فیزیکالیستهای نمونهای نمیتواند مدعی حالات ذهنی مشترک و تقلیل ناپذیر باشند زیرا هم و غم آنها حذف…
انتشار: 2026/08/04 16:51 UTCدریافت: 2026/08/05 16:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 16:57 UTC
فیزیکالیستهای نمونهای نمیتواند مدعی حالات ذهنی مشترک و تقلیل ناپذیر باشند زیرا هم و غم آنها حذف و رهایی از این ویژگیهای ذهنی تقلیل ناپذیر است آنها حتی نمیتوانند بگویند که انواع یکسان از حالتهای مغزی وجود دارد زیرا چرخش از این همانی نوعی به نمونهای…انتقاد علیه رویکردهای مادی گرایانه( رفتارگرایی، فیزیکالیسم و کارکردگرایی)فرانک جکسون در احتجاج انچه ماری نمیدانست، به این قضیه پرداخته است، جکسون در آزمایشی فرضی، نوروبیولوژیستی را به نام ماری مفروض میگیرد، که همه چیز را درباره ادراک رنگ میداند.ماری دانش کامل و جامعه ای از نوروفیزیولوژی دستگاه تشخیص رنگ در آدمی و دانش کاملی از فیزیک نور و طیف رنگ در اختیار دارد.حالا جکسون میگوید که بیایید فرض کنیم که ماری در محیطی سیاه سفید بزرگ شده باشد، و هیچ وقت شی به رنگ جز سیاه و سفید و پرده های خاکستری ندیده باشد.در این صورت ، یک چیزهایی بیرون از دانش اوست، مثلا اینکه رنگ قرمز واقعا چگونه است..ماری نمیداند که رنگ ها عملا جگونه به نظر میرسند.مسئله رنگ ها تنها یک مورد خاص از مسئله تجارب کیفی به طور عام است. هر توضیحی از ذهن که این تجارب کیفی را مغفول بگذارد، از کفایت لازم برخوردار نیست.در مورد آگاهی میتوانیم تقلیل علی کنیم، اما نمیتوانیم بی آنکه اصل مفهوم را از دست بدهیم، یک تقلیل هستی شناختی انجام دهیم.آگاهی کاملا به لحاظ علی، توسط رفتار نورونی تبیین میشود. اما این کار نشان نمیدهد که آگاهی چیزی نیست جز رفتار نورونی...در جهان فیزیکی واقعی هم حاوی هویاتی با هستی شناسی سوم شخص است مانند درختان و قارچ ها، هم حاوی هویاتی با هستی شناسی اول شخص مانند کوالیا درد و تجربه رنگ...همه این هویات اول شخص، به لحاظ علی ، تقلیل پذیر به مبادی علی سوم شخص هستند. اما یک عدم تقارن وجود دارد، تا جاییکه به رنگ مربوط است، حاضریم تجارب اگاهانه را ، مثلا تجارب رنگ، با هستی شناسی اول شخص را، واکاوی کنیم و ان ها را به یک سو نهیم. و سپس آن رنگ واژه ها را به کمک اصطلاحات سوم شخص باز تعریف کنیم. از یک حیث ، رنگ ها ضرورتا تجارب رنگ تعریف نمیشوند، بلکه بر حسب بازتاب نوری که مسبب آن تجارب رنگی اند، تعریف میشوند. اما در مورد کوالیای درد، این تقلیل پذیری به هستی شناسی سوم شخص ممکن نیست. در خصوص کسانی که دچار ضربه مغزی میشوند، ممکن است آگاه باشند، اما قادر به ثبت تجارب آگاهانه خود در حافظه شان نباشند..هرچند صد در صد آگاه نباشند.یک آگاهی سطح پایین تر است که در حافظه ثبت نمیشود.t.me/marzockacademy
