بی طرف استفاده کنیم. به جای جمله یک پس تصویر زرد_نارنجی در ذهنم هست، میگویم در من آن چیزی که هنگام نگاه کردن به یک پرتقال اتفاق می افتد. آنها فکر میکردند با این نحو جمله بندی ها به انتقاد فوق پاسخ داده اند زیرا در این جملات برای اشاره به حالات ذهنی از هیچ واژه ذهنی استفاده نمیشود: در من یک چیزی روی میدهد و من میتوانم با واژگانی خنثی که نسبت به دوآلیسم و مادی باوری بی طرف است به آن اشاره کنم، البته در این حالت آن چیز عملا یک فرآیند مغزی شمرده شده است یعنی به شکلی همسو با مادی باوری است. ولی ما میتوانیم درباره پدیدارهای ذهنی بدون استعانت از واژگان ذهنی سخن بگوییم، این واقعیت را تغییر نمیدهد که پدیدارهای ذهنی واجد ویژگی های ذهنی اند. پس تصویر زرد_ نارنجی من ، کیفی و سوبژکتیو باقی میماند چه به ان ویژگی اشاره بکنم چه نکنم. اگر کسی دوسداشته باشد از صحبت کردن درباره خطوط هواپیمای ایالت متحده اجتناب کند و صرفا بگوید برخی ویژگی های متعلق به خطوط هوایی ایالات متحده، وجود هواپیماها نفی نمیشود. خلاصه این واقعیت که شخص میتواند به پدیداری که ذاتا کیفی و سوبژکتیو است با واژگانی اشاره کند که سراپا عاری از ان اوصاف باشد، ان ویژگی ها را حذف نخواهد کرد. نتیجه انکه اگر فیزیکالیست ها بخواهند چنین ویژگی هایی را انکار کنند باید به گونه ای دیگر استدلال کنند.جان سرل
