ذهن و رابطه آن با مغز .ایا ما به غیر از سازه مغز و شبکه عصبی امکان دیگری برای فهم خود و جهان بیرون…
انتشار: 2026/08/04 17:51 UTCدریافت: 2026/08/08 14:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 14:40 UTC
ذهن و رابطه آن با مغز .ایا ما به غیر از سازه مغز و شبکه عصبی امکان دیگری برای فهم خود و جهان بیرون از خود داریم ؟مغز ما در مرکز یک شبکه بزرگ و پیچیده قرار دارد به نام حس ها . عصب ها وو...این شبکه گسترده هوشی تمامیت سازه بدن را در اختیار مغز قرار می دهند .و مغز از همه آن دریافت ها . دست به باز سازی« من »می زند .مغز باید بداند در کجا هست .موقعیت او در این سازه کجاست خود ساختار آن سازه چگونه است . آن اندامی که او در کاسه سرش قرار دارد بر چه نوع از مکامندی قرار دارد . با داده های حواس آن جهان بیرونی که شخص حامل در آن به سر می برد را باز سازی می کند . به عبارتی مغز مستقیماً جهان را لمس نمی کند بلکه داده های حسی را دریافت و سپس بازسازی می کند.در علوم اعصاب نظریه ای تحت عنوان پیش بینی مغز وجود دارد که تایید می کند،آنچه ما واقعیت می نامیم،در واقع بهترین حدس و گمان مغز ما در باره جهان است که بر اساس داده های حسی ساخته شده است،مغز برای صرفه جویی در انرژی و سرعت عمل،به جای پردازش خام هر لحظه،یک «مدل از جهان» و یک «مدل از بدن » می سازد .این مدل همان چیزی است که ما ذهن می نامیم.ذهن .ذهن انسانی است که مغز از طریق دریافت هایش دست به انتزاع آن می زند . «منی» با تمام دارایی ها و داشته هایش چه به لحاظ مادی ( بدنمندی) و چه معنوی( دانستنی،خلق و خو).چیزی شبیه روح . یک انسان مجرد از ماده که مخلوق تصور مغز از خودش است. و مغز خودش را آن انسان ذهنی فهمیده آن گاه تمام درک ها و دریافت های خودش را به آن من انتزاعی فرافکنی می کند .پس از آن از جایگاه انسان ذهنی یافته هایش را به فعلیت می رساند.مغز برای اینکه کنش های بیولوژیک را مدیریت کند نیاز دارد که یک مرکزیت یا یک سوژه ایجاد کند این سوژه همان انسان ذهنی است یا ذهن انسان .زبان مغز از نوع تحریک . محاسبه . علائم است برای این که این محاسبات و انتزاع ها تبدیل به گزاره های انسانی شوند باید از طریق زبان ذهن ترجمه شوند تا آن انسانی که این مغز در کاسه سر اوست بتواند به عنوان دانایی و دانش از آن استفاده کند .ذهن چیست ؟ ذهن عبارت است از من هوشمند شبیه سازی شده به وسیله مغز بر اساس دریافت هائی که از طریق داده های حواس بدست آورده است،که از نظر مغز مطابق با آن فردی است که مغز در کاسه سر اوست با همه تن اش و دانایی اش . «ذهن» فهم و درک مغز است از آن انسانی که او سازه شناختی اوست .یا به عبارتی تمام فعل و انفعالات شناختی درون سلول های مغزی در انسان ذهنی انتزاع شده توسط مغز تبدیل به اطلاعات و دانش می شوند .این انسان ذهنی در درون جهان زندگی می کند که آن جهان نیز انتزاع شده به وسیله مغز است از طریق دریافت ها و داده هایی که از بیرون به وسیله حواس به او رسیده است ذهن شخصیتی است که از دانایی تولید شده مغز انتزاع شده است تا کنش های سلولی خود را به گزاره های انسانی تبدیل کنند . اما این ذهن به تنهایی نه موجود است ونه می تواند موجود باشد. و خود به تنهایی نه با جهان بیرون رابطه دارد ونه قادر به تجربه جهان بیرون است هیچ داده و تجربه بیرونی مستقیما به ذهن منقل نمی شود ،او چیزی شبیه تخیل یا تصور مغز است تصوری که از طریق حواس به دست آورده است . بنابراین ذهن همان انسانی است که مغز در کاسه سر اوست با این تفاوت که ذهن حاصل انتزاع تصورات مغز است که در یک «جهانی ذهنی» که آنهم انتزاعی از تصور مغز است به سر می برد . امر ذهنی امری است که مستقیما از تجربه و در یافت های حواس ناشی نشده اند . با مرگ مغز انسان ذهنی و به همراه آن جهان ذهنی خواهد مرد . تصور از ذهن به مثابه روح که قبل از بدن بوده و بعد از بدن خواهد بود اسطوره سازی از یک انتزاعی است که در سازه هوش آدمی ودر کاسه سرش رخ داده است تا بتواند بعنوان یک من درونی و نا میرا فرایند متغیر بدن و تجربه هایش را در خود نگاه دارد و مدیریت کند .ایا انسانی که مغز براساس دریافت ها و داده ها بازسازی کرده با آن انسانی که مغز توی کاسه سر اوست یکی و همان است یا نه ؟واگر نه .نشانه آن است که مغز نتوانسته است خودش را و اندامی که در آن قرار دارد را آنگونه که هست مطابقت دهد و باز سازی کند .در نتیجه بین وجود ذهنی که عبارت است از تصور مغز با واقعیت شکاف و نا این همانی پیش می آید . خود را به گونه ای دیدن که آن گونه دیدن با واقعیت نا مطابق است . که در این صورت از نظر دنیای بیرون از مغز بیماری محسوب می شود.این شکاف بین بودن و ادراک کردن از بودن، شکاف بین انسان بیولوژیک و انسان ذهنی حاکی از عدم توانایی آن مغز از تطبیق اطلاعات خود با امر واقع دارد.ادامه دارد..Azizt.me/marzockacademy